عنوان: نمازجمعه (1372/11/22)
25/1/1390


خطبه اوّل:
رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم)، پيشواي متّقيان
دعوت مکرّر امام علي(عليه‌السلام) جهت نبرد با امويان و عواقب شوم سرکشي از فرمان آن حضرت
اقسام دوگانهٴ و قيادي بودن انبيا و امامان(عليهم‌السلام)
سخن غيرتمندانهٴ اميرمؤمنان(عليه‌السلام) پس از شنيدن خبر ستم به زنان غير مسلمان
سلسله‌هاي منحوس اموي، عبّاسي و مرواني، از مصاديق سلاطين ستمگر
تأکيد اميرمؤمنان(عليه‌السلام) بر غيرت و مردانگي
شجاعت و مديريت نظامي اميرمؤمنان(عليه‌السلام) و اشاره آن حضرت به شکست رهبران در صورت تمرّد مردم
خطبه دوّم:
اقامه احکام الهي و نفي طاغوت، هدف برپايي حکومت اسلامي
قصور و تقصير در کارگزاران حکومت رسول اکرم و اميرمؤمنان(عليهما‌السلام)
باطن شوم گناه و مال حرام و وظيفه روحانيون و نهادهاي فرهنگي در آشنا کردن مردم با آن
ثمرهٴ مثبت و اثر منفي هنر بازيگري
نقش ويژه مبلّغان ديني در هدايت مردم
معناي رشوه معنوي و قوي بودن احتمال حرمت آن از ديدگاه برخي بزرگان
قوّت سند خطبه شعبانيه و اشاره به برخي از بيانات نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در اين خطبه
ماه رمضان، ابتداي سال سالکان الي الله
لزوم تفکيک ميان فتنه شياطين و عذاب الهي و مأجور بودن مظلومِ مجاهد به خلاف مظلومِ ستم‌پذير
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يحصي ثنائه الّا هو و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله.
رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم)، پيشواي متّقيان
با گرامي‌داشت سالگرد پانزدهمين بهار آزادي و آغاز شانزدهمين سالگرد پيروزي اسلام بر كفر و تهنيت حلول شهر الله، به سخني كه علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) ما را با آن سخن جزء پيروان نبي اكرم(عليه و علي آله آلاف التحية والثناء) فرمود توجه كنيد كه فرمود رسول گرامي «امام من اتّقيٰ»[1]. گرچه رسول گرامي امام همه انسانها و مسلمانهاست ولي كساني به امامت پيامبر معتقدند كه باتقوا باشند؛ تنها متقيان‌اند كه در صف پيروان نبي اكرم(عليه و علي آله آلاف التحية و الكرم) صف مي‌بندند. اميدواريم با رعايت تقوا جزء امتان راستين اين خاتم الانبياء باشيم!
دعوت مکرّر امام علي(عليه‌السلام) جهت نبرد با امويان و عواقب شوم سرکشي از فرمان آن حضرت
در بيست و هفتمين خطبه نهج‌البلاغه وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام) مطالبي داشت که بخشي از آن در نوبت قبل به عرضتان رسيد [و] بخش ديگرش اين است: همان طوري كه نوح(سلام الله عليه) گفت: ﴿رَبِّ إِنّي دَعَوْتُ قَوْمي لَيْلاً وَ نَهارًا ٭ فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائي إِلا فِرارًا﴾[2]؛ خدايا من شب و روز مردم را به توحيد و عبادت تو دعوت كرده‌ام ولي اثر نكرد، وجود مبارك اميرالمؤمنين هم مي‌فرمايد: «ألا و إنّي قد دعوتكم إلي قتال هؤلاء القوم ليلاً و نهاراً و سرًّا و إعلاناً و قلت لكم اغْزوهم قبل أن يَغزوكُم فو اللّه ما غُزِيَ قومٌ قطّ في عُقْرِ دارهم إلا ذَلُّوا فَتَواكَلتم و تَخاذلتم حتّي شُنَّت عليكم الغاراتُ و مُلِكَت عليكم الأوْطانُ»؛ فرمود من شبانه‌روز گفتم ظلم‌ستيز باشيد با امويان بجنگيد؛ نه روز در اين دعوت كوتاهي كردم نه شب در اين رهبري غفلت ورزيدم؛ نه در جلسات خصوصي صرف نظر كردم نه در جلسات عمومي كوتاهي كردم، در تمام حالات به شما گفتم برخيزيد به جنگ امويان برويد ولي نيامديد تا غارتهاي گوناگون بر شما تحميل شد و كشور شما را به غارت بردند.
اقسام دوگانهٴ و قيادي بودن انبيا و امامان(عليهم‌السلام)
امامت دو قسم است: يك امامت «قيادي» است و يك امامت «سياقي»؛ امامت «سياقي» [مربوط به] كسي است كه از پشت سر به جمعيت فرمان حركت مي‌دهد مي‌گويد برويد و بجنگيد؛ اين گونه از امامتها قبلاً بود هم‌اكنون هم هست [اما] نه ديروز اثر مي‌كرد نه امروز مؤثر است؛ آن كه سائق مردم است و مي‌گويد برويد حرف او مُطاع نيست حرف سائق را جامعه گوش نمي‌دهد؛ قسمت ديگر امامت «قيادي» است؛ امامت «قيادي» [مربوط به] آن رهبري است كه پيشتاز است مي‌گويد من رفتم [شما هم] بياييد [که] چنين امامي هم ديروز مُطاع بود و هم امروز. انبيا امامتشان قيادي است نه سياقي نمي‌گويند برويد بجنگيد مي‌گويند من رفتم بياييد. اين تحليل در يكي از سخنان بلند امير بيان علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) هست فرمود من هرگز نگفتم به طرف فضيلت حركت كنيد مگر اينكه پيشگام بودم و ما مردم را به شرفِ شهادت تشويق نكرديم مگر اينكه اولين شهيد را خود داديم[3]؛ پيامبر هم هرگز مردم را به امري دعوت نکرد مگر اينکه پيشتاز بود. اين گونه از امامت را مي‌گويند «قيادي» [که] هم در ديروز مؤثر بود كه انبيا زمامداران جوامع بشري بودند هم امروز كه نايبان بحقّ انبيا رهبري جوامع را به عهده گرفته‌اند سخنشان مُطاع است.
سخن غيرتمندانهٴ اميرمؤمنان(عليه‌السلام) پس از شنيدن خبر ستم به زنان غير مسلمان
اين امت ‌اي كاش در عصر علي مي‌بود! ‌اي امّت اسلامي! ‌اي كاش بوديد در عصر علي(صلوات الله و سلام عليه) و ريشه امويان را براي هميشه خشك مي‌كرديد تا ديگر امروز نه آمريكا جزء اذناب آنها باشد نه اسرائيل! فرمود من شبانه‌روز گفتم ولي شما نيامديد تا گوشه‌هاي كشور شما به غارت رفت؛ به من خبر رسيده است كه بخشي از كشورهايي كه در قلمرو حكومت من است به غارت رفته است [و] هم زن مسلمان آسيب ديد هم زن غير مسلمان كه در پناه دولت اسلامي است. اين از آن حرفهاي مردانه غيورانه علي است! گاهي حضرت بر اين اساس سخن مي‌گويد كه فلان كار حلال است فلان كار حرام است [که] اينها جنبه‌هاي الهي بشر است كه تعبُّد طلب مي‌كند؛ گاهي بر اساس جريان مردانگي و غيرت حرف مي‌زند. در همين نهج‌البلاغه مي‌گويد: «ما زني غيورٌ قطّ»[4]؛ هرگز آن كه اهل غيرت است به دنبال ناموس مردم حركت نمي‌كند؛ اين غيرت طلب مي‌كند، غير از مسئله حرام بودن است و غير از تعبد يعني آن كس كه به نامحرم نگاه مي‌كند نه تنها متعبد نيست غيور هم نيست چون مي‌داند به دنبال ناموس او هم چشمها به راه است؛ فرمود: «ما زني غيورٌ قطّ». بعضي از دستورات، دستورات مردانگي و غيرت‌آفريني است؛ يكي از آن دستورات در همين خطبه 27 آمده است؛ فرمود به من گزارش دادند كه زر و زيور از دست و پاي زن مسلمان و زن غير مسلماني كه در پناه دولت اسلامي زندگي مي‌كند گرفته‌اند ـ نه تنها به ناموس زن تعدي نكردند آن زن را هم نزدند فقط زيورش را گرفتند ـ فرمود شما مرا تنها گذاشتيد وگرنه علي حكومت بكند [و] دست به يك زن غير مسلمان برسد در دولت من، بعد فرمود اگر كسي به سبب غيرت بميرد نه تنها ملامت نمي‌شود بلكه جا دارد: «فلو انّ امرأً مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ما کان به ملوماً، بل کان به عندي جديراً»؛ فرمود اگر مرد مسلماني بشنود كه يك زن غير مسلمان در حكومت اسلامي آسيبِ مالي ديد نه عِرضي ـ چون چنين گزارشي از امويان نرسيد؛ فرمود به من خبر دادند كه زر و زيور از دست و پاي زنها گرفته‌اند ـ اگر يك مرد مسلمان با شنيدن چنين خبر تلخ جان بدهد ملامت نمي‌شود بلكه شايسته است.
اگر چنين علي با چنين فكري هم‌اكنون بود و وضع بوسني را مي‌ديد چه مي‌كرد؟! اگر مرداني اين‌چنين پاي ركاب امامي آن‌ چنان بودند نه ديروز امويان و عباسيان و نه امروز غرب غارتگر زمام كار را به دست مي‌گرفتند.
سلسله‌هاي منحوس اموي، عبّاسي و مرواني، از مصاديق سلاطين ستمگر
اينكه گفته‌اند سلسله 2500 ساله شاهنشاهي درست گفتند؛ همه اينها كه ايراني نبودند و جزء شاهان نبودند اما نظام اسلامي را از امامت به خلافت و از خلافت به سلطنت و موروثي شدن تبديل كردند؛ شما وقتي حكام ايران‌زمين را مي‌شماريد در قوس صعود اول مي‌بينيد پهلوي است و بعد كم كم دودمان قجر است و مي‌رسيد به عصرهاي ديگر و كم كم مي‌رسيد به عباسي‌ها و مرواني‌ها، بعد اشكاني‌ها و ساساني‌ها و امثال ذلك؛ مرواني‌ها و امويان و عباسيان جزء همين سلاطين 2500 ساله ايران‌زمين بودند وگرنه در ايران كه در عصر امويان و مروانيان و عباسيان هيچ ايراني حكومت نمي‌كرد. اينكه امام راحل فرمود ما در قبال اسلام ناب يك اسلام آمريكا‌پسند هم داريم همين است وگرنه در خلال اين حلقات فراوان 2500 ساله شما چند قرن مي‌بينيد كه حكام اسلامي در ايران حكومت مي‌كردند.
تأکيد اميرمؤمنان(عليه‌السلام) بر غيرت و مردانگي
همين علي(صلوات الله و سلامه عليه) فرمود بالأخره اگر دين نباشد، غيرت؛ همان بياني كه در كنار قتلگاه فرزند برومندش گفت همين بود كه «ان لم يكن لكم دين و کنتم تخافون المعاد فكونوا احراراً في دنياكم»[5]. مرد بودن يك پيام رسمي از اسلام است. اين را وجود مبارك حضرت در همان خطبه 27 فرمود، بعد فرمود: «يا اشباه الرجال و لا رجال حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال»؛ فرمود شما شبيه مرديد [اما] مرد نيستيد نفرمود مسلمان نيستيد. يك وقت است [مثلاً] مي‌فرمايد شما شبيه المسلمين هستيد و لستم بمسلمين [اما] اينجا مي‌فرمايد بسيار خوب حالا مسلمان نيستيد [ولي] مرد بايد باشيد. نبايد حكومتي به نام علي باشد و در آن حكومت زني و لو غير مسلمان آسيب ببيند [آن هم] آسيب مالي [چه رسد به غير آن]؛ «يا اشباه الرجال و لا رجال حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال». از اينجا معلوم مي‌شود مسئله زن و مرد در مذكر و مونث بودن نيست؛ ‌اي بسا مذكري كه مؤنث است و ‌اي بسا مؤنثي كه مذكر است!
شجاعت و مديريت نظامي اميرمؤمنان(عليه‌السلام) و اشاره آن حضرت به شکست رهبران در صورت تمرّد مردم
فرمود شما باعث شديد كه قريش درباره من داوري بد بكند بگويد علي شجاع است ولي فرمانروايي جنگ را بلد نيست و مديريت نظامي ندارد. اينها مي‌دانند من نه تنها شجاع بودم نه تنها سرباز خوبي بودم افسر خوبي بودم، فرمانده خوبي هم بودم بعد فرمود: «لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين و ها انا ذا قد ذرّفت علي الستين و لکن لا راي لمن لا يطاع»؛ فرمود من قبل از اينكه به بيست سالگي برسم نه تنها سرباز خوب و افسر خوب بودم فرمانده خوب هم بودم ـ اين را فرمود تا آن نقد را پاسخ بدهد ـ فرمود الآن چهل سال است من دارم كار نظامي مي‌كنم الآن سنم از شصت گذشت، آن روزي كه من فرماندهي سپاه را به عهده داشتم سنم بيست سال نشده بود [شما] كاري كرديد كه اينها مي‌گويند علي فرماندهي بلد نيست؛ «لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين و ها انا ذا قد ذرفت علي الستين و لکن لا راي لمن لا يطاع». بعضي از كلمات است كه مَثَل مي‌شود؛ بخشي از اين كلمات را مرحوم ابن‌بابويه قمي در پايان من لا يحضره الفقيه از رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية والكرم) نقل كرد که ‌گفت اين سخن را اولين بار پيغمبر گفت بعد ضرب‌المثل شد. ابن‌ميثم در شرح نهج‌البلاغه مي‌گويد كه گفته شد اولين كسي كه اين حرف را زد علي(صلوات الله و سلامه عليه) بود و بعد مَثَل شد: «لا رأي لمن لا يطاع» يعني كسي كه حرفش خريدار ندارد او صاحب‌رأي نيست.
شما عزيزان در طول اين انقلاب خواه قبل از پيروزي خواه بعد از پيروزي خواه در جريان جنگ تحميلي خواه بعد از پذيرش قطعنامه، حجت بالغه خدا بوديد؛ خدا به فرد فرد شما مجد و بزرگواري و سعادت و سيادت و آبروي دنيا و آخرت بدهد! بايد در صحنه باشيد و اگر ـ خداي ناكرده ـ مردم صحنه را رها كنند، رهبر اگر علي‌بن‌ابي‌طالب هم باشد آن نظام شكست مي‌خورد چه اينكه نظام علوي شكست خورد. از جمل تا نهروان نام علي است؛ تا حضرت بر كرسي خلافت نشست اين سه جنگ صفين و جمل و نهروان بر او تحميل شد تا سرانجام عرض كرد خدايا! من خسته شدم من را از اين مردم بگير و مردمِ اشباه الرجال نظام را به دست امويان سپردند و علي را هم به گور سپردند! شما اگر بخواهيد اين راه را ادامه بدهيد تا وليّ اصيلش امام زمان(ارواحنا فداه) تجلي كند بايد همچنان در صحنه باشيد!
اميدواريم كه ذات اقدس الهي بر مجد شما و نظام اسلامي، در سايه عنايت ولي‌ّاش امام زمان(ارواحنا فداه) بيفزايد و هر چه زودتر امر فرج آن حضرت را اصلاح بفرمايد!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله رب العالمين السلام علي رسول الله و اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الصالح المهدي المنتظر افضل ما صلي الله علي احد من عباده.
اقامه احکام الهي و نفي طاغوت، هدف برپايي حکومت اسلامي
اوصيكم و نفسي بتقوي الله و الزهد في هذه الدنيا الدّنية التاركة لنا و لکم قبل ان يترُكنا و يترککم!
مهم‌ترين رخداد اين قرن، زوال يك حكومت ستم و استقرار نظام قسط و عدل است. همان كاري كه با ظهور رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية والكرم) در حجاز پديد آمد، با قيام خلف صالح و فرزند صالح آن حضرت و عبد صالح امام راحل(رضوان الله عليه) در ايران پديد آمد. اصل انقلاب را در آن شعارهاي اصلي‌اش بايد جستجو كرد؛ عده‌اي به عنوان كف روي آب در اين تظاهرات سيل‌گونه ميليوني مردم مسلمان ايران‌زمين حركت كردند و شعار آنها نان و مسكن بود ولي شعار رسمي مردم مسلمان ايران همان «لا شرقية و لا غربية و جمهوري اسلامي» بود كه عصاره «لا اله الا الله» است و از همان شعار در متن قانون اساسي تعبيري ساخته شد كه نظام اسلامي بر پايه «لا اله الا الله» استوار است. وجود مبارك امير بيان(عليه السلام) مي‌فرمايد رسول گرامي كه آمده است براي آن بود كه «فبعث الله محمداً(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بالحقّ ليخرج عباده من عبادة الأوثان الي عبادته و من طاعة الشّيطان الي طاعته»[6]. اين هدف اصلي استقرار نظام اسلامي است كه قانون غير الهي حكومت نكند شخص غير مسلمان حكومت نكند ارزشهاي غير اسلامي معتبر نباشد و مانند آن.
قصور و تقصير در کارگزاران حکومت رسول اکرم و اميرمؤمنان(عليهما‌السلام)
شما بنگريد ببينيد آيا در همان ده سالي كه رسول اكرم در مدينه حكومت تشكيل داد مشكلات مالي بود يا نبود مشكلات امنيتي بود يا نبود جريان خالد بود يا نبود [خب] آن رسول گرامي چه كسي را بست و چه كسي را اعدام كرد؟! بايد به اندازه كافي نيروي فداكار ارائه كرد بعد توقّع داشت، البته اين كمبودها را هم مسئولين موظف‌اند [رفع کنند و] بينهم و بين الله [مسئول‌اند] اگر غفلت كنند! اين غفلتها در عصر خود رسول گرامي هم بود؛ نه تنها در زمان علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) اين قصور و تقصير راه يافت بلكه در زمان خود پيغمبر هم بود.
باطن شوم گناه و مال حرام و وظيفه روحانيون و نهادهاي فرهنگي در آشنا کردن مردم با آن
عمده آن است كه بخش اساسي‌اش به ما برمي‌گردد ـ ما يعني روحانيون؛ ما يعني مبلغان؛ ما يعني نويسنده‌ها؛ ما يعني پيش‌نمازهاي جمعه و جماعت ـ ما بايد مردم را بسازيم تا مردم يا با برهان عقلي بفهمند يا معتقد بشوند كه گناه و رشوه و رابطه‌بازي، سمّ است. با سمّ نمي‌شود بازي كرد؛ آن كه رشوه مي‌خورد براي اين است كه ما نتوانستيم تفهيم كنيم كه رشوه سمّ است و قي‌كرده افعي است. اين از سخنان نوراني نهج‌البلاغه است؛ بعد از جريان عقيل، فرمود كسي شبانه آمد چيزي را از زير لباس به من نشان داد (حلواي شيريني بود) گفتم اگر صدقه و صله و امثال ذلك است كه به ما نمي‌رسد و اگر قصد ديگري داري، «أ مُختبِطٌ انت»[7]؛ مگر مُخبّطي. اين مال [يعني رشوه] كه در زمان علي هم بود و در زمان ما هم كم و بيش رايج است متأسفانه، فرمود اين رشوه مثل قي‌كرده افعي است؛ اگر غذايي را افعي بخورد بعد قي بکند، اين غذا دو بار از مسير سمّ گذشت ـ انسان به قي‌كرده خود نگاه نمي‌كند [چه رسد به قي کرده افعي] ـ فرمود اگر چيزي را افعي بخورد بعد قي بكند، اين خمير دو بار از مسير سمّ گذشت، بعد كسي قي‌كرده افعي را به صورت يك نان در بياورد شما حاضريد [بخوريد]؛ رشوه همين است.
يا بايد انسان در بحثهاي عقلي راه پيدا كند مسئله تجسم اعمال را بفهمد كيفيت تبديل عرض به جوهر را بفهمد [و در واقع] اين راه خاك را طي كند؛ يا به نهج‌البلاغه ايمان بياورد كه علي [مانند پيامبر] ﴿مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَي﴾[8] است. گاهي تعبير قرآن اين است كه ربا جنگ با خداست [خب آيا] يعني در بين همه محرمات فقط ربا ﴿فأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ﴾[9] است [و] قتل انبيا اين‌چنين نيست قتل نفس مؤمن اين‌چنين نيست يا اينها به عنوان تمثيل است نه تعيين؟ درباره رشا هم بشرح ايضاً؛ اين‌چنين نيست كه فقط رشوه قي‌كرده افعي باشد؛ ربا هم اين‌چنين است مال وقف هم اين‌چنين است اختلاس هم اين‌چنين است، حالا فرق مي‌كند بعضي قي‌كرده افعي است بعضي قي‌كرده مار كوچك. خب اين فساد را چه كسي بايد ريشه‌كن كند؟ زندان ده درصد و قانون بيست درصد [از مشکل را حل مي‌کند] آن هفتاد درصد را مسجد حسينيه منبر، نماز جمعه و جماعت، خطبه‌ها خطابه‌ها و كتابها [به عهده دارند] چون بسياري از مردم وقتي معصيت مي‌كنند فقط خدا با آنهاست نه از زندان خبري هست نه از قانون؛ كسي نمي‌داند.
ثمرهٴ مثبت و اثر منفي هنر بازيگري
خدا رحمت كند مرحوم علامه طباطبايي را! ايشان اصرار داشتند مي‌فرمودند از آن روزي كه فيلم آمده است قانون‌سازي هم رواج پيدا كرد. اين فيلم و هنر يك پيام مثبت دارد و يك آثار منفي؛ پيام مثبتش آن است كه از بالا شروع بشود يعني معقول را محسوس كند؛ چطور اديبان ما آن معقول را به مسموع و محسوس جلوه مي‌دادند [و] چطور خود خدا آن امّ‌الكتاب را آورد و آورد و آورد تا به سطح خواندن و نوشتن رساند كه ﴿اِنَّكَ لَتُلَقَّي الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ﴾[10] بعد اين قدر نازل كرد و نازل كرد تا ليلة القدر [که] شده ﴿إِنّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾[11] كه مي‌توانيم بخوانيم و ببينيم [و] اين هنر است كه معقول را محسوس كنند، هنرمند هم اين قدرت را دارد كه آن معارف عقلي را مجسَّم و مُتمثّل بكند؛ اين پيام مثبت هنر است كه ـ بحمدالله ـ بعد از پيروزي انقلاب شكوفا شد [و] يك اثر منفي هم دارد و آن بازي است؛ گاهي حق به صورت باطل [و] گاهي باطل به صورت حق، به هر نحوي بت عيار در مي‌آيد! اين بازيگري و صورت‌سازي در كار روزانه بينندگان هم بي‌اثر نيست؛ او هم مقررات‌سازي مي‌كند او هم مضاربه حلال را با رباي حرام فاكتورسازي مي‌كند كه كلاهما في النار.
نقش ويژه مبلّغان ديني در هدايت مردم
به هر تقدير ما يا بايد از راه خصوصي كه آن بسيار كم است يا راه عمومي مردم را بسازيم كه مردم با سرنوشت خودشان بازي نكنند؛ نه كارمند رشوه بگيرد نه ارباب رجوع رشوه بدهد كه هر دو مهمان قي‌كرده افعي‌اند. اين حرفها حرفهاي ماه مبارك رمضان است؛ نه از راديو و تلويزيون اين كار بر مي‌آيد نه از پيامهاي ديگر، اين حضور در مسجد طلب مي‌كند اين مناجات مي‌خواهد اين نقش مستقيم واعظان و خطبا و گويندگان طلب مي‌كند. آنچه را انسان در اين رسانه‌هاي گروهي مي‌بيند درصد ضعيفي در او اثر مي‌گذارد؛ شما نماز جمعه را در تلويزيون مي‌بينيد، آن حالتي كه به شما با مشاهده چهره تلويزيون دست مي‌دهد قوي‌تر است يا آن حالت كه در متن حادثه حاضريد؟ با اين حالت نمي‌شود آن حالت را ارزيابي كرد. اين مشكلات را بايد ـ به لطف الهي ـ ماها كه داعيه اين لباس را داريم و در بر كرده‌ايم [تلاش کنيم تا رفع شود]. خواه مسئولين ما خواه مردم ما همه نيازمند به موعظه‌اند.
معناي رشوه معنوي و قوي بودن احتمال حرمت آن از ديدگاه برخي بزرگان
فتوايي را فقيه فحلي به نام مرحوم آقا سيد محمد كاظم طباطبايي صاحب عروة‌الوثقيٰ(رضوان الله عليه) دارد ـ عروةالوثقيٰ سيد سه جلد است جلد اولش چون كار مَجمعي و گروهي بود سكه قبولي خورد و رواج پيدا كرد جلد دوم و سوم به رواج جلد اول نيست ـ مرحوم سيد طباطبايي صاحب عروه(قدس الله نفسه زكيه) در جلد دوم عروةالوثقيٰ در بحث رشوه مطلبي دارد كه تن آدم را مي‌لرزاند ـ اين يك فقيه فحل است گفتند چندين دور خدمت جواهرالکلام بود ـ او مي‌گويد اينكه رشوه حرام است در آن ترديدي نيست [اما] آيا رشوه معنوي هم مثل رشوه مادي حرام است يا نه. رشوه معنوي مثل اينکه كسي قبل از اينكه سمت قضا بگيرد مثلاً، صلّ علي [برايش نمي‌گفتند] و براي او تكريم و تجليل و احترام زايدي مردم قائل نبودند [اما] الآن كه اين سمت را گرفته است مردم از او تجليل به عمل مي‌آورند. يك وقت براي آن است كه او آدم عادل عالم وارسته‌اي است جزء خدمتگزاران نظام اسلامي است [که] اين گونه از تكريمها عبادت است اين گونه از تجليلها عبادت است [اما] يك وقت شخصي براي اينكه كاري به دست اوست (اين يك اصل) و عده‌اي هم او را براي اينكه پرونده زير دست اوست بيش از گذشته احترام مي‌كنند تجليل مي‌كنند تكريم مي‌كنند (اين دو اصل) و او هم باورش مي‌شود و اين تجليلها و تكريمها را مي‌پذيرد (اين سه اصل)، آيا اين هم رشوه است يا نه؛ فرمود: «وجهان قولان اقواهما نعم» [يعني اقوا اين است كه] اين هم رشوه است. حالا معلوم شد كه صراط مستقيم از مو باريك‌تر و از شمشير تيزتر است[12] [يعني] هم تشخيصش از مو سخت‌تر است و يك محقّق موشكاف طلب مي‌كند [تا بفهمد و] هم رفتنش از روي لبه تيز و بران شمشير حركت كردن سخت‌تر است؟ كدام يك از ماهاست كه در اين امتحان سرفراز در آمديم؟
قوّت سند خطبه شعبانيه و اشاره به برخي از بيانات نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در اين خطبه
اميدواريم كه ـ ان‌شاء‌الله ـ همه ما اصلاح بشويم! و بهترين اصلاح هم توجه به آن خطبه نوراني [رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم)] است؛ حالا در روزي از روزهاي ماه شريف شعبان بود يا در آخرين جمعه ماه شعبان كه اگر طبق آن نقل در آخرين جمعه ماه شعبان باشد مصادف با چنين روز [يعني جمعه‌اي که در آن هستيم] است. عده زيادي اين را نقل كردند؛ مرحوم شيخ بهايي اين را با سند متصل به خاص خود نقل كرده است تا امام رضا(سلام الله عليه), از آن به بعد اين حديث ديگر سلسلة الذهب است؛ مرحوم شيخ بهايي به اِسناد خود تا وجود مبارك امام هشتم نقل کرد و امام هشتم از امام هفتم, او از امام ششم, او از امام پنجم, او از امام چهارم, او از امام سوم, او از امام دوم, او از امام اول [و] او از وجود مبارك رسول خدا. اميرالمؤمنين مي‌فرمايد كه رسول خدا چنين خطبه‌اي را ايراد كرد كه «ايها الناس انّه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة»؛ ماه خدا آمد، به استقبال ماه خدا برويد، «شهر هو عند الله افضلُ الشهور و ايامهُ افضلُ الايام و لياليه افضل اللّيالي و ساعاتهُ افضل الساعات هو شهر دُعيتُم فيه الي ضيافة الله و جُعِلْتُم فيه مِن اهل كرامة الله»[13]؛ فرمود در اين ماه مهمان خداييد، ديگر در كنار سفره رشوه افطار نكنيد در كنار سفره ربا اين حربِ مِن الله افطار نكنيد. تاجر عزيز بدان با فاكتورسازي حرام خدا حلال نمي‌شود! در كنار سفره خدا به جنگ خدا نرويد؛ «دُعيتُم فيه الي ضيافة الله و جُعِلْتُم فيه مِن اهل كرامة الله». دستورات فراواني داد كه متأسفانه وقت نيست [تا مطرح شود]. سعي بكنيم كه در وقت فضيلتش يا لااقل وقت اجزايش اين نماز پرفيض جمعه خوانده شود. فرمود به فكر فقرا باشيد، رابطه خود با خدا را در سحرها با تلاوت قرآن [و] در روزها با نيتهاي پاك مستحكم بكنيد، به ايتام برسيد به مستمندان برسيد. اين كميته امداد از بهترين كميته‌هاست، آن را تقويت كنيد نگذاريد مستمندي در كشور علي‌بن‌ابي‌طالب باشد. رسول اكرم به اصحابش خطاب كرد فرمود: «اکرموا ضعفائکم فانما ترزقون و تنصرون بضعفائكم»[14]؛ مگر نمي‌دانيد خدا به بركت همين ضعيفان به شما كمك مي‌كند. بگذاريد دعاي اينها شامل حال شما بشود؛ به اينها برسيد. فرمود افطاري بدهيد ولو به نصف خرما[15]. نگذاريد كسي بي افطار بماند نگذاريد كسي بدون سحر بماند؛ قرآن را در اين ماه خيلي بخوانيد [اگر] يك آيه بخوانيد معادل آن است كه يك ختم قرآن داشته باشيد.
ماه رمضان، ابتداي سال سالکان الي الله
اين اول سال است «غرّة» الشهور است[16] سال قبلي تمام شد؛ سال سالكين از ماه رمضان شروع مي‌شود. مي‌بينيد در دعاهايي كه مربوط به اين اواخر ماه شريف شعبان است مشابه همان دعايي كه در آخر ماه مبارك رمضان آمده است، اين هست: «اللهم ان لم تكن غفرتَ لنا فيما مضي من شعبان فاغفر لنا فيما بقي منه»[17]، چون آخر سال است و ما به سال جديد مي‌رسيم و لذا در دعاها و در روايات، ماه مبارك رمضان به عنوان «غرّة الشهور» نام‌گذاري شده است لذا در آخرهاي شعبان اين دعا را گفتند مرتب بخوانيد كه خدايا! تا الآن اگر از ما نگذشتي از الآن بگذر كه ما با بدن پاك و روح پاك به ضيافت تو بياييم. وجود مبارك حضرت امير هم فرمود كه هر چيزي زكاتي دارد و زكات بدن، روزه گرفتن است[18].
لزوم تفکيک ميان فتنه شياطين و عذاب الهي و مأجور بودن مظلومِ مجاهد به خلاف مظلومِ ستم‌پذير
شما عزيزان كه ـ بحمدالله ـ در شهر جهاد و اجتهاد و خون و قيام هستيد، منزّهيد و مطّلعيد، ساير عزيزان ما بدانند كه رنج دو قسم است: يك رنج است كه فتنه شيطان بزرگ است [و] يك رنج است كه عذاب خداست، مبادا اين دو را باهم مخلوط بكنيد! در سورهٴ مباركهٴ «عنكبوت» فرمود: ﴿وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النّاسِ كَعَذابِ اللّهِ﴾[19]؛ فرمود بعضيها مي‌گويند ما مؤمن شديم [اما] همين كه از غير مسلمانها به آنها آسيبي برسد خيال مي‌كنند اين مثل عذاب خداست؛ همان حرفهايي كه بني اسرائيل به موساي كليم گفتند ما قبل از آمدنت در عذاب بوديم الآن هم در عذابيم[20]. فرق مي‌كند يك وقت است انسان مظلوم است يك وقت است مأجور؛ قبل از انقلاب انسان مظلوم بود و ستم تحمل مي‌کرد ولي اجري نداشت چون مُنظَلِم هم اگر اهل وزر و وبال نباشد لااقل بي اجر است؛ مظلوم بودن مهم نيست مأجور شدن مهم است. اين آيه دهم سوره «عنكبوت» مي‌گويد قبلاً مظلوم بوديد ولي الآن مأجوريد [و] دشمنِ دين به جرم دينداريِ شما بر شما عذاب تحميل مي‌كند [و] انتقامي كه دارند از شما مي‌گيرند به بركت همين اعتقاد شماست. يك وقت است انسان دارد باج مي‌دهد مثل اينكه امير كويت با حمله صدام باج داد فرار كرد مظلوم شد و نه مأجور [اما] يك وقت است كه مسلمين بوسني و هرزگوين‌اند مسلمين ايران‌اند مسلمين ستمديده فلسطين اشغالي‌اند [که] اينها مأجورند؛ فرمود اين دو عذاب را باهم خلط نكنيد يكي عذاب الله است يكي فتنه الناس، اين دو را از هم جدا كنيد[21].
پروردگارا! تو را به قدرت بي‌انتهايت قسم، هرچه زودتر امر فرج ولي‌ّات امام زمان را اصلاح بفرما!
تو را به مجد و عظمتت قسم، نظام اسلامي را در سايه ولي‌ّات تا ظهور آن حضرت حفظ بفرما!
تو را به مجد و عظمتت قسم، به فرد فرد مردم متعهد ايران اسلامي، برادران و خواهران مخصوصا خانواده‌هاي معظم شاهد و جانبازان گرانقدر و آزادگان سرافراز و خانواده‌هاي معظم مفقود الجسدها (به همه اينها) مجد و عظمت و سعادت و سيادت مرحمت بفرما!
مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي ولي‌ّات تا ظهور آن حضرت حفظ بفرما!
مراكز علمي، دانشگاهها، حوزه‌هاي علمي و مراجع تقليد را در سايه ولي‌ّات حفظ و حمايت بفرما!
گذشتگان، مؤمنان، امام راحل و شهدا را با انبيا محشور بفرما!
همه ما و مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
بين ما و قرآن و عترت، لحظه‌اي جدايي نينداز!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ٭ اللَّهُ الصَّمَدُ ٭ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ٭ وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . نهج‌البلاغه, خطبه 94 و خطبه 116.
[2] . سورهٴ نوح, آيات 5 و 6.
[3] . ر.ک: نهج‌البلاغه, خطبه 175.
[4] . نهج‌البلاغه, حکمت 305.
[5] . اللهوف, ص 120.
[6] . نهج‌البلاغه, خطبه 147.
[7] . نهج‌البلاغه, خطبه 224.
[8] . سورهٴ نجم, آيهٴ 3.
[9] . سورهٴ بقره, آيهٴ 279.
[10] . سورهٴ نمل, آيهٴ 6.
[11] . سورهٴ قدر, آيهٴ 1.
[12] .
[13] . وسائل الشيعه, ج 10, ص 313.
[14] . ارشاد القلوب, ج 1, ص 32.
[15] . مستدرک الوسائل, ج 7, ص 356.
[16] . الکافي, ج 4, ص 66.
[17] . وسائل الشيعه, ج 10, ص 301.
[18] . نهج‌البلاغه, حکمت 136.
[19] . سورهٴ عنکبوت, آيهٴ 10.
[20] . سورهٴ اعراف, آيهٴ 129.
[21] . سورهٴ عنکبوت, آيهٴ 10.
 


25/1/1390
عکس