تاريخ:  21 ارديبهشت 1391  

متن کامل فرمایشات حضرت آیت الله استادی در مراسم رونمایی از کتاب ارزشمند مفاتیح الحیات


به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء حضرت آیت الله استادی امام جمعه شهر مقدس قم در مراسم رونمایی از کتاب ارزشمند مفاتیح الحیات به ایراد سخن پرداختند که متن فرمایشات ایشان از نظر شما خوانندگان محترم می گذرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين ... الي قيام يوم الدين
من قبلاً از همه عزيزان كه در اين جلسه شركت كرده‌اند براي احترام به علم و عالم قدرداني مي‌كنم و از اظهار لطفي كه فرمودند تشكر مي‌كنم. عرايضم را در سه بخش اميدوارم كه كوتاه خدمتتان عرض كنم؛ بخش اول راجع به حوزه و حوزه علميه و حوزه‌هاي علميه در طول تاريخ عرض مي‌كنم. يك بخش را هم عرض ادبي خدمت آيت الله جوادي(دامت بركاته) و يك بخش هم راجع به كتاب شريفي كه در اين جلسه رونمايي مي‌شود.
كساني كه با تاريخ حوزه‌هاي علميه آشنا داشتند مي‌دانند و در طول اين هزار سال يا بيشتر كه از زمان غيبت مي‌گذرد همواره علماي ما به خصوص صاحبان فكر، صاحبان بيان، صاحبان قلم همواره به فكر اين بودند كه نيازها را برطرف كنند. نيازهايي كه جامعه با آن مواجه است، نيازهايي كه خود حوزه‌ها با آن مواجه‌اند، نيازهايي كه حتي خود علما با آن مواجه‌اند همواره علماي ما به فكر اين بودند كه اين نيازها را برطرف كنند. من يك قدر توضيح بدهم در همه دوره‌ها عموم مردم نياز به كتابهايي داشتند كه شامل اصول عقايد باشد، شامل اخلاق باشد، شامل احكام باشد تا به معارف دين در حدّ خودشان آشنا باشند. در تمام دوره‌ها عالمان ديني اين نياز را برطرف كردند. شما هيچ دوره‌اي پيدا نمي‌كنيد كه مردم كتابي نياز داشته باشند و برايشان تهيه نشده باشد. طلاب, دانشجويان نيازهايي دارند كتاب درسي مي‌خواهند در همه دوره‌ها كتابهاي درسي تأمين شده. اساتيد نياز به كتابهايي دارند كه آن متنهاي درسي را قدري آسان كند توضيح بدهد، در بيان به آ‌نها كمك كند. در همه دوره‌ها ما هم متنهاي درسي مناسب داشتيم، هم شرحها و حاشيه‌هايي كه بتواند آن متون را راحت‌تر كند براي در اختيار طلاب قرار دادن يا علماي ما در طول تاريخ به حديث نياز دارند؛ ولي حديث منظّم، حديثي كه هر قسمتش در يك كتاب جمع‌آوري شده باشد. در هر دوره‌اي علماي ما اين كار را انجام دادند؛ مثلاً شيخ صدوق(رضوان الله تعاليٰ عليه) كتاب توحيد دارد كه تمام روايات مربوط به توحيد با مضامين بسيار، بسيار بالا كه در اين كتاب هست كه در طول هزار سال مورد استفاده است و هنوز هم و در آينده هم. اگر علماي ما نياز به كتابهاي رجال داشتند براي اينكه ببينند سند حديث صحيح است يا صحيح نيست, معتبر است يا معتبر نيست. هر نيازي كه شما فكر كنيد حوزه‌ها داشتند، هر نيازي را كه فكر كنيد علما داشتند، هر نيازي را كه فكر كنيد سخنرانان، منبريها داشتند، هر نيازي كه عامّه مردم داشتند حتي نيازهايي كه خانمها نيازهاي جدايي دارند نسبت به بعضي از احكام مردها. در تمام دوره‌ها اين نيازها در نظر بوده اينكه گاهي روزها شنيده مي‌شود آنچه مردم نياز دارند حوزه‌ها انجام نمي‌دهند دنبال كار ديگري هستند در اين بُعد در زمان ما صحبتهايي هست؛ ولي در زمان گذشته اين طور نبوده. در تمام دوره‌ها آنچه مورد نياز بوده به خوبي انجام شده. شما در هر رشته‌اي تفسير مثلاً از روزي كه ما شيعه‌ها تفسير داريم مرتب تفسير بوده. كساني كه خواستند با آيات قرآن با مضامين آشنا شوند، مي‌خواستند استفاده كنند محقّقاني كه دنبال مصدر مي‌گشتند فكر نمي‌كنم هيچ كسي در هيچ دوره‌اي احساس كمبود كرده باشد يا به تعبير ديگر احساس كرده باشد كه علما كم گذاشتند، آن طور كه بايد اقدام نكردند، آن طوري كه بايد قدم برنداشتند نه, شبهات از روز اول هم زمان ائمه ما و هم بعد از زمان ائمه شبهات فراواني القا مي‌شده. اگر شما مي‌بينيد مثلاً شيخ صدوق كتاب حجيمي، كتاب هفتصد، هشتصد صفحه به نام اكمال‌الدين براي چيست. شبهاتي كه راجع به امام زمان مطرح مي‌شده بالأخره عالم ديني وظيفه خودش دانسته كه اين شبهات را به صورتي مطرح كند. شيخ مفيد, سيد مرتضي مثلاً عليه تشيّع، عليه مسئلهٴ امامت بعضيها خيلي تندروي كردند و گاهي ادب را هم مراعات نكردند كتابهاي خيلي حجيمي در ردّ شيعه نوشتند؛ ولي علماي ما تماشاچي نبودند سيّد مرتضي جواب آن كتاب بسيار عظيم را با يك كتاب چند جلدي داد يا شيخ طوسي همان كتاب را يا كتابهاي كلاني كه در آن دوره‌ها نوشته شده. من همين جمله را تكرار مي‌كنم كه در طول اين هزار سال الآن از دوران خودمان صرف‌نظر كنيم از اين سده اخير كه وضع تازه‌اي مردم و جامعه پيدا كرده صرف‌نظر كنيم، در طول زمان نيازها به خوبي مورد توجه قرار گرفته من در بعضي از جلسات عرض كردم مثلاً زمان علامه مجلسي ايشان احساس كرد كه الآن دولتي با حمايت از مكتب تشيّع سر كار است؛ يعني مي‌تواند از آن حمايت استفاده كند و در همان زمان قدري جلوتر قدري هم تشيّع گسترش پيدا كرد جمعيّت شيعه‌ها افزون شد، علامه مجلسي احساس كرد كه مردم الآ‌ن شيعه هستند چون سابق شيعه نبودند اطلاعاتي ندارند در ابعاد مختلف نياز دارند اخلاق نياز دارند, تاريخ نياز دارند, قرآن نياز دارند, زيارت نياز دارند در تمام اين ابعاد علامه مجلسي كتاب فارسي در اختيار مردم گذاشت. عين‌الحيات, حق اليقين اگر تاريخ بود تاريخ سه جلدي، اگر اصول عقايد بود حقّ‌اليقين. در تمام ابعادي كه مردم نياز داشتند براي زيارت طرفةالزائر براي دعا زادالمعاد حتي براي نماز و تعقيب نماز كتاب مقباس نوشت هر چه مردم نياز داشتند حالا اين مردم عموم مردم بودند، فارسي‌زبان بودند بايد كتاب فارسي باشد و اتفاقاً من اين را در بسياري از جلسات نقل كرده‌ام كه آن كتاب هزار سال فارسي چنين اسمي دارد كه هزار سال نثر فارسي آن نويسنده كتاب اعتراف كرده اعلام كرده كه نثر علامه مجلسي در آن دوران بهترين نثر بوده در دوران خودش يعني نثر را هم رعايت كردند موضوع را هم رعايت كردند احكام مطالب را هم رعايت كردند در تمام زمينه‌ها بحمدالله حوزه‌ها, علما، قدمهايي كه بايد بردارند, برداشتند و كمبودي فكر نمي‌كنم البته رو به ترقّي بوده همين طور كه الآن فرمودند بنا بوده كه هر دوره‌اي ميراث را به ميراث بعد تحويل بدهند يك قدم هم جلوتر ببرند؛ يعني علماي ما منهاي اينكه كتاب مي‌نويسند موظّف بودند شفاهاً هم معارف را به نسل بعد و نسل بعد حوزوي تحويل بدهند الآن فلسفه ما, عرفان ما تا حدّي فقه ما اگر در بين شيعه حلقاتي مفقود شده بود ما امروز نداشتيم اگر فلسفه ما امروز در اختيار آيت الله جوادي آملي(دامت بركاته) هست اين به خاطر اين است كه متّصل به آن حلقه قبلي است و متّصل به حلقه قبلي و همين طور ادامه داشته كه روز به روز هم پيش برود و پيش هم رفته, فقه ما رو به پيش بوده، فلسفه ما رو به جلو بوده، تمام بحثهاي حاشيه‌اي ما رو به جلو بوده، فقط كساني بخواهند صِرف گفته بنده اكتفا نكنند بايد رجوع كنند، مراجعه كنند به تاريخ علوم, تاريخ كتابهايي كه شيعه نوشته فعلاً من راجع به شيعه دارم صحبت مي‌كنم.
اما از اينجا يك مطلب ديگر مي‌خواهم عرض كنم كه معمولاً اين نيازها تقسيم مي‌شد؛ يعني علماي ما فرض كنيد دو گروه مي‌شدند، سه گروه مي‌شدند، چهار گروه مي‌شدند. يك گروه اگر سراغ تفسير مي‌رفتند نياز تفسيري مردم را پاسخ مي‌دادند. يك گروه اگر دنبال كلام و فلسفه و عرفان مي‌رفتند از آن بُعد جوابگو بودند. در طول تاريخ افرادي كه بتوانند در همه ابعاد دخالت كنند  و در همه ابعاد مهارت داشته باشند اينها انگشت‌شمارند. در طول تاريخ علماي ما همواره بودند و همواره اهل بيان, اهل قلم, اهل كتاب؛ ولي هر كسي كار خودش را انجام مي‌داده. ما الآن وقتي به كتابهاي شرح حال مراجعه مي‌كنيم عالمي را به عنوان محدّث معرفي مي‌كنند و از او ديگر توقّع ديگري نيست حتي گاهي در مباحثش، اگر سستي‌هايي ديده مي‌شود مي‌گويند محدّث است بيش از اين كه نمي‌توانسته يا كسي به عنوان فقيه مطرح است؛ مثلاً ميرزاي قمي(رضوان الله عليه) از حيث فقه و فقاهت در درجه عاليِ عالي قرار دارد؛ ولي از ايشان كسي هم توقع ندارد كه راجع به مسائل فلسفي, عرفاني كه گاهي هم كه اظهار نظر كردند مورد توجه قرار نگرفته، چرا؟ چون كار تقسيم شده بود؛ يعني اين آقا فقيه است بيست سال, سي سال, چهل سال, پنجاه سال در اين رشته كار كرده همان توقّع از او هست. هيچ كسي از صاحب جواهر ما توقع عرفان نداشته، توقع فلسفه نداشته حتي توقع كارهاي حديثي محض نداشته، فقيه است و كار خودش را انجام داده و خيلي خوب انجام داده و يك اثر ماندگار. ولي افرادي كه بتوانند يا مي‌توانستند در همه حوزه‌ها دخالت كنند و كسي به آنها ايراد نگيرد كه چرا دخالت كردي اينها انگشت‌شمار بودند؛ مثلاً شيخ طوسي, شيخ طوسي محدّث است. كتاب حديثي چه كتابي بهتر از تهذيب, چه كتابي بهتر از استبصار اگر كسي همين دو كتاب را داشته باشد به خوبي مي‌شود به عنوان محدّث او را معرفي كرد. ولي همين آقا متكلّم است كتابهاي كلامي متعدّد دارد، همين عزيز فقيه است كتابهاي فقهي گوناگون دارد؛ پنجاه و يكي دو اثر كه از ايشان باقي مانده و الآن چاپ شده متنوّع است پاسخ به شبهات و سؤالات و رجال است، حديث و تفسير است در هر بُعدي هم ايشان وارد شده اثرش ماندگار است و افرادي مثل شيخ طوسي, افرادي مثل علامه حلّي, افرادي مثل سيد مرتضي كه در همه حوزه‌ها دخالت كرده باشند و هيچ كسي ايراد نگرفته باشد چون مهارتشان در همه حوزه‌ها براي همه ثابت شده افراد انگشت‌شماري بودند.
من اين بخش اول عرايضم تمام شد. يك چند جمله‌اي مي‌خواهم راجع به آيت الله جوادي(دامت بركاته) عرض ادبي كنم. يكي از كساني كه در دوران ما به معني واقعي كلمه جامع است يعني در ابعاد مختلف سالهاست دخالت كرده، سالهاست بيان مي‌كند، سالهاست تدريس مي‌كند، سالهاست قلم مي‌زند يا گفتار ايشان را تنظيم مي‌كنند و هر منصفي هم با هر بُعدش مواجه مي‌شود جز آفرين چيزي نمي‌تواند بگويد؛ يعني اين آقا مفسّر است بله مفسّر است اين تفسير, اين تفسير كه هم از حيث تدريس سالهاي سال است دارند تدريس مي‌كنند حالا هم كه به عنوان مجلّدات كتاب تسنيم يا تفسير موضوعي مطرح شده هر كسي با تفسير سر و كار دارد خودش را از اين كتاب بي‌نياز نمي‌داند. همين آقاست كه سالهاست در قم فقه تدريس مي‌كند و همين آقاست كه كتابهاي فقهي نوشته‌شده دارد يا تقريرات دارد كه چاپ شده كه عرض كردم خيلي كم پيدا مي‌شود كسي در تفسير بتواند اين طور قدم بردارد در كنارش فقه او هم همين طور, نه فقط تفسير و فقه, در فلسفه، سالهاي سال فلسفه تدريس كند فلسفه‌اي كه ديگر ما رو دربايستي كه نداريم فلسفه‌اي كه سالها تدريس فلسفه ايشان از راديو پخش مي‌شد و همه كساني كه خودشان را اين‌كاره مي‌دانستند، اهل فن مي‌دانستند همه گوش دادند و گوشه و كنار ما شنيديم كه مي‌گويند ما درس ايشان نرفتيم؛ ولي از آن درسها استفاده كرديم حتي از دوران دانشگاهيان بنده گاهي شنيدم كه ما از آن درسها [استفاده كرديم] يعني اگر تفسير ايشان مي‌تواند خيلي خيلي برجسته باشد فقه هم همين طور است. الآن ايشان يكي از مراجع تقليد است. برويم سراغ فلسفه, فلسفه هم همين طور, بياييم سراغ عرفان مجلّداتي كه از عرفان ايشان چاپ شده كه همان تدريس ايشان است و بعداً چاپ مي‌شود هر بُعدي اتفاقاً حديث، من در سخنراني عرض كردم كمتر ما عالمي داريم كه اين طور با حديث آشنا باشد. ممكن است كسي بگويد آقاي آيت الله جوادي(دامت بركاته) كتاب حديثي‌شان چيست؟ نه من، كتاب حديثي سراغ ندارم؛ ولي اين قدر ايشان با حديث آشناست. مي‌شود انسان سخني از ايشان بشنود يك تفسير بشنود و ايشان با احاديثي يعني شما بگوييد شب قبل گشته اين حديث را پيدا كرده نه, يعني استعداد و حافظه و مراجعات مكرّر و مي‌دانيد اين همه برجستگي در ابعاد مختلف كه جز اين كلمه را نمي‌شود درباره ايشان گفت  «و جعله الله مباركا» عيسي اين طور مي‌فرمايد: ﴿جَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ﴾ اينها وجودات مباركي هستند البته اين طور نيست كه كار هم نكرده باشد تلاش نكرده باشد نه از اينها تلاش و كوشش فراوان و از خداي متعال هم عنايت كه اين طور در همه ابعاد بتوانند پاسخگو باشند. امروز يكي از كساني كه به خوبي هر مرجع تقليدي, هر استاد دانشگاهي, هر استاد حوزه اگر كسي بيايد بگويد آقا من در ابعاد مختلف دين شبهه دارم به راحتي ايشان را معرفي مي‌كنند كه آقا اگر ايشان وقت مي‌دهد خدمتشان برسيد هر شبهه‌اي داريد مطرح كنيد اين خيلي بايد شخصيت جامع باشد يك وقت كسي حديثي برايش مشكل است مي‌گويند برو نزد محدّث, يا آيه‌اي مشكل شده مي‌گويند برو نزد مفسّر. ولي ما كسي را داشته باشيم كه هر مشكل ديني و هر مشكل مربوط به حوزه‌هاي ديني را بتواند به بهترين وجه و احياناً در بسياري [از] موارد بدون سابقه يعني به قول ما ارتجاعاً همين الآن مطرح شود همين الآن پاسخ, اين جز اينكه تلاش و كوشش فراوان اين بزرگوار و عنايت خداي متعال, تلاش كه عرض مي‌كنم اين بحثها را چه بنده طلبه، چه عزيزان روحاني كه هستند، چه دانشگاهيان عزيز كه هستند اينها را نبايد همين طور سرسري بگذريم، هيچ كسي از نزد خود چيزي نشد تا تلاش نباشد تا كوشش نباشد ابتدايي كه ايشان مشرّف شدند قم، همان سالهايي بود كه ما هم اوايل تحصيلمان بود وارد قم شده بوديم يكي از دوستان ما با ارادتي كه به ايشان داشت از ايشان درخواست كرده بود ـ ايشان آن موقع در مدرسه حجتيّه حجره داشتند ـ از ايشان درخواست كرده بود كه شرح لمعه‌اي تدريس كنند بنده و يكي از دوستان و آن آقايي كه تقاضا كرده بود سه نفري بعد از نماز صبح مي‌رفتيم حجره ايشان براي درس شرح لمعه يك چند روزي ايشان تدريس كردند قدري هم با حيا به اصطلاح گفتند واقعاً نمي‌رسم, واقعاً تمام وقتم گرفته است؛ يعني اهل علمي كه صبح تا شام درس مي‌گويد, درس مي‌خواند, درس را بايد بنويسد و به فكر تفسير باشد، به فكر درس علامه طباطبايي باشد، به فكر درس آيت الله عظماي بروجردي باشد، به فكر درس آيت الله عظماي داماد باشد تلاش و كوشش شبانه‌روزي. بنده در آغازي كه طلبه شدم چون منزل ما تهران بود مدرسه مروي من رفت و آمد داشتم شايد آن موقع من كتاب صمديه مي‌خواندم و من آنجا ناظر بودم كه ايشان با يكي از عزيزاني كه خدا رحمتش كند از دنيا رفت دو نفري نزد يكي از بزرگان مكاسب مي‌خواندند، آيت الله جوادي با آن عزيزي كه از دنيا رفته؛ ولي همان موقع آيت الله جوادي درس مطوّل داشتند؛ يعني خودشان مكاسب مي‌خواندند مطوّل مي‌گفتند و آن جمعيّتي كه آنجا حاضر مي‌شد؛ يعني درس عمومي چون تهران اين طور نبود كه درس عمومي‌اش صد نفر باشد دويست نفر باشد؛ يعني از وقتي مدرسه بودند، تهران بودند، قم آمدند، حجره بودند، منزل رفتند شرايط عوض شد به طور كامل شبانه‌روز مشغول، مشغول, كسي بخواهد به جايي برسد همين طور است. من فكر مي‌كنم كوشش و تلاش ايشان, استعداد و ادب ايشان و عنايات خداي متعال باعث شد كه اين بزرگوار واقعاً يك عالم مبارك از هر جهت. همه مي‌دانيم انقلاب پيروز شد كساني هستند كه در ابعاد ديگر مشغول بودند؛ ولي به انقلاب نه اينكه مخالف باشند كاري نداشتند. ولي خيلي انسان تعجّب مي‌كند كسي با همه آن اشتغالات با همه آن علاقه‌ها بتواند مثل انقلابي‌ترين انقلابيها از روز اول در صحنه باشد و حتي در فرصتي به نظام كمك كند نمي‌دانم چند سال شد كه ايشان در شوراي عالي قضايي بودند و در همان فرصت چه خدماتي از ايشان و بعضي از دوستانشان مثل آيت الله بهشتي(رحمة الله عليه) براي تنظيم قواعد؟ انجام شد جز اينكه بگوييم بركت الهي است كه كسي عمرش بايد با بركت باشد.
علامه طباطبايي چگونه بود شهيد مطهري چگونه بود. آيت الله جوادي در طول شصت سال ايشان دارد تدريس مي‌كند اينها را انسان مي‌شنوند همين‌طوري مي‌شنوند نه تدريس سرسري نه تدريسي كه بناست صفحه‌اي بخواند و رد شويم، چون ذهن, ذهني است كه با تحقيق انس گرفته نمي‌تواند درس بي‌تحقيق بگويد، اصلاً استاد با استاد فرق مي‌كند؛ استادي هست كه اين انسش با سطح كتاب است همين را آماده كند و تحويل بدهد هم خودش راضي است، هم شاگردان. ولي كسي كه از همان اول با مثل علامه طباطبايي سر و كار داشته با مثل علامه شعراني سر و كار داشته سطحش را نزد بعضي از بزرگان علما كه رديف مراجع تقليد بودند خوانده اين ذهن با تحقيق انس گرفته نمي‌تواند درس را بي‌تحقيق بگويد اين كم كاري است؟! عرض كردم يكي از وظايف حوزويان انتقال علوم به نسل بعد است. امروز فكر نمي‌كنم در حوزه ما در سن و سال ما كسي باشد از حيث فلسفه رويش حساب شود بگويد من از ايشان استفاده نكرده‌ام, از حيث عرفان رويش حساب شود از ايشان استفاده نكرده باشد, اين اواخر از حيث تفسير، بزرگي مي‌گفت درست هم مي‌گفت مي‌گفت تفسير الميزان به جرأت مي‌توان گفت كه در پنجاه سال اخير هيچ كسي بحث تفسيري نداشته, بحث مرتبط با قرآن نداشته مگر اينكه از الميزان استفاده كرده علامه جوادي اين طور است در ابعادي واقعاً كساني كه پرورش يافتند از ايشان استفاده كردند ما خيلي بايد قدردان اين عزيزان با اين همه بركت باشيم.
اين طور جلسات براي عرض ادب و تشويق و ترويج و اينها خيلي خوب است؛ ولي هيچ مناسب مقام ايشان نيست. اگر بنا باشد روزي از ايشان تجليل شود، تكريم شود آن ابعاد مختلفي كه در طول شصت سال با اساتيدي آن‌چنان, با شاگرداني اين‌چنين با تأليفات اين جزوه‌اي كه من اخيراً ديدم با تعدادي از آثار ايشان البته آشنا بودم ولي چيزي را مي‌شنويد كه 120 تأليف حالا كوچك و بزرگ يا صد صفحه، دويست صفحه چهارصد صفحه يا دو جلد يا چهار جلد يا ده جلد, يك دوره ده جلدي فلسفه, يك دوره 25 جلدي تفسير كه بقيه‌اش چاپ شده, ‌نمي‌شود از كنار اين همين طور سرسري گذشت خيلي عظمت دارد خيلي، عرض كردم جز اينكه بگوييم خداي متعال براي حفظ دينش براي حفظ مكتب تشيّع همين طوري كه عزيز ما روايت را اول بحث خواندند «رحم الله امرأ أحياء أمرنا» خدا رحمت كند كسي كه امر ما را احيا كند اباصلت به امام رضا عرض كرد «كيف يحيي أمركم» چطوري امر شما را احيا كند؟ فرمود: ‌«‌يتعلّم علومنا و يعلّمه الناس» ياد بگيرد در اختيار ديگران بگذارد «و إنّ الناس لو عَرفوا محاسن كلامنا لاتّبعونا» اگر آن مثل علامه جوادي يكي از كارهاي مهمّشان كه ديگران هم شهيد مطهري هم در اين بُعد سهم دارد زدودن بعضي از چيزهايي كه نبايد به دين بچسبد دين ما مطابق عدل است، مطابق فطرت است اگر همان كه هست درست بيان شود و در اختيار جامعه قرار گيرد قبول مي‌كنند و اين عزيزان يكي از كارهاي مهمّشان اين است كه آن لُبّ دين را در اختيار بگذارند احساساتي نشوند هر حرف ضعيفي را كنار حرفهاي ديگر, خيلي خسته‌تان نكنم خواستم عرض ادبي خدمت ايشان كرده باشم و بيشتر با ايشان و خدمات ايشان آشنا شويم. حالا در راستاي همان نيازها كه عرض كردم در همه دورانها علماي ما پاسخگوي نيازها بودند ولي صد سال است كه نه، نيازها قدري بيشتر شده پاسخگوي بيشتر مي‌خواهد بعضيها گله مي‌كنند كه اين دوره‌ها آن طور كه بايد انجام نشده من حالا به آن بُعد كاري ندارم يكي از نيازها همين نيازي بود كه ايشان به اصطلاح تشخيص دادند كه ما يك بندگي داريم و يك زندگي, بندگي خدا ارتباط انسان با خدا، مي‌خواهد قرآن بخواند، مي‌خواهد دعا بخواند مي‌خواهد دعا كند ارتباط با خدا ولي زندگي انسان هم بايد در رديف بندگي‌اش باشد اگر ما مسلماني كه هستيم زندگيمان بايد زير سايه بندگي باشد ايشان تشخيص دادند كه مثل اينكه بسياري از افرادي كه به فكر بندگي هستند به فكر زندگي صحيح نيستند؛ يعني متوجه است كه بايد صبح دعا بخواند توجه دارد كه صبح بايد دعاي عهد بخواند اما توجه ندارد كه با همسايه بايد چطور رفتار كند، توجه دارد كه محرّم شد بايد زيارت بخواند؛ ولي توجه ندارد كه با خويشاوندانش با استادش با شاگردش با كارفرمايش, اگر زندگي بناست در سايه بندگي باشد همان ديني كه بندگي را مطرح كرده به بهترين وجه زندگي سالم را هم مطرح كرده. ايشان سالهاي سال بود كه اين را مطرح مي‌كردند كه ما خوب است كنار مفاتيح‌الجنان, جلد دومي داشته باشيم كه راه و رسم زندگي را به مردم نشان بدهد كه بحمدالله اين پيشنهاد جامه عمل پوشيده بيش از دو هزار روايت و بيش از دويست آيه در يك كتاب هفتصد صفحه‌اي در پنج بخش ارتباط انسان با انسان, ارتباط انسان با خودش, ارتباط انسان با حيوان, ارتباط انسان با نظام اسلامي, ارتباط انسان با محيط زيست اينها چيزهايي است كه مردم بايد بدانند حتي بنده روحاني ممكن است به اين توجه نداشته باشم. اين پيشنهاد بسيار خوبي بود و الآن جامه عمل پوشيده. ما اميدواريم كه همان طور كه الآن در محافل قرآن هست, كتاب مفاتيح هست كمتر خانه‌اي است كه انسان برود نماز بخواند بگويد مفاتيح مي‌خواهم بگويد نداريم, ما اميد داريم كه اين كتاب هم به تدريج با گذشت يك سال, دو سال كمتر، زيادتر با اطلاع‌رساني كه مي‌شود با ترويجي كه مي‌شود با كارهايي كه رسانه‌ها انجام مي‌دهند با آن خلوصي كه انجام شده با آن اخلاصي كه آن گروه انجام دادند و واقعاً براي رفع نياز عامه مردم بوده براي رفع نياز بوده اميدواريم جاي خودش را باز كند كه حتماً باز خواهد كرد و كتابي باشد كه انسان بتواند از آن درس زندگي بياموزد و بحمدالله روايات عربي‌اش هم چاپ شده كه اگر كم‌كم كساني كه دلشان مي‌خواهد روايات را حفظ كنند در محافل و مجالس بازگو كنند اين را هم مي‌توانند كتاب, كتاب بسيار ارزنده, مؤلف بسيار جليل و جليل‌القدر گروهي كه كار كردند با اخلاص همين طوري كه عرض كردم هم مأجور باشند و هم كتاب اثرگذار باشد براي هميشه اين اثر باقي كه ما اين را از قرآن ياد گرفتيم ﴿مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ﴾ اگر براي خودتان باشد از بين مي‌رود براي خدا باشد باقي مي‌ماند. اميدواريم كه اين كتاب از آثار باقيه اين عزيز براي مكتب اهل بيت باشد.
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


 




عکس