عنوان: نمازجمعه (1372/09/05)
25/1/1390


خطبه اوّل:
فتح و رستگاري در سايه تقوا و انجام نيکوي کارهاي خير
اشاره نهج‌البلاغه به علل بقا و سقوط حکومتها و کوتاهي کارگزاران امام علي(عليه‌السّلام) در برابر تجاوزگري بُسربن‌ابي‌ارطاة
عوامل چهارگانه صعود يا سقوط حکومتها در بيان امام علي(عليه‌السلام)
اشاره اميرالمؤمنين(عليه‌السّلام) به خيانت کارگزاران خويش و ضرورت الگو گرفتن از آن حضرت جهت نيل به حسنه دنيا و آخرت
کفر و نفاق امويان و سقوط کافران در عذاب الهي
شديدتر بودن نفرين امام علي(عليه‌السّلام) نسبت به نفرين حضرت نوح(عليه‌السّلام) و سرّ آن
امامت اميرمؤمنان(عليه‌السّلام) در همه عوالم و دشواري و عظمت عالم بودن در قيامت
اجابت نفرين اميرمؤمنان(عليه‌السلام) و سنّت الهي در انتقام از ظالمان توسط ظالمان
خطبه دوّم:
اشاره به دو مناسبت و پايه‌گذاري سنتّهاي حسنه الهي توسّط امام خميني(قدس‌سره)
لزوم حق‌شناسي مسئولان از ايثارگران و ضرورت تلاش در توليد و قناعت در مصرف
بيان قرآن دربارهٴ پيمان‌شکنان و وفاکنندگان به عهد در صدر اسلام و عدم پشيماني مؤمنان از جهاد و ايثار
نمونه‌اي از تأثير مجاهدتهاي مردم مسلمان ايران در صحنه جهاني
اشاره رهبر انقلاب به زيان کشورهاي نفت‌خيز در اثر قيمت ناعادلانه نفت
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يحصي ثنائه الّا هو و صلي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين و الائمة الهداة المهديين سيّما خاتم الانبياء و خاتم الاوصياء(عليهما آلاف التحية و الثناء) بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله.
فتح و رستگاري در سايه تقوا و انجام نيکوي کارهاي خير
قال عليٌ(عليه افضل صلوات المصلين): «أيَسُرُّک اَن تکونَ مِن حزب الله الغالبين اتق الله سبحانه و اَحْسِنْ في کل امورک فان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون»[1]؛ سفارش اميرالمؤمنين(عليه السلام) به همه ما مخصوصاً به امت حزب الله اين است كه اگر مي‌خواهيد جزء حزب‌الله و فاتحان پيروز بشويد تقواي خدا را رعايت كنيد، در همه امور كار خير را فراموش نكنيد و در هر امري آن كار مشروع را به احسن وجه انجام بدهيد زيرا خداي سبحان وعده داد كه با مردان متقي و محسن باشد. در قرآن ذات اقدس الهي گذشته از آن معيت قيومي و همگاني كه در سوره «حديد» فرمود: ﴿وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ﴾[2]، معيت خاصه‌اي با مردان باتقوا و نيكوكار دارد؛ فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ﴾[3]. اگر كسي سپر به دست اوست [و] وقايه دارد كه مبادا تير شيطان به او برسد چنين شخص مسلحي باتقواست و كسي كه هر كار مشروعي را مطابق وظيفه الهي انجام مي‌دهد انسان محسن است يعني كسي كه كارش حسن است (يعني يا واجب است يا مستحب).
سخنان ائمه(عليهم السلام) به منزله تفسير آيات قرآن است؛ اگر در آن آيات قرآني ذات اقدس الهي فرمود خداوند با مردان متقي و محسن معيت خاصه دارد، همان بيان را وجود مبارك علي‌بن‌ابي‌طالب در دستور تقوا گنجاند فرمود اگر مي‌خواهي از حزب الله باشي اگر مي‌خواهي بر دشمن درون و بيرون پيروز بشوي بايد تقوا فراموشت نشود و در هر كار خيري غفلت نكني و هر كاري را مطابق با وظيفه شرعي انجام بدهي.
اشاره نهج‌البلاغه به علل بقا و سقوط حکومتها و کوتاهي کارگزاران امام علي(عليه‌السّلام) در برابر تجاوزگري بُسربن‌ابي‌ارطاة
در بيست و پنجمين خطبه نهج‌البلاغه وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه افضل صلوات المصلين) علل سقوط و صعود يك حكومت را تبيين كرد كه چطور اساس حكومتي ساقط مي‌شود و حكومتي مي‌ماند. گاهي از ديد الهي حكومتها بررسي مي‌شود [که] آنجا ماندني بودنش بر اساس مسئله ابديت حق است و مانند آن [و] گاهي علل سقوط و ثبوت يك حكومت از نظر تحليل تاريخي و مقطعي تبيين مي‌شود؛ هر دو تحليل در نهج‌البلاغه حضرت آمده است. آنچه در خطبه بيست و پنجم نهج‌البلاغه كه بحث امروز ماست مطرح است تحليل سقوط و صعود حكومتها از نظر مقاطع تاريخي است نه سير جاودانه ابد. وقتي به وجود مبارك حضرت علي(صلوات الله عليه) گزارش متواتر رسيد كه بُسربن‌ابي‌ارطاة گذشته از اينكه مدينه را غارت كرد و به آتش كشيد، به مكه و حرم رحم نكرد [و] به طائف تاخت تا رسيد به صنعايِ يمن [که] مقرّ حكومت نمايندگان علوي [بود] (وقتي اين سلسله اخبار مسجل شد) وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه افضل صلوات المصلين) در كمال خستگي و زدگي در بالاي منبر رفت و سخنراني كرد فرمود فعلاً همين كوفه توفنده در دست مانده است همين كوفه‌اي كه فعلاً در آستانه تحوّل و آشوب است قلمرو حكومت من است [اما] مدينه از يك سو مكه از سوي ديگر طائف از سمت سوم يمن از سمت چهارم از دست ما رفت؛ فرمود اگر همين كوفه است که «اَقْبِضُها و اَبْسُطُها» پس اي کوفه «فَقَبَّحَکِ الله»؛ تو هم نمان ‌اي كوفه.
عوامل چهارگانه صعود يا سقوط حکومتها در بيان امام علي(عليه‌السلام)
بعد به مردم فهماند و فرمود مردم! نه در قداست علويِ علي ترديد است نه در خباثت اموي معاويه از نظر رهبري من به نصاب فائق راه يافتم ولي چطور شد كه نمايندگان من از صنعاي يمن گريختند و همه منطقه‌هاي حكومتي من در تحت تاخت و تاز بسربن‌ابي‌ارطاة اموي قرار گرفت سرّش چيست. فرمود مي‌دانيد چطور يك حكومت سقوط مي‌كند؛ چهار عامل اصلي زمينه سقوط حكومت و يا صعود حكومت است كه روح آن چهار عامل به سه عامل برمي‌گردد ولي براي اهميت مسئله، عنصر چهارم جداگانه ذكر شد. فرمود: «اُنْبِئْتُ»؛ به من گزارش رسيد كه بسربن‌ابي‌ارطاة آمده يمن را دارد مي‌گيرد، «و سيُدالونَ منکم»؛ اين دولت شما سقوط مي‌كند [و] به دست دولتمردان اموي مي‌افتد. نگوييد رهبري چون علي داريم, نظام بر اساس علل و معلول ظاهري هم مي‌گردد؛ هميشه بنا بر اين نيست كه دستي از غيب برون آرد و كاري بكند؛ فرمود: «سيُدالونَ منکم» ـ اين سين، سينِ تحقيق است نظير ﴿وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ﴾[4] ـ فرمود مسلماً دولت ما سقوط مي‌كند و اينها پيروز مي‌شوند.
سرّ سقوط را بايد در شما مردم جستجو كرد نه در رهبريِ من؛ عامل اول پيروزي دولت اموي و شكست دولت علوي اين است: «باجتماعِهم علي باطلهِم و تفرُّقِکُم عن حقِّکم»؛ آنها در عين حال كه بر باطل‌اند متحدند [ولي] شما در عين حال كه بر حقيد متفرقيد و امت متفرق، محكوم به سقوط دولت است و جامعهٴ جمع، موفق به تشكيل دولت است (اين عامل اول)، پس مشكل اول در درون خود شماست [يعني] روابط متقابل مردمي يعني مردم با هم. عامل دوم رابطه مردم با رهبر است؛ فرمود عامل دومِ پيروزيِ دولتمردان و دولتمندان اموي آن است كه رابطه آنها با امامشان كه جزء ائمه كفر است تنگاتنگ است و درست؛ ولي شما از من بريده‌ايد و حرفم را معصيت مي‌کنيد؛ او دستور مي‌دهد، دولتمردان او و كارگزاران او اطاعت مي‌كنند [اما] من دستور مي‌دهم، همه‌تان معصيت مي‌كنيد. سوم: «و بِأدائِهِمُ الأمانَةَ الي صاحِبِهم و خيانَتِکم»؛ هر امانتي را كه معاويه به كارگزارانش سپرد اينها امينانه رفتار مي‌كنند [اما] من هر امانتي كه به شما سپردم خيانت كرديد. چهارم: «و بصلاحِهِم في بلادِهم و فسادِکم»؛ آنها سعي كردند مشكل اخلاقي و اجتماعي‌شان را كم كنند؛ مال يكديگر را ندزدند به يكديگر دروغ نگويند گرانفروشي نكنند احتكار نكنند بدِ كسي را نگويند [و] در امور باطل آزاد باشند مثل باغ وحش تربيت‌شده، «و فسادکم»؛ شما [اسير] مشكل تهاجم فرهنگي و فساد اخلاقي هستيد. اين مسئله امانت و خيانت از يك سو [و] صلاح و فساد از سوي ديگر به مسائل اجتماعي و اخلاقي برمي‌گردد ولي مسئله امانت چون خيلي مهم بود حضرت جداگانه ذكر فرمود.
اشاره اميرالمؤمنين(عليه‌السّلام) به خيانت کارگزاران خويش و ضرورت الگو گرفتن از آن حضرت جهت نيل به حسنه دنيا و آخرت
فرمود روزگار علي به جايي رسيد که «فَلَوِ ائْتَمَنْتُ احدَکم علي قَعْبٍ لَخَشيتُ اَنْ يَذْهَبَ بِعَلاقَتِهِ»؛ من اگر يك قُعْب يك قدح يك كاسه به شما بدهم مي‌ترسم آن بندش را بدزديد چنين كارگزاراني هستيد. خب چنين دولتي نمي‌ماند ولو رهبرش علي(صلوات الله عليه) باشد؛ فرمود ما مشكل خيانت و رشوه‌گيريِ كارگزار داريم. هر مالي كه فراهم كرديم، در [هنگام] توزيع مي‌بينيد يك باند فساد كشف مي‌شود! «مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز»[5]. فرمود رهبر اگر علي هم باشد وقتي كارگزارْ امين نيست خب سقوط مي‌كند چه اينكه سقوط كرده است. ما حكومت علوي را الگو قرار مي‌دهيم براي مداحي و نوحه‌سرايي و مظلومانه زيستن و مظلومانه مردن و بهشت رفتن يا حكومت علوي را الگو قرار مي‌دهيم كه هم در دنيا قسط و عدل برگزار بشود و زمينه ظهور وليّ عصر(ارواحنا فداه) [فراهم] بشود و هم در سايه حفظ دين در قيامت به بهشت برويم؟ ما بايد مشخص بكنيم كه علي الگوي ماست در چه چيزي.
فرمود شما دلتان خوش است كه من علم غيب دارم دلتان خوش است كه من شصت سال زندگي طاهرانه را پشت سر گذاشتم ـ اين خطبه جزء بيانات اواخر عمر مبارك آن حضرت است، چون بعد از گرفتن صنعا فقط كوفه ماند كه بعد هم شورش داخلي شروع شد و 21 ماه مبارك رمضان حضرت شربت شهادت نوشيد؛ اين را در اواخر فرمود ـ فرمود دلتان خوش است كه كسي همتاي پيغمبر رهبر شماست با اينكه «فَلَوِ ائْتَمَنْتُ احدَکم علي قَعبٍ لَخَشيتُ اَنْ يَذْهَبَ بِعَلاقَتِهِ»؛ مي‌خواهيد دولتي داشته باشيد يا مي‌خواهيد فقط مظلومانه به بهشت برويد، آن هم شما را كه كسي به بهشت نمي‌برد، علي را به بهشت مي‌برند [و] شما ﴿خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ﴾[6] خواهيد بود.
کفر و نفاق امويان و سقوط کافران در عذاب الهي
سقوط و صعود يك دولت [را] تحليل کرد ولو دولت کفر كه هيچ ترديدي نيست كه دولت اموي دولت باطل بود [زيرا] اينها قبل از فتح مكه كافر مطلق بودند [و] بعد از فتح مكه منافق محض شدند؛ به طرفة العين که به خدا ايمان نياوردند اما خب در برابر علي ايستادند و از نظر حكومت دنيا پيروز شدند. آن ‌گاه مسئله آخرت را حضرت در ساير خطبه‌ها مفصل بيان كرد. ذات اقدس الهي در قرآن كريم بيان كرد: ﴿وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَبَقُوا﴾[7]؛ اينها خيال نكنند اگر دو روز جلو رفتند، از قدرت خدا جلو زدند [بلکه] ﴿إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْمًا﴾[8]، بعد هم اينها را مي‌گيريم اينها آن تهديدهاي متافيزيكي سقوط و صعود حكومت است اما تحليل فيزيكي و تحليل دنيايي‌اش همان است كه در خطبه 25 نهج‌البلاغه بيان كرد.
شديدتر بودن نفرين امام علي(عليه‌السّلام) نسبت به نفرين حضرت نوح(عليه‌السّلام) و سرّ آن
بعد از تبيين اين عناصر چهارگانهٴ علل سقوطِ حكومت عرض كرد خدايا! من از اين مردم خسته شدم اينها هم از من خسته شدند وگرنه بُسربن‌ابي‌ارطاة بيايد در مدينه [و] نماينده من آنجا را ترك كند [و] خانه او را بعد آتش بزنند، بعد بيايد در مكه [و] نماينده من مقاومت نكند، بعد برود در طائف [و] نماينده من مقاومت نكند، بعد بيايد در صنعاي يمن، خب چنين ملتي من از آنها خسته شدم آنها هم از من خسته شدند، بعد نفريني بدتر از نفرين نوح كرد؛ نوح(سلام الله عليه) به ذات اقدس الهي عرض كرد: ﴿رَبِّ لا تَذَرْ عَلَي اْلأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيّارًا﴾[9]، براي اينكه اينها هر چه زاد و ولد داشته باشند كافرند؛ اما وجود مبارك حضرت امير(صلوات الله و سلامه عليه) نفريني خشمگين‌تر از نفرين نوح فرمود عرض كرد خدايا! اين گونه طوفان بياوري و اينها را از بين ببري كه يك روزه بميرند فايده ندارد، اينكه عبرت نيست اين فقط يك معجره است و عبرت اخلاقي [اما] ما مي‌خواهيم يك عبرت سياسي نظامي هم داشته باشيم، خدايا كسي را بياور كه بدتر از من باشد براي اينها و اينها را از من بگير و بهتر از اينها را به من بده.
امامت اميرمؤمنان(عليه‌السّلام) در همه عوالم و دشواري و عظمت عالم بودن در قيامت
[اينکه فرمود] بهتر از اينها را به من بده يعني در دنيا يا در همه عوالم؟ وجود مبارك حضرت در همه عوالم امام است در آن عالم هم امام است. آنجا كه ﴿يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ﴾[10]، وقتي مي‌گويند علوي‌ها بيايند، اول همين بسيجيهاي جان بر كف صف مي‌كشند؛ آن روز معلوم مي‌شود بود و نبود همه كس. گاهي ما مي‌گوييم اينها آدمهاي ساده‌اند همين حرفي را که كوردلان صدر اسلام گفتند همين حرفهاي عوامانه را ما هم گاهي دربارهٴ اين بسيجيهاي جان بر كف مي‌زنيم، چون چهار تا كلمه درس خوانديم خيال مي‌كنيم ما چيز فهميديم [و] اينها ساده‌لوح‌اند، غافل از اينكه بسياري از ما‌ها عوام مي‌ميريم اين را مطمئن باشيد! خيلي از علما و تحصيل‌كرده‌ها حكما و فقها اين اواخر عمر عوام مي‌ميرند، تنها چيزي كه انسان را عالماً مي‌ميراند آن ملكه تقواست [که] انسان در قيامت عالماً محشور مي‌شود. هر كس در قيامت عالم محشور شد هنر كرد؛ من جاء يوم القيامة عالماً يقال له «قف حتي تشفع»[11] نه مَن كان عالماً في الدنيا؛ آنجا هم مَن قَضَي عنه المبدأ خريدار ندارد؛ فرمود: ﴿مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ﴾[12]؛ آن هنر است. کسي بگويد من در دنيا زحمت كشيدم و درس خواندم، خب زحمت كشيدي يك «صلِّ عَلي» شنيدي يك مال خوب پيدا كردي يك زندگي خوب هم كردي آن هم اجر توست! اين‌چنين نيست كه هر عالمي يوم القيامه به مقام شفاعت برسد؛ آدم خيلي هنر بكند علم را به گور ببرد [و] در قبر عالم باشد [اما] در برزخ عالم باشد [و] در صحنه قيامت عالماً محشور بشود آن هنر است. اگر علم به منزله فصل مقوّم جان آدم شد كه بالاترين راه است و فوق اين ملكات عادي است اين بعداً مي‌ماند وگرنه مسئله مرگ و فشار برزخ آن قدر آسان نيست كه اين اصطلاحات در يادمان باشد.
اجابت نفرين اميرمؤمنان(عليه‌السلام) و سنّت الهي در انتقام از ظالمان توسط ظالمان
فرمود خدايا! مرا بگير [و] بدتر از من را بر اينها مسلط كن [و] اينها را هم از من بگير. گفتند همان روزي كه وجود مبارك حضرت بالاي منبر كوفه با آن آه و با آن ناله و لابه دعا كرد، حجاج‌بن‌يوسف ثقفي به دنيا آمد و خدا حجاج را بر همين مردم مسلط کرد؛ اين نفرين علي بود ذيل كريمه ﴿وَ كَذلِكَ نُوَلّي بَعْضَ الظّالِمينَ بَعْضًا﴾[13] آمده است كه سنت الهي بر اين است كه خدا از ظالمي به وسيله ظالم انتقام بگيرد كه اين ظالمِ ديروز مظلوم فردا باشد ولي مأجور نباشد؛ اين خيلي سخت است [که] آدم هم ظلم ببيند هم اجر نداشته باشد، لذا نفرين وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه افضل صلوات المصلين) دردناك‌تر از نفرين نوح(سلام الله عليه) بود؛ ﴿سَلاَمٌ عَلَي نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ﴾[14].
پروردگارا! فرج ولي‌ّات را اصلاح بفرما!
توفيق تحصيل علل صعود و سقوط يك حكومت را به همه ما مرحمت بفرما!
ما را از خطر علل سقوط يك حكومت نجات مرحمت بفرما!
نظام اسلامي را در سايه وليّ‌‌ات تا ظهورش حفظ بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي محمد و اهل بيته الأطيبين سيما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من اعدائهم نتبرّء الي الله.
اللهم صلّ و سلم علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الصالح المهدي افضل ما صليت و باركت و تحننت و ترحمت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد.
اشاره به دو مناسبت و پايه‌گذاري سنتّهاي حسنه الهي توسّط امام خميني(قدس‌سره)
﴿وَ اتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَي اللّهِ﴾[15]؛ بعضي از مفسران گرانقدر نقل كردند آخرين آيه‌اي كه بر ذات مقدس رسول خدا(عليه و علي آله آلاف التحية والثناء) نازل شد همين دستور به تقواست؛ يك انسان سپر به دست، از تير شيطان درون و بيرون مصون است.
مناسبتهاي اين هفته فراوان است: سالگرد شهادت شهيد مدرس آن روحاني گرانقدر كه امام راحل(رضوان الله عليهما) در وصف و تجليل او آن‌چنان رقم زد بود؛ او جزء پيشگامان اين فكر بود كه سياست ما عين ديانت ماست؛ فرمان تشكيل ارتش بيست ميليوني و بسيج مردمي سالگردش اين هفته بود كه امروز آن فرمان امامانه امام راحل(رضوان الله عليه) صادر شد. امام در طول سال زنده است يعني سنتهاي حسنه‌اي به يادگار گذاشت كه در هر هفته زنده است؛ گاهي هفته بسيج است گاهي هفته جهاد سازندگي است گاهي هفته جهاد دانشگاهي است گاهي هفته حوزه و دانشگاه است گاهي فلان؛ در طي سال مناسبتهاي فراواني را امام راحل از خود به جا گذاشت.
لزوم حق‌شناسي مسئولان از ايثارگران و ضرورت تلاش در توليد و قناعت در مصرف
اين ارتش بيست ميليوني ذخيره اين كشور است و جزء متوليان و صاحبان اصلي اين انقلاب. يك عرض خاص به مردم اين مرز و بوم داريم و يك اظهار ارادت نسبت به بسيجيان. همه ما موظف هستيم كه حق‌شناس باشيم؛ كسي كه نه تنها در طي هشت سال دفاع مقدس و نه تنها قبل از پيروزي انقلاب و نه تنها در آستانه انقلاب و نه تنها در جنگ گنبد و كردستان حضور داشت بلكه هم‌اكنون هم آماده است او را گرامي بداريم [و] حق‌شناس باشيم (همه ما مخصوصاً مسئولين و كارگزارانِ نظام)؛ اينها را معطل نكنيم؛ اينها انسانهاي شريف و قانع‌اند [و] به زندگي ساده بسنده مي‌كنند، اينها را نگران نكنيم! همت والا در توليد و قناعت در مصرف، دو عنصر اصلي يك زندگي سعادتمندانه است؛ نه [اينکه] انسان در توليد قانع باشد [بلکه] در توليد به اندازه توان و تلاش [فعّال بودن و] در مصرف قانع بودن (اين دو عنصر) عامل تأمين سعادت است.
بيان قرآن دربارهٴ پيمان‌شکنان و وفاکنندگان به عهد در صدر اسلام و عدم پشيماني مؤمنان از جهاد و ايثار
در سراسر ايران اسلامي (عموماً) و پايگاه جهاد و اجتهاد؛ قم مقدس (خصوصاً) امروز بسيجيان در نمازهاي جمعه حضور دارند؛ حدود سه‌هزار نفر نيروي رزمي مسلّح در جمع شما عزيزان حاضرند اعم از برادران بسيجي و خواهران بسيجي؛ اينها شرف اين كشورند. آن عرضي كه به محضر بسيجيان گرانقدر داريم اين است كه ذات اقدس الهي در سورهٴ مباركهٴ «احزاب» تعهد مردم صدر اسلام را بازگو كرد فرمود همه عهد بستند كه فرار نكنند اما وقتي جنگ شروع شد عده‌اي «يولّون الادبار» [در حالي که] ﴿وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ اْلأَدْبارَ﴾[16]؛ اينها قبلاً تعهد كردند فرار نكنند اينها به پيغمبر عهد سپردند كه فرار نكنند اما خب فرار كردند، بعد هم خدا فرمود: ﴿إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ﴾، هيچ‌گاه فرار نافع نيست[17] (اين مربوط به اين گروه)؛ گروه ديگر كساني‌اند كه ماندند و به عهدشان وفا كردند؛ در قبال آن گروه كه ﴿وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ اْلأَدْبارَ﴾ [و] بعد فرار كردند، گروه ديگري‌اند كه آيه آن گروه همان نقش چهره تابلوها و اعلاميه‌ها‌ست: ﴿مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضي نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً﴾[18]. اين ﴿مِنْهُمْ﴾ [در آيهٴ] دوم در مقابل آن «منهم» [يعني گروه] اول است، اگر چه آنجا [در آيهٴ اوّل] «منهم» ندارد ولي دسته‌بندي شده است. خب از اينها يك عده دِيْنِشان را ادا كردند يك عده هم در نوبت‌اند اما مهم آن ذيل است؛ فرمود آنها كه دِيْنِشان را ادا كردند يا آنها كه در نوبت‌اند هرگز پشيمان نشدند.
خب در صدر اسلام دولت اسلامي فقط به وجود مبارك رسول خدا(عليه و علي آله آلاف التحية والثناء) و چند نفر از اوحديّ ياران او تأمين بود، بقيه يا خالد در آن در مي‌آمد يا خائن ديگر؛ هم رشوه در آنجا راه داشت و هم فساد اخلاقي راه يافت [امّا] اين كسي كه دِيْنَش را ادا كرده يا در نوبت است، ديگر نمي‌گويد ما پشيمان شديم چرا رفتيم جنگ يا چرا شهيد داديم يا چرا اسير شديم يا چرا جانباز شديم يا چرا محروميت كشيديم! شما اگر براي اين كار كرديد كه زيد اصلاح بشود بله حق با شماست [و] اگر در حدّ توقع، اين سخن را مي‌فرماييد باز هم حق با شماست؛ اما اينها جزء فروعات فرعي است [و] آنكه اصل است، ﴿وَ كَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيا﴾[19] است؛ شما براي آن جنگديد و آن به ثمر رسيده است.
نمونه‌اي از تأثير مجاهدتهاي مردم مسلمان ايران در صحنه جهاني
الآن وقتي آمريکا بخواهد رُشدي پليد را بپذيرد مي‌دانيد چقدر سرمايه‌گذاري مي‌كند [و] با چه تدابير شديد امنيتي رُشدي پليد را به گردهمايي آمريكا مي‌پذيرند؟ اين از ترس بسيجيان مسلمان موجود در آمريكاست وگرنه ايران آنجا حضوري ندارد شما حضور نداريد، فكر شما در بسيجيهايِ مسلمان دلباخته دلسوخته غرب، هم رشدي را مي‌تپاند هم آمريکا را مي‌لرزاند. نوع رؤساي جمهور بدخواه دارند [و] از نظر مسائل امنيتي در خطرند [اما] كدام رئيس جمهور با اين تدابير شديد امنيتي وارد آمريكا مي‌شود آن طور كه رُشدي براي ديدار كلينتون رفت؟ اين از ترس كيست؟ ايران كه آنجا هيچ حضور ندارد، ايران مي‌گويد: ﴿يا لَيْتَ بَيْني وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ﴾[20] نه تنها بُعدِ خاورميانه و غرب؛ [آيا] اين صداي شما عزيزان بسيجيِ برادر و خواهر نيست؟ ـ چند گردان از خواهران مسلح هم در جمع شما حضور دارند، اين عظمت و جلال زن است در اسلام ـ اينها محصول فداكاري شماست. سنگين‌ترين اهانت را به خاتم انسانها و عالَم و آدم كرد و الآن كلينتون او را مي‌پذيرد، انگليس در تهيه مقدمات سفر او تلاش و كوشش مي‌كند [و] اروپا و آمريكا مي‌كوشند كه اين بيايد در يك گردهمايي موقّتاً حضور پيدا كند و يك استادي افتخاري دريافت بكند! پس ﴿وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً﴾[21] [و] هيچ جايي براي نگراني نيست.
اشاره رهبر انقلاب به زيان کشورهاي نفت‌خيز در اثر قيمت ناعادلانه نفت
مسئله امر به معروف حق است نهي از منكر حق است توقع حق است طلبکاري حق است اعتراض حق است اما هيچ كس مبادا ـ خداي ناكرده ـ بگويد چرا ما رفتيم جبهه، چون انسان جبهه را فقط به خاطر خدا و حفظ قرآن و عترت رفته است و براي همين مسئله است وقتي سوهارتو رئيس جمهور اندونزي مهمان ايران اسلامي شد و به حضور مقام معظم رهبري مشرف شد، مقام معظم رهبري به او فرمودند شما مي‌بينيد الآن در فصل سرما يعني فصلي كه نفت بايد به گران‌ترين قيمتش برسد ـ آن هم در سرماي بي‌سابقه هفتاد سال گذشته در اروپا ـ به آن قيمت نازل [و] به ثمن بخس رسيد همين توطئه آمريكاست كه بر اوپك مسلط است. اين مسلمين بايد بيدار بشوند: «أليس من نومكم يقظة»[22]؛ جناب سوهارتو! اين پيام را از ملتي كه در ام القراي اسلام به سر مي‌برند براي كشور مسلمان و دوست بيش از 180 ميليوني خودت برسان: «أليس من نومكم يقظة»؛ يك وقت بايد بيدار بشويد بالأخره. ساير كشورهاي اسلامي هم بشرح ايضاً؛ سود اين ثمن بخس فروشيِ نفت به كشورهاي صنعتي مي‌رسد [و] ضررش دامنگير جهان سوم مفلوک خواهد شد، اين است كه اين صداي «مرگ بر آمريكا» از همه كشورهاي اسلامي بلند است.
چند جمله دعا مي‌كنيم شما هم با اين خلوص و حضور آمين بفرماييد که ـ ان‌شاء‌الله ـ اين دعاها به بركت آمين شما مستجاب خواهد شد:
پروردگارا! تو را به ولايت مطلقه‌ات قسم، ظهور خاتم اوليايت را تعجيل بفرما!
تو را به مجد و عظمتت قسم، نظام اسلامي را در سايه آن خاتم اوليا(عليهم السلام) حفظ بفرما!
مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي آن حضرت(عليه‌السلام) تأييد بفرما!
مراكز علمي، دانشگاهها، حوزه‌هاي علمي [و] مراجع تقليد را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرما!
همه ما مخصوصاً مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
به فرد فرد مردم گرانقدر ايران اسلامي (عموماً) و عزيزان جان بر كف بسيجي اعم از برادران و خواهران (خصوصاً) امداد غيبي و نصرت خاص مرحمت بفرما!
ارواح مؤمنين، علما، مؤلفان علوم الهي، اساتيد، ذوي الحقوق، شهدا، علامه طباطبايي، مرحوم مدرس و امام راحل(رضوان الله عليهم اجمعين) را با انبيا(عليهم السلام) محشور بفرما!
بين ما و قرآن و عترت، لحظه‌اي جدايي نينداز!
پايان امور همه را به خير ختم بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ٭ اللَّهُ الصَّمَدُ ٭ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ٭ وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . غرر الحکم و درر الکلم، ص 269، ح 5845.
[2] . سورهٴ حديد, آيهٴ 4.
[3] . سورهٴ نحل, آيهٴ 128.
[4] . سورهٴ توبه, آيهٴ 105.
[5] . ديوان حافظ.
[6] . سورهٴ حج, آيهٴ 11.
[7] . سورهٴ انفال, آيهٴ 59.
[8] . سورهٴ آل‌عمران، آيهٴ 178.
[9] . سورهٴ نوح, آيهٴ 26.
[10] . سورهٴ اسراء, آيهٴ 71.
[11] . مستدرک الوسائل, ج 17, ص 320؛ بحارالانوار, ج 2, ص 16.
[12] . سورهٴ انعام, آيهٴ 160؛ سورهٴ نمل, آيهٴ 89؛ سورهٴ قصص, آيهٴ 84.
[13] . سورهٴ انعام, آيهٴ 129.
[14] . سورهٴ صافات, آيهٴ 79.
[15] . سورهٴ بقره, آيهٴ 281.
[16] . سورهٴ احزاب, آيهٴ 15.
[17] . سورهٴ احزاب, آيهٴ 16.
[18] . سورهٴ احزاب, آيهٴ 23.
[19] . سورهٴ توبه, آيهٴ 40.
[20] . سورهٴ زخرف, آيهٴ 38.
[21] . سورهٴ احزاب, آيهٴ 23.
[22] . برگرفته شده از بيان اميرمؤمنان(عليه‌السلام) در خطبه 223 نهج‌البلاغه؛ «ام ليس مِن نَومتك يقظة».
 


25/1/1390
عکس