عنوان: نمازجمعه (1372/02/03)
24/1/1390


خطبهٴ اول:
سرّ تأكيد همه انبياي الهي به تقوا
محتواي كلي خطبه‌هاي هفدهم و هجدهم نهج‌البلاغه و اشاره به مبغوض‌ترين مخلوقات نزد خداوند
اختلاف احكام قاضيان در زمان حكومت خلفاي سه‌گانه
بيان امام علي(عليه السلام) در علل احتمالي اختلاف احكام قاضيان در حكومت خلفاي سه‌‌گانه و نفي آنها
وحي بودن سخنان رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و امين بودن آن حضرت در ابلاغ آن
كامل بودن دين و عدم وجود اختلاف در دين و قرآن كريم
محال بودن جمع شدن «اتفاق» و «اختلاف» در يك مورد و امكانِ نبودنِ هر دو
عدم اختلاف در قرآن و تصديق آيات آن توسط يكديگر
مناظره شاگردان اهل‌بيت با قضات اهل‌سنّت با بهره از معارف خطبه هجدهم
اثبات بطلان قياس و تصويب در خطبه هجدهم
خطبهٴ دوم:
پرهيز از گناه در پتو تقوا؛ و دعوت قرآن به حيا پيش از تراسندن از عذاب
تشكر از حضور گسترده مردم در انتخابات
لزوم همراهي با وليّ مسلمين در امور اجتماعي و اذن از او جهت ترك صحنه
فتنه‌انگيزي غرب در سومالي و بوسني و ضرورت حضور مردم در صحنه جهت نااميد شدن بيگانگان
شكست رهبران الهي در صورت عدم همراهي مردم
ضرورت كمك مسلمانان به ستمديدگان بوسني، فلسطين و سومالي واشاره به عوام فريبي مجامع بين‌المللي
اشاره به برخي مناسبتها و وقايع
ضرورت پرهيز از سخنان سخيف در عزاداري حسيني ولزوم عقلاني بودن گريه بر سيدالشهداء(عليه السلام)
عبادت بودن تبيين عالمانه معارف حسيني و اشاره به زائل شدن علوم حصولي در سنين بالا
ضرورت توجه جامع به روايات مربوط به سيد الشهداء(عليه السلام)
افتخار نمودن اميرمؤمنان(عليه السلام) به حسنين(عليهما السلام) در سنين كودكي آنها
لزوم عرضه صحيح معارف حسيني و نقش اهل‌بيت(عليهم السلام) در هدايت مردم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يُحصي ثنائه الّا هو و صلي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله.
سرّ تأكيد همه انبياي الهي به تقوا
بهترين وسيله براي نجات از دشمن درون و بيرون، تقواي خداست، لذا همه انبيا مسئله تقوا را شعار رسمي تبليغ خود دانسته‌اند. وقتي در سوره «شعراء» پيام بسياري از انبيا(عليهم السلام) مطرح است مي‌بينيم اين يك جمله ترجيع‌بندگونه در خلال سخنان انبيا(عليهم السلام) هست كه مردم! از خدا پروا داشته باشيد[1].
محتواي كلي خطبه‌هاي هفدهم و هجدهم نهج‌البلاغه و اشاره به مبغوض‌ترين مخلوقات نزد خداوند
در هفدهمين و هجدهمين خطبه نهج‌البلاغه مشكلات سياسي، اجتماعي، فقهي و قضايي يك نظام روشن شد. گرچه مرحوم سيد رضي اين دو خطبه را از هم جدا كرد ولي ظاهراً خطبه هفده و هجده جزء يك سخنراني حضرت است. در خطبه هفدهم فرمود مبغوض‌ترين مردم نزد خدا دو گروه‌اند: يكي اينكه خدا او را به حال خودش رها كرد [كه] او فتنه‌اي است براي جامعه [و] دوم عالم‌نمايي كه عالم نيست و ندانسته حكم خدا را بيان مي‌كند. در ذيل آن سخن، اين دو گروه را زير پوشش يك جامع معرفي كرد كه اينها جاهلانه زندگي مي‌كنند و گمراهانه مي‌ميرند.
اختلاف احكام قاضيان در زمان حكومت خلفاي سه‌گانه
در خطبه هجدهم كه تتمه همان خطبه است اختلاف حكم قاضيان يك نظام را مطرح مي‌كند. پيداست كه اين بيان نوراني امير(عليه السلام) ناظر به كيفيت نظام قبل از آن حضرت است زيرا در زمان حكومت آن حضرت هرگز مشكلات قضايي به اين صورت كه در خطبه هجدهم آمده است نبود. فرمود قاضيان هر كدام به رأي خود حكم مي‌كنند؛ جرياني در شهري اتفاق مي‌افتد، به قاضي محكمه آن شهر مراجعه مي‌كنند يك نحو خاص حكم را از او تلقي مي‌كنند، مشابه همان جريان در جاي ديگر اتفاق مي‌افتد، قاضي آن محكمه، حكم ديگر مي‌دهد و همچنين در جريانهاي مشابه آن.
بيان امام علي(عليه السلام) در علل احتمالي اختلاف احكام قاضيان در حكومت خلفاي سه‌‌گانه و نفي آنها
فرمود اين اختلاف قضا و فتوا براي چيست [و] براساس سبر و تقسيم به پنج قسم تحليل كرد. شما مستحضريد اگر يك حرف بخواهد عقلي باشد حتماً بايد به دو امر برگردد كه نقيض هم‌اند ولي وجود مبارك حضرت با سبر و تقسيم همه احتمالات را شمرده و نفي كرد [و] هيچ راهي براي توجيه اين اختلافها نيافت مگر هوا و هوس. فرمود آيا خداوند اينها را به اختلاف امر كرد كه اينها اطاعت كردند يا اينها را از اختلاف نهي كرد و اينها معصيت كردند؛ آيا دين خدا ـ معاذ الله ـ ناقص بود و اين قاضيان تتميم كردند يا دين خدا كامل نازل شد ولي ـ معاذ الله ـ رسول امين در ابلاغ تقصير كرد يا دين ناقص بود و همان مقدار را رساند و ابلاغ كرد ولي اين قاضيان شريك خدايند در تكميل دين. آن‌ گاه فرمود هيچ كدام از اينها نيست هم دين كامل است چون ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ﴾[2] و در قرآن كريم آمده است: ﴿ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ﴾[3] يعني همه احكام دين در قرآن آمده است منتها يك اهل بيت معصوم(عليهم السلام) لازمي است كه اين معارف و احكام را از قرآن استنباط كند. فرمود خدا قرآن را جامع همه احكام دانست چه اينكه رسول خدا(عليه و علي اهل بيته آلاف التحية والثناء) امين است.
وحي بودن سخنان رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و امين بودن آن حضرت در ابلاغ آن
ذات اقدس الهي رسولش را به دو وصف ممتاز معرفي كرد فرمود او هر چه شنيد گفت: ﴿وَ ما هُوَ عَلَي الْغَيْبِ بِضَنينٍ﴾[4]؛ او ضنت نورزيد بخل نكرد كه چيزي را كه شنيد نگفته باشد هر چه را شنيد گفت (اين يك) و تا چيزي را از ما نشنود نمي‌گويد: ﴿وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي * إِنْ هُوَ إِلّا وَحْيٌ يُوحي﴾[5] (اين دو)؛ ثبوت و سلبش را معصوم كرد فرمود هر چه را به او گفتيم بگو گفت و تا از ما چيزي نمي‌گرفت نمي‌گفت لذا شد امينِ محض.
كامل بودن دين و عدم وجود اختلاف در دين و قرآن كريم
دين كامل است و احدي هم حق حكم ندارد؛ چون ﴿وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَي اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ﴾[6] هيچ كسي حق حكم ندارد و اختلاف هم در دين نيست. اين بخشهاي اخير را به خود آيات قرآن استناد مي‌كند؛ مي‌فرمايد اختلافي در دين نيست [و] خدا فرمود كه قرآن بعضش بعض ديگر را تصديق مي‌كند: «و ذكر ان الكتاب يصدق بعضه بعضاً و انه لا اختلاف فقال سبحانه ﴿وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافًا كَثيراً﴾[7]». استنباط اميرالمؤمنين(عليه السلام) از اين آيه آن است كه قرآن خودش خودش را تفسير مي‌كند. يك وقت اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي‌فرمايد بعضي از آيات قرآن بعضي ديگر را تصديق مي‌كند يا «ينطق بعضه ببعض»[8]، از اين بيان نمي‌شود استفاده كرد كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) اين مطلب را از ظاهر قرآن استنباط كرد، البته آنكه اينها دارند از راه وحي و الهام الهي است ولي از ظاهر قرآن استفاده نمي‌شود [اما] يك وقت خود اميرالمؤمنين(عليه السلام) استدلال مي‌كند مي‌گويد خدا فرمود كه قرآن «يصدق بعضه بعضاً» بعد اين آيه معروف را مي‌خواند كه ﴿وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافًا كَثيرًا﴾ يعني اگر قرآن از نزد غير خدا بود در آن اختلاف بود ولي چون قرآن كلام خداست نه تنها اين آيات و سور با يكديگر اختلاف ندارند بلكه متفق‌اند و متحد [و] يكديگر را روشن مي‌كنند.
محال بودن جمع شدن «اتفاق» و «اختلاف» در يك مورد و امكانِ نبودنِ هر دو
«اتفاق» و «اختلاف» نقيض هم نيستند تا رفعشان محال باشد البته جمعشان محال است كه دو چيز نسبت به يكديگر هم مختلف باشند هم متفق؛ اينها مانعة الجمع هستند اما مانعة الخلو نيستند؛ ممكن است دو چيز نسبت به هم نه اختلاف داشته باشند نه اتفاق [يعني] دو امر بيگانه‌اند [مثلاً] يك مسئله رياضي با يك مسئله طبيعي دو چيز جداي از هم‌اند [و] يك پيام ندارند تا اينكه در آن يك پيام، متحد يا مختلف باشند، دو امر گسيخته از هم يعني نه با هم اختلاف دارند نه با هم اتفاق.
عدم اختلاف در قرآن و تصديق آيات آن توسط يكديگر
«اختلاف» و «اتفاق» جمعشان يكجا محال است اما رفعشان محال نيست ولي اگر مطلبي به عبارتهاي گوناگون به آيات فراوان در سوره‌هاي متعدد بازگو شد اينجا ممكن نيست كه نه اختلاف داشته باشند نه اتفاق [چون] آيات به هم مربوط‌اند [و اين] يك مطلب است كه در چند سوره آمده. وصف خدا وصف فرشته‌ها وصف انبيا و مرسلين وصف معاد [و] احكام و حِكَم الهي اينها يك سلسله منسجم‌اند. از اينكه حضرت در خطبه هجدهم نهج‌البلاغه فرمود خدا فرموده است كه قرآن «يصدق بعضه بعضها» بعد اين آيه را تلاوت فرمود: ﴿وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافًا كَثيرًا﴾[9] روشن مي‌شود كه آيات قرآني نه تنها با هم اختلاف ندارند بلكه هر كدام مصدق ديگري مؤيد ديگري است شارح ديگري و ناطق ديگري است. آن ‌گاه در پايانِ امر فرمود منشأ همه اينها همان هوا و بي‌تقوايي است.
مناظره شاگردان اهل‌بيت با قضات اهل‌سنّت با بهره از معارف خطبه هجدهم
اين سخن حضرت علي(صلوات الله و سلامه عليه و علي اهل بيته) يك محور مناظره شد براي اهل بيت و شاگردان ائمه. گرچه اين حديث را سيد رضي(رضوان الله عليه) در نهج‌البلاغه نقل كرد ولي سالها قبل از مرحوم سيد رضي شاگردان امام صادق با استمداد از همين خطبه به مناظره با قاضيان اهل سنت مي‌شتافتند مي‌گفتند چرا شما اختلاف داريد، وقتي هم كه اين آراي گوناگون نزد خليفه‌تان رفت آن خليفه شما همه را حق مي‌داند و رأي همه را تصحيح مي‌كند. از اين پيداست كه در بين اهل بيت اين خطبه متلقّا به قبول بود.
اثبات بطلان قياس و تصويب در خطبه هجدهم
يكي از مهم‌ترين مسائل اصول فقه كه بطلان قياس است و بطلان تصويب از همين خطبه هجدهم استفاده مي‌شود منتها طرح يك مسئله فني در جمع عمومي مناسب نيست. ما (يعني اماميه) اجتهاد را مي‌پذيريم و رأي يك مستنبِط را به عنوان روشِ فهم مراد خدا قبول داريم [يعني از ديدگاه ما] اجتهاد روش است ولي آنها قياس را منبع مي‌دانند نه روش؛ مي‌گويند منابع استنباط چهار چيز است: كتاب، سنت، اجماع، قياس! اينها اجماع را منبع مي‌دانند نه روش و كاشف [يا] قياس را منبع مي‌دانند! اينكه سخن از تصويب است كه هر كسي هر چه فهميد حق با اوست، در بخش قياس، مسلم است [و] در بخشهاي ديگر مورد اختلاف، لذا اميرالمؤمنين(عليه السلام) در همين خطبه هجدهم مي‌فرمايد چند قاضي چند فتواي مختلف مي‌دهند [و] وقتي نزد امامشان رفتند همه را تصحيح مي‌كند مي‌گويد همه‌اش درست است. در بين ما شيعه‌ها در حكم نه [بلكه] در موضوعات مي‌گويند «علي ما يراه الحاكم»؛ آن در موضوعات است كه انشا مي‌شود نه در قوانين الهي و فقهي. بزرگان اماميه، حق تعليم دارند نسبت به بسياري از علماي اهل سنت؛ آنها از آيات قرآن استفاده كردند كه بعد از پيغمبر(عليه و علي اهل بيته آلاف التحية والثناء) معصوم بايد زمام امر را به عهده بگيرد از قرآن به خوبي استفاده كردند.[10]
صوت بخش پاياني خطبه نخست موجود نيست.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام علي جميع الانبياء و المرسلين سيما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من اعدائهم نتبرّء الي الله.
اللهم صلّي و سلّم علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنه و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الهادي المهدي المنتظر افضل ما صلّيت و باركت و ترحمت و تحننت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميدٌ مجيد.
پرهيز از گناه در پتو تقوا؛ و دعوت قرآن به حيا پيش از تراسندن از عذاب
بهترين راه براي پرهيز از سمّ گناه، داشتن پرواي الهي است به نام تقوا و دين قبل از اينكه ما را به جهنم بترساند ما را به حيا مؤدب كرد فرمود: ﴿أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ يَري﴾[11]؛ [آيا] انسان نمي‌داند كه خدا مي‌بيند. ما اگر مهمان سفره كسي شديم در كنار سفره او نسبت به او بد نمي‌كنيم و انسان دائماً در كنار سفره بي‌كران حق و در حضور اوست؛ ﴿أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ يَري﴾.
تشكر از حضور گسترده مردم در انتخابات
مناسبتهاي اين هفته چه [مربوط به] داخل و چه [مربوط به] خارج زياد است. هفته‌اي كه پشت سر گذاشتيم از بهترين بركات اين ايام بود؛ حضور مردم در انتخابات نشانه عنايت الهي به اين نظام است. قبل از اينكه اين بحث را ولو به نحو كوتاه ادامه بدهيم يك جمله دعا مي‌كنيم كه دعا ـ ان‌شاء‌الله ـ هميشه مخصوصاً در موقع نماز ظهر مستجاب است:
خدايا! تو را به آبروي اهل بيت خودت و آبروي انبيا و اوليا، به فرد فرد مردم ايثارگر و نثاركننده ايران اسلامي، مجد و سربلندي و سعادت و سيادت و آقايي و آبروي دنيا و آخرت مرحمت بفرما!
تو را به آبروي پيغمبر، اين مردم شريف را به بيگانه‌ها نيازمند نفرما!
تو را به آبروي پيغمبر و آل پيغمبر، آبروي اين مردم را در دنيا و آخرت حفظ بفرما!
تو را به فاطمه زهرا(صلوات الله عليها)، آبروي زن و مرد اين كشور را در دنيا و آخرت حفظ بفرما!
سرّش آن است كه با حضور شما مردم گرانقدر ايران اسلامي، آبروي اين نظام محفوظ شد و دشمن نااميد و خائف و خاسر برگشت. در كشورهاي ديگر كه امكانات بيشتري داشتند هرگز اين مقدار در صحنه حاضر نبودند كه رأي بدهند؛ انتخابات كشورهاي ديگر را هم ديديد، با امكانات فراواني كه آنها براي تعدد صندوقها، نحوه رأي‌گيري [وغيره] داشتند ديديد به اين عظمت كسي در هيچ جا حاضر نشد كه رأي بدهد. از شرق گرفته تا غرب، شرق كه وضعش اين است كه شما روسيه را كه مي‌بينيد و در غرب هم به اين عظمت هرگز رأي ندادند؛ اكثريت قاطع [در انتخابات ايران] شركت كردند. روستاهاي دورافتاده، كمبود امكانات، فصل كشاورزي همه اينها هست اما آنها كه توانستند رأي بدهند رأي دادند؛ مراجع گرانقدر هم فتوا دادند كه خدا به بركت اهل بيت بر عزت و عمر و عظمت اين بزرگوارها بيفزايد! علما فضلا اساتيد مدرسين نهادها ارگانها (همه و همه) پيامهاي جداگانه دادند خود شركت كرده‌اند مردم را به شركت تشويق كرده‌اند همه اينها نقش داشت. شما بررسي كنيد ببينيد انتخابات در ايران سالم‌تر بود يا در غير ايران و در ايران حضور بيشتر داشتند يا در غير ايران. همه اينها را هر كس شركت كرد به نام اهل بيت بود و به نام دين بود. اينها ذخيره اين نظام‌اند و هر كس در هر مقطعي خواست به اين نظام كمك بكند از بركات اين خاندان بود. از ذات اقدس الهي مسئلت بكنيم كه اين حضور شما را در صحنه انتخابات به عنوان بهترين اعمال عبادي شما ثبت كند.
لزوم همراهي با وليّ مسلمين در امور اجتماعي و اذن از او جهت ترك صحنه
اصلِ قرآن كريم بر اين است كه هيچ مؤمني حق ندارد در مراسم عمومي، صحنه را ترك كند [و] اين متمم ايمان هر مؤمن است؛ فرمود: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلي أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتّي يَسْتَأْذِنُوهُ﴾[12]؛ فرمود مؤمنين واقعي كساني‌اند كه از نظر اعتقاد، به خدا و پيغمبر مؤمن باشند (اين مربوط به عقيده) و اگر يك امر اجتماعي پديد آمد رهبران الهي را تنها نگذارند اگر هم كسي عذر دارد، بدون اجازه صحنه را ترك نكند اجازه بگيرد و برود كه مبادا بهانه به بيگانه بدهد. جريان حنظله غسيل الملائكه ذيل همين آيه است كه اين اجازه گرفت و شب زفاف را در مدينه ماند و فردا برگشت[13]. اين آيه مي‌گويد مؤمن واقعي كسي است كه به خدا و قيامت معتقد باشد و در مسائل اجتماعي صحنه را ترك نكند. [آيا] اين آيه ـ معاذ الله ـ مخصوص زمان پيغمبر است يعني الآن فقط تلاوتش براي ما مانده يا اگر كسي مؤمن است صحنه اجتماعي را هرگز ترك نمي‌كند؟
فتنه‌انگيزي غرب در سومالي و بوسني و ضرورت حضور مردم در صحنه جهت نااميد شدن بيگانگان
مشكلات در داخل احياناً كم و بيش هست خب شما تحليلهاي مسئولين را هم مي‌بينيد و خودتان هم مستحضريد اما بيگانه‌اي كه در بوسني و هرزگوين آن‌چنان فجايع به بار مي‌آورد همچنين بيگانه‌اي در كمين نظام اسلامي است. شما الآن مي‌بينيد به نام حمايت از گرسنگان سومالي (يك) و زير پرچم سازمان ملل (دو), به جاي اينكه به اين گرسنه نان بدهند دارند گلوله مي‌دهند! همين سازمان ملل است همين آمريكا و متحدان او هستند؛ مگر به بهانه گرسنگي پابرهنه‌هاي سومالي اينها نرفتند؟ مگر سازمان ملل آنجا حضور ندارد؟ همين آمريكاست. مگر مسلمانهاي بوسني و هرزگوين بيش از يك سال اين رنجهاي توانفرسا را تحمل نمي‌كنند در مرئا و منظر اروپا و آمريكا؟ اگر ـ خداي ناكرده ـ مردم در صحنه نباشند انزواي سياسي مردم همان [و] شكست همان.
شكست رهبران الهي در صورت عدم همراهي مردم
اين دهها بار به عرضتان رسيد كه رهبر يك جامعه اگر علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) هم باشد مادامي‌كه مردم رشد سياسي نداشته باشند و او را تأييد نكنند آن نظام شكست مي‌خورد چه اينكه [حكومت] علي(سلام الله عليه) اين‌طور شد. شما مهم‌ترين عامل پيروزي امويان را بر علويان در همين مطلب جستجو مي‌كنيد. نبايد گفت رهبر لايق است، رهبر ولو امام معصوم باشد وجود مردم لازم است, لذا ذات اقدس الهي فرمود خدا تو را با امدادهاي غيبي و حضور مردمي تأييد كرده است, البته دلهاي مردم به دست خداست[14].
ضرورت كمك مسلمانان به ستمديدگان بوسني، فلسطين و سومالي واشاره به عوام فريبي مجامع بين‌المللي
سازمان كنفرانس اسلامي دستور داده است كه مسلمانها اعزام بشوند براي حمايت مظلومين بوسني و هرزگوين اما قدرت به دست سران دولت اسلامي نيست ولي اگر واقعاً مسلمانها بخواهند خواستن اينها همان توانستن است [و] هيچ دولتي آن قدرت را ندارد كه در برابر نيروي مردمي مقاومت كند (اين ممكن نيست). مسلمانهاي سراسر عالم اگر الآن از اين فرصت استفاده بكنند محرومان بوسني و هرزگوين نجات پيدا مي‌كنند (يك), آواره‌هاي فلسطين به وطنشان برمي‌گردند (دو), سومالي هم از اين سوخت و سوز نجات پيدا مي‌كند (سه) و اين داعيه‌دار نظام نوين جهاني هم بيش از اين طمع نمي‌كند (چهار). اگر رهبران الهي از نيروي مردمي مدد بگيرند اين آيه هميشه مصداق دارد كه ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ﴾[15]. از طرف ديگر كنفرانس حقوق بشر همزمان در وين مشغول فعاليت است در حالي‌كه مسلمانهاي سومالي، بوسني و فلسطين زير دست و پا دارند آن‌چنان له مي‌شوند! اينها معاويه‌گونه عمل مي‌كنند؛ از يك طرف كشتار محرومان را شروع كردند [و] از طرفي داعيه حقوق بشر را در وين طرح مي‌كنند!
اشاره به برخي مناسبتها و وقايع
مطلب ديگر آن است كه شهادت دكتر مصطفي چمران(رضوان الله عليه) اين سردار وفادار اسلام در اين ايام اتفاق افتاده است. عده‌اي از ائمه محترم جماعات تهران و قم، فضلا طلاب و اقشار علاقه‌مند به عاشوراي سالار شهيدان(سلام الله عليه) به حضور مقام معظم رهبري مشرف شدند و رهنمودهاي سودمندي را دريافت كردند.
ضرورت پرهيز از سخنان سخيف در عزاداري حسيني و لزوم عقلاني بودن گريه بر سيدالشهداء(عليه السلام)
محرم مهم‌ترين عامل پيشرفت يك ملت است؛ كشوري كه در آن حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) حضور ندارد انقلابش دير به ثمر مي‌رسد (بر فرض كه به ثمر برسد) شما ديديد كشورهايي كه قيام كردند [سرانجامشان چه شد] اما كشور حسين‌بن‌علي شروعش‌ به انقلاب همان و به ثمر رسيدنش همان. چيزي كه از عظمت اين دودمان كم مي‌كند نه واعظان در بالاي منبر بگويند و نه مداحان در پاي منبر، چون در آن آخرين وصيتها سالار شهيدان(سلام الله عليه) در عاشورا به فرزندانشان فرمود: «استعدوا للبلاء و اعلموا ان الله حافظكم و حاميكم و سينجيكم من شرّ الاعداء و يجعل عاقبة امركم الي خير اعاديكم بِأنواع البلاء و يعوضكم الله عن هذه البلية انواع النعم و الكرامة», آن ‌گاه فرمود: «فلا تشكوا و لا تقولوا بالسنتكم ما ينقص قدركم»[16]؛ شكايت نكنيد، چيزي كه از عظمت و مجدتان مي‌كاهد در اين سفرِ سخت نگوييد، كاري كه شما را كوچك مي‌كند نكنيد، حرفي كه شما را كوچك مي‌كند نزديد. تحليل نهضت كربلا بايد عالمانه باشد؛ سخنهاي صحيح زياد است.
اگر ما از مردم گريه خواستيم گريه عبادت است گريه بر سيدالشهداء جزء بهترين عبادات است اما چه بهتر گريه براساس عقل باشد نه براساس عاطفه. خب قبل از جريان كربلا مهم‌ترين انسانهايي كه ديگر همتاي اينها نخواهد آمد بر او گريه كردند [اما] آن گريه عقلي بود نه عاطفي؛ وجود مبارك پيغمبر علي‌بن‌ابي‌طالب فاطمه زهرا حسن مجتبي(صلوات الله عليهم اجمعين) اينها قبل از جريان ابي‌عبدالله براي او گريه كردند. چه خوب است آدم بفهمد و اين‌طور گريه بكند؛ اين گريه است كه «وجب له الجنة»[17]. حالا اگر گريه عاطفي بود كه آدم دلش بسوزد و گريه كند خب آن ثوابش خيلي كم است.
علي(عليه السلام) قبل از كربلا گريه كرد؛ فرمود اينجا مصارع عاشقان است: «مصارع عشاق شهداء»[18]؛ يك عده مردان الهي اينجا خونشان ريخته مي‌شود. اگر آدم بفهمد و اين‌طور گريه بكند اين گريه يقيناً با بهشت همراه است. اگر عظمت ابي‌عبدالله و مقام ولايت و مقام امامت و مظلوميت اينها خوب تحليل بشود آن كسي كه در مجلس روضه‌خواني است وقتي كه فهميد، در خانه هم كه رفت و تنها شد هم اشك مي‌ريزد؛ اما گريه‌هايي كه بر اساس عاطفه باشد و مستند صحيحي نداشته باشد، پيامي هم ندارد.
عبادت بودن تبيين عالمانه معارف حسيني و اشاره به زائل شدن علوم حصولي در سنين بالا
ما بكوشيم ـ ان‌شاء‌الله ـ اين ايام را زنده نگه بداريم و ذخيره اين كشور است جريان ابي‌عبدالله و روضه خواني. مبادا كسي چهار تا كلمه درس خواند بگويد حالا من بايد كتاب بنويسم يا درس بگويم [و تبليغ نمي‌‌روم]! اين خيال خام را بگذاريد كنار، چون بسياري از ماها كه به درس و بحث آشناييم، آخرها تقريباً «من آنچه خوانده‌ام همه از ياد من برفت» [مي‌شود و] بسياري از اين درس و بحثها آخرهاي عمر از يادمان مي‌رود حتي خواندن يك سطر عبارتِ صحيح و بدون غلط براي آنهايي كه سالمندند سخت است نوعاً بي‌حافظه مي‌شوند؛ ما ديديم بزرگان اين رشته را [كه اين طور شدند] چه برسد به علماي معمولي؛ آدم بايد چيزي (به عنوان) ذخيره ببرد. حشر با مردم و مجلس ابي‌عبدالله را عالمانه اداره كردن و تحليل كردن [و] مردم را عارفانه به سوگ نشاندن عبادت است.
ضرورت توجه جامع به روايات مربوط به سيد الشهداء(عليه السلام)
شما همان كاري كه در بحثهاي فقهي داريد در بحثهاي جريان كربلا هم بايد همان را داشته باشيد؛ در فقه عامي داريد خاصي داريد مطلقي داريد مقيدي داريد، در جريان سالار شهيدان هم مطلق و مقيد هست عام و خاص هست. همين معنا اگر خوب تحليل بشود بسياري از مشكلات حل خواهد شد.
افتخار نمودن اميرمؤمنان(عليه السلام) به حسنين(عليهما السلام) در سنين كودكي آنها
وجود مبارك ابي‌عبدالله كسي بود كه در دوران كودكي او علي‌بن‌ابي‌طالب(صلوات الله عليه) وقتي مي‌خواهد مفاخر خانوادگي خود را در آن نامه رسمي براي دولت اموي بنويسد مي‌گويد معاويه! ما مفاخر زياد داريم بعد مي‌فرمايد: «منّا سيدا شباب اهل الجنة»[19]؛ حسن از ماست حسين از ماست خاندان ما اينها هستند. اين حسين [در آن وقت] چند سال است؟! حسن و حسين(سلام الله عليهما) جزء مفاخر رسمي‌اند كه علي‌بن‌ابي‌طالب(صلوات الله عليه) در آن نامه معروفش براي دربار اموي به وجود اين دو نفر افتخار مي‌كند مثل اينكه به وجود فاطمه(عليها السلام) افتخار مي‌كند.
لزوم عرضه صحيح معارف حسيني و نقش اهل‌بيت(عليهم السلام) در هدايت مردم
خب با داشتن اين همه ذخاير شما الآن اگر سفري به هند بكنيد مي‌بينيد مردم را ـ جسارت است ـ با تبليغ سوء به احترام به مدفوع گاو وادار كردند! همين مردم اين عصر [كه] عصر ترقي است؛ ميليونها نفر در برابر گاو آن همه تقديس مي‌كنند, آن وقت ما با داشتن اين انوار طاهره كه فخر بشريت‌اند نتوانيم اينها را به جهان عرضه بكنيم؟! فرصت بسيار خوبي است و اين كشور بودجه‌اش درباره سالار شهيدان به مراتب بيشتر از بودجه‌اي است كه براي مراسم ديگر است [و] مردم هم خود را مديون اين خاندان مي‌دانند، اين خاندان مردم را آدم كردند؛ اگر نبودند علي و اولاد علي، آن وقت معلوم مي‌شد ايران به چه صورت در مي‌آمد. همه آقايان به آنجا مشرف شدند [و] راهنماييهاي مقام معظم رهبري را لابد استفاده كرديد؛ اميدورايم كه اين رهنمود را همه ما عمل بكنيم!
پروردگارا! تو را به اسماي حسنايت قسم، دلهاي همه ما را ظرف معارف الهي قرار بده!
تو را به عزتت قسم، نظام اسلامي را در سايه عنايتهاي وليّ‌‌ات امام زمان(ارواحنا فداه) تا ظهور آن حضرت حفظ بفرما!
مراكز علمي، حوزه‌هاي علمي و مراجع تقليد را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرما!
ارواح مؤمنين و معلمين و شهدا و امام راحل را با انبيا محشور بفرما!
بين ما و قرآن و عترت، لحظه‌اي جدايي نينداز!
همه ما و خدمتگذاران نظام اسلامي را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿وَالْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ٭ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته»


[1] . سورهٴ شعراء, آيهٴ 108 و هفت آيهٴ ديگر ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴾.
[2] . سورهٴ مائده, آيهٴ 3.
[3] . سورهٴ انعام, آيهٴ 38.
[4] . سورهٴ تكوير, آيهٴ 24.
[5] . سورهٴ نجم, آيات 3 و 4.
[6] . سورهٴ احزاب، آيهٴ 36.
[7] . سورهٴ نساء, آيهٴ 82.
[8] . نهج‌البلاغه, خطبه 133.
[9] . سورهٴ نساء, آيهٴ 82.
[10] . سورهٴ علق, آيهٴ 14.
[11] . سورهٴ علق, آيهٴ 14.
[12] . سورهٴ نور, آيهٴ 62.
[13] . مستدرك الوسائل, ج 2, ص 195 و 196.
[14] . ر. ك: سورهٴ انفال, آيات 62 و 63؛ ﴿...هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ ٭ وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ...﴾.
[15] . سورهٴ مائده, آيهٴ 3.
[16] . كلمات الامام الحسين(عليه السلام)، ص 491.
[17] . ر. ك: وسائل الشيعة, ج 14, ص 501.
[18] . بحارالانوار, ج 1, ص 295.
[19] . نهج‌البلاغه, نامه 28.
 


24/1/1390
عکس