عنوان: نمازجمعه (1371/03/22)
24/1/1390


نوع عنوان
عنـــــوان
خطبهٴ اول:
مهم‌ترين اعياد اسلامي و وظايف مسلمانان در آنها
استحباب سنت «قرباني»؛ و قبولي آن در سايه تقوا
اهميت عمل به سنت «قرباني»
اهميت رسيدن تقواي اعمال به خداي سبحان
سيرهٴ پيامبر اكرم و اميرمؤمنان(عليهما السلام) در عمل به سنت «قرباني»
اهميت سنت «قرباني» و اشاره به برخي ديگر از مستحبات
بيان اميرمؤمنان(عليه السلام) در هدف آن حضرت از حمد الهي و استعانت از خداي سبحان
مهجوريت و سكوت عالمان و اكرام جاهلان، نشانه جاهليت جامعه
تقوا و عمل به فرامين الهي، شرط تأثيرگذاري گفتار و نوشتار عالمان و واعظان
خطبهٴ دوم:
بيان امام هادي(عليه السلام) دربارهٴ تأثير اعمال انسان در تحقق رخدادهاي نحس يا مبارك
بيان امام هادي(عليه السلام) در ضرورت پرهيز از انسانِ غافل از عظمتِ خود و اشاره به تجارت‌خانه بودن دنيا
لزوم خدمت به محرومان و اشاره‌اي به خدمات جهاد سازندگي
اشاره به برخي وقايع هفته
ظهور حقارت مستكبران و جنون رباخواران در قيامت
عذاب دردناك ديوانگانِ اخروي به سبب آگاهي از ديوانگي خويش
بيان رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در ديوانه خوانده دنيازدگان
خطر فريبكاري نفس اماره و شيطان؛ و احساس تهي بودن دروني، در اثر كجروي
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
نحمد الله و نُثني عليه استتماناً لنعمته و استسلاماً لعزته و استعصاماً من معصيته و استعينه فاقةً الي كفايته انه لن يضل من هداه و لايَئِلُ من عاداه و لا يفتقر من كفاه فانه ارجح ما وُزن و افضلُ ما خُزن.
مهم‌ترين اعياد اسلامي و وظايف مسلمانان در آنها
بهترين سفارش، تقواي خداست. امروز كه دهم ذيحجه و عيد «اضحيٰ» است سفارش به تقوا را در سايه قرباني به همراه دارد. مهم‌ترين عيد در اسلام، بعد از انجام برجسته‌ترين عبادتهاست؛ عبادت يك‌ماهه ماه مبارك رمضان، به عيد «فطر» ختم است [و همچنين] عبادت معتمران و حاجيان، به عيد «قربان» ختم است. در عيد دو برنامهٴ رسمي [برقرار] است: يكي عبادي [و] يكي عبادي ـ مالي؛ در عيد «فطر» نماز عيد «فطر» عباديِ محض است منتها چون عيد اسلامي است، عبادي ـ سياسي خواهد بود [و] در كنار نماز عيد «فطر», زكات «فطر» است كه بر همگان واجب است (مگر بر نيازمندان) كه زكات «فطر» يك امر عبادي ـ مالي است. در عيد «قربان» همين دو برنامه ظهور دارد: يكي نماز عيد است كه عبادي ـ سياسي است [و] ديگري قرباني است كه عبادي ـ مالي است. تقوا را ذات اقدس الهي در همه امور عموماً و در مسئله قرباني خصوصاً، ذكر كرده است.
استحباب سنت «قرباني»؛ و قبولي آن در سايه تقوا
درباره زكات «فطر» فتوا به وجوب، مسلّم است [و] درباره قرباني، روايت بر وجوب آمده [و] روايت معتبري هم است كه قرباني واجب است بر كسي كه متمكن است ولي به استثناي بعضي از قدما كسي به وجوب فتوا نداد چون در همان روايت، كلمه سنت ذكر شده است[1] لذا مسلّم بين فقها همان استحباب قرباني است [براي] كسي كه مراسم حج تمتع ندارد و مانند آن؛ ولي اصل قرباني كه حكم فقهي‌اش اشاره شد از ديرترين زمانها سابقه دارد. در نماز جمعه كه سفارش تقوا مطرح است بهترين دستور تقوا از زبان شهيد فرزند آدم است كه بركت قرباني خود را در سايه شهادت تحصيل كرد؛ وقتي ذات اقدس الهي از فرزندان آدم سخن مي‌گويد مي‌فرمايد: ﴿وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْبانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ اْلآخَرِ﴾[2]؛ فرمود جريان فرزندان آدم را براي مردم تلاوت كن كه يكي از دو پسران او قرباني‌اش قبول شد و [قرباني] ديگري رد شد. در پايان آن قصه قبولي قرباني هابيل اين‌چنين قرآن سخن مي‌گويد: ﴿إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ﴾[3]. گرچه در فقه ثابت شد كه اين حصر، حصر اضافي است و تقوا شرط قبول نيست مثل عدل نيست (شرط قبول نيست چه اينكه عدل هم شرط قبول نيست) ولي تقواي در همان عمل، شرط قبول است. قرباني فرزند آدم را چون متقي بود خدا قبول كرد؛ مال حلال فراهم كردن و فقط براي رضاي خدا قرباني كردن مقبول است و بهترين جايزه‌اي كه خدا به هابيل داد همان فوز شهادت بود كه نصيب او شد.
اهميت عمل به سنت «قرباني»
هر عملي كه انسان را به خدا نزديك كند قرباني اوست لذا درباره نماز وارد شده است: «الصلاة قربان كل تقيٍ»[4]؛ نماز قرباني هر انسان پرهيزكار است ولي قرباني رسمي در همان روز عيد «اضحي» است. اگر تا كنون كسي موفق نشد بقيه روز را دريابد! در جمعه قبل هم به عرضتان رسيد كه از اين فوز و سنت الهي خود را محروم نكنيد، بگذاريد اين سنتها زنده بماند. درباره قربانيهاي حاجيان ذات اقدس الهي دستور خاص صادر كرد فرمود گوشت به خدا نمي‌رسد خون به خدا نمي‌رسد، تقواي عمل است كه به خدا نائل مي‌شود: ﴿لَنْ يَنالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوي مِنْكُمْ﴾[5]. در جاهليت قرباني بود منتها بعد از كشتن مثلاً گوسفند، مقداري از خونش را به ديوار كعبه مي‌ماليدند يا مقداري از گوشت قرباني را به ديوار كعبه آويزان مي‌كردند كه خدا بپذيرد؛ اسلام با اين‌گونه از خرافات مبارزه كرد فرمود گوشت و خون به خدا نمي‌رسد, اگر قرباني‌تان حلال بود و براي خدا بود روح دارد و آن تقواست [و] روح قرباني كه تقواي خداست به خدا مي‌رسد: ﴿وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوي مِنْكُمْ﴾.
اهميت رسيدن تقواي اعمال به خداي سبحان
تقوا به خدا مي‌رسد غير از آن است كه خدا از متقيان قبول مي‌كند؛ آن تعبير بلند ديگري است. برادران گرانقدري كه در نماز جمعه قم شركت مي‌كنند مقداري هم به خطيب حق بدهند كه نماز جمعه قم غير از نماز جمعه ديگر شهرهاست چون بسياري از چهره‌ها را كه من مي‌بينم از فضلا و علمايند, بايد خطبه محتواي ديگري هم داشته باشد البته بايد در سطحي هم باشد كه برادران گرانقدر غير روحاني هم طرفي ببندند. به هر تقدير اين عبارت ﴿وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوي مِنْكُمْ﴾[6] خيلي پربار است [و] غير از مسئله قبولي است [يعني] اگر كسي زائر بيت الله بود و قرباني كرد, تقواي اين عمل به خدا مي‌رسد نه [اينكه] به طرف خدا صعود مي‌كند كه ﴿إِلَيْهِ يَصْعَدُ﴾[7] [يعني] از آن هم بالاتر است و چون تقوا وصف جان متقي است، اگر تقوا نائل شد روح پاك مرد باتقوا هم نائل مي‌شود؛ اين آيه خيلي پربار است. به هر تقدير درباره قرباني آمده است كه اصل تقوا را ذات اقدس الهي در سايه تعليم قرباني به ما آموخت.
سيرهٴ پيامبر اكرم و اميرمؤمنان(عليهما السلام) در عمل به سنت «قرباني»
كساني كه به اين قرباني عمل كرده‌اند غير از فرزند پرهيزگار آدم يعني هابيل(رضوان الله عليه) انبياي ديگر [هم] اين راه را ادامه دادند تا رسيد به وجود مبارك نبي اكرم(عليه و علي آله آلاف التحية و الكرم). وجود مبارك پيغمبر دو قرباني مي‌كرد: قرباني اول را براي خود و اهل بيت خود [انجام مي‌داد و] مي‌گفت: «اللهم هذا عنّي و عمّن لم يضح من اهل بيتي»[8]؛ خدايا اين قرباني از من و از آن اعضاي خانواده‌ام كه قرباني نكرده‌اند اما قرباني ديگر را براي امتش انجام مي‌داد؛ گوسفند ديگر را با اين نيت ذبح مي‌كرد مي‌گفت: «اللهم هذا عنّي و عمّن لم يضح من امتي»[9]؛ خدايا اين قرباني از طرف خودم و آن گروهي از امتم كه اُضحيه و قرباني‌اي نداشتند. اگر رهبر به فكر مردم است، در خلوت و جلوت به فكر مردم است؛ اين اوج جود پيغمبر است كه رهبري را به رهبران ياد مي‌دهد كه براي تأمين سعادت و سلامت امت قرباني كنند؛ اين روح خيلي بلند است!
در نوبتهاي قبل به عرضتان رسيد كه مبادا احدي را با عترت طاهره قياس بكنيد چون اگر زندگي معصومين خوب برسي بشود آن ‌گاه معلوم مي‌شود كه چرا انسان خاك قبر اينها را مي‌بوسد و مي‌بويد؛ حساب آنها جداست كه «لا يقاس بهم احد»[10]. بعد از وجود مبارك نبي اكرم(عليه و علي آله آلاف التحية والكرم) نوبت به اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) رسيد؛ حضرت براي امت قرباني نمي‌كرد براي رهبر امت قرباني مي‌كرد؛ او هم گوسفندي را براي خود در مرحله دوم و گوسفندي را در مرحله اول براي نبي اكرم قرباني مي‌كرد. هنگام قرباني براي نبي اكرم به خدا عرض مي‌كرد: «بسم الله وجّهت وجهي للّذي فطر السّماوات و الأرض حنيفا مسلماً و ما أنا من المشركين إنّ صلاتي و نسكي و محياي و مماتي للّه ربّ العالمين اللهم منك و لك»؛ خدايا از توست و به تو برمي‌گردد, «اللّهم هذا عن نبيك»[11]؛ خدايا اين گوسفند و اين قرباني را از طرف پيغمبرت من قرباني مي‌كنم بعد گوسفند ديگر را از طرف خود قرباني مي‌كرد.
اهميت سنت «قرباني» و اشاره به برخي ديگر از مستحبات
يكي از همسران نبي اكرم عرض كرد من مالي ندارم قرباني كنم [لذا] قرض كردم [وقرباني كردم], فرمود آري قرض بكن و قرباني كن[12]. هم بگذاريد طبقه محروم و پابرهنه از اين گوشت استفاده كنند هم خودتان تبرك بجوييد؛ يك مقدار را خود يك مقدار محرومان و مستضعفان و پابرهنگان يك مقدار هم همسايگان چون فقر شرط نيست, بگذاريد آنها هم از اين تبرك بهره‌اي ببرند و به اين كار آشنا بشوند. اين ادب قرباني در اسلام بود. مرحوم صدوق از معصوم(عليه السلام) نقل كرد: «استفرهوا ضحاياكم فانّها مطاياكم علي الصراط»[13]؛ قربانيهاي فربه را انتخاب بكنيد؛ و اگر خودتان ذبح نمي‌كنيد و كسي براي شما سر مي‌برد، شما دست را كنار دست آن ذبح‌كننده بگذاريد و آن دعا را بخوانيد. اينها وظايف روز عيد است و ـ به لطف الهي ـ نماز عيد را خوانده‌ايد؛ بعد از ده نماز مستحب است آن تكبيرهاي معروف را شما در تعقيبات نمازتان ذكر كنيد يعني از ظهر روز جمعه تا پايان نماز صبح روز دوازدهم ذيحجه، پشت سر اين ده نماز آن تكبير «علي ما هدانا»[14] مستحب است؛ اين تعقيب را فراموش نفرماييد! اينها برنامه‌هاي مربوط به عيد است كه به ما آموختند قرباني‌تان اين‌چنين باشد و به همراه قرباني‌تان صعود خواهيد كرد.
بيان اميرمؤمنان(عليه السلام) در هدف آن حضرت از حمد الهي و استعانت از خداي سبحان
معمولاً نظم بحث اين بود كه عصاره‌هايي از خطبه‌هاي نهج‌البلاغه به مقداري كه در مجمع عمومي قابل طرح است به عرضتان برسد؛ نكات آموزنده خطبه اول به پايان رسيد [و] اكنون به خطبه دوم رسيديم. در خطبه دوم نهج‌البلاغه امير بيان(عليه آلاف التحية والثناء) فرموده است من ذات اقدس الهي را حمد مي‌كنم تا نعمت را او تتميم بكند و من در برابر عزتش تسليمم [و] به او چنگ مي‌زنم كه مبادا به تباهي تن در دهم و از او كمك مي‌گيرم زيرا كسي را كه او كفايت كند فقير نمي‌ماند, كسي را كه او هدايت كند گمراه نمي‌شود و مانند آن.
مهجوريت و سكوت عالمان و اكرام جاهلان، نشانه جاهليت جامعه
بعد اوضاع جهان را در عصر بعثت شرح داد كه حجاز در چه حالتي بود و ديگر جاها در چه شرايطي و پيغمبر چه كرد. رسم جاهلي را كه شرح داد فرمود سرّ عقب افتادگي مردم در جاهليت اين بود كه «عالمها مُلجَم و جاهلها مُكرَم»؛ عالم يا نمي‌گفت يا دهن‌بسته بود؛ يا آن هنر را نداشت يا مجبور بود كه خاموش باشد.
يك وقت كسي را مجبور نمي‌كنند و او مضطر به سكوت نيست ولي يك عالم درس‌خوانده‌اي است كه در برابر فساد فرياد برنمي‌آورد؛ درباره اين گونه از درس‌خوانده‌ها اين‌چنين رسيده است كه «الساكت عن الحق شيطان اخرس»[15]؛ كسي كه حق را تشخيص داد و حق را بيان نكرد شيطان ساكت است. گاهي انسان، شيطان ناطق است نظير همان بياني كه اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) به آن شخص جسور فرمود كه اين شيطان است كه بر تو دميد و از زبان تو سخن مي‌گويد؛ او شيطانٌ ناطقٌ [و] بعضيها كه در موقع حق‌گويي خاموش‌اند، شيطان دهن‌بسته‌اند؛ «الساكت عن الحق شيطان اخرس».
امير بيان(سلام الله عليه) فرمود عالمشان دهن‌بسته بود و جاهلشان مُكرَّم و مورد گرامي‌داشت بود. اين نشانه عصر جاهلي است؛ در هر جامعه‌اي كه علما و دانشمندان، حق بيان نداشته باشند و جاهلها مُكرَم و مُكرَّم باشند، اين عصر، عصر جاهليت، است لذا فاطمه زهرا(عليها آلاف التحية والثناء) برخي از مخاطبين را خطاب كرد فرمود در جامعه‌اي كه علي خاموش است در آن جامعه جاهليت حكومت مي‌كند: «﴿أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾[16]», بنابراين هم مردم بكوشند كه از علما بهره ببرند هم علما و دانشمندان بكوشند كه مردم را توجيه كنند.
تقوا و عمل به فرامين الهي، شرط تأثيرگذاري گفتار و نوشتار عالمان و واعظان
سخنراني كردن و كتاب نوشتن گوشه‌اي از تعليم است؛ اگر انسان به همراه حرفش و به همراه نوشتارش حركت نكند آن حرف خريدار ندارد. حرف را گوينده بايد برساند نه بلندگو، بلندگو حرف را به گوش مي‌رساند [اما] عمل گوينده حرف را به اعماق دل مي‌رساند. اگر دلي موعظت پذير باشد، در صورتي كه واعظ، متّعظ باشد، آن دل موعظه‌پذيري‌اش ظهور مي‌كند. آنچه در خطبه دوم آمده مطالب فراواني است كه بخشي از آن اين است كه در جاهليت «عالمها مُلجَم و جاهلها مكرَم».
ما از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم كه جامعه اسلامي را از خطر هر گونه جاهليت برهاند و نظام اسلامي را در سايه وليّ‌اش امام زمان (ارواحنا فداه) تا حضور آن حضرت حفظ بفرمايد!
مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرمايد!
مراكز علمي، حوزه‌هاي علمي و مراجع تقليد را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرمايد!
همه ما را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرمايد!
ارواح مؤمنين، علما، مؤلّفان علوم الهي، اساتيد و ارواح شهدا و روح امام راحل را با انبيا و اوليا (عليهم السلام) محشور بفرمايد!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ٭ اللَّهُ الصَّمَدُ ٭ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ٭ وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾
صدق الله العلي العظيم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي فطر السموات بغير عمد يدعمها و دسارٍ ينظمها و صلي الله علي جميع الملائكة المقربين و الانبياءِ المرسلين سيما خاتمهم و أفضلهم محمد.
اللهم صلّ و سلم علي ائمة المسلمين علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الحجة المهدي الموجود الموعود المنتظَر كافضل ما صليت و باركت و ترحمت و تحننت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجبيد.
بيان امام هادي(عليه السلام) دربارهٴ تأثير اعمال انسان در تحقق رخدادهاي نحس يا مبارك
هفته‌اي كه در پيش داريم چه اينكه هفته‌اي را كه پشت سر گذاشتيم مناسبتهاي در خور توجهي داشت و دارد. ميلاد مبارك امام دهم حضرت ابي‌الحسن الثالث امام هادي در اين هفته است؛ وجود مباركش طبق نقل مرحوم كليني و مرحوم شيخ طوسي(رضوان الله عليهما) در 212 هجري قمري به دنيا آمده كه امسال يعني 1412 هجري قمري, دوازدهمين قرن ميلاد آن بزرگوار است. به همين مناسبت مجلس بزرگداشتي ظاهراً در مدرسه فيضيه منعقد است كه شايسته است عموم, مخصوصاً آيات و حجج و علما و فضلا شركت بفرمايند.
حضرتش مانند ساير امامان معصوم(عليهم السلام) با خرافات مبارزه كرد. روزي ظاهراً حسن‌بن‌مسعود به حضورش شرفياب شد عرض كرد چه روز بدي بود, دستم آسيب ديد به جمعيت برخورد كردم دوشم آسيب ديد لباسم پاره شد خلاصه از نظر لباس و بدن امروز من آسيب ديدم چه روز مشئومي بود: «كفاني الله شرّك من يوم فما اشأمك»؛ وجود مبارك امام دهم طبق اين نقل فرمود تو هم اين حرف را مي‌زني با اينكه به مكتب ما آشنايي و به محضر ما رفت و آمد مي‌كني، عرض كرد مگر چه شد، فرمود گناه روز چيست، روز ظرف حوادث است گناهي ندارد، نحس و سعد به كار خود انسان برمي‌گردد، گناه خودت را بر [گردن] روز نگذار، تو بايد آسيبي مي‌ديدي [و] متنبه مي‌شدي، اين نحس روز نيست. بحث حدوداً مبسوطي حضرت فرمود و اين شاگرد متنبه شد[17].
بيان امام هادي(عليه السلام) در ضرورت پرهيز از انسانِ غافل از عظمتِ خود و اشاره به تجارت‌خانه بودن دنيا
بيان نوراني امام دهم(سلام الله عليه) اين است: «من هانت نفسه عليه فلا تأمن شرّه»[18]؛ كسي كه خود را گرامي نمي‌دارد و به عظمت خود پي نبرده است تو از شرّ او در امان مباش، ممكن است به تو آسيب برساند. دنيا را امام هادي(سلام الله عليه) معرفي كرد فرمود: «انما الدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون»[19]؛ دنيا بازاري است [كه] عده‌اي در اين تجارت سودي بردند [يعني] همانها كه راه شهادت را طي كردند راه آزادگي را انتخاب كردند راه جانبازي را انتخاب كردند راه مفقود شدن [در راه خدا] را انتخاب كردند ـ مبادا (خداي ناكرده) خاندانهاي گرانقدر شهدا جانبازان آزادگان مفقودان بگويند ما طَرْفي نبستيم اين نعمت را از دست ندهند ـ فرمود دنيا بازاري است كه عده‌اي استفاده كردند [و] اينها هستند كه ﴿يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ﴾[20] چون اينها هستند كه در سوره «صف» به اينها وعده داده شد: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلي تِجارَةٍ تُنْجيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ﴾[21] [و] عده‌اي هم ضرر كردند [كه] همانهايي هستند كه ﴿فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ﴾[22]. امام هادي(سلام الله عليه) فرمود دنيا بازار است [كه] انسان دارد عمر مي‌دهد و كالا مي‌گيرد [پس] ببيند چه مي‌گيرد؛ چيزي كه بايد بگذارد و برود [را] نگيرد [بلكه] چيزي كه به همراه مي‌برد [را] بگيرد.
لزوم خدمت به محرومان و اشاره‌اي به خدمات جهاد سازندگي
ظاهراً در زادروز امام هادي(سلام الله عليه) فرمان مبارك امام راحل(رضوان الله عليه) بر تشكيل جهاد سازندگي به منظور رسيدن به امور روستاييان محترم صادر شده است. امام راحل(رضوان الله عليه) فرمود اينها كه محروم‌اند حرفي نمي‌زنند و حرفشان هم به گوش كسي نمي‌رسد, به خدمت اينها بشتابيد. مبادا ـ خداي ناكرده كسي خود را فريب بدهد فرمود به خدمت اين عزيزان بشتابيد گرچه وقت نبود كه مسئولين محترم جهاد سازندگيِ اين بخش عملكرد گذشته‌شان مخصوصاً سال 1370 را و طرحهايي را كه براي سال 1371 دارند به عرض شما حضار گرانقدر برسانند و براي ما هم متأسفانه آن مجال وسيع نيست كه آنچه اين بزرگان و عزيزان به ما گزارش داده‌اند به عرض شما برسانيم ولي كارهاي فراواني در سال 1370 كرده‌اند و طرحهاي قابل توجه شاياني براي سال 1371 دارند اعم از كميته عمران و آبادي، كميته مربوط به دامداري, مربوط به كشاورزي و بخشهاي ديگر [يا] راههاي فراواني كه اينها احداث كردند يا مرمت نمودند [يا] كشاورزي را احيا كرده‌اند دامداري را تقويت كرده‌اند [يا] آبرساني را [و] تأمين وسائل بهداشت را [به عهده گرفته‌اند] كه ـ ان‌شاء‌الله ـ سعيهم مشكور! بايد به [اين] عزيزان گفت خدا از شما قبول كند: ﴿إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ﴾[23]؛ ولي بكوشيد كه بيش از پيش به محرومان خدمت كنيد كه آنها مجبور به مهاجرت نشوند. بخش عظيم بار جنگ را اين عزيزان كشاورز به دوش داشتند مخصوصاً منطقه عشايرنشين (اين هم درباره جهاد سازندگي).
اشاره به برخي وقايع هفته
دو پيام و دستور و سخن از مقام معظم رهبري بود كه در هفته گذشته داشتيم كه همه اينها نشانه تداوم راه امام راحل بود؛ هم آن پيامي كه مربوط به برائت از مشركين است هم آن سخناني كه با نمايندگان محترم چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي در ميان گذاشته‌اند.
ظهور حقارت مستكبران و جنون رباخواران در قيامت
اين حرفها را چون ما مكرر گفتيم و شنيديم و خوانده‌ايم و نوشته‌ايم تقريباً براي ما تازگي ندارد ولي سخن، سخن حق است: هر كسي هر مسئوليتي كه دارد اگر آن سمت براي او گوارا و لذيذ بود نه خدمت، بايد در عقل خود تجديد نظر كند! رباخوارها خود را خردمند و عاقلِ اقتصاد مي‌دانند؛ وقتي عقل، عقل دروغين بود خلافش راست است؛ هر چيزي اگر دروغ بود خلافش راست است. عده‌اي در قرآن كريم اين‌چنين معرفي شدند كه اينها مستكبرند؛ مستكبر يعني بزرگي را به خود مي‌بندد [و] بزرگي او دروغ است, وقتي بزرگي دروغ بود حقارت او راست است چون ديگر ممكن نيست هم بزرگي دروغ باشد هم كوچكي؛ اگر بزرگي دروغ بود كوچكي راست است (اين يك مقدمه) و در قيامت آنچه راست است ظهور مي‌كند (اين دو مقدمه) لذا مستكبران گذشته از اينكه در جهنم مي‌سوزند, به عذاب كوچكي و به عذاب تحقير مبتلا مي‌شوند كه فرمود عذاب الهون؛ موهون بودن تحقير شدن ذليل شدن, اين عذاب براي همه نيست؛ خب يك عده را مي‌سوزانند [اما] ديگر رسوا بكنند و تحقير بكنند نيست؛ عده‌اي محكوم شوند به سوختن [اما] مستكبر هم محكوم به سوختن است و هم در جمع مردم رسوا و تحقير مي‌شود. رباخوار نه تنها مي‌سوزد بلكه جنونش ظهور كند چون او خود را عاقل مي‌پندارد [در حالي كه] خردمندي و عقل او دروغ است چون عقل آن است كه مطابق وحي باشد, پس رباخوار كه خود را عاقل مي‌پندارد خردمند بودن او و عاقل بودن او دروغ است, وقتي عاقل بودن كسي دروغ بود ديوانه بودن او راست است چون ديگر ممكن نيست انسان نه عاقل باشد نه ديوانه؛ عاقل بودن رباخوار دروغ است و ديوانه بودن او راست (اين يك مقدمه) و در قيامت آنچه راست است ظهور مي‌كند (اين دو مقدمه)، لذا رباخوار در قيامت ديوانه محشور شود: ﴿الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ﴾؛ اين مخبَّطانه قيام مي‌كند.
عذاب دردناك ديوانگانِ اخروي به سبب آگاهي از ديوانگي خويش
يك سلسله بحثهايي در قرآن و [كلام] وحي هست كه تبيينش با اين مطالب دنيايي دشوار است؛ ديوانه هيچ رنجي ندارد چون دركي ندارد [البته] بستگان ديوانه وقتي ديوانه را در خيابان و كوچه مي‌بينند شرمنده‌اند چون بستگان درك دارند و خود ديوانه بي درك است؛ ولي ديوانه‌هاي قيامت اين‌چنين نيستند مي‌فهمند كه ديوانه‌اند اگر ديوانه بفهمد كه ديوانه است چقدر عذاب مي‌برد؟! رباخوار اين طور است [يعني] مي‌فهمد كه ديوانه است.
بيان رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در ديوانه خوانده دنيازدگان
وجود مبارك نبي اكرم(عليه و علي آله آلاف التحية والكرم) داشتند عبور مي‌كردند ديدند مصروعي غش كرد و افتاد [و مردم] دورش جمع شدند؛ حضرت فرمود چه خبر است چيست, عرض كردند ديوانه‌اي حالش به هم خورد و افتاد [و مردم] دورش جمع شدند؛ فرمود اين ديوانه نيست؛ عرض كردند يا رسول الله اگر او ديوانه نيست پس چه كسي ديوانه است, فرمود اين مريض است بايد او را به تيمارستان برد: «بل هو مصاب»؛ اين مريض است اين ديوانه نيست, مي‌دانيد ديوانه كيست, ديوانه كسي است كه «آثَرَ الدنيا علي الآخرة»[24]؛ آن كه دنيا را بر آخرت ترجيح داد [و] پست و مقام و ميز و منصب را بر شرف شرع ترجيح داد اين ديوانه است. در قيامت آنچه واقع است ظهور مي‌كند و آن روز معلوم شود كه چه كسي عاقل است و چه كسي ديوانه.
خطر فريبكاري نفس اماره و شيطان؛ و احساس تهي بودن دروني، در اثر كجروي
بايد به جدّ به اين مردم خدمت كرد و بايد اگر ـ خداي ناكرده ـ وصول خدمت به مردم براي ما گوارا نبود [و] ايصال خدمت به مردم براي ما گوارا بود در خود تجديد نظر كنيم, چون اين نفس اماره به استثناي انبيا و اوليا كه هنرِ زورمداريِ آنها را ندارد به سراغ همه خواهد آمد؛ حكما را به يك سبك فقيهان را به سبك ديگر مفسران را به سبك ديگر رهبران را به سبك ديگر (همه و همه). تا انسان نشناسد شيطان چه كاره است آسيب مي‌بيند. به تعبير بزرگان اهل تفسير كه گفتند شيطان به آدم و حوا(عليهما السلام) قسم ياد كرد گفت قسم به خدا من نسبت به شما خالصانه رفتار مي‌كنم و آن كار را كرد با آدم و حوا, نسبت به ما كه قسم خورد گفت به خدا قسم من اينها را گمراه مي‌كنم, آن وقت با ما چه خواهد كرد؟! ﴿فَبِعِزَّتِكَ َلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ﴾. شما هيچ احساس كرديد كه گاهي انسان احساس تهي بودن مي‌كند مي‌بيند چيزي در دستش نيست؟ ماها كه اين ‌طور هستيم چيزي در دستمان نيست براي اينكه هر چه كرده‌ايم براي بيرون كرده‌ايم؛ اگر شما در خود احساس پري كرديد, طوبي لكم و حسن مآب! اگر ديديد ـ خداي ناكرده ـ تهي هستيد بايد بدانيم كه راه را بيراهه رفته‌ايم. بيانات مقام معظم رهبري چه در پيام برائت مشركين چه درباره نمايندگان چهارمين دوره مجلس چه درباره ساير امت و هشدار به مسئولين و هشدار به ديگران آموزنده بود كه از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم مقام شامخ ايشان را به مجد و عظمت بيشتري برساند و آن توفيق را هم ذات اقدس الهي به همه ما مرحمت كند كه حق‌شناس مقام شامخ امامت و ولايت امام هادي (سلام الله عليه) باشيم!
پروردگارا! تو را به اسماي حسنايت قسم, لذت انس به خودت و لذت بيداري و هشياري و يقظه را در كامِ جان ما بچشان!
تو را به غيرتت قسم، لحظه اي ما را به غير خود واگذار مفرما!
تو را به عزتت قسم, نظام اسلامي را در سايه عزت خودت تا ظهور عزيزت حفظ بفرما!
مقام معظم رهبري را در سايه عزيز مقتدرت حفظ بفرما!
خدمتگذاران نظام اسلامي را به انجام وظايف مشروعشان آشنا و موفق بفرما!
مراكز علمي, حوزه‌هاي علميه مخصوصاً حوزه مقدسه قم را از گزند هر حادثه ناگواري حفظ بفرما!
همه مردم ايران اسلامي مخصوصاً بزرگواران شركت كننده در نماز جمعه را از عزت و سعادت و سيادت دارَيْن برخوردار بفرما!
روح مطهر امام راحل را همانند ارواح شهدا و صديقين و صالحين با انبياي اولواالعزم(عليهم السلام) محشور بفرما!
بين ما و قرآن و عترت لحظه‌اي جدايي نينداز!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ٭ اللَّهُ الصَّمَدُ ٭ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ٭ وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 488.
[2] . سورهٴ مائده, آيهٴ 27.
[3] . سورهٴ مائده, آيهٴ 27.
[4] . الكافي, ج 3, ص 265.
[5] . سورهٴ حج, آيهٴ 37.
[6] . سورهٴ حج, آيهٴ 37.
[7] . سورهٴ فاطر, آيهٴ 10.
[8] . وسائل الشيعة, ج 14, ص 205.
[9] . وسائل الشيعة, ج 14, ص 205.
[10] . بحارالانوار, ج 24, ص 274.
[11] . وسائل الشيعة, ج 14, ص 153.
[12] . من لا يحضره الفقيه, ج 2, ص 213.
[13] . من لا يحضره الفقيه, ج 2, ص 213؛ علل الشرايع، ج 2، ص 438.
[14] . الكافي, ج 4, ص 516.
[15] . فقه السّنة, ج 2, ص 611.
[16] . سورهٴ مائده, آيهٴ 50 ؛ بحارالانوار, ج 29, ص 226.
[17] . ر.ك: بحارالانوار, ج 56, ص 2 و 3.
[18] . بحارالانوار, ج 72, ص 300.
[19] . بحارالانوار, ج 75, ص 366.
[20] . سورهٴ فاطر, آيهٴ 29.
[21] . سورهٴ صف, آيهٴ 10.
[22] . سورهٴ بقره, آيهٴ 16.
[23] . سورهٴ مائده, آيهٴ 27.
[24] .
 


24/1/1390
عکس