عنوان: نمازجمعه (1372/07/23)
25/1/1390


عنوان
خطبه اوّل:
تقواي عمل, شرط قبولي آن؛ و اهميت عمل باتقوا در بيان اميرمؤمنان(عليه‌السلام)
بهره‌مندي از ارزاق، به ميزان تقدير الهي
اختلاف در بهره‌مندي از ارزاق، در اثر تقدير الهي يا خيانت برخي از بندگان
پاسخ احنف‌بن‌قيس به فريبکاري معاويه در توجيه چپاول بيت المال؛ و سرّ حمايت حکّام جور از مکتب اشعري
طرح وظايف ثروتمندان و سايرين در خطبه محل بحث و نقل اين خطبه در منابع مختلف
وظيفه ثروتمندان در کسب و مصرف حلال و وظيفه ديگران در عدم تنگ‌نظري
بهره‌مندي پاکان از رزق حلال يا لقاي الهي
اشاره به برخي از حسنات دنيا و آخرت
برتري حسنه آخرت بر حسنه دنيا و سرّ آن
توصيه امام علي(عليه‌السلام) به خلوص عمل؛ و کيفر عمل براي غير خدا
دعاي اميرمؤمنان(عليه‌السلام) در خطبه محل بحث و کريمانه بودن دعاهاي آن حضرت
تفاوت صالحان با ملحق شدگان به آنان و دعاي امام علي(عليه‌السلام) در مسئلت منزلت شهدا و سعادتمندان
توصيه اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) به ثروتمندان جهت توجّه به بستگان؛ و اشاره به برتري نام نيک بر ثروت
خطبه دوّم:
منزلت پزشکان متعهّد و ضرورت توجّه آنان به محرومان و اشاره به برترين رزق الهي
لزوم توجّه مسئولان به نيازهاي مردم
شکست خوردن رهبران الهي در صورت عدم همراهي مردم و اشاره به شجاعت امام حسن(عليه‌السلام)
مشکلات طاقت‌فرساي بعد از انقلاب و دوران جنگ و لزوم تلاش خالصانه مسئولان جهت حل مشکلات
اشاره به برخي مناسبتها و وقايع
صدور انقلاب اسلامي و بيداري ستمديدگان جهان در برابر مستکبران
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يحصي ثنائه الّا هو و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله(ارواح من سواه فداه) بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله.
تقواي عمل, شرط قبولي آن؛ و اهميت عمل باتقوا در بيان اميرمؤمنان(عليه‌السلام)
تقواي خدا كه مورد سفارش همه انبيا و اوليا(عليهم السلام) است مايه قبولي عمل است و به ما فرمودند به قبول عمل بيش از اصل عمل اعتنا كنيد زيرا چيزي كه مقبول خداست كم نيست. اصلش در قرآن كريم است كه ﴿إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ﴾[1]؛ قبول كامل منحصراً مربوط به عمل باتقواست. اگر عملي فاقد شرط صحت بود، اين حصر، حصر حقيقي است يعني خدا اصلاً عمل فاقد شرط صحت را نمي‌پذيرد [و] اگر كسي باتقوا نبود ولي عملش باتقوا بود يعني شرط صحت را داشت (عمل باتقوا بود ولي عامل متقي نبود) اينجا قبول كامل نصيبش نمي‌شود؛ ﴿إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ﴾. طبق اين بيان نوراني قرآن كريم، اميرالمؤمنين(عليه و علي آله آلاف التحية والثناء) در نهج‌البلاغه فرمود چيزي كه مقبول خداست كم نيست و عمل باتقوا مقبول خداست و هر چه مقبول خداست كم نيست[2] لذا بكوشيد كه عملتان مقبول باشد. از اين جهت به ما سفارش كرده‌اند هميشه مخصوصاً در نمازهاي جمعه و خطبه‌هاي آن تقوا را فراموش نكنيم.
بهره‌مندي از ارزاق، به ميزان تقدير الهي
در بيست و سومين خطبه نهج‌البلاغه, وجود مبارك امير بيان(عليه افضل صلواتٌ مصلين) نظام اقتصادي را با مسائل اخلاقي, عاطفي و اجتماعي هماهنگ كرد؛ فرمود: «فانّ الامر ينزل من السماء الي الارض کقطرات المطر الي کل نفسٍ بما قسم لها من زيادةٍ او نقصانٍ»؛ فرمود روزي مثل قطرات باران از بالا نازل مي‌شود به بعضي از مزرعه‌ها بيشتر مي‌رسد به بعضي كمتر مي‌رسد؛ همه كِشت كردند و شيار كردند و بذرافشاني كردند ولي جايي باران مي‌آيد جايي نمي‌آيد جايي كمتر مي‌آيد جايي بيشتر مي‌آيد.
اختلاف در بهره‌مندي از ارزاق، در اثر تقدير الهي يا خيانت برخي از بندگان
در اين زمينه ذات مقدس علوي(سلام الله عليه) به چند نكته ما را هشدار مي‌دهد؛ اولاً فضاي باز و سالم اقتصادي يعني رقابت سالم براي همه, توليد سالم براي همه، فضاي كسب آزاد براي همه مثل ميدان باز زمين و فضاي گسترده آسمان باز باشد، از آن به بعد اگر تفاوتي رخ داد مستقيماً به قضا و قدر الهي وابسته است. كشاورزي شده [و] زميني است باز؛ اما ريزش قطرات باران در اختيار كسي نيست؛ از آن به بعد مستقيماً به قضا و قدر الهي وابسته است ولي اگر فضا سالم نبود رقابتها سالم نبود باندبازي حاكم بود به كسي مسئوليت دادند به كسي ندادند به كسي واگذار كردند به كسي نكردند، آن از سوء اختيار است.
پاسخ احنف‌بن‌قيس به فريبکاري معاويه در توجيه چپاول بيت المال؛ و سرّ حمايت حکّام جور از مکتب اشعري
يك وقت معاويه مردم را جمع كرد گفت چرا از گراني مي‌ناليد، مگر نه آن است كه خدا در قرآن فرمود هر چه را كه خدا مقدر بكند نازل مي‌كند: ﴿وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[3]، خدا براي شما همين مقدار را مقدر كرده است ـ مكتب جبر از دستگاه امويان خيلي استمداد مي‌کرد چون مكتب جبر براي توجيه تبهكاري طاغيان عامل خوبي است؛ آنها معمولاً جبريه را مي‌پروراندند و معتزله را سركوب مي‌كردند [تا اينکه] در زمان عباسيان شدت گرفت و متوكل عباسي معتزله‌ها را قتل عام كرد. الآن هم اهل سنت هر كه ماند غالباً تفكر اشعري دارد نه معتزلي لذا نوعاً با حُكام مي‌سازند ـ احنف‌بن‌قيس برخاست سخني گفت كه عصاره سخن احنف به سه جزء تقسيم مي‌شود گفت معاويه ما درباره مطلب اول حرفي نداريم و آن اين است كه خدا در خزانه الهي نعمت قرار مي‌دهد (اين يك)، درباره مطلب دوم هم حرفي نداريم و آن اينكه ذات اقدس الهي براي تأمين نيازهاي مردم طبق مصلحت روزي نازل مي‌كند [اما مطلب] سوم محل حرف ماست و آن اين است كه ذات اقدس الهي در مخزن غيب روزيهاي فراوان داشت براي تأمين نيازهاي ما روزيها را به اندازه كافي از خزانه خود نازل كرده است و تو گرفتي و در خزانه خودت ريختي، ما نسبت به اين امر سوم اعتراض داريم.[4]
طرح وظايف ثروتمندان و سايرين در خطبه محل بحث و نقل اين خطبه در منابع مختلف
اگر فضا فضاي بازي بود يعني ميدان اقتصاد براي همه باز بود [و] هيچ باندي بازيگر نبود، در اين زمينه وجود مبارك امير بيان(صلوات الله عليه) چند نكته دارد؛ فرمود در اين فضاي باز و آزاد و معتدل اگر كسي مالدار شد و ديگري مالدار نشد، يك سلسله وظايف مربوط به آن گروه ضعيف است و يك سلسله وظايف مربوط به گروه مالدار و يك سلسله وظايف هم مشترك. اصل اين خطبه در دو جاي اصول كافي آمده هم در جلد دوم هم در جلد پنجم؛ از علماي سنّت زمخشري نقل كرد و بسياري از بزرگان که قبل از سيد رضي(رضوان الله عليه) مي‌زيستند [اين خطبه را] نقل كردند [و] چون بخشهايي از اين خطبه مشتمل بر امر به معروف و نهي از منكر است مرحوم كليني(رضوان الله عليه) اين قسمت خطبه نهج‌البلاغه را در كتاب جهاد فروع كافي ذكر كرد.
وظيفه ثروتمندان در کسب و مصرف حلال و وظيفه ديگران در عدم تنگ‌نظري
سندش به قدري فراوان و قوي است كه نيازي به بحث نيست؛ در دلالتش اين چندين نكته ملحوظ است: فرمود اگر فضاي اقتصادي سالم بود و عده‌اي مالدار شدند و عده‌اي مالدار نشدند سه وظيفه بايد ملحوظ باشد؛ اول وظيفه كساني كه مالدارند: اينها اگر از راه مشروع به دست بياورند (يك) و در راه مشروع صرف بكنند (دو)، مشمول يك اصل كلي‌اند كه آن اصل كلي را در خلال بيان اشاره مي‌كنيم كه اينها هميشه به دنبال احدي الحسنيين‌اند ـ اين گوشه‌اي از وظايف اغنياست، وظايف ديگري [هم] دارند كه آنها به خواست خدا بازگو خواهد شد ـ فرمود اگر توانگري از راه حلال به دست آورد و در راه حلال صرف كرد و كار ننگ‌آور نكرد: «ما لم يغش دناءةً تظهر فيخشع لها»؛ يك وقت است انسان كاري مي‌كند كه اگر افشا بشود رسوا خواهد شد، اين شخص از اين راه مال به دست نياورد و مرتكب خلافي نشد كه اگر روزي افشا بشود او شرمنده بشود و بلرزد [بلکه] از راه حلال به دست آورد و در راه حلال هم صرف مي‌كند، اگر اين‌چنين است، ديگران تنگ‌نظر نباشند [و] اين كار براي آنها فتنه نباشد، حسد نكنند و رشك نورزند؛ اين زمينهٴ فتنه است. وقتي ميدان باز بود، كسي از راه حلال تلاش كرد و مالي به دست آورد و فقط در راه حلال صرف مي‌كند چرا ديگران تنگ‌نظري كنند؟! پس وظيفه مالداران آن و وظيفه افرادي كه به مال نرسيدند اين.
بهره‌مندي پاکان از رزق حلال يا لقاي الهي
بعد يك سلسله خطوط كلي را ترسيم مي‌كند كه اينها جزء وظايف مشترك است براي همه؛ فرمود: «المرء المسلم البريءُ من الخيانة ينتظر احدي الحسنيين» يعني انسان مسلمان بين دو فضيلت به سر مي‌برد. اين «احدي الحسنيين» همان طوري كه در جريان جهاد مطرح است كه يا شهادت يا پيروزي، در تمام حالات زندگي يك مرد مسلمان هم حاكم است: «المرء المسلم البريءُ من الخيانة ينتظر احدي الحسنيين اما داعي الله فما عند الله خير له»؛ يا رحلت مي‌كند [و] به «ما عند الله» مي‌رسد [و] چون كار خيري انجام داد، به لقاء الله مي‌رسد به رزق خاص الهي مي‌رسد به روضة من رياض الجنه مي‌رسد و مانند آن؛ يا [اگر] مرگش فرا نرسيد، خدا رزق حلال به او مي‌دهد.
اشاره به برخي از حسنات دنيا و آخرت
اين رزق حلال جزء حسنات دنياست؛ اينكه در قرآن كريم آمده است مؤمنين خاص مي‌گويند: ﴿رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ﴾[5] دنيا آن من و ماي اعتباري آن كه لهو و لعب است: ﴿إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ﴾[6] اينكه حسنه‌اي ندارد، توفيق كسب حلال حسنه است توفيق تربيت فرزند صالح حسنه است داشتن دوستان مؤمن حسنه است شركت در مجامع علمي حسنه است شركت در نماز جمعه و جماعات جزء حسنات دنياست؛ اينها را اگر از دنيا برداريد دنيا حسنه‌اي ندارد؛ هم‌بحث خوب داشتن شاگرد خوب داشتن استاد خوب داشتن جزء حسنات است. يك وقت است كسي زحمت مي‌كشد استاد خوب نصيبش نمي‌شود اين از حسنه دنيا محروم است؛ يا شاگرد خوب ندارد يا هم‌بحث خوب ندارد يا سؤال‌كننده خوب ندارد، اين حسنه نصيبش نشده؛ يك وقت است در جايي زندگي مي‌كند كه شاگردان خوبي دارد اساتيد خوبي دارد هم‌بحثهاي خوبي دارد مراجعه‌كننده‌هاي متدين خوش‌فهمي دارد مجالس خوبي نصيب او مي‌شود جلسه‌هاي خوبي بهره او مي‌شود، اينها جزء حسنات دنياست. اگر در قرآن آمده است كه مؤمنان مي‌گويند: ﴿رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي اْلآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[7]، اين دنيا ظرفِ حسنه است وگرنه خودش لهو و لعب است: ﴿إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ﴾[8] و حسنه آخرت همان لقاي خداست بهشت است لقاي معصومين است و مانند آن. فرمود مؤمن چه مالدارش چه بي‌مال منتظر احدي الحسنيين است. ذات اقدس الهي به بعضي حسنه دنيا مي‌دهد به بعضي حسنه آخرت مي‌دهد به بعضي حسنه دنيا و آخرت را باهم مي‌دهد.
برتري حسنه آخرت بر حسنه دنيا و سرّ آن
آن‌ گاه فرمود اگر كسي داراي مال و فرزند شد بدانيد كه «انّ المال و البنين حرث الدنيا و العمل الصالح حرث الاخرة» ـ اين بيان همان شرح آيات الهي است که ﴿الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ﴾[9]؛ شما وقتي نهج‌البلاغه را نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد بسياري از اينها شرح آيات الهي است ـ فرمود در عين حال كه مال حلال و فرزند صالح، حسنه است اما حسنه آخرت قوي‌تر از حسنه دنياست چون حسنه دنيا محدود است. بعد از مرگ اصلاً ممكن است انسان بستگان نزديك خود را نبيند؛ حادثه مرگ و جريان قيامت به قدري قوي است كه هر كسي از ديگري فرار مي‌كند. گروه كمي‌اند كه اعضاي خانواده در بهشت يكجا جمع بشوند که ﴿أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِم مِن شَيْ‏ءٍ﴾[10]؛ كم‌اند اين چنين كه همه بستگان يكجا در بهشت جمع بشوند وگرنه ديگران به اين صورت در نمي‌آيند. اينها جزء وظايف مشترك است منتها هشدار به اغنياست.
توصيه امام علي(عليه‌السلام) به خلوص عمل؛ و کيفر عمل براي غير خدا
بعد فرمود: «و اعملوا في غير رياءٍ و سمعةٍ»؛ كار انجام بدهيد اما نه براي اينكه ديگران را باخبر كنيد؛ [براي اينکه] به ديگران نشان بدهيد يا به گوش ديگران برسانيد [نباشد]؛ نه ارائه كنيد نه اِسماع؛ نه براي ريا نه براي سمعه؛ نه براي اينكه ببيند نه براي اينكه بشنوند. خطر اين كار را هم ذكر كرد فرمود اگر كسي لغير الله عمل كرد: «من يعمل لغير الله يکله الله الي من عمل له»؛ اگر كسي براي غير خدا كار كرد خدا او را به آن شخص واگذار مي‌كند. خب از غير خدا هيچ كاري ساخته نيست، انسان مي‌بيند بهره‌اي از كارش نبرده است؛ اگر به غير خدا واگذار بشود بهره‌اي ندارد لذا ما در دعاها موظفيم عرض كنيم خدايا «لا تنتزع مني صالح ما اعطيتني ابداً ... و لا تکلني الي نفسي طرفة عين ابداً»[11] و هم [موظّفيم] عرض كنيم خدايا «لا تكلنا الي غيرك و لا تمنعنا من خيرك»[12]؛ ما را نه تنها به خود ما وا مگذار، به غير خودت هم واگذار نكن چون از غير او كاري ساخته نيست.
دعاي اميرمؤمنان(عليه‌السلام) در خطبه محل بحث و کريمانه بودن دعاهاي آن حضرت
در ذيل اين بخشي كه مرحوم سيد در نهج‌البلاغه نقل كرد, حضرت امير(سلام الله عليه) دعايي دارد؛ عرض كرد: «نسأل الله منازل الشهداء و معايشة السّعداء و مرافقة الأنبياء»؛ فرمود از ذات اقدس الهي ما چند چيز مي‌خواهيم: منزله شهيد را به ما بدهد؛ زندگي سعادتمندانه سعيدان را به ما بدهد [و] رفاقت انبيا را هم به ما بدهد. چقدر علي(سلام الله عليه) در دعا مواظب است! همتش خيلي بلند است! شما در دعاها مي‌بينيد همان طوري كه او سلحشور شمشير است در دعا هم خيلي سلشحورانه دعا مي‌كند كم نمي‌گذارد؛ دعاي حضرت هم دعاي كريمانه است! در بخشي از دعاها مي‌گويد خدايا همه نعمتها را كه دادي وديعه است همه را هم از ما مي‌گيري ما حرفي نداريم ولي اين‌چنين نباشد كه اول چشم و اعضا و دست و پا را بگيري بعد جان را بگيري، اينكه زندگي نشد: «اللهم اجعل نفسي اوّل كريمةٍ تنتزعها من كرائمي و اول وديعةٍ ترتجعها من ودائع نعمك»[13]؛ خدايا! حالا كه بنا شد بگيري اول جان را بگير كه بعد اعضا و جوارح به همراه جان بروند؛ اول دست را بگيري پا را بگيري چشم را بگيري [و] ما مزاحم بچه‌ها باشيم آخر آنكه زندگي كريمانه نيست؛ همه نعمتها دادهٴ توست و همه را هم مي‌گيري ولي اولين نعمتي كه مي‌گيري جان ما باشد؛ اين طور نباشد اول چشم را بگيري دست را بگيري پا را بگيري كه ما محتاج بچه‌ها باشيم، آن زندگي نيست. اين دعا، دعاي كريم است، دعاي محل بحث هم دعاي كريم است همت‌بلند است!
تفاوت صالحان با ملحق شدگان به آنان و دعاي امام علي(عليه‌السلام) در مسئلت منزلت شهدا و سعادتمندان
در قرآن ذات اقدس الهي به اوساط مؤمنين وعده داد فرمود اگر شما مطيع خدا و پيامبر شديد ما شما را ملحق مي‌كنيم به اين چهار قافله: ﴿مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقًا﴾[14]؛ اگر كسي دستورات دين را انجام داد [و] مطيع خدا و پيامبرش بود، ما او را ملحق مي‌كنيم به انبيا ـ جزء انبيا نيست ـ ملحق مي‌كنيم به صديقين ملحق مي‌كنيم به شهدا ملحق مي‌كنيم به صالحين. اين جزء «عَمِلوا صالحاً» است ولي جزء «صالحين» نيست و بين اينها خيلي فرق است. سالها بايد انسان [تلاش کند] تا به جايي برسد كه ملكه عدالت پيدا كند و همه اعمال صالح را انجام بدهد اما گوهر ذاتش صالح بشود به نحوي كه اين «صَلاح» نه تنها حال نيست، ملكه نفساني هم نيست [و] فصل مقوّم او بشود، اين هنر است، لذا ذات اقدس الهي خيليها را جزء صالحين نمي‌داند، درباره انبيا و بعضيها تعبير به صالحين كرده است که ﴿كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾[15]. مي‌بينيد بعضي از انبيا مثل يوسف(عليه‌السلام) از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنند که ﴿وَ أَلْحِقْني بِالصّالِحينَ﴾[16] يا مثل ابراهيم که ﴿وَ أَلْحِقْني بِالصّالِحينَ﴾[17]؛ درباره بعضيها ذات اقدس الهي مي‌فرمايد: ﴿وَ إِنَّهُ فِي اْلآخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحينَ﴾[18]. به هر تقدير صالح شدن كار آساني نيست ولي عملِ صالح كردن بر ما واجب است مقدور هم است و از خسارت هم نجات پيدا مي‌كنيم، پس صالحين حساب خاصي دارند.
اگر كسي مطيع خدا و پيامبر بود ملحق به اين چهار قافله است. وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) نمي‌گويد ما را ملحق به اينها كن كه ما بشويم رفيق اينها [و] اينها بشوند رفيق ما [بلکه مي‌گويد] ما خود اينها بشويم به استثناي انبيا ـ خب نبوّت شدني نيست ـ لذا نمي‌گويد ما را ملحق كن به شهدا يا ما را ملحق كن به سعدا [بلکه مي‌گويد] منزله شهيد را به ما بده [و] معيشت سعيد را به ما بده اما خب درجه انبيا براي ما نيست [لذا] ما را رفيق آنها بكن [و] ما را به آنها ملحق بكن؛ اما آنجا كه مي‌شود چرا ما ملحق به قافله باشيم چرا جزء خود قافله نباشيم؟! «نسأل الله منازل الشهداء و معايشة السعداء و مرافقة الأنبياء» يعني اين ﴿حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً﴾[19] فقط براي ما نسبت به انبيا باشد؛ آن سه گروه هم در حقيقت از بركت انبيا به اينجا رسيده‌اند.
توصيه اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) به ثروتمندان جهت توجّه به بستگان؛ و اشاره به برتري نام نيک بر ثروت
بعد هم وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه)؛ به افراد مالدار هشدار مي‌دهد اين بخشهاي پاياني اين خطبه هشداري است به اغنيا. حالا كسي كه توانگرِ مالي است يا توانمندِ مقامي، فرمود شما از عترتتان و عشيرهٴتان جدا نشويد براي اينكه بالأخره به اينها نيازمنديد، اينها پراكندگي تو را جمع كنند [و] روزي كه حادثه اتفاق افتاده است اينها به داد تو مي‌رسند؛ هميشه در مقام نيستي هميشه اين پست و ميز نيست هميشه اين اعتبار مالي نيست. دنيا اگر همه زشتي‌ها را داشته باشد اين خوبي را دارد كه متغير است؛ اين از زيباييهاي دنياست و اگر ماندني بود خيلي بد بود؛ بد بود و بدتر مي‌شد. يكي از بهترين زيباييهاي دنيا همين تغير آن است لذا به همه هشدار مي‌دهد که اگر حادثه تلخ است چون تغيرپذير است صبر آسان است و اگر حادثه زيباست چون تغيرپذير است انسان را از عُجب و غرور باز مي‌دارد؛ چيزي كه رفتني است خب رفتني است ديگر. فرمود اينكه رفتني است توي مالدار يا مقام‌دار را نگيرد. طولي نمي‌كشد كه اوضاع عوض مي‌شود؛ خيلي [اوقات] با يك چشم به هم زدن اوضاع برمي‌گردد، حالا يا بحق يا به ناحق؛ اين‌چنين نيست كه همه تغييرها حق باشد. دنيا دار كساني است كه ﴿خَلَطُوا عَمَلاً صالِحًا وَ آخَرَ سَيِّئًا﴾[20]، حالا يا بحق پايين مي‌آيي يا به ناحق ولي پايين‌آمدني هستي و زود هم وضع برمي‌گردد، بنابراين به همه ما هشدار دادند كه از ديگران غفلت نكنيم، مخصوصاً در اين بخش به افراد توانگر دستور داد كه از فقرا غفلت نكنيد.
در ذيل اين قسمت فرمود تو چيزي كه داري مال است و اين مال هم از تو گرفته مي‌شود و به ديگري مي‌رسد اما نامدار و نامور شدن بهتر از مالدار شدن است: «لسان الصّدق يجعله الله للمرء في الناس خيرٌ له من المال يرثه غيره»؛ فرمود اين مال را كه بالأخره ديگري ارث مي‌برد [و] حسرتش براي تو مي‌ماند، خب چرا نامدار نشوي. بعد هم در ذيل به اغنيا هشدار داد فرمود اگر از بستگان نزديكت از عترتت عشيره‌ات قرابتت غفلت كردي بدان [که] تو يك دست را از اينها گرفتي: «تقبض منه عنهم يدٌ واحدةٌ» اما «تقبض منهم عنه ايدٍ كثيرةٍ»؛ فرمود تو يك نفري و يك دست داري، تو يك دست را به عنوان كمك باز گرفتي [و] به مردم كمك نكردي اما مردم دستهاي زيادي دارند؛ همان طوري كه در روز خطر اين دستهاي زياد مشكل‌گشاست، اگر اين دستها از تو گرفته بشود تنها مي‌ماني، حالا كه به مال يا به مقامي رسيدي مواظب ديگران باش.
پروردگارا! توفيق تحصيل تقوا و عمل صالح را به همه ما مرحمت بفرما!
توفيق كسب حلال را به امت اسلامي مرحمت بفرما!
توفيق وظيفه‌شناسي را به توانمندان و توانگران مرحمت بفرما!
توفيق شرح صدر و پرهيز از تنگ‌نظري را به فقرا مرحمت بفرما!
توفيق تحصيل لسان صدق را به همه ما مرحمت بفرما!
نسأل الله منازل الشهداء و معايشة السّعداء و مرافقة الانبياء!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي فطر السماوات بغير عمد يدعمها و الصلاة و السلام علي جميع الانبياء و المرسلين سيما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقية الله(ارواح من سواه فداه).
اللهم صلّ و سلم علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الصالح المهدي افضل ما صليت و باركت و علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد.
منزلت پزشکان متعهّد و ضرورت توجّه آنان به محرومان و اشاره به برترين رزق الهي
تقوا كه مايه قبولي عمل و ره‌توشه مسافران الي الله است مورد سفارش همه انبياست که ما بايد لحاظ كنيم. تقوايي كه در مناسبتهاي اين هفته مطرح است فراوان است؛ اولاً تقواي بهداشتي درماني و آموزش پزشكي است كه مقام معظم رهبري در ديدار مسئولين وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ارشاد فرمودند. يك پزشك اگر به وظيفه شريف پزشكي عمل بكند محبوب خداست؛ او هرگز خود را با يك تاجر و سوداگر مقايسه نكند [يا] يك عالم (استاد حوزه يا دانشگاه) نگويد فلان سوداگر اين قدر در ماه درآمد دارد و من درآمدم كم است چون بهترين روزيِ شما همين علم و عقل شماست [که فرمود:] ﴿نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ﴾[21]. آن كه به دنبال علم رفت نبايد مثل يك سوداگر، مالمند باشد. شغل شريف پزشكي و طبابت طبق دستورات و راهنماييهاي مقام معظم رهبري تقوا را به آن وزارت‌خانه مي‌دهد. اين وزارت‌خانه در حقيقت چهار وزارت‌خانه است؛ كاري است بس عظيم! بهداشتش يك سو درمانش يك سو، مسئله دارو [که بسيار مهم است]. اين عزيزان در عين حال كه خدمات فراواني كرده‌اند و خدا به همه اينها خير و حسنه دارين مرحمت كند ولي بايد عنايت كنند تنها چيزي كه براي اينها مي‌ماند درمان صادقانه مردم محروم اين كشور است، اينها به اين مردم بدهكارند. تقواي وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي را در سخنان سودمند مقام رهبري عنايت كرديد.
لزوم توجّه مسئولان به نيازهاي مردم
دوم سفر مسئولين محترم نظام اسلامي است به مناطق دور و نزديك اين كشور. سفر گذشته از عرض ادب به حضور مردم و گذشته از جنبه‌هاي عاطفي، يك بار اساسي را به همراه دارد: بررسي نيازمنديهاي مردم از نزديك از يك سو، انتقال صحيح و شايسته نيازمنديها به مراكز تصميم‌گيري از سوي ديگر، پي‌گيري براي اجراي دستورات از مقامهاي تصميم‌گيري از سوي سوم، رساندن اين پاسخ مثبت مجدداً به عرض مردم در نقطه چهارم، اين يك كار ديد و بازديد حسابي است وگرنه اين «صلّ علي» هميشه نيست؛ مردم كار طلب مي‌كنند.
شکست خوردن رهبران الهي در صورت عدم همراهي مردم و اشاره به شجاعت امام حسن(عليه‌السلام)
اگر ـ خداي ناكرده ـ مردم نباشند، رهبر اگر امام معصوم هم باشد شكست مي‌خورد (شما بارها شنيده‌ايد). وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) كسي نيست و نبود كه غير از رسول اكرم براي او دوّمي داشته باشيم؛ وقتي مردم در صحنه نباشند رهبر اگر علي باشد آن انقلاب شكست مي‌خورد، حضرت علي شكست خورد؛ طولي نكشيد جنگ ناكثين بود قاسطين بود مارقين بود بعد هم حضرت شهيد شد، امويان [حکومت را] گرفتند. رهبر اگر امام معصوم باشد مثل حسن‌بن‌علي [و مردم در صحنه نباشند شکست مي‌خورد]. حيف كه برنامه حسن‌بن‌علي برنامه‌اي نبود كه حضرت خودش را نشان بدهد وگرنه شجاعت او اگر بيش از حسين‌بن‌علي نبود كمتر هم نبود! مرحوم سيد رضي(رضوان الله عليه) نقل مي‌كند در جنگ جمل حسن‌بن‌علي زد تا قلب سپاه وجود مبارك اميرالمؤمنين فرمود «املکوا عنّي هذا الغلام لايهدّني فانّني انفس بهذين يعني الحسن و الحسين علي الموت لئلّا ينقطع رسول الله»[22]؛ فرمود نگذاريد اين پسرم تا قلب دشمن اين طور بتازد؛ اين را حسن رفت آن روز، البته حسين‌بن‌علي هم شجاعت كرد. اين طور نبود كه وجود مبارك حسن‌بن‌علي از حسين‌بن‌علي كم داشته باشد، حالا ﴿نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ﴾[23]. رهبر اگر حسن‌بن‌علي باشد [يا] علي‌بن‌ابي‌طالب باشد مادامي كه مردم در صحنه نيستند آن انقلاب شكست مي‌خورد. مردم هم نه براي زيد خون دادند نه براي عمرو جان مي‌د‌هند، مردم فقط براي قرآن و عترت جان مي‌دهند؛ مردم راست طلب مي‌كنند. اين رفتنها بايد آن پيامدها را هم به دنبال داشته باشد.
مشکلات طاقت‌فرساي بعد از انقلاب و دوران جنگ و لزوم تلاش خالصانه مسئولان جهت حل مشکلات
خيلي كار مثبت شده است، ذات اقدس الهي را قسم مي‌دهيم به همه مسئولين دلسوز ما عزت سعادت سيادت سربلندي آقايي دنيا و آخرت مرحمت كند! اينها دارند تلاش مي‌كنند ولي ما چون بحق بيش از ده سال در فشار بوديم، قبل از جنگ گرفتار جنگ داخلي بوديم؛ نگذاشت اين دشمن داخل و خارج كه ما شيريني انقلاب را در كنار سفره نظام در حضور امام(رضوان الله عليه) بچشيم [و] طولي نكشيد كه انقلاب كه به ثمر رسيد قبل از جريان جنگ تحميليِ صدام افلق، گنبد در شمال به آتش كشيده شد كردستان مشتعل شد انفجارهاي داخلي يكي پس از ديگري بعد هم جنگ هشت ساله، از آن طرف حداقل هزار روستا ويران يازده شهر ويران [و] هنوز هم محاصره اقتصادي؛ كار زيادي مسئولين ما كردند ولي ذات اقدس الهي فرمود اگر شما بجنبيد ما يكي را ده برابر مي‌كنيم يكي را صد برابر مي‌كنيم. مردم اگر تبعيض نبينند بيش از پيش دلباخته‌اند؛ مردمي كه مي‌بينيد هر جا مسئول مي‌آيد به نام امام تكريمش مي‌كنند نام امام و ياد امام را همچنان حفظ بكنيد.
اشاره به برخي مناسبتها و وقايع
مناسبت سوم [اينکه] در اين هفته سرشماري عمومي كشاورزي با پيام رياست جمهور شروع مي‌شود و به مدت 35 روز ادامه دارد. بخش عظيمي از كشور را بايد با كشاورزي تأمين كرد و كشاورزي وقتي تأمين مي‌شود كه سرشماري عمومي در طرح و برنامه‌ريزي حضور داشته باشد لذا همه كساني كه سهمي در اين قسمت دارند شايسته‌ است كمك شاياني بكنند و با مأموران محترم سرشماري عمومي كشاورزي همکاري بكنند تا اين مشكل هم حل بشود و از طرفي هم باز در اين هفته روز جهاني غذا به عنوان تنوع بهره‌برداري از طبيعت مطرح است. بخشهايي كه در توليد سهم مؤثري دارند مثل كشاورزي، دامداري، شيلات، جنگل و مرتع و محيط زيست (اين گونه از مراكزي كه در توليد سهم مؤثري دارند) با ساير بخشهاي خصوصي هماهنگي كنند تا مشكل نان و آب مردم حل بشود يعني مردم ديگر فقير نمانند. اينها نكاتي است كه مربوط به امور داخلي است. شهادتهاي بزرگاني [مثل] آيت الله اشرفي(رضوان الله عليه) و ساير شهدا در اين ايام گذشته و آينده بود كه خدا همه اينها را با انبيا(عليهم الصلاة و عليهم السلام) محشور بفرمايد.
صدور انقلاب اسلامي و بيداري ستمديدگان جهان در برابر مستکبران
آنچه در جهان گذشت و مي‌گذرد: واقعاً انقلاب اسلامي صادر شده است؛ انقلاب اسلامي با اين پيام كه «لا يمنع الضّيم الذّليل»[24] صادر شده است يعني ستم را جز فرومايه كسي تحمل نمي‌كند. امام قيام كرد، اين حرفها را باور كرد و اين حرفها را به مردم رساند و مردم هم باور كردند و انقلاب كردند و به ثمر رساندند و عالم‌گير شد. آنها اگر از يك‌سو مدّعي‌اند كه جهان به منزله يك شهر يا دهكده است، بايد بدانند كه پيام انقلاب و پيام امام به همه جا رسيده است. آمريكا چه بخواهد و چه نخواهد در سومالي به رسوايي كشيده شد حرفي كه بيل كلينتون و امثال او بايد بفهمد اين است ـ حالا آنها چه اين را حق بدانند چه او را حق ندانند ولي آنچه در جهان محروميت حكم مي‌كند اين است و ديگر هيچ ـ مردم فهميدند زندگي ذليلانه و فرومايه بودن ننگ است (اين يك)، پيام دين هم اين است: «من قتل دون ماله فهو شهيد»[25]؛ «من قتل دون مظلمته فهو شهيد»[26]؛ شهد شهادت در كام محرومان اثر كرد (اين دو)؛ اينها تا زنده‌اند مي‌جنگند بعد هم وقتي شهيد شدند آمريكا مي‌خواهد در كجا حكومت كند تا چه وقت مي‌خواهد بكشد و چه كسي را مي‌خواهد بكشد و چقدر مي‌خواهد بكشد؟! شما مي‌بينيد اين ساف و تلاويو به اين صورت ننگين در آمد ولي تظاهرات مردم گرانقدر فلسطينِ محروم روزافزون شد؛ اينها مي‌گويند ما زندگي شرافتمندانه مي‌خواهيم بعد هم كشته شدند و شربت شهادت نوشيدند آمريكا مي‌خواهد بر چه كسي حكومت كند؟! خيال كرد يك عده را مي‌كشد صدا را خفه مي‌كند [و] بر ديگران حكومت مي‌كند؟! اين نيست. آنچه الآن در جهان محرومين مي‌گذرد حرف امام است. «لا يمنع الضّيم الذّليل»[27]؛ يك آدم فرومايه مثل عرفات [به بيگانه] مي‌گويد آري.
اينها [يعني اهل بيت(عليهم‌السلام)] همه سعي مي‌كردند ببينند پيغمبر چه فرمود علي‌بن‌ابي‌طالب چه فرمود اين دو تن كه «ابوا هذا الامة»[28] هستند(عليهم و علي آله آلاف التحية والثناء) چه فرمودند به نوبه خود تمام اين سخنرانيها را در نامه‌ها در پيامها در مجالستها و محاورتها مي‌گفتند همين خطبه كه در خطبه قبلي از نهج‌البلاغه خوانديم مي‌بينيد به مناسبتي وجود مبارك امام رضا اين خطبه را در سخنراني خود اشراب كرده است. حرفي كه از اين دو شخصيت كه نفس يكديگرند مي‌رسيد ساير ائمه سعي مي‌كردند مكرر اين را بازگو كنند. وجود مبارك ابي‌عبدالله فرمود ما حالا كار نداريم به اسلام، جنبه انساني قضيه را مي‌گيريم: «ان لم يكن لكم دين و لا تخافون المعاد فكونوا احراراً في دنياكم»[29]. مي‌بينيد الآن هم يك عدّه در روسيه هم آمدند در برابر آمريكا ايستادند، اينها كه دين ندارند ولي مي‌خواهند آزاد باشند [و] از خطر اين نظم جهاني به ستوه آمدند. اينها را حسين و علي و امثال ذلك(عليهم آلاف التحية والثناء) تربيت كردند؛ اگر چهار نفر آمدند چهار تا شعار انقلابي دادند اينها بعد از انبيا و اوليايند، «الحجة قبل الخلق»[30]. هرگز مارکس و انگلس و ديگر سران آزاديخواه، حرف انساني نزدند مگر اينكه از سفره وحي گرفتند منتها وحي، انسانِ الهي آورد [اما] آنها الهيتش را رها كردند و انسانيتش را گرفتند. چه كسي قبل از مارکس و انگلس اين حرف را به مردم ياد داد غير از انبيا و اوليا؟ الآن جهان چه مسلمان چه غير مسلمان آن بخش محرومينش به نظم نوين پيام مي‌دهند كه يا مرگ يا آزادي (اين حرفشان است) لذا اگر بل كلينتون آدم عاقلي باشد همان طوري كه اخيراً تصميم گرفت سربازها را از سومالي در بياورد، از هاييتي در مي‌آورد از ديگر كشورها هم در مي‌آورد، چه كار دارد به دخالت در كار مردم؟! مردم فهميدند؛ يا مرگ يا زندگي شرافتمندانه! حالا اين‌چنين نيست که يلتسين الآن غالب شده باشد و روسيه روسياه آرام شده باشد، اين يك آتش زير خاكستري دارد بالأخره. اينها را انقلاب اسلامي فهماند كه «ان لم يكن لكم دين و لا تخافون المعاد فكونوا احراراً في دنياكم»[31].
ما اميدواريم اين پيوند و پيمان ننگين ساف و تلاويو و عرفات و صهيونيست هر دو را ناكام كند و مردم محروم و ستمديده فلسطين به حق مسلمشان برسند!
پروردگارا! آن توفيق را به ما مرحمت بفرما كه در امتثال رهنمودهاي انبيا و اوليايت با تقوا عمل بكنيم!
تو را به مجد و عظمتت قسم, مجد و عظمت نظام اسلامي را تا ظهور ولي‌ّات(ارواحنا فداه) حفظ بفرما!
تو را به عظمتت قسم، امر فرج ولي‌ّات(ارواحنا فداه) را هر چه زودتر اصلاح بفرما!
ما را جزء منتظران واقعي آن حضرت قرار بده!
مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرما!
مراكز علمي، حوزه‌هاي علمي و مراجع تقليد را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرما!
همه ما و مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
ارواح مؤمنين، علما، مؤلفان علوم الهي، اساتيد، ذوي الحقوق شهدا [مخصوصاً] شهدايي كه در اين ايام رحلت كرده‌اند و امام راحل (همه) را با انبيا(عليهم السلام) محشور بفرما!
خطر بيگانگان مخصوصاً استكبار جهاني را به خود آنها برگردان!
بين ما و قرآن و عترت، لحظه‌اي در دنيا و آخرت جدايي نينداز!
پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ٭ اللَّهُ الصَّمَدُ ٭ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ٭ وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . سورهٴ مائده, آيهٴ 27.
[2] . ر.ک: نهج‌البلاغه, حکمت 95.
[3] . سورهٴ حجر, آيهٴ 21.
[4] . ر.ک: الدّر المنثور, ج 4, ص 96.
[5] . سورهٴ بقره, آيهٴ 201.
[6] . سورهٴ محمد, آيهٴ 36.
[7] . سورهٴ بقره, آيهٴ 201.
[8] . سورهٴ محمد, آيهٴ 36.
[9] . سورهٴ کهف, آيهٴ 46.
[10] . سورهٴ طور, آيهٴ 21.
[11] . بحارالانوار, ج 16, ص 217 و 218.
[12] . بحارالانوار, ج 95, ص 393.
[13] . نهج‌البلاغه, خطبه 215.
[14] . سورهٴ نساء, آيهٴ 69.
[15] . سورهٴ انعام, آيهٴ 85.
[16] . سورهٴ يوسف, آيهٴ 101.
[17] . سورهٴ شعراء, آيهٴ 83.
[18] . سورهٴ بقره, آيهٴ 130.
[19] . سورهٴ نساء, آيهٴ 69.
[20] . سورهٴ توبه, آيهٴ 102.
[21] . سورهٴ زخرف, آيهٴ 32.
[22] . نهج‌البلاغه, خطبه 207.
[23] . سورهٴ زخرف, آيهٴ 32.
[24] . نهج‌البلاغه, خطبه 29.
[25] . من لايحضره الفقيه, ج 4, ص 95.
[26] . الکافي, ج 5, ص 52.
[27] . نهج‌البلاغه, خطبه 29.
[28] . بحارالانوار, ج 16, ص 95.
[29] . اللهوف, ص 120.
[30] . الکافي, ج 1, ص 177.
[31] . اللهوف, ص 120.
 


25/1/1390
عکس