در محضر استاد

گفتگو با مدیر گروه نجوم پژوهشگاه

تشریح اختلاف نظرات فقهی در مورد افق و بررسی معيارهاي رؤيت‌پذيري هلال

 

مصاحبه اختصاصی با حضرت آیت الله استادی :

کتاب مفاتیح الحیات را باید جلد دوم مفاتیح الجنان بدانیم

 

سرپرست دفتر مدارس و موسسات آموزش عالی:

مؤسسه آموزش عالی حوزوی اسراء در سال تحصیلی 92-91 دانش پژوه می پزیرد

 

دبیر همایش بین المللی "اخلاق و ادیان":

همایش بین المللی "اخلاق و ادیان" دراسفند ماه سال 1391 برگزار خواهد شد

 

حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پور:

بررسي عوامل اخلاقي تحكيم پيوندهاي اجتماعي در آموزه هاي اسلامي(قسمت سوم)

 

حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی:

"سيماي رضوي در آينه نبوي"

 

حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پور:

بررسي عوامل اخلاقي تحكيم پيوندهاي اجتماعي در آموزه هاي اسلامي(قسمت دوم)

 

حجت الاسلام و المسلمین عمادی:

تبیین فضایل پیامبر اعظم (ص)

 

حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پور:

بررسي عوامل اخلاقي تحكيم پيوندهاي اجتماعي در آموزه هاي اسلامي(قسمت اول)

 

رییس کتابخانه مرکزی اسراء؛

کتابخانه دیجیتال در حال راه اندازی است

 
حج استفتائات
             تاريخ:  29 بهمن 1390  
حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پور:
بررسي عوامل اخلاقي تحكيم پيوندهاي اجتماعي در آموزه هاي اسلامي(قسمت اول)

اسراء: حجت الاسلام و المسلمین آقای مصطفی پور با تشکر از وقتی که جهت این گفتگو اختصاص دادید، موضوعي كه بنا بود در ارتباط با آن، با هم بحث و گفتگو داشته باشيم موضوعي است تحت عنوان "عوامل اخلاقي تحكيم پيوندهاي اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي" لطفاً بفرمایید. 
حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور:
 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي محمّد و آله الطاهرين.
براي شروع بحث فكر مي‌كنم چند نكته را بايد مطرح كنم. نكته اول اين است كه ما وقتي به زندگي انسان نگاه مي‌كنيم، او را يك موجود اجتماعي مي‌يابيم كاري به اين بحث فلسفي هم نداريم حالا كه اين انسان موجودی اجتماعي است چرا اجتماعي زندگي مي‌كند؟ آيا نيازها او را وادار كرده است تا براي رفع نياز به سراغ انسانهاي ديگر برود و از تلاش آنها براي رفع نيازهاي خودش استفاده بكند يا اينكه طبيعتاً انسان يك موجود اجتماعي است چه اينكه بعضيهاي ديگر مثل ارسطو گفتند يا اينكه نه، اصلاً زندگي اجتماعي انسان معلول غريزه استخدام‌گري انسان است چنان که مرحوم علامه طباطبايي مطرح مي‌كند انسان طبيعتاً يك موجود استخدام‌گر است و هم طبيعت را مي‌خواهد استخدام بكند در خدمت خودش بگيرد و هم انسانها را، از اين جهت اين استخدام‌گري او را وادار كرده به سراغ انسانهاي ديگر برود چه نظام اجتماعي خانوادگي و چه نظام اجتماعي بزرگ اما ما از اين مسئله اصلاً به لحاظ بحث صرف‌نظر مي‌كنيم و مي‌گوييم كه انسان يك موجود اجتماعي است حالا كه اين انسان يك موجود اجتماعي است براي بقا و پايداري اين نظام معمولاً دو برنامه در برابر انسان قرار دارد يكي قوانين و مقرّراتي است كه حدود فعاليّت انسان را در جامعه مشخص مي‌كند تا انسان با اجراي آن قوانين و مقرّرات، نظم و امنيت را در جامعه برقرار بكند معمولاً كساني كه در ارتباط با علّت نياز انسان به حقوق و مقرّرات بحث مي‌كنند به اين نكته اشاره كردند كه در واقع چون انسان در زندگي اجتماعي نياز به نظم و امنيت دارد اين نظم و امنيت زماني برقرار مي‌شود كه قوانين و مقرّراتي وجود داشته باشد تا حدود رفتار افراد مشخص بشود و اگر انساني از اين حدود خارج شد باز همان قانون پيش‌بيني كرده كه با متخلّف از قانون چگونه برخورد بكنيم.علاوه بر اين انسان نياز به يك برنامه‌هاي ديگر هم دارد كه اين برنامه مقرّرات و برنامه‌هاي اخلاقي است.

اسراء: چرا انسان با داشتن قوانين و مقرّرات به سراغ اخلاق و قوانين اخلاقي مي‌رود ؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: اجمالاً در حدّ اشاره من مي‌گويم هر انساني مي‌يابد به حكم عقل نياز به قوانين و مقرّرات دارد براي برقراري نظم و امنيّت ولي انسان همه‌اش عقلانيّت نيست انسان علاوه بر عقلانيّت، بُعد احساس و عواطف هم دارد كه اين بُعد عواطف و احساساتي كه اگر ما به او توجه بكنيم زندگي از حالت انعطاف‌ناپذيري و به تعبير عامه مردم خشك بودن خارج مي‌شود و به تعبير ديگر اگر ما برويم به سراغ اخلاق، زندگي انسان شيرين مي‌شود. در واقع انسان يك بُعد عميق‌تري دارد كه با اخلاق تأمين مي‌شود و لذا به طور كلي من عرض مي‌كنم خود حقوقدانان وقتي صحبت از ضمانت اجرايي قوانين مي‌شود ضمن اينكه به قدرت، اقتدار، نيروي انتظامي و امثال اينها به عنوان ضمانتهاي اجرايي قانون نگاه مي‌كنند ولي مدّعي‌اند انسان علاوه بر آن، نياز به يك ضمانت اجراي دروني دارد كه در همه شرايط حتي اگر پليسي هم نباشد تا با متخلّف برخورد بكند اين شخص خودش را ملزم به رعايت مقرّرات ببيند و اين مسئله، مسئله‌اي است كه با اخلاق تأمين مي‌شود لذا خودشان گفتند اخلاق جزء ضمانتهاي اجرايي قوانين و مقررات است كه البته نسبتهاي ديگري هم بين حقوق و اخلاق هست ولي يكي از نسبتها اين است.

اسراء: آیا تنها بحث اخلاق به مثابه ضمانتهاي اجرايي قوانين و مقررات مورد نظر است؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: به هر حال عمده اين است كه ما در پرتو اخلاق، زندگيمان حالت دلپذيري داشته باشد حالت لذّت‌بخشي داشته باشد كه ما بتوانيم به راحتي در كنار هم زندگي بكنيم. اينكه اينجا گفتم ما علاوه بر قوانين و مقررات نياز به اخلاق هم داريم. پيامبران الهي كه از سوي خدا آموزه‌هايي را براي هدايت بشر آوردند چون آنها واقع‌بينانه انسان را نگاه مي‌كنند هم قوانين و مقرراتي براي اداره امور اجتماعي مردم در اختيار انسان قرار دادند هم اخلاق و برنامه‌هاي اخلاقي را در اختيار انسان قرار دادند تا انسان در پرتو اخلاق از درون خودش را تعديل بكند و هم زمينه‌اي فراهم بشود براي تحقّق عدالت و امنيت و بالاتر از همه تحقّق برادري، وحدت و حاكميّت. لذا بعضي از جامعه‌شناسان هم براي اينكه اين نكته را تبيين بكنند وقتي صحبت از كاركرد اجتماعي دين مي‌شود مي‌گويند يكي از مهم‌ترين كاركردهاي اجتماعي دين، تحكيم پيوندهاي اجتماعي است دوركيم اصلاً كاركرد دين را در زندگي اجتماعي تا اين حد مهم تلقّي مي‌كند به طوري كه مي‌گويد ما اگر بخواهيم نماد پيوندهاي وحدت‌آفرين اجتماعي را ببينيم بايد در مناسك ديني و آئين‌هاي اخلاقي دين ببينيم يعني در واقع علاوه بر اين جهات، خود دين مي‌تواند يك راهبردي باشد براي ما تا بتوانيم پيوندهاي اجتماعي را تحكيم كنيم.

اسراء: آئين‌هاي اخلاقي دين؟ مگر آن اخلاقي را كه دين دارد ارائه مي‌كند و آن اخلاقي كه خارج از دين دارد ارائه مي‌شود تفاوت دارد؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: در اينکه بحث نسبت دين و اخلاق چه نسبتي است آيا دين با اخلاق يكي است آيا دين جزء از اخلاق است؟ آيا دين خودش متأثّر از اخلاق است؟ اينها حالا بحثهايي است شايد اگر لازم باشد در شرایط و فرصت مناسبی راجع به اين موضوع صحبت بكنيم ولي معمولاً آنهايي كه توجه دارند مخصوصاً با توجه به نگاهي كه ما به دين داريم ملاحظه می شود اوّلين بشر با وحي در روي زمين استقرار پيدا كرده حداقل همين بشري كه ما از نسل او هستيم حالا كاري به گذشته نداريم اين اولين بشر كه حضرت آدم بود و در كنارش حوّا خود آدم پيامبر بود وحي الهي را دريافت كرده و در همان چارچوب هم رابطه خودش را با خداوند، رابطه خودش را با حوا كه همسرش است و هم رابطه‌اش را با طبيعت تنظيم مي‌كند هم بحث عبادت دارد هم خدا به او مي‌گويد همه درختهاي آن باغ را يا آن بهشت را استفاده كن جز آن درخت ممنوعه و اين همان بايد و نبايدهاي چگونگي استفاده از طبيعت است يك مقدار هم برمي‌گردد به رابطه ايشان با همسرش که در كجا اسكان پيدا بكنيد؟ رابطه‌تان چگونه باشد؟ اين همان بحث قوانين و مقررات است كه در واقع هم بُعد اخلاقي در آنجا مطرح است و هم بعد قانوني در واقع مطرح است و لذا اگر ما بگوييم انسانيّت با وحي زندگي‌اش عجين است و دين همزاد انسان است ديگر ما بياييم بگوييم اخلاق امري است صرفاً عقلاني بسيار مشكل است، بگوييم فقط بشر با عقل خودش رفته اين اخلاق را توليد كرده كه در پرتو آن زندگي بكند کار آسانی نیست بله بحثهايي هست كه ما هم اين را قبول داريم مخصوصاً در چارچوب حُسن و قبح عقلي ما معتقديم كه افعال ذاتاً حَسن‌اند بعضي از افعال هم ذاتاً قبيح و ناپسندند و انسان با عقل مي‌تواند حُسن افعال را ادراك بكند همان طوري كه مي‌تواند قبح افعال را ادراك بكند در واقع اين را هم قبول داريم چرا كه اگر ما عقل را بخواهيم از زندگي انسان حذف بكنيم اصلِ پذيرش دين مشکل دارد و لذا آنجاست كه ما عقل را هيچ وقت تعطيل نمي‌كنيم اما حرف اين است كه ما يك نظام اخلاقي مي‌خواهيم كه مناسب با شئون انسان، مناسب با ابعاد وجودي انسان و ما معتقديم حدّاقل انسان داراي ده بُعد است بُعد فردي، بعد اجتماعي، بعد مادّي، بعد معنوي، بعد روحي، بعد جسمي، بعد عقلي و بعد عاطفي و بعد دنيوي و اخروي اگر ما همه اين ابعاد ده‌گانه را در نظر بگيريم اگر كسي بخواهد يك نظام اخلاقي كاملي به انسان ارائه بدهد بايد تمام اين ابعاد را در نظر بگيرد تأثير و تأثّر اين ابعاد را در نظر بگيرد چگونگي ارتباط انسان حتي با طبيعت و تأثير طبيعت بر انسان را هم بايد در نظر بگيرد اينجاست كه ما مي‌گوييم بشر نمي‌تواند يك نظام اخلاقي كاملي كه مناسب با اين ابعاد باشد مخصوصاً و با حيات اخروي انسان را نیز لحاظ کند. برای او تنظيم بكند. اين است كه ما مي‌گوييم بايد كسي كه انسان را مي‌آفريند و خودش به همه ابعاد وجودي انسان آگاهي دارد و بر اساس حكمت و رحمت مي‌خواهد اين انسان به كمال اخروي برسد و در دنيا هم در نظم و امنيّت زندگي بكند و با افراد هم‌نوع خودش رابطه مودّت‌آميز و مسالمت‌آميز داشته باشد لازمه اين مسئله اين است كه او بايد اين برنامه اخلاقي را در اختيار ما قرار بدهد كه ما بگوييم يك بخش از دين در واقع نظام اخلاقي است و الاّ دین نظام سياسي دارد، نظام خانوادگي دارد، نظام اعتقادي دارد يعني انواع روابط ما را تحت پوشش قرار مي‌دهد منتها كاري كه دين مي‌كند در اين رابطه كه مكاتب ديگر انجام نمي‌دهند مگر اينكه از دين كمك بگيرند اين است كه همه اين ابعاد را نمي‌تواند ببيند به ويژه انسان را به هيچ وجه به عنوان موجود ابدي نگاه نمي‌كنند رابطه بين دين و زندگي دنيا و آخرت نمي‌بيند.

اسراء: خب مي‌شود اخلاق، تأمين بشود بدون اينكه به بُعد اخروي انسان نگاهي بشود؟ اصولاً اگر ما نظام اخلاقی را تأمين كرديم بعد این سوال مطرح میشود که ما اصلاً اخلاق را براي چه مي‌خواهيم؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: مكاتب اخلاقي مختلفي ظهور كردهاز باب مثال منفعت‌گرايان يك چيزي مي‌گويند، لذّت‌گرايان يك چيزي مي‌گويند، عقل‌گرايان يك چيزي مي‌گويند اگر ما بخواهيم اين مكاتب اخلاقي را در نظر بگيريم بايد ببينيم واقعاً اينها زندگي انسان را تا كجا مي‌بينند اگر ما زندگي انسان را محدود ببينيم همان قوانين و مقرّرات يا احياناً بعضي از اصول اخلاقي كه اجمالاً مقبول همگان است بايد براي زندگي انسان كافي باشد ولي در عين حال مي‌بينيم نيست. مثلاً ما مي‌فهميم عدالت خوب است ظلم بد است اين را همه درك مي‌كنند لذا ما هم حُسن و قبح عقلي را قبول داریم گفتند اساسي‌ترين اصلي كه در اينجا مورد توجه است همين مسئله حُسن عدالت و قبح ظلم است يا زشتی دروغ را حداقل انسان درك مي‌كند زشتی خيانت را درك مي‌كند خوبی راستي را درك مي‌كند خوبی امانت‌داري را درك مي‌كند اينها مسائلي است که ما همه اينها را مي‌توانيم درك كنيم منتها بحث اين است همه اينها را ما از كجا داريم به دست مي‌آوريم می گوییم چون انسان هيچ وقت از پيغمبر و تعاليم انبيا جدا نبوده بعيد نيست كه همين تعاليم از طريق همان انبيا در اختيار بشر قرار گرفته باشد منتها به صورت تفصيلي و كلي‌اش را هم می تواند درك مي‌كند اما جزئيات را ممكن است درك نكند. يكي از نكاتي كه من فكر مي‌كنم باید در مقدمات بحث لازم است به آن توجه بكنيم اين است امروز یعنی زماني كه ما داريم زندگي مي‌كنيم در هر جامعه‌اي با محدوده جغرافيايي كه دارد واقعاً نياز دارد به سرمايه‌هاي متعدّد كه اين جامعه بتواند به بقاي خودش ادامه بدهد ما يك سرمايه اقتصادي داريم كه معمولاً ذهن ما در سرمايه‌ها مي‌رود به سمت سرمايه‌هاي اقتصادي در كنار آن ما يك سرمايه انساني هم داريم يعني نيروهاي انساني كارآمدي كه بتواند هم جامعه را اداره بكند و هم توليد درستي داشته باشد كه در پرتو آن توليد، جامعه به رفاه برسد به آسايش برسد و مسائل ديگر. در كنار اينها امروز آمدند يك سرمايه سومي را هم مطرح كردند به نام سرمايه اجتماعي كه اصلاً مي‌گويند اساس كاركرد مثبت سرمايه انساني و سرمايه اقتصادي اين سرمايه اجتماعي است مقصود اينها از اين سرمايه اجتماعي اين است كه انسانهايي كه در جامعه در كنار هم قرار می گيرند بايد نسبت به هم اعتماد داشته باشند و به عبارت ديگر اعتماد اجتماعي اساس سرمايه اجتماعي است در پرتو اعتماد اجتماعي است كه انسانها در كارها مي‌توانند با هم مشاركت داشته باشند هم به لحاظ سياسي هم به لحاظ اقتصادي اگر اين اعتماد اجتماعي باشد، تفاهم اجتماعي باشد، زندگي در پرتو آن، آن شيريني كه عرض كردم در آن حاكم مي‌شود و امروز اصلاً اين را جامعه‌شناسان به عنوان يك اصل مطرح مي‌كنند هم در بُعد سياسي جامعه هم در بعد اقتصادي. بنابراين سرمايه اجتماعي البته خود این سرمایه اجتماعی عناصري دارد، ابعادي دارد من فعلاً نمي‌خواهم وارد آن بحث بشوم در كل مي‌خواهم عرض كنم اگر واقعاً سرمايه اجتماعي كه اساسش آن اعتماد اجتماعي است كشورها اگر بخواهند با هم بر اساس احترام متقابل رابطه داشته باشند هيچ كس فكر ظلم و ستم و تجاوز نسبت به كشور ديگر را در سر نپروراند آن هم باز اساسش بر اين است كه اين دو كشور نسبت به هم اعتماد داشته باشند يعني باز بايد آن سرمايه اجتماعي بين اين دو كشور برقرار باشد تا كشورها نسبت به هم احساس ناامني نكنند.

اسراء: واقعاً سرمايه اجتماعي در بعد زندگي مردم يك كشور يا در بعد بين‌المللي از جايگاه والايي برخوردار است. اين سرمايه اجتماعي يعني اعتماد از كجا تحقّق پيدا مي‌كند؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: اساس اين اعتماد اجتماعي ارتباط پيدا مي‌كند به اخلاق يعني اعتماد زماني در جامعه رخ مي‌دهد كه افراد علاوه بر اينكه در چارچوب قوانين و مقررات سير مي‌كنند در آن حوزه‌هايي كه حدود و مقررات دخالت نمي‌كند يا دخالتش كم‌رنگ است در اينجا بايد به يك منبع ديگري مراجعه بكند و آن اخلاق است. واقعاً جامعه‌اي كه مردمش، حاكمانش بر اساس صداقت و راستي با هم تعامل داشته باشند اهل نيرنگ، حيله، دروغ، فريب نباشند خودبه‌خود اين جامعه نسبت به همديگر اعتماد دارد مردمشان نسبت به هم اعتماد دارند در نتيجه آن سرمايه اجتماعي تحقق پيدا مي‌كند ولي اگر ما آمديم اين سرمايه را از بين برديم يعني به جاي صداقت و راستگويي، دروغ را در پيش گرفتيم بالتبع در اينجا اوّلين چيزي كه ضربه مي‌خورد همين اعتماد است همه ما توجه داريم داستان چوپان دروغگو دو سه بار حرفش را باور كردند اما آنجايي كه راست مي‌گفت گرگ آمد مردم ديگر به حرفهاي او اعتماد نكردند همين مَثل گوياي بسياري از حقايق است كه واقعاً مردم يك بار حرف دروغگو را باور مي‌كنند ولي وقتي ببينند بر خلاف واقعيّت است بار دوم و امثال آن ديگر برمي‌گردند ديگر آن اعتماد از دست مي‌رود حتي اگر طرف راست هم بگويد ديگر اعتماد وجود ندارد. اينجاست كه ما مي‌گوييم واقعاً صداقت و راستگويي اساس اعتماد و سرمايه اجتماعي است امانت‌داري همين طور، عمل به وعده در روايات داريم كه به ما مي‌گويد شما امانت را بايد به صاحبش رد كنيد هر كس هست باشد يعني لازم نيست حتي مسلمان باشد هر انسان يعني يك اصل انساني است يا به ما مي‌گويد اگر به كسي وعده داديد حتماً به وعده‌تان عمل بكنيد چرا كه عمل به وعده يك اصل انساني است.

اسراء: منظورتان اين است كه قانون راهي به آن ندارد فقط اينجا بحث اخلاق است كه باید رعايت بشود.

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: بله. انسان بر اساس وجدان خودش اگر ايمان نداشته باشد يا بر اساس ايمان خودش در صورتي كه ديندار باشد از درون ملزم است كه دروغ نگويد براي اينكه با دروغ هم رابطه‌اش با خدا تيره مي‌شود هم زندگي ابدي و اجتماعي او تباه مي‌شود يعني در روايات ما آمده مي‌گويد اگر ما تمام گناهان را بريزيم در اتاقي و در اين اتاق را قفلي بزنيم آن كليدي كه در اين قفل را باز مي‌كند و آدم را وارد انواع مفاسد و آلودگيها، جرائم و به قول قرآن گناهان مي‌كند دروغ است يعني راه را براي ما باز مي‌كند پس از جهت اينكه ما نياز به سرمايه اجتماعي داريم و اين سرمايه اجتماعي جز در پرتو اخلاق نمي‌تواند تحقق پيدا بكند بنابراين لازم است برويم به سراغ اخلاق بر اين اساس است که موضوع بحث ما در اين برنامه‌اي كه خدمت شما هستيم چه عوامل اخلاقي هست كه مي‌تواند در تحكيم پيوندهاي اجتماعي نقش داشته باشد و در مقابل چه عواملي هم هست كه اين پيوندهاي اجتماعي را از بين مي‌برد و به تعبير ديگر گسست اجتماعی ايجاد مي‌كند.

اسراء: فكر مي‌كنم به خاطر اينكه این بحث يك مقدار روشن بشود ما بايد نقش دين را در اينجا تعريف كنيم. كه آيا اين اخلاقي كه ما داريم مي‌گوييم پيوندهاي اجتماعي را تحكيم مي‌دهد، آيا اين اخلاق همان اخلاق ديني مدّ نظرمان است يا ما مي‌خواهيم راجع به اخلاقي صحبت كنيم كه صرفاً پيوندهاي اجتماعي را تحكيم مي‌دهد. حالا ديگر نگاهي نداریم به آن چيزي كه دين خواسته! آيا دين مي‌خواهد چیز متفاوت ارائه كند؟ يعني آن عوامل تحكيم پيوندهاي اجتماعي از نگاه دين است يا صرفاً از نوع اخلاقي است كه عمومي است؟ اصلاً ما اخلاق منهاي دين داريم يا نداريم؟ بالأخره اگر بگوييم كه داريم كه بايد يك تمايزي قائل بشويم يعني بايد تعيين تكليف كنيم چون شما صحبتي كه از دوركيم آورديد اخلاق را بايد در دين جستجو كرد يعني اخلاقي كه ديني است. وقتي مي‌گوييم اخلاقي كه ديني است بايد بگوييم اخلاق ديني چه تعريفي دارد؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: ما يك بحث راجع به اخلاق داريم يك بحث هم راجع به دين داريم دين را اگر بخواهيم معنا كنيم دين را به معناي آنچه از طريق وحي در اختيار ما قرار گرفته یا مجموعه گزاره‌هايي كه در قالب وحي در اختيار ما قرار گرفته نگاه مي‌كنيم اين گزاره‌هايي كه در قالب وحي در اختيار ماست يك بخش آن اخلاقي‌اند حالا معروف اين است كه مي‌گويد این عقاید و اخلاق و احكام و مقررات حقوقي است. يك وقت بر اساس ديدگاه حضرت آيت الله جوادي آملي ما مي‌خواهيم حرف بزنيم ايشان مي‌فرمايند دين، مجموعه رهاورد عقل و وحي است اگر ما دين را به معناي مجموعه رهاورد عقل و وحي ببينيم در واقع هر حقيقتي كه در عالم وجود دارد اين حقيقت الهي است ما دو راه داريم براي كشف آن حقيقت يك راهش مراجعه به متون وحياني و نقل است به اصطلاح قرآن باشد سنّت باشد روايات پيغمبر و ائمه معصومين باشد يك راهش هم عقل است خود عقل هم كاشف همان حقايقي است كه خدا در نظام هستي قرار داده و لذا اگر واقعاً عقل به عنوان يك مخلوق خدا و يك مأمور الهي كارش كشف حقايق است ديگر ما نمي‌توانيم بگوييم اين اخلاق، ديني است يا غير ديني هر چه ما به عنوان اخلاق داريم واقعاً اخلاق باشد مي‌شود ديني نگاه ديگري بعضيها دارند مي‌گويند دين يعني آنكه با نظر به حيات اخروي در اختيار انسان قرار گرفته باشد در این صورت طبيعتاً يعني بدون در نظر گرفتن حيات اخروي و در نظر گرفتن ثواب و پاداش و آن نيّتها و امثال اينها خب بله ما اصلاً جز دين به اين معنا نمي‌تواند اخلاق را به ما ارائه بدهد. مثلاً آن بحثي كه داشتيم انسان داراي ده بُعد است اگر شما بخواهيد آن بعدها را لحاظ بكنيد جز خدا نمي‌تواند تعاليم اخلاقي را در اختيار بشر قرار بدهد لذا بشر مي‌رود به سراغ اخلاق همين اخلاقي كه خدا مي‌گويد كشف مي‌كند اما بُعد اين اخلاق را فقط در زندگي مادي و طبيعي مي‌بيند و ما مي‌گوييم اگر شما زندگي طبيعي و مادّي‌تان به سامان باشد زندگي اخروي‌تان هم به سامان خواهد بود به قول مرحوم خواجه نصير طوسي انسان ممكن است با عقل خودش درك بكند چطوري زندگي بكند اما آن چه مهم است اين است كه رابطه‌اي برقرار بكند بين زندگي دنيوي و زندگي اخروي و در آن چارچوب بايد و نبايدها را در اختيار انسان قرار بدهد كه زندگي دنيوي ما آن گونه سامان پيدا كند كه در زندگي اخروي ما تأثير مثبت داشته باشد.

اسراء: چطور بحث نيّت به وجود مي‌آيد؟ يعني يك وقت است من دروغ نمي‌گويم به خاطر اينكه دنيايم سامان بگيرد، يك وضعيت ايجاد مي‌كند. يك وقت است همين دروغ را نمي‌گويم به خاطر آخرت،   كه اين تأثيرگذار خواهد بود.

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: چگونگي انجام اعمال حتي اگر در يك نظام سكولار زندگي بكنيم جنابعالي يك آدم دينداري هستيد در همان نظام سكولار مي‌خواهيد چهارتا قانون و مقررات اجتماعي آنها را پياده كنيد نه اخلاق را منتها براي رضاي خدا همان قانوني كه مصوّب عقل انسان است مثل قانون راهنمايي و رانندگي اين پاداش اخروي دارد چون براي رضاي خدا داري اين كار را انجام می دهی با اينكه اين مصوّب بشر است و يك انساني ممكن است نماز بخواند كه يك دستور ديني است اما چون ريا و تظاهر است اصلاً اين پاداش اخروي نداشته باشد يعني همين نماز جنبه ديني پيدا نمي‌كند بلكه اصلاً باطل است براي اينكه كار شما شكل ديني داشته ولي محتواي ديني نداشته اینکه ديني بودن عمل در مقام اجرا چگونه است اين ارتباط پيدا مي‌كند به نيّت،گاهی ديني بودن به اين است كه آن حقايق، تعاليم، گزاره‌ها از طریق وحی در اختيار ما قرار گرفته تا ما به آنها معرفت پيدا كنیم.

اسراء: آن بُعد اخروي كه مي‌فرماييد اخلاق در دين بالأخره آن بُعد را پوشش مي‌دهد؛ آيا همين مباحث نيّت است؟ يعني شما را با يك نيّت وصل مي‌كند به يك زندگي اخروي.

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: نه! ببينيد ما يك بحث دين داريم به اين معنا كه اين تعاليم را چه كسي در اختيار ما قرار داده در اينجا دين به معني مكتب است كه ما مي‌گوييم دين، حقايق و تعاليمي است كه خدا در اختيار ما قرار داده است چه اخلاق اجتماعي، چه اخلاق فردي، چه مقررات چه عقايد. يك بحث این است كه خدا چه چيزي در اختيار ما قرار داده در اينجا ما مي‌گوييم اين دين به معني مكتب است دین به معنای مکتب را خدا در اختیار ما قرار داده است و ما دو چيز آن دين را كشف بكنيم يكي عقل است يكي وحي است يا به تعبير علامه جوادي يكي نقل است يكي عقل است. يك بحث اين است كه من با چه انگيزه‌اي مي‌توانم اين كار را انجام بدهم كه كارِ من صبغه ديني پيدا كند اينجا اساسش نيّت است كه بتواند در همه شرايط مؤثّر باشد چه در دنيا و چه در آخرت به ويژه آن بُعد اخروي كه اين بُعد دين‌داري است كه در اختيار منِ بشر است من اگر كارم بخواهد دين‌دارانه باشد چه در بعد اخلاق چه در بعد مقررات بايد نگاهمان را بر اساسي شكل بدهم كه آن حالت اخروي خودش را نشان بدهد. و آن اساس انگیزه و نیت است.

اسراء: يك اخلاقي داريم كه از دين انتزاع مي‌شود كه مي‌فرماييد مي‌تواند ابعادي را پوشش بدهد كه اخلاق مصوّب بشر نمي‌تواند. من مي‌خواهم بدانم اين فرق كجاهاست ؛ دين اخلاقي کدام ابعاد را پوشش مي‌دهد كه اخلاق مصوّب بشر نمي‌تواند؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: اصلاً یک بحث این است که آيا ما اخلاق مصوّب بشر داريم يا نداريم؟ يك بحث به فلسفه اخلاق مربوط است يكي از بحثهاي مهمّي كه در فلسفه اخلاق مطرح است كه معيار فضيلت اخلاقي چيست؟ بالأخره گويا همه انسانها به ضرورت يافتند كه ما نياز به اخلاق داريم حالا حتي يك ماده‌گرا هم مي‌گويد ما اخلاق داريم اما بحث در اين است كه حالا ما كه اخلاق داريم چه كنيم كه اين اخلاق عمل بشود (يك) اصلاً معيار خوب و بد چيست (دو) و دو جواب هم اجمالاً داريم در ارتباط با اينكه ما از كجا بفهميم يك چيزي خوب است يا بد است گفتند آنهايي كه در اخلاق واقع‌گرا هستند مي‌گويند زماني ما مي‌توانيم كه بين اين عمل اخلاقي با نتيجه‌اي كه لحاظ مي‌كنيم يك رابطه تكويني ببينيم حالا اينجا بستگي دارد به جهان‌بيني ما يك وقت بنده مي‌گويم من جز به منفعت انسان به چيز ديگر فكر نمي‌كنم يعني هدف انسان در همه رفتارها بايد تأمين منفعت باشد با چه مي‌توانم به آ‌ن منفعت برسم؟ از راه رفتار اخلاقيِ اختياري لذا در اينجا مي‌گويد عدالت، مي‌گويد صداقت، مي‌گويد امانت‌داري، مي‌گويد عمل به وعده و مسائل ديگر را مطرح مي‌كند. اين جهان‌بيني‌اش اين است كه انسان مساوي است با يك موجود مادّي كه زندگي‌اش قبلش عدم است بعدش هم عدم است اين يك نگاه است بله در اينجا ممكن است همين آقا برود آموزه‌هاي اخلاقي را از دين بگيرد و در قالب نظام اخلاقي خاصّ خودش اين را تدوين بكند هيچ نظري هم به دين نداشته باشد. چنین فردی صرفاً به آثار مادّي و دنيوي اخلاق مي‌رسد يعني واقعاً آن اعتماد اجتماعي تحقّق پيدا مي‌كند شكّي نيست حالا كاري نداريم اين نظام اخلاقی ضمانت اجرايي دارد يا ندارد اينها برمي‌گردد به آن اصول و مباني، بنده مي‌آيم مي‌گويم كه شما اگر مي‌خواهي بگويي معيار فضيلت اخلاقي چيست بايد بر اساس نگاه خداشناختي، هستي‌شناختي و انسان‌شناختي كه اولاً انسان را يك موجود محدود بين دو عدم و نيستي نمي‌بينيم علاوه بر اين زندگي دنيا پلي است براي زندگي آخرت دوتا. يعني دين دارد نگاه را تغيير مي‌دهد بعد با اين تغییر نگاه است كه نوع رفتار شما بر اساس آن آموزه‌ها شكل مي‌گيرد و در نتیجه اعتماد اجتماعي كه مورد نظر ماست تحقّق پيدا مي‌كند.

اسراء: آيا اين اعتماد اجتماعي با آن اعتماد اجتماعي كه اول گفتيم صرفاً در حوزه معنوي است فرق مي‌كند.

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: از اين جهت هيچ فرقي ندارد منتها دين مي‌آيد اينها را توسعه مي‌دهد آن بيان تاریخی مفصّلي داريم كه مي‌گويند وقتي نماينده‌ ايرانيها با نماينده مسلمانها با هم برخورد كردند گفتند شما اصلاً براي چه آمديد؟ گفتند پيغمبر شما چه مي‌گويد؟ گفت پيغمبر ما سه چيز مي‌گويد اصل اول اين است كه «ليخرج العباد من  عبادة العباد الي عبادة الله» ما آمديم بگوييم شما خداپرست بشويد نه انسان‌پرست. دومين نكته هم اين است كه ما شما را از تنگ نظری خارج مي‌‌كنيم «مِن ضيق الدنيا إلي سعة الآخرة» ديد شما را وسيع بكنيم شما زندگي را محدود به همين زندگي مادّي طبيعي نكنيد بلكه به شما مي‌گوييم يك عالم ديگري هم هست و سومين برنامه ما هم اين است كه شما را از ظلم اديان به عدل اسلام دعوت بكنيم چون وقتي اديان هم از مسير صحيح خودش منحرف بشود زمینه ظلم را فراهم می کند ادياني هم بودند كه احياناً ابزار دست قدرتمندان قرار گرفتند اهل تزوير قرار مي‌گرفتند اهل استثمار قرار مي‌گرفتند در اين رابطه است كه مي‌گويد يكي از اهداف ما اين است كه اسلام را به عنوان دين حاكم، به عنوان دين عدل به شما معرفي كنيم. هدف من آن نكته دوم بود كه ما مي‌خواهيم به شما يك بينش وسيع بدهيم يك انساني كه صرفاً به زندگي مادّي دنيوي فكر مي‌كند راههاي فراري هم براي زيرپا گذاشتن قوانين و مقررات حتي قوانين اخلاقي هم براي خودش درست مي‌كند و لذا مي‌بينيم دروغ، تزوير، خلف وعده و امثال اينها در جامعه دینی نیز هست.

اسراء: اين اشكال به خود ما برمي‌گردد. اگر ما الآن داريم اين حرف را مي‌زنيم يك كسي مقايسه كند يك جامعه ديني را با يك جامعه غير ديني بعد ثابت بكند كه دروغگويي در ان جامعه كمتر است، وفاي به عهد بهتر دارد اجرا مي‌شود، خيلي از اين ملاكهايي كه ما داريم مي‌گوييم خيلي بهتر دارد اجرا مي‌شود. بعد برگردد در جامعه ديني ببيند به مراتب وضع بدتر از آنجاست ما جواب چه بگوييم؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: جواب ما اين است كه آيا اينها به دين عمل كردند و نتيجه نگرفتند، مشكل در آ‌نجاست كه به دين عمل نشده حالا چرا عمل نشده بايد برويم به سراغ سست شدن اعتقادات مردم يا هر چه هست آنها يك عوامل اجتماعي دارد، عوامل اقتصادي دارد، بايد برود به سراغ آنها اينها يك راه‌حلهاي ديگري مي‌طلبد اصلش مورد قبول است يعني اين طور نيست كه بگوييم مردم همه در جوامع ديني تابع پيامبرانند بلكه پيغمبران آمدند اين راه را به مردم نشان دادند اين مردم است كه بايد بپذيرند و عمل بكنند حالا نمي‌پذيرند ما بايد برويم به سراغ راهكارها، راهكارها يك بخش‌اش برمي‌گردد به تعليم و تربيت.

اسراء:  يعني دين نتوانسته آن بينش عميق را ايجاد كند؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: بينش عميق را داده طرف قبول دارد كه قيامت است اما مشكلش اين است كه يك راه فرارهايي هم براي آن گذاشته مثلاً به ما مي‌‌گويند شما خلاف كن بعد توبه مي‌كني ما ديگر حدود اين كار را نمي‌فهميم چيست ما بدون اينكه بتوانيم حدود توبه چيست همين جا مشكلي ايجاد مي‌شود در حالي كه توبه شرايطي دارد دين به ما گفته اگر شما به محبّت اهل بيت(ع) توجه كني بسياري از مسائلت حل است اين درست تبيين نشده يعني اديان به جاي اينكه وسيله‌اي باشند براي صلاح و به سامان رساندن جامعه، شده وسيله‌اي براي ظلم و ستم حالا فردي مي‌گوييم كاري به اجتماعي نداريم ظلم فردي انسان به خودش ظلم مي‌كند به خدا ظلم مي‌كند اين انسان اگر برود سراغ اين مسئله معلوم است كه توجيهات را داشته باشد.

اسراء: آیا مسلمانان توانستند بعد از پیامبر يك جامعه شاخص اخلاقي به وجود بياورند؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: ما در واقع در زمان خود پيغمبر به يقين يك دوره خوبي داشتيم همه هم قبول دارند حتي كساني كه پيغمبريِ پيامبر را به عنوان يك فرستاده خدا قبول ندارند مي‌گويند پيغمبر در زمان خودش خيلي موفق بود يك كتاب است به نام اسلام در ایران که ظاهرا يك ماركسيست آن را نوشته در آنجا وقتي دوران حكومت پيامبر را ارزيابي مي‌كند خيلي مثبت ارزيابي مي‌كند، پيغمبر البته توانست اين تحوّل را در جامعه ايجاد بكند هم در فكر و انديشه و هم در رفتار و عمل و واقعاً شما حساب بكنيد كه پيغمبر اكرم با گفتن «إنّما المؤمنون اخوة» كه مؤمنان با هم برادرند مي‌گويد ما بياييم بين مهاجرين و انصار عقد اخوّت ببنديم با اينها مي‌آيد عقد اخوّت مي‌بندد يعني كار اخلاقي مي‌كند ولي وقتي نسبت به غير مسلمانها كه مي‌رسد مي‌آيد پيمان عدم تعرّض منعقد می کند و این يعني آن  قانون و مقررات تازه خود آن پيمان عدم تعرّض را نسبت به يهوديها، مسيحيها كه منعقد مي‌كند اين نشان مي‌دهد كه در آنجا باز اين پيمان عدم تعرّض ضمن اينكه يك قانون و مقررات است که در قالب مكتوبي نوشته می شود پشتوانه اجراي‌اش اخلاقي است. عملاً هم ما مي‌بينيم مسلمانها با هم متحد بودند و بالتبع انسان در بعضي از مواقع چون انسان است مخصوصاً مردمي كه آنچنان تحول دروني در آنها ایجاد نشده براي بعضي از افراد در بعضي از شرايط مثل جريان جنگ احد وقتی زمينه حرص فراهم بشود آن حرص و طمع خودش را نشان مي‌دهد ولي در كل ما داريم آنجايي كه بحث تحكيم پيوندهاي اجتماعي است مثلاً ما داريم آيه 101 تا 103 سور‌ه آل‌عمران كه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُم مُسْلِمُونَ ٭ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا﴾ الي آخر در شأن نزولش در تفاسير آمده است گاهي شياطين هستند براي ايجاد تفرقه و اختلاف در بين مسلمانها. با خواندن اين آيات پيغمبر گويا آبي بر آتشي كه فتنه‌اش كه در حال فوران است ريخته مي‌شود براي اينكه اين آيه مي‌گويد شما بايد بر محور قرآن و عترت متحد باشيد شما در پرتگاه سقوط بوديد شما در پرتو آئين اسلام و ايمان با هم برادر شديد اينها را از دست ندهيد كه اين آتش فتنه خاموش بشود و همين هم دليل پيشرفت مسلمانهاست.

اسراء:  پس در آن جامعه شاخصي داشتيم كه در بينشهاي ديني تأثير گذاشته و اخلاق يك اخلاق ديني بوده. حالا غير از دوران پيامبر به اين طرف هم مي‌توانيد مثال بزنيد؟

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور: الآن هم ما داريم آنها كه مسلمان واقعي هستند نسبت به همديگر همين وضعيت را دارند در گذشته حداقل اين بازاريان متديّن نسبت به همديگر خيلي اعتماد داشتند پول مي‌گرفتند پول مي‌دادند يا جنسي را مي‌خواستند مبادله بكنند از طريق پول اين اعتماد وجود داشت به خوبی اين كارها را انجام مي‌دادند الآن اين كارها به هم خورده ، اين يك مقدار به شرايط اجتماعي مربوط مي‌شود حالا شرايط اقتصادي يا سياسي من كاري ندارم ولي در كل مي‌خواهم عرض كنم كه الآن شما به فردي مراجعه بكنيد بخواهيد پولي از كسي قرض  بكنيد طرف به شما اعتماد نمي‌كند نمي‌دهد چون مي‌ترسد در سررسيد شما پرداخت نكنيد ولي واقعاً اين مسئله در گذشته بود حداقل در اصناف در طبقات مختلف الآن هم شما حساب بكنيد در بعضي از اين طبقات ما چنين اعتمادي را داريم چون اينها پايبند به آن معتقدات ديني خودشان هستند اگر هم يك نفر متخلّف پيدا بشود يك نفر است شما در همين قم واقعاً برويد به سراغ صندوق قرض‌الحسنه خيلي راحت وام را مي‌دهند مشكلي هم ندارند سودي هم از شما نمي‌گيرند مقدارش كم است ولي وام مي‌دهند ولي همين را برويد در بانك، مي‌گويد من كاري به شما ندارم شما خيلي آدم خوبي هستيد ولي همه كه مثل شما نمي‌شوند من ناچارم ضابطه خودم را در رابطه با شما مثل ديگران اعمال بكنم سه تا ضامن مي‌خواهم چك مي‌خواهم و غيره اطمينان به فرد به دردشان نمي‌خورد علّت اصلي قضيه اين است كه آنها مي‌گويند از حضرت امير داريم كه وقتي فساد بر اهل زمان حاكم بشود اصل بر عدم اعتماد است و اگر يك فرد مطمئني پيدا شد اين استثناست.

اسراء: از وقتی که اختصاص دادید سپاسگزاریم.

 




نشست های تخصصی
فهرست نشست های پژوهشگاه معارج در نمایشگاه قرآن کریم

1. موضوع: صله رحم
حجت الاسلام و المسلمین بهتاش و حجت الاسلام و المسلمین مرادی
دوشنبه 92/4/24 ساعت 21:30

2. موضوع: خانواده پایدار
حجت الاسلام و المسلمین دکتر گلستانی و دکتر فاطمی
دوشنبه 92/4/31 ساعت 21:30

3. موضوع: خانواده شاد
حجت الاسلام و المسلمین مقدسی و دکتر گلزاری
سه شنبه 92/5/1 ساعت 21:30

4. موضوع:آداب معاشرت
حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور و حجت الاسلام و المسلمین فاضلی
سه شنبه 92/5/8 ساعت 18:30