تاريخ:  6 دي 1394  
مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمن دکتر جوادی آملی؛
امام حسين(عليه السلام) کرامت الهي را براي انسان‌ها مي‌خواست

حجت الاسلام و المسلمن دکتر جوادی آملی ریاست بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء در گفتگو با ماهنامه فرهنگی اجتماعی "مهر و ماه" به فلسفه قيام عاشورا و شيوه درست عزاداري برای آن امام همام پرداخته است.

متن کامل مصاحبه حجت الاسلام و المسلمین دکتر جوادی آملی را در ادامه می خوانید:

درباره رويداد عاشورا بسيار گفته و نوشته‌اند، بازهم جاي گفتن و نوشتن باقي است. چرا که اين رويداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده‌اي برخوردار است که هر چه بيشتر به تحليل و بررسي آن پرداخته شود، زواياي تازه‌تري از آن آشکار خواهد شد. عاشورا هيچ‌گاه در محدوده زمان و جغرافياي خاصي محصور نمانده است، بلکه همواره الهام‌بخش تشيع در راستاي حرکت‌ها، جنبش‌ها و قيام‌هاي راستين شيعه و بسياري از نهضت‌هاي ديگر در برابر کانون‌هاي ظلم و کفر و نفاق بوده است.

سوال: آقاي دکتر! در ابتدا بفرماييد فلسفه قيام عاشورا چيست؟

حجت الاسلام و المسلمین دکتر جوادی آملی: چون سالار شهيدان حسين بن علي(عليه السلام)، عصاره همه انبياء و وارث اولياء و اوصياء الهي است، آنچه که به عنوان نهضت آن حضرت مطرح است، خلاصه همه اديان الهي خصوصا رهآورد رسول گرامي اسلام(صلّي الله عليه و آله و سلّم) است. آنچه که به لحاظ انحراف و تعريف در اديان گذشته بوده است در دين اسلام در عهد امويان خصوصا معاويه و يزيد در حال شکل‌گيري بود، لذا امام حسين(عليه السلام) فرمود که سنت رسول گرامي اسلام(صلّي الله عليه و آله و سلّم) دارد از بين مي‌رود: «إنّ السّنّةَ قفدل أميتَتْ». سالار شهيدان نهضت و قيامش را براي احياي سنّت رسول گرامي(صلّي الله عليه و آله و سلّم) واحياي قرآن قرار داد و اکنون جا دارد که همه مسلمانان خصوصاً أهل تسنن که خود را تابع سنّت پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) مي‌دانند، با آشنايي با انديشه و تفکري که در قيام سالار شهيدان حسين بن علي(عليه السلام) هست، بدانند که اين حرکت و نهضت مبتني بر سنّت رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) است. همان‌گونه که خود فرمود: «إني أسيرَ بِسيرة جدي و أبي علي بن أبيطالب» مسير حرکت و روش و شيوهٴ من براساس شيوه و روش رسول گرامي اسلام(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و سنّت علي بن ابيطالب(عليه السلام) است. بنابراين آنچه را که به عنوان فلسفه نهضت أبي عبدالله(عليه السلام) مي‌توان برشمرد و در سرآمد آن‌ها قرار مي‌گيرد، احياي حقيقت دين و مصون نگه داشتن آن از تحريف وانحرافي است که دستگاه ظلم اموي و خصوصاً معاويه و يزيد ايجاد کردند.

سوال: يکي از شبهاتي که درباره عاشورا مطرح مي‌کنند اين است که امام حسين(عليه السلام) با وجود اين که مي‌دانستند تعداد يارانشان اندک است و پيروزي ظاهري به دست نمي‌آيد، اما چگونه خودشان را به خطر انداختند. دلايل حرکت امام يا جنگ نابرابر امام را در روز عاشورا بفرماييد.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر جوادی آملی: از آن جايي که دين مبتني بر وحي الهي و اراده پروردگار عالم شکل گرفته است و منبع اصيل دين چيزي جز اراده الهي نيست، همه کساني که خاستگاه الهي دارند و از طرف پروردگار عالم مأمور به بيان، ابلاغ، ترويج واجراي دين هستند طبعاً از اراده الهي مدد مي‌گيرند و منشأ حرکت‌ها، گفتارها و رفتارهاي آنها فراتر از آن چيزي است که در ذهن بشر عادي مي‌آيد: گرچه عقلانيت و انديشه ناب در متن دين کاملاً وجود دارد و مورد توصيه هم هست، اما گاهي امر فراتر از اين امور است و تنها با اراده الهي ممکن است قابل تحليل و تبيين باشد. وقتي به امام حسين(عليه السلام) عرض مي‌کردند که رفتن شما به کوفه و مناطقي که در سلطه امويان است شايسته نيست، حضرت توضيح مي‌دادند که اين دسته از انسان‌ها به اصل و اساس دين حمله کردند و سنت‌ها و بدعت‌هاي ناروايي را بنا نهادند و آنگاه که جامعه اسلامي به رهبري همانند يزيد مبتلا شود بايد فاتحه اسلام را خواند. «عَلَي الإسلام السّلامُ اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد»، وقتي چنين شرايطي براي اسلام پيش بيايد بايستي فاتحه اسلام خوانده شود. اين‌جا مأموريت ويژه و امر خاص واراده الهي بر اين امر حاکم است لذا أبي عبدالله(عليه السلام) فرمود: «إنّ الله شَاءَ أنْ يراک قتيلا».

امام حسين(عليه السلام) براي تبيين دين، امر به معروف و نهي از منکر و دفاع از سنّت رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) اين حرکت را آغاز کرده بودند و همه شرايط را براي اين که اين امر به جنگ نيانجامد هم آماده کردند، اما در عين حال ميدانستند که مسيري که انتخاب کردند امکان دارد که به جنگ و جهاد منتهي شود، ولي براساس اراده الهي حرکت کردند. وقتي در نهايت مورد اين سؤال قرار مي‌گرفتند که آيا اين حرکت معقول است؟ مي‌فرمودند: اراده‌اي برتر از اراده بشري و انديشه‌اي فراتر از انديشه بشري وجود دارد که اين کار را انجام مي‌دهد. يعني انديشه‌اي از ساحت پروردگار اين اراده را انجام داده است. پيغمبر گرامي اسلام(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «إن الله شاء أنْ يراک قتيلا و إنْ الله قد شاء أن يَراهُنّ سبايا». اسارت و شهادت دو امري بودند که فراتر از عقل و انديشه بشري اتفاق افتاد براي اين که هيچ چاره‌اي و هيچ راهي براي صيانت از آخرين دين که همه اديان الهي در آن خلاصه هستند و همه صحوف آسماني در قرآنش قرار گرفته‌اند نبود.

اين حرکت براي پاسداري از همه اديان الهي و همه صحوف آسماني بود وخداي عالم اين امر را اراده کرده است و براساس اراده الهي، آن انساني که ولي الله و امام و مفترض طاعه و معصوم ومنزه از هر نوع خطا و اشتباه و لغزش است حرکت مي‌کند. بنابراين عقلانيتي که نوع بشر بدان توجه دارد، عقلانيت متوسطي است. اما عقلانيت پروردگار عالم در سخن و کلام و اراده‌اش با رسول الله، انبياي الهي و اهل بيت عصمت با معيارهاي عقلانيت متوسط سازگاري ندارد. اين را به عنوان عقلانيت وحياني ياد مي‌کنيم که ضمن برخورداري از همه ويژگيهاي عقلانيت بشري مباحث وحقايقي را فراتر از بشرعادي مي‌بيند و طبعاً براساس آن نگرش وسيع وعميقي که درآن عقلانيت متکي به وحي هست، اموري ديده مي‌شود که شايد بشر عادي از آن بهره‌ا نداشته باشد. لذا کساني به امام حسين(عليه السلام) اعتماد کردند که مي‌دانستند اما و عقل کل است و انسان‌ها را براساس اراده الهي هدايت مي‌کند. بنابراين اين دسته از رادمردان و پايمردان و شيعيان و مردان ويژه‌اي که حواريون حضرت حسين بن علي(عليه السلام) بودند، همواره در رکاب آن حضرت بودند؛ خصوصاً در عاشورا وقتي بحث فداکاري مطرح شد، آن‌ها به چيزي جز عقلانيت وحياني امام حسين(عليه السلام) توجه نداشتند و همه وجودشان را در راه آن امامي که عقل کل است و اين عقل کل خود را به اراده الهي وابسته مي‌داند، فدا کردند.

سوال: هدف حضرت، هدايت مردم بود و در سخنرانيهاي طول مسير و کربلا، تا آخرين لحظه سعي داشت مردم را نجات دهد و هدايت کند و در واقع با اين کار در پي عزت و کرامت واقعي انسان بود. اما از طرف ديگر دشمنان عزت و کرامت انساني را زير پا نهادند و حتي بعد از شهادت هم بدن‌ها را سر بريدند و .... عزت و کرامت انساني در ميان امام حسين(عليه السلام) و يارانش چگونه پاس داشته شده بود؟

حجت الاسلام و المسلمین دکتر جوادی آملی: گاهي اوقات کرامت انساني که از ناحيه پروردگار عالم و اديان الهي تعريف وتوصيف مي‌شود، با آنچه که بشر عادي از آن ياد مي‌کند متفاوت است. خداي عالم کرامت انساني را در پرتو خلافت انساني مي‌داند. اگر انساني در مسير خلافت الهي گام برداشت و اوصاف الهي و علم و اخلاق خدايي و آداب الهي را آموخت و از مسير عقلانيت و شهود حقايق برتر رفت و باجلوه‌هاي خدايي مرتبط شد، او صاحب کرامت خواهد بود. اما آن کرامتي که بشرعادي به آن توجه دارد کرامت زميني است. کرامت زميني به اين معناست که انسان نسبت به ساير موجودات برتري و رجحاني دارد. گرچه به لحاظ طبيعي براي انسان زمينه‌ساز کرامت الهي است، اما اين غايت دين نيست.

بايستي کرامت را از منظر دين تعريف کرد بعد به اين بحث پرداخت که امام حسين(عليه السلام) که صاحب مقام کرامت است و کرامت از عطاياي الهي بهره دارد، در اين خصوص به دنبال چگونه کرامتي بوده است. دشمنان سالار شهيدان کساني بودند که اصلاً بويي از انسانيت نبرده بودند و ددمنشي و خوي درندگي در آن‌ها در اوج بود. امام حسين(عليه السلام) با اين افراد از راه‌ها و طرق مختلف مذاکره و گفت‌وگو داشت تا آن‌ها را در مسير عقلانيت ديني قرار دهد، اما چون آن‌ها وابسته به هوي و هوس بودند اين مسير را دنبال نکردند.

سوال: اجازه دهيد کمي هم درباره انحرافاتي که گاهي در عزاداري سالار شهيدان شاهد هستيم صحبت کنيم. امروزه به نام عزاداري حضرت، بدعت‌هايي ايجاد شده، اعم از موسيقي‌هاي مبتذل و آهنگ‌هاي نامناسب و شعرهاي سبک و بي‌معني و ...؛ چطور مي‌توان عزاداري را از آسيب‌ها برحذر داشت؟

حجت الاسلام و المسلمین دکتر جوادی آملی: نهضت امام حسين(عليه السلام) الهي است وخاستگاه رباني دارد. قدرت وصلابتي که در اين نهضت وجود دارد براي دشمن و بدخواهان و منافقان و معاندان جاي مخالفت داشته، براي همين با شيوه‌هاي مختلف با اين حقيقت مخالفت مي‌کردند. تا آن‌جا که ممکن بود به نفي و زدودن اين حادثه پرداختند، حتي خاک قبر مطهر را صاف و تسطيح کردند و آن منطقه را به آب بستند و محل کشتزار قرار دادند و اجازه نمي‌دادند که براي زيارت و امثال آن کسي به آن منطقه نزديک شود. وقتي ديدند اين راه قابل زدودن نيست، شيوهٴ تعريف وانحراف در پيش گرفتند. يکي از اين راه‌‌ها بدعت در عزاداري است، چون يکي از مؤلفه‌هاي عمده نهضت ابي عبدالله(عليه السلام) عزاداري است. البته بايد جامعه ما عاقل وخردمند باشد و اين عزاداري و گريه و اشک و آه را به معرفت و عقلانيت اصيل ديني تکيه دهد و الا اشک بدون معرفت، ضجه و آه و ناله بدون آگاهي و شناخت، هيچ ثواب و ارزشي نخواهد داشت. عزاداري براساس فرهنگ اصيل ديني يک حقيقت شناخته شده است که در طول ساليان متمادي مراجع، علما وبزرگان دين براساس سيره متشرعه آن را اداره مي‌کردند .متشرعه کساني هستند که با مباني دين و حقوق و اخلاق آشنا هستند و بر مبناي اين شناخت و آگاهي که برگرفته از حقيقت کتاب و سنت است مسيري را به عنوان مسير عزاداري معرفي کردند. در بيانات امامان معصوم(عليه السلام) وحتي پيامبر گرامي اسلام(صلّي الله عليه و آله و سلّم) هست که بايد عزاداري صورت گيرد و بايد نسبت به حضرت امام حسين)(عليه السلام) عرض ارادت و گريه و ناله داشته باشيم، اما برخي شيوه‌ها و گونه‌هاي عزاداري درطول ساليان متمادي توسط کساني شکل گرفته که متشرع نيستند و زمينه‌هاي شريعت را به درستي نمي‌دانند. عزاداري، کار و عملي عبادي است و اين را فقها و صاحبان شريعت بايستي براي مردم بيان کنند و الا زمينه‌هاي عزاداري را با اين گونه مسائل آلوده کردن، نتيجه‌اي جز تحريف و انحراف در نهضت ابي عبدالله(عليه السلام) ندارد. بر همگان است که با عزاداريهايي که ريشهٴ شرعي ندارد و برگرفته از منبع اصيل ديني نيست، مخالفت کنند. چرا که اگر مخالفت نکنند اين چراغ و مصباح هدايت مکدر مي‌شود و ورود انسان‌ها به اين حوزه با نگراني خواهد بود. بايد با حرکت‌هايي که امروزه با خلط کردن موسيقي‌ها و ابزار لهو و لعب و صوت‌ها و غنا و مسائلي که هيچ شأنيتي براي هيچ بعدي از دين ندارد چه رسد به اين که در حد عزاداري تلقي شود، مخالفت شود. البته هم فقها و هم مراجع عظام تقليد و هم نظام با اين حرکت‌ها مخالفت کرده‌اند.

منبع: ماهنامه مهر و ماه ، شماره 5، آبان و اذر 1394
 




عکس برگزیده