تاريخ:  1 دي 1394  
دكتر ديناني:
علامه جوادي آملي فقيه الفلاسفه و فيلسوف الفقهاء ست/ علوم با يكديگر خصومتي ندارند

به گزارش خبرنگار اسراء نيوز؛ غلامحسين ابراهيمي ديناني، چهره ماندگار فلسفه كشور در همايش «بررسي آرا و انديشه هاي حکمي و تفسيري آيت الله جوادي آملي از منظر پژوهشگران» بيان داشت: پيش از پرداختن به موضوع همايش بهتر است ابتدا در خصوص واژه دانشگاه سخن بگويم؛ دانشگاه محل دانش است که در زبان عربي الجامعه و انگليسي يونيورسيتي گفته مي شود و محلي است که جامع تمامي علوم بوده و همه چيز در آن وجود دارد؛ بنابراين، دانشگاه يعني محل دانش و علوم که با يکديگر خصومتي ندارند، هرچند ممکن است صاحبان علوم گاهي شيطنتي داشته و متخصصان علوم يکديگر را قبول نداشته باشند.
وي بيان کرد: دانشمندان گذشته ما به علوم زمان خود احاطه داشتند اما در روزگار ما به دليل آنکه علوم گستردگي پيدا کرده و تخصصي شده، اين امر دشوار است.
ابراهيمي ديناني دو رشته فقه و فلسفه را دو دانشي خواند که در طول تاريخ مشکلات بسياري براي آنها ايجاد شده و هنوز ادامه دارد، و بيان کرد: فلسفه، دشمنان بسياري داشته است که اين دشمني گاه از سوي برخي از فقها (البته تاکيد مي کنم برخي از فقها) و حتي برخي عرفا بوده است به طور مثال عطار در يکي از ابيات اشعار خود «کاف کف» را خوشتر از «فا فلسفه» مي داند؛ بنابراين، در طول تاريخ، فقه و فلسفه ماجراهاي بسياري ايجاد کرده اند و فيلسوفان بسياري در اين زمينه از جمله سهروردي کشته شده اند همچنان که ملاصدرا به مکان ديگر تبعيد و ابن سينا نيز آواره شد. اما بزرگاني بودند که هم فيلسوف بوده و هم فقيه همچون آيت الله جوادي آملي که مي توان ايشان را "فقيه الفلاسفه" و "فيلسوف الفقها" ناميد و نشان داد که فلسفه و فقه هيچ مشکلي با يکديگر نداشته و يک فرد مي تواند هم فيلسوف باشد و هم فقيه.
ابراهيمي ديناني در ادامه سخنان خود با تاکيد بر اينکه ملاصدرا از همه فقهاي عصر خود فقيه تر بود، تصريح کرد: البته او فردي محدث بود که البته اين جنبه ها بيشتر تحت الشعاع جنبه فلسفي اين دانشمند قرار گرفت؛ همچنين، ابن رشد فيلسوف اندلس يک دوره کتاب به نام فقه ابن رشد دارد که اين شخص در عين حال هم فيلسوف بود و هم فقيه و البته بر اساس فقه خود چند سال قضاوت کرد؛ در عصر ما نيز علامه طباطبايي (ره)، استاد آيت الله جوادي آملي نيز فيلسوفي بود که همزمان فقيه نيز به شمار مي آمد.
چهره برجسته فلسفه کشور در ادامه با بيان اينکه من و آيت الله جوادي آملي هر دو افتخار شاگردي علامه طباطبايي را سال ها داشته ايم، ابراز کرد: حضرت علامه جلسات شبانه و پنهاني در برخي از خانه ها داشت که من و استاد جوادي آملي در اين جلسات شرکت مي کرديم و ايشان عضو ثابت و هميشگي اين جلساتي بودند که به صورت شبانه پنجشنبه و جمعه هاي هر هفته برگزار مي شد.
وي علامه طباطبايي (ره) را فيلسوف بزرگي خواند که شاگردان بسياري تربيت کرد و افزود: بسياري از مردم ايشان را مفسر مي دانند اما از جنبه فلسفي علامه غافل هستند ضمن آنکه مرحوم طباطبايي فقيه و اصولي بزرگي بود و آثار بسياري در اين زمينه داشت و هر گاه ما اجازه چاپ اين آثار را از ايشان مي خواستيم با لهجه آذربايجاني پاسخ مي داد که حالا به اندازه کافي منابع و آثار فقهي وجود دارد.
چهره برجسته فلسفه کشور در ادامه با تاکيد بر اينکه بنابراين هم مي توان فقيه بود و هم فيلسوف، تصريح کرد: اکنون نيز آيت الله جوادي آملي شخصيتي اين گونه است که هم بر فقه اشراف دارد و هم بر فلسفه، بنابراين ميان اين دو دانش دشمني وجود ندارد و اتفاقا از قضاي روزگار ميان فقه و فلسفه مشترکاتي مي توان لحاظ کرد.
ابراهيمي ديناني با اشاره به مشترکات دانش فقه و فلسفه توضيح داد: فلسفه در خصوص هستي و قسم، شهادت و روح و تن سخن مي گويد به عبارت جامع تر از تدبير الهي در جامعه و نيز فقه از فرمان الهي در جامعه؛ بنابراين، فيلسوف از تدبير الهي در آفرينش و فقيه از فرمان الهي صحبت مي کنند با اين وجود حال آيا ميان تدبير الهي و فرمان او ناسازگاري وجود دارد؟!
وي با بيان اينکه فيلسوف تعقل کرده و فقيه با بيان فرمان الهي و اطاعت از فرمان خدا که احکام خمسه است به حق تعالي تقرب پيدا مي کند، گفت: فيلسوف به باطن امور مي رود و به ظاهر آن اکتفا نمي کند يعني از احساس و تخيل به تعقل مي رود و البته فقيه نيز اهل باطن است و همه احکام فقه که مربوط به عبادات است را بيان مي کند، عبادت بدون قصد قربت باطل است و اين سخن مورد اجماع تمامي فقها است مگر در احکام توسلي، بنابراين قصد قربت نيز قصد نزديکي به خدا و اين امر جزء باطن است.
ابراهيمي ديناني در پايان سخنان خود با تاکيد دوباره بر اينکه اختلافي ميان فقه و فلسفه نبوده و اين دو دانش با يکديگر ناسازگار نيستند و افراد بسياري بين اين دو علم را جمع کرده اند، خاطرنشان کرد: مگر مي شود فقه با تفکر و تعقل مخالفت داشته باشد؟ اما مردم گمان مي کنند فلسفه شاخ و دم دارد در صورتي که فلسفه يعني تفکر و تعقل، و فکر نيز فرآيندي است که تمام امور را در خود جاي داده و اگر فکر نبود گذشته و آينده و کسب قربت نيز معنايي نداشت.




عکس برگزیده