عنوان: نمازجمعه (1371/09/20)
24/1/1390


خطبهٴ اول:
ادعاي زبير مبني بر بيعت كردن صوري با اميرمؤمنان(عليه السلام) و پاسخ آن حضرت
اشتباه برخي افراد در انتساب مطالب خطبه هشتم نهج‌البلاغه به امام حسن(عليه السلام)
شدّت فاصله ميان مؤمنان و تبهكاران
سوگند شيطان جهت گمراه كردن انسان و چگونگي پَست‌تر بودن برخي رهبران كفر از شيطان
علت برتر شدن انسان از فرشته يا پَست‌تر شدن او از ابليس
بيان اميرمؤمنان(عليه السلام) دربارهٴ سستي سران جمل وقبح ادعا كردن و خروشيدن بيش از انجام عمل
اشكال اصمعي بر يكي از جملات خطبه نهم و پاسخ ابن‌ابي‌الحديد
خطبهٴ دوم:
اشاره به سالگرد شهادت آيت‌الله دستغيب و برخي فضايل ايشان
عظمت دختران مكرمه امامان(عليهم السلام) و احترام و علاقه ويژه رسول اكرم و حضرت فاطمه(عليهما السلام) نسبت به يكديگر
الگو و نمونه بودن زنان با ايمان براي مردان و زنان
ضرورت تأمين نيازهاي قشر زن توسط زنان
فتنه‌انگيزي دولتمردان آمريكا و اشاره به ماجراي تخريب مسجد «بابري» و عكس العمل مردم و مسئولان
دخالت و فتنه‌گري آمريكا در سومالي و حكم ناعادلانه دولت مصر در اعدام تعدادي از انقلابيون مسلمان اين كشور
هشدار كوبنده امام علي(عليه السلام) دربارهٴ خطر ياري نكردن دين خدا
گرفتاري مسلمانان در دست ظالمان، در اثر كوتاهي در حمايت از دين الهي
اجابت سريع دعاي خالصانه در ماندگان
فتنه‌‌انگيزي سران حزب بعث عراق بر ضد ايران
واقعه نجات پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) از دست مشركان با عنايت ويژه الهي و اشاره سريع الاجابه بودن خداوند
ملاقات رهبر انقلاب با مسئولين كنگره شيخ مفيد و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي
 
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يَحمده و لا يُحصي ثنائه الّا هو و صلي الله علي جميع الملائكة المقربين و الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله(ارواح من سواه فداه) بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله.
ادعاي زبير مبني بر بيعت كردن صوري با اميرمؤمنان(عليه السلام) و پاسخ آن حضرت
اوصيكم و نفسي العاصية بتقوي الله الذي اَمَرَنا الله به! هيچ جامه‌اي براي بشر بهتر از لباس تقوا نيست؛ آن جامه‌اي كه انسان را از سرد و گرم هر تباهي حفظ مي‌كند لباس تقواست.
در هشتمين خطبه نهج‌البلاغه چنين آمد كه زبير ادعا كرد من با دست با علي بيعت كرده‌ام ولي با دل بيعت نكرده‌ام؛ وجود مبارك حضرت فرمود: «يزعم أنّه قد بايَعَ بيده و لم يُبايِعْ بقلبِهِ فقد أقَرَّ بالبَيعة و ادَّعَي الْوَليجَةَ فَلْيأتِ عليها بأمرٍ يُعْرَفُ و إلاّ فَلْيَدْخُلْ فيما خَرَجَ منه». زبير براي روشن كردن جنگ جمل از صف مسلمين بيرون رفت؛ وجود مبارك حضرت فرمود او به بيعت اقرار كرد مي‌گويد من قلباً مايل نبودم، آن اقرارش مسموع است ولي اين ادعايش دليل طلب مي‌كند، اگر دليلي بر اين دعوا نداشت وارد صفي بشود كه از آن به در آمد؛ اگر شما بيعت وليّ‌‌تان را پذيرفته‌ايد اطاعت كنيد.
 
اشتباه برخي افراد در انتساب مطالب خطبه هشتم نهج‌البلاغه به امام حسن(عليه السلام)
اين سخن گرچه به امام مجتبي(عليه السلام) اسناد داده شد ولي ظاهراً سخنراني حسن‌بن‌علي(عليهما السلام) تلفيقي از خطبه‌هاي بلند علوي(سلام الله عليه) است؛ اينها گفته‌هاي بزرگانشان را در سخنرانيها و نامه‌ها حفظ مي‌كردند. وقتي ابن‌زبير به حمايت از پدرش آن صحبت را طرح كرد وجود مبارك امام حسن هم سخنان علي(سلام الله عليه) را در سخنراني اعلام كرد لذا برخي پنداشتند اين هشتمين خطبه نهج‌البلاغه از حسن‌بن‌علي(عليهما السلام) است. اگر تقوا نباشد انسان در برابر رهبري امام معصوم(عليه السلام) مي‌ايستد.
شدت فاصله ميان مؤمنان و تبهكاران
بزرگان اخلاق فرموده‌اند تفاوت در افراد يك نوع هست اما نه به اندازه‌اي كه در نوع انساني هست يعني در بين جمادها طلاي خوب با طلاي بد فرقشان محدود است معدنيهاي ديگر هم اين‌‌چنين‌اند [يا] در بين گياهان، درخت سيب بد و درخت سيب خوب فرقشان محدود است [يا] در بين حيوانات، شير بد و خوب يا گوسفند بد و خوب فرقشان محدود است، اين انسان است كه بين بد و خوبش از بي‌كران تا بي‌كران فاصله است. از آن طرف شنيده‌ايم كه در نثر و نظم فارسي و عربي گفته‌اند انسان به جايي مي‌رسد كه از فرشته برتر مي‌شود چه اينكه رسيد (در آن طرف زياد گفتند و نوشتند) اما بنگريد از اين طرف انسان به كدام مرحله‌ سقوط مي‌كند كه از هر شيطاني فريبنده‌تر مي‌شود. از آن طرف بار ديگر از ملك پران مي‌شود[1] ولي از اين طرف بار ديگر از ابليس گمراه‌كننده‌تر مي‌شود.
 
سوگند شيطان جهت گمراه كردن انسان و گونگي پَست‌تر بودن برخي رهبران كفر از شيطان
ابليس دشمن قسم‌خورده است نه بي قسم ـ اينكه مي‌گويند دشمن قسم‌خورده، چون شيطان است كه قسم ياد كرده ـ هم درباره آدم و حوا(عليهما السلام) قسم خورد كه من نسبت به شما صالح و ناصحم: ﴿وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ﴾[2] و هم درباره افراد عادي و فرزندان آدم سوگند ياد كرد [كه] به خدا عرض كرد: ﴿فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴾[3]؛ به خدا گفت قسم به عزتت من اينها را گرفتار مي‌كنم؛ اين مي‌شود دشمن قسم‌خورده. بدتر از او دشمن غير قسم‌خورده است چون بدتر از كافر، ملحد است و مشرك؛ شيطان ﴿كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾[4] يعني خدا را به عنوان خالق قبول داشت: ﴿خَلَقْتَنِي مِن نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ﴾[5] [و] عزت خدا را هم قبول داشت گفت به عزت تو من اينها را فريب مي‌دهم؛ اما لنين و استالين ملحد كه نه به خالقي معتقدند و نه به رب ‌[و] مشرك‌اند، اينها از هر شيطاني بدتر هستند.
علت برتر شدن انسان از فرشته يا پست‌تر شدن او از ابليس
چرا انسان از سمت صعود از مَلَك مي‌گذرد؟ چون جان سيال دارد [و] به همان دليل در سمت سقوط از ابليس پايين‌تر مي‌رود زيرا هوش سيال وسيله‌اي است براي انسان چه در سقوط چه در صعود لذا بزرگان اخلاق گفته‌اند كه انسان بايد مواظب باشد [چون] بين بد و خوب او از بي‌كران تا بي‌كران فاصله است. درباره شيطان آمده است كه خدا فرمود جهنم را از تو و پيروانت پر مي‌كنم اما آن دَرَك اسفل جهنم جاي شيطان است يا جاي منافق؟ فرمود: ﴿إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأسْفَلِ مِنَ النَّارِ﴾؛ آن‌كه در دنيا به اسفل سافلين رفت، در آخرت به درك اسفل سقوط مي‌كند. اين خطر براي همه ما در همه حال هست، آن پاكان كه اوحديّ از انسانها هستند [و] مخلَصين‌اند مستثنايند.
بيان اميرمؤمنان(عليه السلام) دربارهٴ سستي سران جمل و قبح ادعا كردن و خروشيدن پيش از انجام عمل
در خطبه بعد وجود مبارك حضرت فرمود اينها كه واقعه جمل را به پا كرده‌اند خيلي رعد و برق نشان داده‌اند ولي رعد تهي‌مغز بود و برق درون‌خالي «و قد أرعَدوا و أبْرَقوا و مع هذين الأمرين الْفَشَلُ و لَسْنَا نُرْعِدُ حتّي نُوقِعَ و لا نُسيلَ حتّي نُمْطِرَ»؛ فرمود اينها خيلي كرّ و فرّ داشتند ولي كاري از پيش نبردند؛ رعد بي باران بود؛ ولي ما قبل از خروش و رعد حمله مي‌كنيم [و] مي‌كوشيم كه فرياد آنها به در آيد نه داعيه ما [و] ما اين‌قدر مي‌باريم كه سيل آنها را ببرد؛ «و لا نُسيلَ حتي نُمْطِرَ»؛ اول مي‌باريم بعد سيل مي‌شويم. آنچه در جهان كنوني گذشت ديده‌ايد رعد و برقي بيش نبود ولي شما پيروان علوي(عليه السلام) اين‌قدر باريديد كه هم سيل‌گونه سلسله پهلوي را برديد و هم سيل‌گونه اتحاد مشئوم غرب و شرق را از بين برديد و اكنون نوبت از بين بردن توطئه‌هاي ديگر است.
اشكال اصمعي بر يكي از جملات خطبه نهم و پاسخ ابن‌ابي‌الحديد
سخني را اصمعي مي‌گويد كه «ارعَدَ» و «ابَرقَ» بر خلاف لغت است؛ وقتي شعر كميت را به عنوان شاهد ارائه كرده‌اند گفت كميت كسي نيست كه به حرف او بتوان احتجاج كرد ولي ابن‌ابي‌الحديد مي‌گويد سخن علي حجت بر اصمعي است[6]. بنگريد ببينيد اين خطبه نه تنها آن معارف بلند را به همراه دارد ادب را هم تأمين كرده است با اينكه اصمعي از لغت‌شناسان به نام و مقبول ادب عرب است ولي ابن‌ابي‌الحديد مي‌گويد گفتار علي حجت بر اصمعي است. اين نكته براي آن است كه عزيزان ادب‌دوست به جاي رو آوردن به قصايد عرب و خواندن نثرهاي بي‌محتواي عرب‌زبان نهج‌البلاغه را محور برنامه‌هاي ادبي قرار بدهند.
پروردگارا! ما را به علوم عترت طاهره آشنا و به سنت اينها مقتدي بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
 
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي فطر السماوات بغير عمد يدعمها و بغير دِسارٍ ينظمها و صلي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل‌بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في الأرضين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله.
اللهم صلّ علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمد‌بن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الهادي المهدي المنتظر الموعود افضل ما صليت و باركت و ترحمت و تهننت علي ابراهيم و آل‌ابراهيم انك حميد مجيد.
اشاره به سالگرد شهادت آيت‌الله دستغيب و برخي فضايل ايشان
مناسبتهاي اين هفته اعم از گذشته و آينده فراوان است. امروز سالروز شهادت آيت الله دستغيب(رضوان الله عليه) است كه مورد تهاجم كوردلان نفاق‌انديش قرار گرفت و شربت شهادت نوشيد. او نه تنها اهل قلم و درس بود، اهل حال و دل هم بود، لابد دعاي «كميل» او را در بعضي از شبها مي‌شنويد. خدايش با سالار شهيدان محشور كند و ياد و نام او را همچنان زنده نگه بدارد!
عظمت دختران مكرمه امامان(عليهم السلام) و احترام و علاقه ويژه رسول اكرم و حضرت فاطمه(عليهما السلام) نسبت به يكديگر
هفته‌اي كه مقداري از او گذشت مقداري در پيش داريم به مناسبت ميلاد نور [يعني] فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به عنوان هفته زن و روز مادر ناميده شد. يكي از ره‌آوردهاي انقلاب اسلامي شناخت مقام والاي زن است. اگر ديده‌ايد فاطمه و زينب كم‌اند چون علي و حسين(عليهم آلاف التحية والثناء) برنامه‌هاي‌شان محدود بود. اگر برنامه‌هاي الهي و قلم قضا براي سجاد و صادق و باقر و كاظم(عليهم السلام) كربلايي تدوين كرده بود آن‌ گاه مي‌ديديد دختران سجاد و صادق و باقر و كاظم(عليهم السلام) چون دختران علي(سلام الله عليه) همتاي شهدا گام برمي‌داشتند نبايد گفت اينها كم‌اند، چون برنامه‌هاي تدوين‌شده خدايي كم بود؛ ممكن نبود كه امام باقر چون سالار شهيدان به خاك بتپد و خواهرش نخروشد [زيرا] اينها همه و همه تربيت‌شدگان فاطمه‌اند، بنگريد كه فاطمه كيست! شما نه تنها در جوامع روايي ما بلكه در جوامع روايي اهل سنت اين تعبير بلند را مي‌شنويد: «فَرُبَّ حامل فقهٍ الي من هو افقهُ منه ورُبَّ حامل فقه ليس بفقيه»[7] آنه‌كه اين را گفت و آنه‌كه اين را نقل كرد هيچ كدام به عمق اين سخن پي نبردند. درباره عظمت فاطمه فريقين سخن زياد گفتند اما از عايشه پرسيدند سيرت رسول اكرم درباره برخورد با فاطمه(عليهما الصلاة و عليهما السلام) چه بود؛ او ناخودآگاه آنچه را ديد گفت نه آنچه را كه فهميد؛ گفت «كانت اذا دخلت علي النبي قامَ اليها فَقَبلها و اجلسها في مجلسه و كان النبي(صلّي الله عليه و آله و سلّم) اذا دخل عليها قامت مظن مجلسها فَقَبَّلته واجلسته في مجلسها»[8]؛ گفت دأب اين پدر و دختر اين بود كه هر وقت فاطمه وارد مي‌شد پيغمبر نه تنها به احترام فاطمه برمي‌خاست و او را مي‌بوسيد و به جاي خود مي‌نشاند؛ نه تنها «قام لها» بلكه «قام اليها». شما وقتي در يك مجلس نشسته‌ايد دوستانتان كه از شما كوچك‌ترند يا همتاي شمايند وقتي وارد محفلتان شدند به احترام آنها برمي‌خيزيد [كه] اين مي‌شود «قام له» ولي اگر عزيزتان وارد شد چه مي‌كنيد؟ همان «قام له» است يا «قام اليه» است؟ براي او برمي‌خيزيد يا به سوي او برمي‌خيزيد؟ وقتي استادتان وارد مجلسي شد [و] عزيز دلتان وارد محفلي شد، از جايتان برمي‌خيزيد و چند قدم به سوي او مي‌رويد و او را در آغوشِ مهر مي‌كشيد؛ «كانت اذا دخلت علي النبي قام اليها و فقبَّلها و اجلسها في مجلسه» [كه] اين «كانت» هم نشانه استمرار است؛ اين زهراست!
اگر علي با سقيفه رو به‌رو شد زهرا به ميدان آمد؛ اگر حسين با كربلا در افتاد زينب به ميدان آمد و اگر سجاد و باقر و صادق و كاظم و رضا و تقي و نقي(سلام الله عليهم اجمعين) به ميدان آمده بودند دخترانشان هم آمده بودند منتها هر كدام از اينها نظير فرشته كه ﴿وَمَا مِنَّا إِلاّ لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ﴾[9] برنامه الهي [خاص] داشتند. و ما ادراك ما الزينب و ما الفاطمة! انقلاب چون از اين سفره نشئت گرفت محصولش را منتشر كرد و زنان گرانقدر امت اسلامي حق‌شناسي كردند و عظمت خود را هم در كسوت مادري و هم در كسوت حضور در صحنه ارائه كردند.
 
الگو و نمونه بودن زنان با ايمان براي مردان و زنان
بارها به عرضتان رسيد قرآن وقتي نمونه مردم خوب را ذكر مي‌كند نام زنها را مي‌برد؛ نمي‌گويد زنها الگوي زنان خوب‌اند نمي‌گويد «ضرب الله للاتي آمن» امرأة فرعون يا «مريم» نمي‌گويد نمونه زنان خوب آسيه و مريم‌اند [بلكه] مي‌گويد نمونه مردم خوب مريم است نمونه مردم باايمان آسيه است[10]. همان طوري كه علي(سلام الله عليه) نمونه همه است زينب و فاطمه نمونه مردم خوب‌اند نه نمونه زنان نه نمونه مردان بلكه نمونه مردم خوب‌اند؛ «مردم» در فرهنگ محاوره اعم از زن و مرد است. اميدواريم كه اين قشر معظم بيش از پيش حق خود را بشناسند و در تمام سطوح [از] آن زحمتي كه براي انقلاب كشيده‌اند بهره ببرند!
ضرورت تأمين نيازهاي قشر زن توسط زنان
به ما گفتند بهترين چيز براي زن آن است كه مرد را نبيند مرد هم او را نبيند[11]؛ اين معنايش انزوا نيست، خب بالأخره كارهاي زن را بايد زن ديگر انجام بدهد يا بايد گفت زن در كارها هيچ به حساب نيايد نظير هند قديم؟ اين‌‌چنين كه نيست؛ نه مي‌توان گفت زن مريض نشود نه مي‌توان گفت زن نيازي به طبيب نداشته باشد نه مي‌توان گفت زن نيازي به علوم نداشته باشد (اين را كه نمي‌شود گفت). اين دو پيام دارد: آن پيام منفي‌اش اين است كه زن با بيگانه تماس نگيرد [و] پيام مثبتش اين است كه كاري بكند كه با بيگانه تماس نگيرد يعني تمام نيازهاي خود را خود برآورده كند.
فتنه‌انگيزي دولتمردان آمريكا و اشاره به ماجراي تخريب مسجد بابري و عكس العمل مردم و مسئولان
مناسبتهاي ديگر [اينكه] اين هفته از پرماجراترين هفته‌هايي بود كه اين نظم نوين جهان به سوغات آورده [كه] ﴿إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا﴾[12]؛ تازه كلينتون به مقام رسيده آسيا را آشوب كرد اروپا را به آتش كشيد آفريقا را دارد ويران مي‌كند، حالا در مناطق ديگر كه به نحو مقطعي آشوب است بماند! شما وضع آسيا [و] شبه‌قاره هند از يك سو وضع اروپا از سوي ديگر وضع آفريقا از سوي سوم را بررسي كنيد ببينيد اين نظم نوين چه كرده است! ﴿ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ﴾[13]. مسجدي است به نام مسجد «بابري» كه بيش از چهار قرن قدمت و قداست داشت و دارد، بيش از صد ميليون مسلمان هند و بيش از يك ميليارد مسلمانان جهان با چشم قداست به اين مسجدي كه داراي قدمت و قداست است مي‌نگرند، بيش از هزار و صد نفر تا كنون كشته به جا گذاشت و در حدود سه هزار مسجد در هند است، اين آغاز ويراني مساجد ديگر است. اين خطر عظيم را خيال كردند يك حادثه محلي است؛ يك وقت دولتي براي تعريض خياباني خانه يا واحد تجاري را ويران مي‌كند [كه] آن كار محلي است [اما] يك وقت معبد مسلمين را به دست تخريب مي‌سپارد؛ اين از منطقه هند گذشته است. همان طوري كه حرمين در اختيار عربستان نيست مسجد الاقصي در اختيار فلسطين نيست، مسجد هيچ سرزميني در اختيار دولت آن سرزمين نيست [زيرا] مسجد، بيت الله است، لذا مقام معظم رهبري در اين پيام هم وظيفه دولت هند را گوشزد كردند هم وظيفه مسئولين بلندپايه ايران اسلامي را تبيين كرده‌اند هم رهنمود نسبت به مسلمانان داخل و خارج داده‌اند لذا همه در برابر اين اضلاع سه‌گانه پيام مقام معظم رهبري هوشيارانه عمل كردند. دولت هند از آن جهت كه بي‌كفايت بود بايد ترميم كند؛ هم مسببين را محاكمه كند هم اين مسجد قديمي و مقدس را بازسازي كند و هم بداند كه اگر هندوها در شبه قاره هند بيش از مسلمانها هستند، در كل جهان كم‌ترند، اگر بنا بشود اقليت امنيت نداشته باشد، هندو در امان نيست. آنچه وظيفه دولتمردان هند است پي بردن به اشتباه و ترميم آن سيئات است آنچه هم مسئولين بلندپايه ايران اسلامي در اثر پيام مقام معظم رهبري به وزارت امور خارجه دستور دادند [و] امتثال كردند آن هم جاي تقدير است. در پرتو اين پيام مقام معظم رهبري، مراجع گرانقدر و عظيم‌الشأن شيعه كه همواره حامي نظام و مؤيد مقام معظم رهبري بوده‌اند و هستند بيانيه‌اي صادر فرمودند[و] به استناد اين حمايت و آن ابتكار، حوزه‌هاي علميه تعطيل شد كه ذات اقدس الهي به همه دست‌اندركاران حوزه‌هاي سراسر كشور علم و شرح صدر عنايت بفرمايد! بازاريان گرانقدر در سراسر ايران تعطيل كرده‌اند كه از لطف خاص خدا برخوردار باشند! دانشجويان عزيز در تهران تظاهرات چشمگير ارائه كردند [و] طلاب گرانقدر هند و غير هند تظاهرات چشمگيري چه در قم و چه در تهران برگزار كردند كه مُثاب و مأجورند! امروز هم كه در سراسر ايران اسلامي مسلمانهاي آگاه و بيدار در صحنه حضور پيدا كردند و براي تقديس و تكريم اين بناي الهي راهپيمايي كردند و در مصلاهاي شهرهاي خود در نماز جمعه شركت كردند كه اجر همه اينها با خدا باشد! آنچه در شبه قاره هند لازم است هوشياري برادران مسلمان هند است كه مبادا بهانه‌اي به دست بيگانه‌ها بدهند؛ نستوهانه بايستند ولي بهانه‌اي ندهند.
 
دخالت و فتنه‌گري آمريكا در سومالي و حكم ناعادلانه دولت مصر در اعدام تعدادي از انقلابيون مسلمان اين كشور
اين عصاره آشوب در آسياي ميانه و شبه‌قاره هند [بود] اما در آفريقا چه مي‌گذرد! اين گرسنه‌هاي سومالي كه مدتي در فقر و فلاكت به سر مي‌بردند الآن نيمه‌جاني هم كه دارند در معرض تهديد اين نيروهاي اعزامي امريكا و متحدين آن است! اين چه آفتي است كه ﴿إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا﴾[14]؟! اگر بنا بشود توزيع مواد، عادلانه باشد بهترين راهش عدم دخالت نيروي نظامي خود امريكاي قهار مكار است، يك راه معتدل دارد. دروازه ورودي افريقا را مهار كردن بازدهش آن است كه در همين فلات آفريقا يعني در مصر، سران بسياري از كشورهاي به ظاهر مسلمان گرد هم مي‌آيند [و] محصول اين اجلاس مشئوم، محاكمه چندين مسلمان و حكم اعدام هشت مسلمان مصري است! وزراي امور خارجه در جده در اجلاس جده شركت مي‌كنند يك بيانيه سردي ارائه مي‌كنند اما سران به ظاهر مسلمان كشورهاي عرب‌زبان در مصر دور هم جمع مي‌شوند [و] هنوز محصول اين مركب خشك نشده حكم اعدام مسلمانهاي انقلابي در قاهره امضا مي‌شود! اين آشوب آفريقا نيست؟ اينها به ظاهر مسلمان‌اند اما نشسته‌اند كه پيشنهاد كلينتون را عمل بكنند. در بخش سوم كه به اروپا رسيده‌ايم خواهيم گفت كه وزراي خارجي كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي در جده نشستند و خواستند و برخاستند كاري نكرده‌اند [كه] «قد أرعدوا و أبرقوا و مع هذين الأمرين الْفَشلُ»[15]؛ تهديد بي‌محتوا كردند آنجا نشسته‌اند بي‌اثر؛ اما هشت دولتمرد به ظاهر مسلمان عرب‌زبان در قاهره جمع مي‌شود و محصولش حكم اعدام مسلمانهاست ولي اين حسني مبارك ناميمون بايد بداند ده سال قبل سادات مصري به تير غيب گرفتار شده است آن تير هم‌اكنون در كمان هست تا ـ ان‌شاء‌الله ـ به عمر نحس حسني مبارك ناميمون هم خاتمه دهد! بسياري از اين عزيزان انقلابي مصر را غايبانه محاكمه كردند.
هشدار كوبنده امام علي(عليه السلام) دربارهٴ خطر ياري نكردن دين خدا
اين آشوب آفريقا و اما در اروپا آنچه كه در بوسني و هرزگوين گذشت مسئله جنگ نبود و نيست؛ طرح بعضي از آن جنايتها در اين مجمع عمومي هم دلخراش است و هم غير مناسب؛ چه بايد كرد كه رحم ذات اقدس الهي شامل حال اين ملت محروم بشود! علي مظهر مهر خداست اما به نوبت خويش مظهر قهر اوست؛ فرمود مسلمانها ـ اينها در اواخر عمر بود، ديد همه با او مخالفت كردند؛ اين را بعد از جريان جنگ جمل و صفين و نهروان گفت؛ در آن اواخر گفت ـ فرمود مردم! اگر با من هماهنگي نكنيد و دين خدا را ياري نكنيد و اسلامي كه در خطر است را از خطر نرهانيد روزي را در پيش داريد كه در آن روز «حاربكم اهلُ الكفر ثمَّ لا جبرائيلُ و لا ميكائيلُ و لا مهاجرونَ و لا انصارٌ يَنْصرونَكم»[16]؛ فرمود اگر در روز لزوم دين را ياري نكرديد نه جبرئيل حق دارد به كمك شما بيايد نه ميكائيل حق دارد شما را كمك كند نه مهاجري مأمور است و نه انصار؛ اين صريحِ سخن علي در نهج‌البلاغه است.
گرفتاري مسلمانان در دست ظالمان، در اثر كوتاهي در حمايت از دين الهي
گاهي مي‌شود انسان تماشاگر ويراني نظام اسلام است و تكان نمي‌خورد! چطور دعاها مستجاب نمي‌شود؟! چه كرديم ما؟! آخر اين خدا كه «ارحم الراحمين» است [چه كرديم كه دعاي ما را مستجاب نمي‌كند]؟! شما حتماً اين نشريه خاصي را كه درباره جنايات صربهاست بخوانيد، سخن از كشتن نيست، آخر چطور اين دعاها مستجاب نمي‌شود؟! خدا مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ﴾[17]، پس كجاست؟! اين خدايي كه در كمين است كجاست؟! اين ‌طور شكم بدرند آن‌طور تجاوز بكنند آن‌طور تحميل بكنند آن‌طور اين جنين‌ها را از شكم در آورده توپ‌گونه با او بازي بكنند [آيا] اين ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ﴾ نيست يا هست، ما چه كرديم؟! اين علي گفت چه كرديم؛ فرمود روزي كه اسلام در خطر است خون بده وگرنه خون بگريي احدي به دادت نمي‌رسد؛ فرمود نه جبرئيل حق دارد كمك بكند خب همان جبرئيلي كه با بالش شهري را زير و رو كرد اين هم‌اكنون هم هست؛ آن ميكائيلي كه مظهر كيل و رزق حق است حق ندارد كمك كند؛ آن مهاجري كه ذات اقدس الهي آنها را گسيل داشت بر نمي‌خيزند و اين انصاري كه ﴿وَ يُؤْثِرُونَ عَلي أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ﴾[18] لب نمي‌جنبانند؛ فرمود روزي كه اسلام در خطر است [اگر] شما ياري نكرديد بدانيد كه «حارَبَكم اهلُ الكفر ثم لا جبرائيلُ و لا ميكائيلُ و لا مهاجرونَ و لا انصارٌ ينصرونَكم»[19]
 
اجابت سريع دعاي خالصانه درماندگان
او در عين حال كه «ارحم الراحمين» است «اشد المعاقبين» هم است اما و صد اما با يك لحظه برگشت [و] با يك لحظه توبه و انابه او سريع الرضاست؛ مسلمين سراسر عالم دست از اختلاف بردارند بگويند خدايا آمديم و مسلمانان بوسني و هرزگوينِ محرومِ متواري و همچنين دولتمردان سارايوو كه در محاصره است بگويد خدايا آمديم؛ اين‌قدر چشمشان به سازمان ملل نباشد! انسان مادامي كه فقط به خدا متكي است دعاي او مستجاب است؛ اگر اين‌‌چنين شد با يك ﴿أَمَّن يُجِيبُ﴾[20] مشكل حل است (با يك ﴿أَمَّن يُجِيبُ﴾) چون خدا سريع الاجابه است؛ نگفت «اني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعاني مرتين او مرات او كرات» فرمود: ﴿فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[21]؛ يك بار! نشانه كثرت و تثنيه و جمع كه در آن نيست: يك بار هم بگوييم خدا، لبيك همراه آن است. هم‌اكنون هم مسلمانهاي عالم بگويند خدا «الي متي»؟ اين ندا يقيناً اثر دارد اين استغاثه يقيناً اثر دارد؛ شما اكنون دعا كنيد با اين حالت دعا كنيد يقيناً اثر دارد، آن گاه هم جبرئيل هم ميكائيل هم مهاجر و انصار به ياد شما و مسلمانهاي آسياي ميانه و مسلمانهاي رنج‌ديده آفريقا و محرومين اروپا مي‌شتابد.
فتنه‌انگيزي سران حزب بعث عراق بر ضد ايران
وقت دارد مي‌گذرد؛ اين حزب بعث افلق تا آخرين لحظه مثل مار دو نيم شده گاهي با سر مي‌زند گاهي با دم مي‌زند؛ با روي كار آمدن كلينتون حزب بعث عراق تبريك گفت از يك سو [و] طارق عزيز رفته گفته ما را تقويت كنيد تا از خطر منطقه يعني ايران، منطقه را حفظ كنيم از سوي ديگر! اين تا آخرين لحظه مثل اين مارهايي است كه هر گوشه‌اش را ببريد گوشه ديگر سمي است؛ قاتلهم الله ان‌شاء‌الله! اين وضع همسايه تنگاتنگ ماست بنابراين ما يك راه داشتيم و همان است و همان!
مرحوم كليني نقل مي‌كند در يكي از جبهه‌هاي جنگ وجود مبارك نبي اكرم(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء و الكرم) در يك سمت [و] سپاه و ستادش هم در سمت ديگر بودند، حالا سيل يا رودخانه يا عامل ديگري بين حضرت و بين آنها جدايي انداخت؛ يكي از مزدوران شرك فهميد كه پيغمبر تنهاست آمد بر بالاي سر پيغمبر شمشير را كشيد گفت «من ينجيك»؛ چه كسي تو را از دست من نجات مي‌دهد؛ من ايستاده تو خوابيده يا نشسته و شمشير تيز برهنه هم در دست من، چه كسي اينجاست؛ فرمود «الله» يعني اين سر، در دست تو هم شمشير تيز برهنه، تو هم ايستاده من هم نشسته؛ ولي آن قدرت غيبي همه جا فاصله است؛ آن كه ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ﴾[22] همان خدا بين لبه تيز شمشير تو و سر لطيف من فاصله است. اين خواست كه حضرت را شهيد كند افتاد و خودش يك طرف و شمشير يك طرف [افتاد و] پيغمبر برخاست و شمشير بر بالاي سر او كشيد گفت من به خدا معتقد بودم و در خطر گفتم «الله»، تو به چه كسي معتقدي «من ينجيك»؛ گفت من به كرم تو پناه مي‌دهم؛ فرمود برخيز من تو را بخشيدم[23].
 
واقعه نجات پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) از دست مشكران با عنايت ويژه الهي و اشاره به سريع الاجابه بودن خداوند
اين هست؛ اينكه مخصوص حجاز نبود؛ ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُم﴾[24]. انقلاب هم با همين راه پيش رفت (راه ديگري نبود) الآن هم جهان آشوب‌زده آسيا و شبه‌قاره و اروپا و آفريقا با همين تز پيش مي‌رود و همين بعث افلق را اگر امان بدهيد همان حرفي را مي‌زند كه طارق عزيز اين روزها گفت، بنابراين چاره‌اي جز وحدت اسلامي مسلمانها از يك سو و رعايت توحيد و نزاهت از شرك از سوي ديگر نيست.
ملاقات رهبر انقلاب با مسئولين كنگره شيخ مفيد و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي
كاري كه مقام معظم رهبري كردند و مسئولين محترم كنگره شيخ مفيد(رضوان الله عليه) را پذيرفتند، تأييد علمي و تقويت بُعد فرهنگي است؛ شوراي محترم عالي انقلاب فرهنگي را پذيرفتند راهنمايي كردند رهنمود دادند تا آنها هم به نقاط مثبت فرهنگ بپردازند هم در برابر تهاجم فرهنگي مقاومت كنند (اين هم رهنمود فكري) سعي او و همه مشكور باشد!
پروردگارا! تو را به ذات اقدست قسم، با دست توانمند وليّ‌‌ات اسلام و مسلمين را حفظ بفرما!
اي خدايي كه در مرصاد ظِالماني، آنها را به تير غيب گرفتار بفرما!
مسلمانان جهان عموماً، مسلمانان هند، آفريقا اروپا، خاورميانه (همه و همه) را كه گرفتار مشكل روزند خصوصاً نجات مرحمت بفرما!
مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي ولي‌ات(ارواحنا فداه) حفظ و حمايت بفرما!
مراكز علمي، حوزه‌هاي علمي و مراجع تقليد را در سايه عنايتهاي ولي‌ات(ارواحنا فداه) حفظ و حمايت بفرما!
به فرد فرد مسلمانهاي جهان عموماً و ايران اسلامي خصوصاً، سعادت و سيادت و عزت و شرف و كرامت دارَيْن مرحمت بفرما!
همه ما و خدمتگزاران نظام اسلامي را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
ارواح مؤمنين عموماً، علما و مؤلفان علوم الهي، اساتيد، ذوي الحقوق، شهدا و امام راحل (همه) را با انبيا محشور بفرما!
بين ما و قرآن و عترت، لحظه‌اي جدايي نينداز!
پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!
«غفر الله لنا و لكم»
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ٭ اللَّهُ الصَّمَدُ ٭ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ٭ وَ لَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . اشاره به مصرع معروف مولوي: بار ديگر از ملك پرّان شوم.
[2] . سورهٴ اعراف، آيهٴ 21.
[3] . سورهٴ ص، آيهٴ 82.
[4] . سورهٴ بقره، آيهٴ 34.
[5] . سورهٴ اعراف، آيهٴ 12.
[6] . شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابي‌الحديد، ج 1، ص 237.
[7] . منية المريد، ص 371؛ مسند احمدبن‌حنبل، ج 5، ص 183.
[8] . بحار الانوار، ج 37، ص 71.
[9] . سورهٴ صافات، آيهٴ 164.
[10] . سورهٴ تحريم، آيات 11 و 12.
[11] . بحار الانوار، ج 43، ص 84.
[12] . سورهٴ نمل، آيهٴ 34.
[13] . سورهٴ روم، آيهٴ 41.
[14] . سورهٴ نمل، آيهٴ 34.
[15] . نهج‌البلاغه، خطبهٴ 9.
[16] . نهج‌البلاغه، خطبهٴ 192.
[17] . سورهٴ فجر، آيهٴ 14.
[18] . سورهٴ حشر، آيهٴ 9.
[19] . نهج‌البلاغه، خطبهٴ 192.
[20] . سورهٴ نمل، آيهٴ 62.
[21] . سورهٴ بقره، آيهٴ 186.
[22] . سورهٴ انفال، آيهٴ 24.
[23] . الكافي، ج 8، ص 127.
[24] . سورهٴ حديد، آيهٴ 4.
 


24/1/1390
عکس