رشد چشمگیر امّت اسلامی درپرتو امامت آخرين حجّت الهي:
امّتي كه در پرتو دين واحد و تحت امامت و ولايت واحد آخرين حجّت الهي آرمانشهر بشري را تشكيل مي‏ دهند، به گونه‏ اي رشد مي‏ كنند و قله‏ هاي بلند فرهنگ و دانش را تسخير مي‏ كنند كه به تمام بيست و هفت بخش علوم دست مي‏ يابند، در حالي كه قبل از ظهور حضرتش با تمام پيشرفت علمي‏ اش، خواه با چراغ وحي يا ابزار تجربه، به بيش از دو بخش آن دست نيازيده بود و اين چنين ضعف، نقص و سستي از شيعيان آن حضرت زدوده مي‏ گردد و قلوبشان چونان پاره‏ هاي فولاد محكم مي‏ گردد، به شكلي كه هر يك توان چهل مرد را پيدا مي‏ كند. امام مهدي ص263
اعمالتان را ابدی کنید تا اهل نجات باشید:
انسان ابدی باید کارهای ابدی داشته باشد.انسان پس از مرگ یا بهشتی است یا دوزخی که هیچ رحمتی در آن نیست، هیچ اثری از رحمت خاصّه در جهنّم نیست لذا اگر کسی اهل نجات باشد به کارهای ابدی دست می زند.
سفارش اهل بیت به نوشتن همه سخنان ایشان:
مردي از پيامبر اكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم)پرسيد: هرچه از شما ميشنوم بنويسم؟ فرمود: آري. پرسيد: چه در حال خوشنودي شما و چه در حال غضب شما؟ گفت: آري، زيرا ما در تمام اين شئون، جز حق چيزي نمي گوييم کتاب سرچشمه اندیشه،جلدپنجم،ص200.
پاداش نگارش علوم:
از رسول اكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم)رسيده است كه هرگاه از انسان با ايمان، يك برگ توشه علمي بماند، آن برگ حجابي بين او و آتش قيامت خواهد شد: «المُؤمنُ إذا ماتَ و تركَ ورقةً واحدةً عليها علمٌ تكونُ‏ تلك الورقةُ يوم القيامة ستراً فيما بينه و بين النار… ». وقتي توشه عالِمي را به حضور امام حسن عسكري(عليه السلام) ارائه دادند، آن حضرت فرمود: خداوند سبحان به هر حرفي از آن، نوري در قيامت به نويسنده آن عطا كند. کتاب سرچشمه اندیشه،جلدپنجم
ابلیس تا آخر دست بردار نیست:
خداوند در سوره یس فرموده است:عقلا و حکما حواسشان باشد که ابلیس تا آخر دست بردار نیست و رقیب سرسختی است.رقیبی چون ابلیس که به خود نیز رحم نکرده است و محصول شش هزار سال عبادت خود را به آتش کشیده است.
عناصر محوری حوزه های علمیه:
گرچه در بخشی از آیات، تعلیم مقدّم بر تزکیه است اما اساس کار، مقدم بودن تزکیه است؛ اما تعلیم، مقدمۀ تزکیه است نه مقدّم بر تزکیه. بنابراین آن جا که تزکیه مقدّم شده، برای این است که اساس کار، تزکیه و تربیت روح است. آن جا که تعلیم، مقدّم شده، برای این است که مقدّمۀ تزکیه است نه مقدّم بر تزکیه. قهراً عناصر محوری حوزه های علمیه را طهارت روح و قداست روح تشکیل می دهد.

چهارشنبه 26 تير 1398
             تاريخ:  28 مهر 1390  
صبح پنج شنبه در مدرسه علمیه دارالشفاء قم صورت گرفت؛
سخنان مهم حضرت آیت الله جوادی آملی در همایش عمومی حوزویان

خلاصه سخنرانی:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء معظم له روز پنج شنبه در همایش عمومی حوزویان در مدرسه علمیه دارالشفاء قم افزودند:وظیفه ما حق‌شناسي از نظام پربركت اسلامی است و ذات اقدس الهي هيچ نظامي را كه بركت الهي باشد تغيير نمي‌دهد.
ایشان ابرازداشتند : مهم‌ترين رسالت ما حوزویان اين است كه اين حوزه را از هر نظر حفظ کرده و از هرگونه گزند و آفت اختلاف حفظ کنیم.
ایشان افزودند : حوزه منشأ بركت نظام است و حفظ نظام وظيفه حوزه به شمار می رود اما حوزه يك سلسله وظايف عادي مانند تدريس ،بحث ، پذيرش برخي از مسئوليتهاو مانند آن دارد و يك وظيفه اساسي دارد كه آن رسالت انبياست.
ایشان اظهار داشتند : وظیفه اساسی حوزویان «العلماء ورثة الأنبياء» است.
مفسر بزرگ قرآن کریم ادامه دادند: رابطهٴ نظام با حوزه گاهي به اين است كه حوزه مشكلات عملي نظام راحل كند و گاهي در اين است كه مشكلات علمي نظام را حل کرده یادر هر دو جهت گام بردارد.
ایشان فرمودند : آن حوزویانی که در بخش های علمی حافظ نظام‌ هستند رسالت آنها در حفظ ، نگهداري و نگهباني حوزه در دو عنصر محوري بر شمرده می شود.
معظم له با اشاره به این دو عنصر محوری افزودند :این دو عنصر يكي اعتقادات حوزه را و دیگری بخش اقتصاد حوزه را شامل می شود که تنها براي تأمين نيازهاي حوزوي و نظام ايراني نبوده و هم اکنون خاورميانه تشنه آن ها است.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : خاورميانه به سمت اسلامي‌ شدن حكومتها حركت كرده است و در این صورت جبهه دين تقويت مي‌شود اما اگر به سمت لائيك حركت كرد ما تنها خواهيم بود، هم اکنون بحراني است كه حوزه علميه بايد با يك قدّ افراشته بخش اعتقاد خاورميانه را تأمين كرده و با بيان روزپسند ثابت كند كه بهترين سياست، سياستي اعتقادي است که بر اساس محور خدا ، قيامت و پيغمبربنا شده باشد.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند :بخش ديگر بخش اقتصاد است ، دعوت غرب يعني آمريكا و امثال آمريكا به اسلام كار آساني نيست اگر ما بتوانيم اقتصاد اسلامي را به آنها عرضه كنيم آ‌نها به دامان اقتصاد منحوس دولت‌سالاري كمونيستي نمي‌افتند.
ایشان افزودند : بيش از هشتصد يا در حدود هزار شهر در غرب قيام كرده اند و اقتصاد سرمايه‌سالاري را نپذيرفتند اگر اين قيام به ثمر برسد نظام اسلامي بايد يك حرف زنده‌ اقتصادي داشته باشد تا به آنها ارائه کند كه اين پيش راه حوزه های علمیه است وگرنه ممكن است همان تجربه ناكام كمونيستي را باز چند سالي هم به كار بگيرند.
معظم له افزودند: باید يك راه سومي هم باشد تا نه دولت‌سالاري نه سرمايه و سرمايه‌دارسالاري که مردم غرب را به ستوه اورده است باشد و اگر بر فرض مردم پيروز شدندو خواستند اين نظام را منحل كنند بدانند در برابر آن نظام غلط چه چيزي بايد داشته باشند.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : با توجه به این که درخاورميانه رگه‌ها و رده‌هاي اسلامي وجود دارد می توان با تقويت اعتقاد در برابر پيشنهاد لائيك آن منطقه را رهبري كرد اما غرب بي‌اعتقاد را به اين آساني نمي‌شود به اعتقاد اسلامی فرا خواند.
ایشان افزودند : خداوند در سوره مباركه حشر فرمود مبادا كاري كنيد كه سرمايه جايي انباشته بشود و این يعني اين که سرمايه به منزله خون رگهاي جامعه است و اين خون بايد در اين مدار سيصد و شصت و چند درجه‌اي حركت کرده و اگر در يك بخش دور بزند و به بخش ديگر نرسد اينها فلج‌اند.
استاد برجسته حوزه علمیه قم افزودند : اين که خدا در سوره مباركه حشر مي‌ فرماید سرمايه الهي بايد در دست همه مردم باشد بدان معنا است که هيچ كسي نباید بدهكار باشد ،هيچ كسي قسطي زندگي نكند ،آموزش بايد داد ،مديريت بايد داد و تسهيلات فراهم كرد ، ربا را گفتند اين ربايي كه ديگران اين را درايت مي‌دانند جنون و سفاهت است ،مبادا كسي خداي ناكرده خيال كند ربا، اين قانون‌گزاريها ، فرمول قانون درست كردن حق را باطل و باطل را حق نخواهد كرد.
ایشان افزودند : ما بايد اقتصاد سالم عميق علمي مثل صاحب جواهر را نوشته و اگر چنين چيزي داشته باشيم باید ثابت بكنيم كه اين سرمايه در دولت‌سالاري غلط است كه نظام كمونيستي است سرمايه‌سالاري غرب هم غلط است كه در دست گروهي باشد.
ایشان تاکید کردند : اينكه مي‌بينيد خيلي از اين بانكها بالاخره به مَحاق مي‌روند سرّش همين است ، فرمود اين درست است چند روزي به صورت بدر است كه همه او را با جلال و شكوه مي‌بينند اما اين هميشه بدر نيست اين قمر در ليله چهارده كه بدر است در پايان ماه به محاق مي‌رود فرمود ما اين رباخوار را ، بانكهاي ربوي را چند روزي وضعشان بدر است ولي اينها را به محاق مي‌برند.
ایشان فرمودند : باید با زبان زنده به جامعه عرضه كنيم که اين اسلام ماست اين الگوي ماست اين نظام ماست اين رهبري ماست اين رابطه رهبر و مردم و امّت و ملّت و مملكت است اين نظام ماست و اين هم پيشرفت است.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : اگر بخواهيم كشور سامان بپذيرد بايد اخلاق را مكمّل قانون قرار دهیم تا پرونده‌های قضایی انبار و انباشته نشود و البته مقداري هم بايد با گذشت زندگي كرد.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء متن کامل بیانات معظم له به شرح زیر می باشد:
مقدم شما علماي بزرگوار, آقايان, حجج, اساتيد, فضلا, برادران و خواهران گرامي حوزه علميه را گرامي مي‌داريم! از بنيان‌گزاران اين همايش وزين مخصوصاً شوراي عالي مديريت و مديريت محترم بزرگوار حوزه سپاسگزاريم! بيانات جامع و شافي و كافي مقام محترم مديريت از هر نظر سودمند بود نيازي به ورود در آن مسائلي كه مستوفا بيان شده نيست.
وظيفهٴ ما همان طوري كه فرمودند حق‌شناسي به ذات پربركت است و ذات اقدس الهي هيچ نظامي را كه بركت الهي باشد تغيير نمي‌دهد مگر مردم آن نظام ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾ در راستاي اين آيه مبارك وجود مبارك حضرت امير سوگندي دارد قسم ياد مي‌كند كه هيچ امّتي بعد از هيچ پيغمبري اختلاف نكرد مگر اينكه باطلش بر حقّش پيروز شد «والله ما اختلفت امّة بعد نبيّها الاّ غلب باطنها علي حقّها». مهم‌ترين رسالت ما اين است كه اين حوزه را از هر نظر حفظ بكنيم و از گزند و افت و آفت اختلاف نجات پيدا كنيم وگرنه سوگند علوي, علوي سوگندهاست.
حوزه منشأ بركت نظام است و حفظ نظام وظيفه حوزه است لكن حوزه يك سلسله وظايف عادي دارد آن تدريس است, بحث است, پذيرش برخي از مسئوليتهاست و مانند آن و يك وظيفه اساسي دارد كه آن رسالت انبياست و آن اين است كه «العلماء ورثة الأنبياء» بارها به عرضتان رسيد كه در ميراث مادّي تا مورّث نميرد چيزي به وارث نمي‌رسد ولي در ميراث معنوي كه عالمان بخواهند از انبياء ارث ببرند تا وارث نميرد چيزي از مورّث به او نمي‌رسد اين ارث مال نيست كه متوقّف باشد بر مرگ مورّث تا وارث از او طرْفي ببندد اين ميراث وحي و الهام الهي است كه تا وارث نميرد و فرمان «موتوا قبل أن تموتوا» را امتثال نكند ذرّه‌اي به او نمي‌دهند. اينكه وجود مبارك امام باقر به قتاده فرمود: «كيف تُفتي بالقرآن و ما وَرَّثك الله مِن القرآن حرفا» همين است. اينكه گفتند: «موتوا قبل أن تموتوا» بزرگان از همان اول گفتند: «مات زيدٌ زيد اگر فاعلي بدي» اينكه مي‌بينيد مات را فعل مي‌گيرند زيد را فاعل مي‌كنند اين به درد نحوي مي‌خورد وگرنه «كي ز مرگ خويشتن غافل بُدي» او كه مورد فعل است نه مصدر فعل. اينكه گفتند: «مات زيدٌ» زيد فاعل موت است آن در امتثال «موتوا قبل أن تموتوا» است مات زيدٌ يعني مات فعل است زيد فاعل است «زيد اگر فاعل بُدي» يعني به «موتوا قبل أن تموتوا» عمل بكند اگر اين‌چنين شد وارث مُرد سهمي از مورّث مي‌برند وگرنه از او بي‌سهم است وقتي از او بي‌سهم شد روشن نيست كه اين علم پايانش به كجا ختم مي‌شود. بنابراين مهم‌ترين رسالت حوزه حفظ نظام است حفظ با نصيحت و گفتار و رفتار نيست آن قداست حوزه است كه حافظ نظام است كه ان‌شاءالله آن‌چنان بود كه اين‌چنين هم خواهد بود. مطلب مهمّي كه من فكر مي‌كردم به عرضتان برسد اين است كه رابطهٴ نظام با حوزه گاهي به اين است كه مشكلات عملي او را حل بكند گاهي به اين است كه مشكلات علمي او را حل بكند گاهي در هر دو جهت. برخيها موافق‌اند الحمدلله هم در مسائل علمي حافظ نظام‌اند هم در مسائل عملي, برخيها موفق‌اند كه در مسائل علمي حافظ نظام باشند گرچه توفيق حضور عملي ندارند برخيها متأسفانه ﴿وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ﴾ كه اين گروه سوم خارج از بحث است. آنهايي كه حافظ نظام‌اند در بخشهاي علمي الآن رسالت آنها در حفظ و نگهداري و نگهباني حوزه در دو عنصر محوري است يكي اعتقادات حوزه را يكي بخش اقتصاد حوزه را اين نه براي تأمين نيازهاي حوزوي و نظام ايراني است بلكه الآن خاورميانه تشنه است بين مرگ و حيات به سر مي‌برد شما مي‌بينيد همسايه شمالي ما در كمال صراحت و بدون رعايت اصول ديني مصر را دعوت مي‌كند كه قانون اساسي‌تان بر محور لائيك باشد يعني به كفر فرا مي‌خواند خاورميانه الآن به پا خاست اين بين مرگ و زندگي است اگر ان‌شاءالله خاورميانه به سمت اسلامي‌ شدن اين حكومتها حركت كرد جبهه دين تقويت مي‌شود و اگر ـ معاذ الله ـ به سمت لائيك حركت كرد ما تنها خواهيم بود الآن بحراني است كه حوزه علميه بايد با يك قدّ افراشته بخش اعتقاد خاورميانه را تأمين كند يعني ثابت كند با بيان روزپسند كه بهترين سياست, سياستي است اعتقادي يعني بر اساس محور خدا و قيامت و پيغمبر. جهان را, بشر را, پيوند جهان و بشر را اين مثلث را خدا آفريد اگر اين مثلث را خدا آفريد و انسان با مُردن از پوست به در مي‌آيد نه بپوسد اين يك اعتقاد جامع مي‌خواهد اگر براي اينها روشن بشود كه مرگ پايان زندگي نيست آخر خط نيست اول هجرت است مي‌فهمند چگونه زندگي كنند كه بعد از هجرت روسفيد برخيزند. اين اعتقاد را حوزه با زبان زنده بايد عرضه كند (يك) با مسئولان ديپلماسي نظام بايد رابطه تنگاتنگ داشته باشند (دو) آنها را تقويت كنند كه با زبان باز و زنده ديگران را به اعتقاد اسلامي دعوت كنند (سه) انفعالي برخورد نكنند (چهار) تا اين گستره اسلام‌خواهي در خاورميانه سامان بپذيرد (پنج) چون مردم آزادند.
بخش ديگر بخش اقتصاد است الآن مستحضريد كه دعوت غرب يعني آمريكا و امثال آمريكا به اسلام كار آساني نيست اگر ما بتوانيم اقتصاد اسلامي را به آنها عرضه كنيم آ‌نها به دامان اقتصاد مشئوم و منحوس دولت‌سالاري كمونيستي نمي‌افتند يك خطر مرگ و حياتي الآن بين اقتصاد غرب است مي‌دانيد بيش از هشتصد يا در حدود هزار شهر اينها قيام كردند و اقتصاد سرمايه‌سالاري را نپذيرفتند اگر اين قيام به ثمر برسد نظام اسلامي بايد يك حرف زنده‌اي اقتصادي داشته باشد به آنها ارائه بدهد كه اين پيش راه شماست وگرنه ممكن است همان تجربه ناكام كمونيستي را اينها باز چند سالي هم به كار بگيرند بالأخره يك راه سومي بايد باشد نه دولت‌سالاري نه سرمايه و سرمايه‌دارسالاري الآن هم به ستوه آمدند اگر بر فرض اينها پيروز شدند مردم پيروز شدند اين كساني كه در پاركها مي‌خوابند اگر پيروز شدند و خواستند اين نظام را منحل كنند در برابر اين چه چيزي بايد باشد اگر كسي بيايد به اينها وعده اضافه حقوق و اضافه كار بدهد ممكن است اين انقلابشان فروكش كند ولي اگر مكتبي باشد اقتصادي و الهي آنها اين را مي‌پذيرند. حوزه الآن بايد هم در مسئلهٴ دين و سياست كتابهاي عميقي در حدّ مكاسب بنويسد كه كار حوزه است و هم در مسئله اقتصاد بايد يك كتاب عميق در حدّ مكاسب بنويسد. بارها در اين گونه از همايش به عرضتان رسيد اين حديث نوراني را كه هم از وجود مبارك رسول خدا(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) فرمود و هم وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليهما) فرمود و هم مورد استدلال فقهاي ناموري مثل صاحب جواهر است كه ايشان در جلد 22 جواهر به همين حديث استدلال مي‌كند منتها ما اين حديث را گرفتيم و بد معنا كرديم هر دو بزرگوار فرمودند: «إنّما», «إنّما» يعني «إنّما», «إنّما العلم ثلاثة: آيةٌ محكمة, فريضة عادلة, سنّة قائمة» ساليان متمادي بود كه ما مي‌گفتيم «آية محكمة» فقه و اصول, «فريضة عادلة» فقه و اصول «سنّة قائمة» فقه و اصول اين وضع حوزه شد اگر ما بگوييم «آية محكمة» يعني معارف و اعتقادات و اصول, «فريضة عادلة سنّة قائمة» يعني اخلاق, هم حديث را درست معنا كرديم هم نظام را تقويت كرديم هم جامعه را اداره كرديم اين دين با اين تثليث سه بخش را به نظام و جامعه و حوزويان القا كرد فرمود بخشي احكام الهي است كه حقّ اولاد است آنجا نه جاي تسامح است و نه جاي تساهل و اگر ـ معاذ الله ـ اين دو گزند پيش بيايد به تسافه مي‌رسد يعني سفاه آنجاست كه فرمود: ﴿لاَ تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ﴾ اين اختصاصي به آن بزهكاري ندارد حدّ سرقت اين‌چنين است, حدّ فحشا اين‌چنين است, حدود ديگر اين‌چنين است, حدّ قذف اين‌چنين است. حكم خدا, حقّ الله نه جاي تسامح است نه جاي تساهل اين را بايد شناخت, در كمال اقتدار پياده كرد اين يك فصل.
فصل ديگر حقوق مردمي است حقوق مردمي بر اساس ﴿فَمَنِ اعْتَدَي عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَي عَلَيْكُمْ﴾ سامان مي‌پذيرد دستگاه قضايي اين كار را مي‌كند قوّه قضائيه, قوّه مقنّنه بر اساس اين مبنا كار مي‌كنند + وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ﴾ كه بر محور عدل بايد حركت كنيد آنچه در فصل دوم حاكم است آيه ﴿جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا﴾ است ولي دين از طرف ذات اقدس الهي آمده مي‌داند كه عدل نمي‌تواند مردم را اداره كند ﴿جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا﴾ نمي‌تواند مردم را اداره كند وگرنه همين چند ميليون پرودنده است كه در دستگاه قضايي است. آمده فصل سوم را پيشنهاد داده فرمود درست است كه اگر ﴿جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا﴾ عادلانه بخواهيد رفتار كنيد حقّ شماست اما بخواهيد كشورتان سامان بپذيرد بايد اخلاق را مكمّل قانون قرار بدهيد ﴿وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ﴾ را در كنار ﴿جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا﴾ بگذاريد كه پرونده‌ها انبار و انباشته نشود مقداري بايد با گذشت زندگي كرد نه تنها وصف كرد بلكه امر كرد هم وصف اولياي الهي مردان پاك‌باخته اين است كه ﴿وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ﴾ هم امر كرد ﴿ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ﴾ اخلاق يعني اخلاق. اين گذشت اين عنايت اين اغماض اين احسان مكمّل عدل است اگر در سورهٴ اسراء فرمود: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ﴾ ديد كافي نيست فرمود: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ﴾ احسان به مراتب بالاتر از عدل است اگر فرمود اوصاف خدا را داشته باشيد وصف خدايي را بگيريد بياييد مهمان خدا بشويد يعني اوصاف خدايي را. خدا غريق رحمت كند صاحب جواهر را اين حرف لطيف را او زد بعد در عروه آقا سيّدمحمدكاظم هم آمده كه انسان روزه مي‌گيرد كه شبيه فرشته بشود تنها ثواب و آمرزش پدر و مادر نيست فضيلت روزه اين است كه انسان شبيه فرشته بشود وقتي شبيه فرشته شد كشور مي‌شود عدل. اگر جناب نظامي مي‌گويد:
تو فرشته شوي ار جهد كني از پي آنك ٭٭٭ برگ توت است به تدريج كنندش اطلس
اين است, چون مي‌بينيد براي نظامي و براي سنايي حرمت خاص قائل‌اند اينها جزء حكماي بزرگي بودند كه اگر بيتي داشتند حكماي بعدي, ادباي بعدي, سرايندگان بعدي يك بيت اينها را مطلع قرار مي‌دادند قصيده‌اي در شرح آن يك بيت مي‌گفتند. سنايي از همين قبيل است نظامي از همين قبيل است سنايي مي‌گويد خب چطور يك برگ توتي كه تفاله مي‌شود اين مي‌شود پرنيان اگر مكتب برود آن وقت انسان فرشته نشود؟! تو فرشته شوي ار جهد كني, چرا؟ «از پي آنك٭٭٭ برگ توت است به تدريج كنندش اطلس» وقتي برگ توت به مكتب كرم ابريشم برود مي‌شود پرنيان مگر از پرنيان پارچه‌اي گران‌تر است اينكه صاحب جواهر مي‌گويد البته حرف صاحب جواهر نيست خيلي از فقهاي قبلي اين را گفتند بعد به صاحب جواهر رسيد اما چون اين كتاب دمِ دستي است به جواهر ارجاع داديم. ايشان مي‌گويد در فضيلت روزه همين بس كه انسان شبيه فرشته مي‌شود اين خاصيّت ضيافت است اگر گفتند ماه مبارك رمضان صائمان ضيوف الرّحمان‌اند يعني اين, اگر گفتند حاجيان و معتمران ضيوف الرحمان‌اند يعني اين, اگر مهمان خدايند يعني اخلاق خدا را پيدا كردن. خدا فرمود: ﴿مَا أَصَابَكُم مِن مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَن كَثِيرٍ﴾ اگر ﴿يَعْفُوا عَن كَثِيرٍ﴾ است شما هم به آيه ﴿وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ﴾ عمل كنيد اين اخلاق مي‌شود مكمّل قانون, عدل به تنهايي هميشه دعوا راه مي‌اندازد خب كسي بد گفته اين هم شكايت مي‌كند به دستگاه قضايي خلاف نكرده كه, ولي انباشته شدن همين است اما اخلاق است كه جامعه را اداره مي‌كند متولّي اخلاق حوزه است مسئول اخلاق حوزه است اگر اعتقاد با اخلاق همراه شد نوبت به آن عنصر محوري دوم مي‌رسيم كه مسئله اقتصاد است.
خاورميانه را چون رگه‌ها و رده‌هاي اسلامي بود و هست مي‌شود با تقويت اعتقاد در برابر پيشنهاد لائيك رهبري كرد اما غرب بي‌اعتقاد را به اين آساني نمي‌شود به اعتقاد فرا خواند آن بايد يك اقتصاد صحيح به آن داد. اقتصادي كه در جهان خارج بود و هست به سه بخش تقسيم شد كه دو بخش‌اش منحوس است و «الَْيمِينُ وَ الشِّمالُ مَضَلَّةٌ» است و «وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَي هِيَ الْجَادَّةُ» اين مالي كه كره زمين است اين مال را عدّه‌اي مي‌گويند دولت بايد بگيرد سرمايه در اختيار دولت باشد با نظام دولت‌سالاري كشور اداره بشود اين همان آثار منحوس نظام سوسياليستي شوروي سابق است. گروهي مي‌گويند كه نه, سرمايه در اختيار سرمايه‌داران است و سرمايه‌سالاري است و كسب آزاد است و هر كسي از هر راهي در آورد بر اساس ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَي﴾ مالك مي‌شود با او اداره كرد. الآن شما مي‌بينيد سرمايه‌هاي دنيا دست چند نفر است كسي چهل كشتي مي‌خرد در قبالش دويست هواپيما مي‌فروشد يك وقت كسي پنج هزار اتومبيل مي‌خرد دويست هواپيما مي‌فروشد سرمايه دست همين چند نفر است بقيه كارگرهاي اينها هستند آنكه چهل كشتي مي‌خرد دويست هواپيما مي‌فروشد يا چهار شركت مي‌خرد و پنج كارگاه مي‌فروشد اين روزانه در همين فاز و فضا زندگي مي‌كند بقيه كارگرهاي اينها هستند وامهاي اساسي هم دست اينهاست خب.
اين سرمايه‌هاي اساسي الآن در غرب دست چند نفر است آيا سرمايه بايد در اختيار يك گروه خاص باشد بشود سرمايه‌سالاري يا در اختيار دولت باشد كه بشود دولت‌سالاري يا كلتا هما مضلّتان و الوسطيٰ هي الجادّه. در سورهٴ مباركهٴ حشر فرمود مبادا كاري كنيد كه سرمايه جايي انباشته بشود ﴿كَيْ لاَ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾ يعني اين سرمايه به منزله خون رگهاي جامعه است (يك) اين خون بايد در اين مدار سيصد و شصت و چند درجه‌اي حركت بكند (دو) اگر در يك بخش دور بزند در بخش ديگر نرسد اينها فلج‌اند (سه) فلج را ديگري اجير مي‌كند استخدام مي‌كند (چهار) فرمود اين كار را نكنيد اين مال دنيا مخلوق خداست خدا اين مال را طرزي آفريد كه به دست همه باشد چرا در اسلام خيلي از فقهاي ما البته اين نهي را بر تنزيه حمل كردند برخي بر تحريم حمل كردند چرا مزدوري حرام است چرا آدم اجير ديگري بشود حرام است؟ اگر وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) دست كارگر را بوسيد يعني كارگر نه مزدور, نه اين شده كه شما حيثيّت‌تان كارتان قدرتتان را به ديگري واگذار نكنيد حالا فقها آمدند گفتند احراز مشهور است يا دليل ديگر است اين نهيها را بر تنزيه حمل كردند كه انسان اجير ديگري بشود مكروه است اصلش في‌الجمله جايز است چون وجود مبارك موساي كليم اين كار را كرد ديگري كرد, ديگري كرد پس حرام نيست ولي بالأخره نهي فراواني است ديگر شما اجاره را نگاه كنيد, نصوص باب اجير شدن و مزدور شدن را نگاه كنيد خب آدم حيثيّت كسبي و اقتدار خودش نوآوري خودش را تقديم ديگري مي‌كند اين دين با كرامت آفريد ما را, او كه نمي‌خواهد ما را تأمين كند كه مي‌خواهد ما را كريمانه تأمين كند لذا گفت مزدوري مكروه است خب اين وام را به همه بدهيد اين تسهيلات را براي همه قائل بشويد مديريت به آنها آموزش بدهيد كسب به آنها آموزش بدهيد كه براي خودشان كار بكنند. نبايد كسي را از راه شكم تأمين كرد فرمود من كريمم اوّلين يعني اوّلين بخش قرآ‌ن كريم همان سور‌ه‌اي كه جزء عتائق است همان سورهٴ علق است ديگر فرمود آقايان بياييد اكرم دارد تدريس مي‌كند خب اگر به شما گفتند فلان فقيه دارد تدريس مي‌كند يعني چه؟ يعني درس فقه مي‌دهد فلان اديب تدريس مي‌كند يعني چه؟ يعني درس ادبيات مي‌دهد فلان طبيب تدريس مي‌كند يعني چه؟ يعني درس طب مي‌دهد آقايان بياييد جناب آقاي اكرم دارد تدريس مي‌كند يعني درس كرامت مي‌دهد آن اكرم چه كسي است؟ فقط خداي سبحان است ﴿اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ٭ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ٭ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾ خدا به عنوان رحمان و امثال ذلك به ميدان نيامده روي كرسي تدريس ننشسته خدا مي‌خواهد ﴿لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾ را بپروراند فرمود اكرم دارد تدريس مي‌كند يعني من دارم درس كرامت مي‌دهم خب درس كرامت با اينكه سرمايه در اختيار كسي باشد و انسان وامگير باشد مگر وام ننگ نيست مگر همين را ائمه نفرمودند آخر ما در زيارت اينها مي‌گوييم «كلامكم نور» اين «كلامكم نور» يعني چه؟ همينها فرمودند: «همّ بالليل و ذلّ بالنهار» يك انسان مقروض يك بدهكار ذليل است دين كه نمي‌خواهد با ذلّت جامعه را اداره كند كه. فرمود اين دِيْن, دِيْن چرا مكروه است؟ آدم زير بار قرض برود دِيْن غير از قرض است قرض عقدي است ايجاب دارد قبول دارد دِيْن مطلق است «مَن أتلف مال الغير» مي‌شود «علي اليد ما أخذت» مي‌شود ديون ديگر هم هست اما قرض كه انسان عالماً عامداً اين عقد را امضاء كند زير بار قرض برود ننگ است ما با ننگ مي‌خواهيم جامعه را اداره كنيم؟! «همّ بالليل و ذلّ بالنهار» خب اگر خداي اكرم دارد تدريس مي‌كند يعني درس كرم مي‌دهد درس كرم يعني ﴿كَيْ لاَ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾ يعني 360 درجه سرمايه بايد دور بزند حالا قدري كمتر, قدري بيشتر آن قابل تحمل است اما همه وامدار, همه قسطي زندگي كردن اين را نظام نمي‌پذيرد كه اين را كه اسلام نمي‌پذيرد.
ما بايد ما يعني حوزويان بايد بدانيم آيه محكمه چيست, فريضه عادله چيست, سنّت قائمه چيست هر سه را بر اصول حمل نكنيم (اين يك) و يك اقتصاد گويايِ پويايي داشته باشيم (دو) و اين هم مثل كفايه و مكاسب درس عميق علمي مي‌خواهد (سه) تا بشود طرح (چهار) و قابل ارائه (پنج). اين سورهٴ مباركهٴ حشر مي‌گويد سرمايه الهي بايد در دست همه مردم باشد هيچ كسي بدهكار نباشد هيچ كسي قسطي زندگي نكند آموزش بايد داد, مديريت بايد داد, تسهيلات فراهم كرد, ربا را گفتند اين ربايي كه ديگران اين را درايت مي‌دانند اين جنون است و سفاهت مبادا كسي خداي ناكرده خيال كند ربا, اين قانون‌گزاريها, فرمول قانون درست كردن حق را باطل و باطل را حق نخواهد كرد به اين صورت فرمود: ﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ﴾ او ديوانه‌وار سر از قبر برمي‌دارد هم‌اكنون هم ديوانه است. خب اگر دين, ربا را و رباخوار را ديوانه مي‌داند و ما او را يك فرهنگ تلقّي مي‌كنيم خودش فرمود: ﴿يَمْحَقُ اللّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ﴾ اينكه مي‌بينيد خيلي از اين بانكها بالأخره به مَحاق مي‌روند سرّش همين است فرمود اين درست است چند روزي به صورت بدر است كه همه او را با جلال و شكوه مي‌بينند اما اين هميشه بدر نيست اين قمر در ليله چهارده كه بدر است در پايان ماه به محاق مي‌رود فرمود ما اين رباخوار را, بانكهاي ربوي را چند روزي وضعشان بدر است ولي اينها را به محاق مي‌برند ﴿يَمْحَقُ اللّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ﴾ ما بايد يك اقتصاد سالمِ عميقِ علمي مثل صاحب جواهر اين فقه را نوشته چنين چيزي داشته باشيم ثابت بكنيم كه اين سرمايه در دولت‌سالاري غلط است كه نظام كمونيستي است سرمايه‌سالاري غرب هم غلط است كه در دست گروهي باشد چون صريح قرآن اين است كه ﴿كَيْ لاَ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾ الآن دولت بين الأغنياست ديگر. خب اينكه چندتا كشتي مي‌فروشد يا چندتا هواپيما مي‌فروشد يا چند هزار اتومبيل مي‌فروشد چندتا شركت مي‌فروشد روزانه در دست مي‌گيرند همين ﴿دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾ است ديگر. ما بايد يك طرح محقّقانه داشته باشيم كه اين اقتصاد را در كلّ مملكت جاري كنيم (يك) قرض را و قسط را از جامعه كه ننگ است اين را دور كنيم (دو) برويم در كلاس اكرم‌الأكرمين ببينيم اين اكرم چطوري ما را هدايت كرده كه فرمود: ﴿اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ٭ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴾ همه شنيديد و خودتان فرموديد كه تعليق حكم بر وصف مشعر به عليّت است كه اگر گفتند فلان طبيب دارد تدريس مي‌كند يعني درس طب مي‌دهد ديگر. خب نظام, نظام كريمانه خواهد بود ما بايد اين دو كار را الآن بكنيم يكي يك اعتقاد قابل عرضه همان طوري كه مقام محترم مديريت فرمودند با زبان زنده كه به جامعه عرضه كنيم اين اسلام ماست اين الگوي ماست اين نظام ماست اين رهبري ماست اين رابطه رهبر و مردم و امّت و ملّت و مملكت است اين نظام ماست و اين هم پيشرفت است و بخش اقتصاد را هم, هم براي خاورميانه تا حدودي سودمند است هم براي غرب كه دنبال يك الگوست اين مردم الآن تشنه اقتصاد صحيح و سالم‌اند اينها نظام فروپاشيده شده شوروي را دوباره نمي‌خواهند تجربه كنند از نظام سرمايه‌داري غرب هم كه به ستوه آمدند راه سومي هم ندارند وظيفه ماست. دو گروه‌اند كه وارثان انبيايند كه «العلماء ورثة الأنبياء» يك عدّه مي‌گويند كه ما تلاش و كوشش مي‌كنيم كه اين ديو بيرون برود تا فرشته در آيد اينها جزء اوساط از وارثان انبيايند مستحضريد همان طوري كه در ارث مالي بعضيها طبقه سوم‌اند بعضي طبقه دوم‌اند بعضي طبقه اول‌اند بعضي مؤنث‌اند بعضي مذكّرند بعضي يك برابر مي‌برند بعضي دو برابر مي‌برند در وراثت معنوي هم بشرح ايضاً بعضي طبقه دوم و سوم‌اند آنهايي كه از دست دوم و سوم مي‌گيرند بعضي ارث كمتر مي‌برند بعضي ارث بيشتر مي‌برند اين‌چنين نيست كه همه يكسان ارث ببرند العلماء وارثان انبيا هستند به حسب پيوند. حالا وقتي كه بخواهند ارث ببرند و ارث بدهند اينها كه مي‌خواهند ارث ببرند آنهايي كه ارث خوب مي‌برند بگويند ما منتظر باشيم كه «ديو چون بيرون رود فرشته در آيد» خير, ما فرشته‌منش مي‌شويم فرشته‌اي دعوت مي‌كنيم كه او چون فرود آيد ديو را بيرون براند اينها گروه دوم‌اند آن بزرگواري كه گفت «ديو چو بيرون رود فرشته در آيد» متوسّط است آن كه مي‌گويد ديو بگريزد از آن قوم چو قرآن خوانند اينها اوحديّ‌اند. دو بخش بود نظام ما يك ديوي به نام شاه رفت و امام وارد شد اما ديو ديگر را امام بيرون كرد ما معمولاً دست هيچ كسي را نبوسيديم حتي مرحوم علامه طباطبايي را وقتي امام آمد و بهشت زهرا رفت و دست را مُشت كرد و گفت من دهن اين دولت مي‌زنم گفتم اين دست بوسيدني است. اين گفت من فرشته‌ام كه ديو را بيرون مي‌كنم اگر شاه هم بود اين را بيرون مي‌كرد. دو مكتب است دو ارث در طول هم‌اند يكي مي‌گويد ما تلاش و كوشش مي‌كنيم كه ديو بيرون برود تا فرشته در آيد, يكي مي‌گويد ولو ديو باشد ما فرشته‌اي مي‌آوريم كه ديو را بيرون كند همين كار را هم كرد. اگر شاه هم بود امام بيرونش مي‌كرد منتها او مُشت گره‌كردهٴ پسر پيغمبر كه وارث او بود اين دهن دولت را زد و او را بيرون كرد اين همان مشت است ديگر, اين همان چشمه خورشيد جهان‌افروز است كه همي تافت بر آرامگه عاد و ثمود همان دست الهي است همان آيات است همان روايات است همان قرآن است همان عترت است كه به دست شما حوزويان است بايد همّت را بلند كنيد مقداري ساده‌زيست‌تر و ساده‌زيستن را بدانيم, مقداري آيه محكمه را سر جايش بنشانيم فريضه عادله را با او مخلوط نكنيم سنّت قائمه را با او مخلوط نكنيم اين برنامه‌هاي تخصّصي حوزه هم مشخص باشد تا با ارائه اعتقاد مستدلّ جهاني و اقتصاد مستدلّ جهاني هم خاوميانه به‌پاخواسته را به قرآن و عترت رهبري كنيد ان‌شاءالله هم غرب بيدارشده را ان‌شاءالله همانند خاورميانه به قرآ‌ن و عترت راهنمايي كنيد.
من احساس خستگي مي‌كنم لابد شما را هم خسته كردم. من مجدّداً مقدم شما بزرگواران آيات, اساتيد, بزرگواران دفتر تبليغات, شوراي عالي, جامعه مدرّسين, شوراي عالي مديريت و مديريت محترم و بزرگوار حضرت آيت الله مقتدايي(حفظه الله) و ساير بزرگواراني كه الآن اسامي شريفشان در ذهنم نيست كه در برگزاري اين همايش كريمانه حضور داشتند سپاسگزارم تشكّر مي‌كنم و از همه شما كه حوصله به خرج داديد اين سخنان را شنيديد حق‌شناسي مي‌كنم از بنيان‌گزاران اين همايش وزين مجدّداً سپاسگزاري مي‌كنيم از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم كه اين نظام را تا ظهور صاحب اصلي‌اش از هر گزند و اُفت و آفتي حفظ بكند و همه حوزويان را وارثان علوم انبيا و ائمه اطهار(عليهم الصلاة و عليهم السلام) قرار بدهند.  



   (( اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً ))