عنوان: نمازجمعه (1373/04/03)
25/1/1390


خطبه اوّل:
لزوم استمرار موعظه و شِکوه امام علي(عليه‌السلام) از روزگار و مردم کج‌مدار
بد يا خوب بودن حوادث روزگار و نادرستي انتساب آنها به زمان
نادرستي انتساب خطبه 32 به معاويه و اشاره‌اي به سند و دلالت آن
اوضاع آشفته عصر امام علي(عليه‌السلام)
هشدار اميرمؤمنان(عليه‌السلام) دربارهٴ بروز رخدادهاي تلخ در صورت عدم عمل به علم و نزدودن جهل
بيان اميرمؤمنان(عليه‌السلام) در معرّفي اصناف دنيامداران
خسارت دنيازدگان و محروميت انسان از عوض و معوّض در صورت تجارت با شيطان
چگونگي ولايت يافتن شيطان بر انسان
بهره‌مندي انسان از عوض و معوّض در تجارت با خداي سبحان
مطلوبيت اقسام سه‌گانه عبادت و سيره اولياي الهي در عبادت جهت لقاي حق
خطبه دوّم:
تشکّر از اقامه عاقلانه عزاي حسيني
بيان خرافه بودن قمه‌زني با اشاره به انحراف مردم در تبرّک جستن به وسيله نعل
شهادت پيشوايان معصوم و گستاخي به اعتاب مقدّسه توسّط منافقان
توصيه به استفاده از برنامه‌هاي فرهنگي سازمان تبليغات
بيان امام سجّاد(عليه‌السلام) دربارهٴ احياي دين توسّط اهل بيت(عليهم‌السلام) در واقعهٴ کربلا
عظمت قرآن در بيان امام سجّاد(عليه‌السلام) و عميق بودن ادعيه صحيفه سجاديه
اشاره به دو مناسبت
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله.
لزوم استمرار موعظه و شِکوه امام علي(عليه‌السلام) از روزگار و مردم کج‌مدار
پرهيز از گناه وظيفه روزانه ماست [و] وسوسه شيطان هم كار هر روز شيطان است [لذا] چاره‌اي جز تذكر و موعظه مستمر نيست. اميدواريم در سايه تقواي الهي از گزند هر وسوسه‌اي محفوظ بمانيم!
در سي و دومين خطبه نهج‌البلاغه، وجود مبارك اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) وضع روزگار خود و جامعه معاصر را تشريح مي‌كند مي‌فرمايد: «قد أصبحنا في دهر عنود و زمن كنود يعدّ فيه المحسن مسيئاً و يزداد الظّالم فيه عتوًّا لا ننتفع بما علمنا و لا نسأل عمّا جهلنا»؛ ما در روزگاري هستيم كه سر عناد دارد و در زماني زندگي مي‌كنيم كه كفر مي‌ورزد و شديداً در برابر حق مي‌ايستد؛ محسن و مردي كه كار خوب انجام مي‌دهد به عنوان بدكار تلقي مي‌شود و ظالم بر ظلمش مي‌افزايد؛ ما از علممان استفاده نمي‌كنيم و آنچه براي ما مجهول است دربارهٴ آن سؤال نمي‌كنيم تا عالم بشويم.
بد يا خوب بودن حوادث روزگار و نادرستي انتساب آنها به زمان
ذمّ و مدح روزگار، به لحاظ فرهنگ حاكم بر آن روزگار است وگرنه زمان، ذاتاً ظرف اين حوادث است [و] ظرف هيچ نقشي ندارد لذا گاهي اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) مي‌فرمايد روزگار هميشه اين‌‌چنين نيست: «لتعطفنّ علينا بعد شماسها»[1]؛ يك وقتي هم روزگار به كام ما اهل بيت(عليهم السلام) مي‌شود يك وقت وضع برمي‌گردد سخنان ما را مي‌شنوند هميشه اين‌‌چنين نيست [که به ما بي‌مهري شود] پس هميشه اين ‌طور نيست كه روزگار بد باشد و آن وقتي هم كه بد است، ظرف حوادثِ بد است و ظرف گناهي ندارد؛ اين كنايه از تربيت بد مردم آن عصر است.
نادرستي انتساب خطبه 32 به معاويه و اشاره‌اي به سند و دلالت آن
مرحوم سيد رضي(رضوان الله عليه) اين خطبه را كه نقل كرد فرمود بعضي اين خطبه را به معاويه اسناد دادند ولي كارشناس فصاحت جاحظِ معروف در كتاب البيان و التبيين گفت معاويه كجا و اين‌‌چنين سخن بلند زهد‌آموز كجا! هرگز اين حرف به حرفهاي معاويه شبيه نيست اين كلام اشبه به كلام علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) است. عده‌اي هم كه اين سخن را نقل كردند گفتند وجود مبارك اميرالمومنين(عليه السلام) اين را در مسجد جامع كوفه ايراد كرد، معلوم مي‌شود كه اين نقل را از سيد رضي نگرفتند چون مرحوم سيد رضي در نهج‌البلاغه ندارد كه اين در مسجد جامع كوفه ايراد شد [بلکه فقط] فرمود اين از خطبه‌هاي علي(سلام الله عليه) است. از نظر سند مشكلي ندارد [و] از نظر دلالت، زمانْ ظرف حوادث است گاهي حادثه‌هاي خوب در آن اتفاق مي‌افتد گاهي حادثه‌هاي بد و اين مربوط به تربيت بد و خوب مردم آن عصر است.
اوضاع آشفته عصر امام علي(عليه‌السلام)
حضرت در آغاز خطبه وضع جامعه معاصر خود را مشخص كرد فرمود نظامهاي ارزشي عوض شد؛ كسي كه كار خوب مي‌كند از او به خوش‌نامي نام نمي‌برند و كسي كه ستمكار است دست از ظلمش برنمي‌دارد؛ اين دربارهٴ بحثهاي عملي. درباره بحثهاي علمي فرمود ما آنچه را مي‌دانيم طبق آن عمل نمي‌كنيم و آنچه را نمي‌دانيم سعي نمي‌كنيم در جهل‌زدايي، در حالي كه در بخشهاي علمي آن علمي كه داريم بايد به عمل بنشيند تا بشود علم نافع و چيزي را هم كه نمي‌دانيم بايد بپرسيم تا بشويم عالم و اين دو نقص در عصر علي(سلام الله عليه) بود كه فرمود: «لا ننتفع بما علمنا و لا نسأل عمّا جهلنا»؛ اين وضع عصر علي(سلام الله عليه) است.
هشدار اميرمؤمنان(عليه‌السلام) دربارهٴ بروز رخدادهاي تلخ در صورت عدم عمل به علم و نزدودن جهل
وقتي نظام ارزشي عصر خود را تشريح كرد هم از نظر علم هم از نظر عمل، بعد فرمود: «و لا نتخوّف»؛ ما هراسي نداريم، «قارعةً حتّي تحلّ بنا»؛ ما از آن حادثه‌هاي سنگين هراسي نداريم و پيشگيري نمي‌كنيم مگر وقتي که بيايد يعني اگر اين اصول ارزشي كه من راهنمايي مي‌كنم عمل نشود اگر عالمان از علمشان نفع نبرند اگر جاهلان جهل‌زدايي نكنند و اگر خود ما آن مطلبي را كه مي‌دانيم به آن عمل نكنيم و چيزي را كه نمي‌دانيم در صدد رفع جهل بر نياييم، اوضاع اين ‌طور است كه نمي‌ماند [بلکه] حادثه تلخي پيش مي‌آيد و آن همان حكومت امويان و مروانيان و عباسيان است. فرمود آن روزي كه حادثه تلخ پيش آمد ديگر چه مي‌كنيد؛ اين «و لا نتخوّف قارعةً حتّي تحلّ بنا» كه اختصاصي به جريان قيامت ندارد، اين اطلاقش شامل حوادث سخت دنيا و حوادث سخت آخرت خواهد شد. فرمود اگر عالم به علمش عمل نكند و جاهل جهل‌زدايي نكند، بالأخره حادثه تلخي رخ مي‌دهد [و] نظام ـ معاذ الله ـ عوض مي‌شود، قيامت كه حسابش روشن است. اين‌‌چنين نيست كه بعضي از شارحان نهج‌البلاغه اين را مخصوص به آخرت دانستند! فرمود اگر شما از اين اوضاع دست برنداريد آن حادثه سنگين رخ مي‌دهد، شما قبلاً بايد بترسيد: «و لا نتخوّف قارعةً حتّي تحلّ بنا»، آن وقتي كه آن حادثه آمد و امويان حكومت را گرفتند كه درمان‌پذير نيست.
بيان اميرمؤمنان(عليه‌السلام) در معرّفي اصناف دنيامداران
بعد از اين مقدمه مردم را به پنج قِسم تقسيم كرد فرمود مردم يا اهل آخرت‌اند يا اهل دنيا، اهل آخرت را در ذيل خطبه ذكر كرد و اهل دنيا را به چهار قسمت تقسيم كرد، البته اين حصر، حصرِ عقلي نيست ممكن است كم و زياد بشود ولي جامعش همينهاست يعني آنچه ممكن است به عنوان قِسم ششم يا هفتم ذكر بشود در تحت همين اقسام پنج‌گانه مندرج است. فرمود مردم يا اهل آخرت‌اند يا اهل دنيا، اهل دنيا چهار گروه‌اند و اهل آخرت هم يك گروه، البته اهل آخرت درجاتي دارند. اهل دنيا كه چهار گروه‌اند بعضيها كه دست از فساد كشيده‌اند براي آن است كه از آنها برنمي‌آيد نه چون آدم خوبي‌اند؛ دلشان براي دنيا مي‌تپد ولي نه قدرت مالي دارند نه قدرت نظامي و سياسي؛ فرمود اينها از نظر مال قليل‌اند نضيض المال‌اند و كلالة الحد [يعني] خلاصه تيغشان نمي‌بُرد. اين «تيغشان نمي‌بُرد» اصطلاحي است كه در بيانات حضرت امير(سلام الله عليه) است فرمود: «كلالة حدّه»؛ شمشير كه كُند شد لبه‌اش تيز نيست و ديگر كارگر نيست. فرمود در اثر كلالِ حد و كُندي لبه اين شمشير، كاري از اينها ساخته نيست وگرنه اينها هم اگر زري مي‌داشتند زوري مي‌داشتند يكي از اين كارها را مي‌كردند (اين گروه اول). عده‌اي هم زور‌مدارند كه «المصلت لسيفه و المعلن بشره»؛ اينها شمشير از غلاف به در آوردند، با زور، دست به فساد مي‌يازند و از مال هم بهره سوء مي‌برند و هر چه از دستشان بر آيد كوتاهي نمي‌كنند؛ اينها يا گرفتار مِقْنَب‌اند يا گرفتار منبرند. يك عده خوششان مي‌آيد كه زمام بعضيها را به دست بكشند [و] يك سِمَت رياستي داشته باشند؛ يك عده هم از فراغت استفاده مي‌كنند و بالاي منبر مي‌روند «منبرٍ يَفرَعُهُ» ـ فَرَع المنبر و افترعَ يعني «علاه» ـ اين منبري مي‌خواهد كه بالاي آن منبر برود و خواسته‌هاي خود را بر مردم از راه بيان تحميل كند؛ از او بيش از اين دو سه پله منبر برنمي‌آيد! يا صاحب مقنب است كه زمام عده‌اي به دست اوست يا صاحب منبر است كه سه چهار پله در اختيار اوست و بالا مي‌رود و حرفهاي خودش را مي‌زند. شما از اين وعاظ السلاطين نه تنها در سابقه دور يا نزديك داشتيد الآن هم در كشورهاي به ظاهر مسلمان غير ايراني داريد. فرمود اينها به دنبال چنين اموري مي‌گردند. عدّه‌اي هم مي‌خواهند به اين مقام برسند [ولي] مقدورشان نيست [لذا] از راه «ترک الدنيا للدنيا»[2] سعي مي‌کنند که زهدورزي کنند.
خسارت دنيازدگان و محروميت انسان از عوض و معوّض در صورت تجارت با شيطان
قبل از اينكه اين اصناف و اقسام چهارگانه را به پايان ببرد مي‌فرمايد: «لبئس المتجر ان تري الدنيا لنفسك ثمناً»؛ اين داد و ستد بدي است كه آدم خود را به دنيا بفروشد. انسان بالاتر از دنياست و اگر خود را به دنيا بفروشد ضرر كرده است، چون فروش و نقل و انتقال در مسائل دنيايي دو جانبه است يعني جمع عوض و معوَّض نخواهد شد؛ در اين بخشهاي حقوقي ـ همه شما مستحضريد ـ خريدار چيزي مي‌دهد و فروشنده چيزي [و] اين مالها جابه‌جا مي‌شود؛ در عقود نوعاً اين ‌طور است، ديگر بين عوض و معوّض جمع نمي‌شود؛ اگر كسي خانه را فروخت مالي مي‌گيرد فرشي را فروخت مالي مي‌گيرد، ديگر ثمن و مُثمَن كه يكجا جمع نمي‌شود ولي خصيصه مسئله نفس طور ديگر است؛ اگر انسان خود را به دنيا يا به شيطان فروخت جمع عوض و معوَّض است [و] اگر خود را به خدا فروخت باز جمع عوض و معوَّض است؛ با همه داد و ستدها فرق مي‌كند. اگر خود را به شيطان فروخت يعني عقيده‌اش و اخلاقش و اعمالش را تابع شيطان كرد چيزي كه از شيطان مي‌گيرد به سود شيطان است نه به سود خود او؛ اگر كسي حقيقت خود را فروخت هر چه گرفت به همان خريدار مي‌رسد، ديگر خودي در بين نمانده تا آدم طَرْفي ببندد. اگر زيد خود را به شيطان فروخت، شيطان شده وليّ او كه ﴿وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ﴾[3], اگر كسي خود را به شيطان فروخت، تمام حقيقت او، مِلك و مُلك شيطان است و وقتي مِلك و مُلك شيطان بود چيزي كه از اين ناحيه گرفت اگر جاه و مقام و امثال ذلك است بهره‌اش از آنِ شيطان است شيطان دارد بهره مي‌برد [و] اين نمي‌فهمد كه ديگري دارد بهره مي‌برد [لذا] اين خودش مي‌خندد! مشكل اين است.
چگونگي ولايت يافتن شيطان بر انسان
در همان بيانات نوراني حضرت امير(سلام الله عليه) در خطبه‌هاي اوليه نهج‌البلاغه هست كه فرمود اول شيطان وسوسه مي‌كند وسوسه مي‌كند تا اينكه كم كم درون دل كه راه پيدا كرد آشيانه مي‌كند و تخم‌گذاري مي‌كند: «فباض و فرّخ في صدورهم و دبّ و درج في حجورهم»؛ اول بيضه‌گذاري و تخم‌گذاري مي‌كند [بعد] كم كم زاد و ولد مي‌كند آشيانه‌اش را تقويت مي‌كند بچه‌هاي زيادي پرورش مي‌كند، فضاي دل چنين انساني را شيطان و فرزندان او گرفتند، از اين به بعد «فنظر باعينهم و نطق بالسنتهم»[4]؛ با زبان اينها حرف مي‌زند با چشم اينها مي‌بيند، اين بيچاره خيال مي‌كند خودش حرف مي‌زند اين بيچاره خيال مي‌كند دارد نامحرم را نگاه مي‌كند و لذت مي‌برد [اما] اين‌‌چنين نيست، آن‌كه به جاي زيد نشسته است دارد مي‌بيند و لذت مي‌برد نه زيد، زيدي نمانده! زيدي كه خود را به شيطان فروخت، ﴿خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ﴾[5] شد نه خسر الاخرة و ربح الدنيا؛ اگر كسي حقيقت خود را به شيطان فروخت، او [يعني شيطان] والي و وليّ اين حقيقت است، اگر والي و وليّ اين حقيقت شد، همه بهره‌ها را هم او مي‌برد انسان مي‌شود صِفرالْيَدْ! پس جمع عوض و معوَّض است منتها نمي‌فهمد چه مي‌كند.
بهره‌مندي انسان از عوض و معوّض در تجارت با خداي سبحان
اگر كسي خود را به ذات اقدس الهي فروخت آن هم جمع بين عوض و معوَّض است؛ اگر ﴿إِنَّ اللّهَ اشْتَري مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ﴾، حالا اگر كسي خود را به خدا فروخت خدا چه مي‌كند؟ ﴿اللّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا﴾ كه چه بكند؟ كه ﴿يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ﴾؛ همين آقا همين زيد كه خود را به خدا فروخت، خدا والي و وليّ او مي‌شود و او را از هر گزندي حفظ مي‌كند [پس] به سود اوست. اگر فرمود: ﴿لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي﴾، بعد هم فرمود: ﴿ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ﴾؛ ما اگر چيزي خواستيم به سود شماست. ما را به ما مي‌دهد اگر از ما بخرد؛ هر خيري كه براي ماست به ما مي‌دهد؛ اين‌‌چنين نيست كه ما را بگيرد. تعبيرات تجارت، بيع، اجر و مانند آن در مسئلهٴ اينكه انسان با شيطان معامله كند يا با ذات اقدس الهي معامله كند تعبيراتي است كه تقريباً براي استيناس قضيه است وگرنه با خريد و فروش دنيا خيلي فرق دارد، لذا وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) فرمود تجارت بدي است كه شما «أن تري الدّنيا لنفسك ثمناً» [زيرا] شما بيش از دنيا مي‌ارزيد.
مطلوبيت اقسام سه‌گانه عبادت و سيره اولياي الهي در عبادت جهت لقاي حق
حالا آنها كه مثل علي(سلام الله عليه) فكر مي‌كنند مي‌گويند من بيش از دنيا و آخرت مي‌ارزم من به اندازه لقاء الله مي‌ارزم چرا خود را به بهشت بفروشم؛ ولي آن كار، كار خوبي است [يعني] اگر كسي براي ترس از جهنم [يا] رسيدن به بهشت [عبادت کند] كار خوبي است حالا اگر دست ما به آن اوحديّ از انسانها نرسيد لااقل اين اوايل فيض را چرا ترك كنيم؟! اما حضرت فرمود اگر كسي خود را به دنيا بفروشد بد تجارتي كرده است.
اميدواريم ذات اقدس الهي آن توفيق را به همه مرحمت بكند كه با او داد و ستد بكنيم و ديگر هيچ.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي جميع الانبياء و المرسلين سيما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من اعدائهم نتبرّء الي الله.
اللهم صلّ و سلم علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الهادي المهدي افضل ما صليت و باركت و ترحمت و تهننت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد.
تشکّر از اقامه عاقلانه عزاي حسيني
حوادث مهمي در اين هفته رخ داد و همچنين خاطره‌هاي تلخي هم نسبت به هفته آينده در پيش داريم كه سالگرد آن است. جريان عاشوراي سالار شهيدان بود كه سند شرف اين كشور گرامي‌داشت عاشوراي حسيني است. از تمام مردم ايران اسلامي مخصوصاً از بزرگواران حرم اهل بيت قم كمال تشكر را داريم كه خود را به خداي خود فروختند و در گرامي‌داشت عزاي سالار شهيدان عاشقانه كوشيدند و بيان مقام معظم رهبري را اطاعت كردند و هيچ كس بر خلاف دستورشان عمل نكرد! اين جاي كمال تشكر را دارد؛ خدا به همه شما خير دنيا و آخرت مرحمت كند! هيئات مسئولين مبلغين علما وعاظ بزرگان (همه) اين امر را پذيرفتند كه بايد خرافات‌زدايي كرد.
بيان خرافه بودن قمه‌زني با اشاره به انحراف مردم در تبرّک جستن به وسيله نعل
عرض كوتاهي نسبت به برادران عزيزي كه ـ خداي ناكرده ـ فكر خام قمه‌زني را در سر داشتند عرض كنم، گرچه ـ به لطف الهي ـ در جمع شما عزيزان كساني نيستند [که اين گونه بينديشند]. يك وقت است انسان مي‌رود خون مي‌دهد، خب اين هشت سال جنگ تحميلي آماده بود براي خون دادن يا كسي روز عاشورا وضو مي‌گيرد، با طهارت در مراسم شركت مي‌كند، بعد هم به اين سازمان انتقال خون مي‌رود به مجروحين به مصدومين به اين قطع نخاعي‌ها به اين بيماراني كه نياز به خون دارد خون اهدا مي‌كند و ثوابش را نثار روح مطهر سيد الشهداء مي‌كند اينها عبادت است؛ يك وقت است بيراهه مي‌رود.
رساله‌اي دارد جناب كراجكي که تقريباً از بزرگان هزار سال قبل است چون در اواسط قرن پنجم رحلت كرده است در سال چهارصد و چهل و نه هجري رحلت كرده است [و] تقريباً اين كتابش مربوط به هزار سال قبل است؛ ايشان چند تا رساله دارد که مجموعاً در يك جا جمع شد به نام كنز الفوائد، يك رساله‌ هم به اين ملحق شده است به نام التعجب است. [در اين رساله] داوري نمي‌كند در بعضي از مسائل، فقط مي‌گويد «التعجب» [و] در بعضي از بخشها داوري هم دارد. مي‌گويد [يک وقت زني به نام فاطمه زهرا از مردم مي‌خواهد علي را ياري کنند کسي اجابت نکرد اما يک وقت زني به نام عايشه گفت علي‌بن‌ابي‌طالب] را بكشيد هزارها نفر صف بستند هذا تعجبٌ! خب دختر پيغمبر شما را دعوت كرده بياييد علي را كمك بكنيد اجابت نكرديد، يك زن هم دستور داده بياييد علي را بكشيد اين همه تلاش كرديد! اصلاً اين رساله به نام التعجب است يعني حوادثي كه علم و تحليل عقلي و برهان آن را همراهي نمي‌كند.
در صفحه 46 اين رساله كه ملحق به كنز الفوائد است حرفي را نقل مي‌كند كه در همان عصر، ابوريحان بيروني هم نقل كرد. ابوريحان بيروني معاصر مرحوم بوعلي بود و اينها از بزرگاني بودند كه مرحوم ميرزا آقا بزرگ تهراني(رضوان الله عليه) مصنفات مرحوم بوعلي را جزء مصنفات شيعه مي‌شمارد؛ اينها از بزرگانِ ارادتمند اين خاندان بودند. ايشان معاصر بوعلي بود [و] ابوريحان و بوعلي سؤال جوابهايي [با هم] دارند. ابوريحان در آن الآثار الباقية ظاهراً در صفحه 332 كه جريان محرم و عاشورا و اينها را نقل مي‌كند اشاره مي‌کند که سرّ اينكه در ايام عاشورا عده‌اي تبرك كردند چه بود, بعد قيام سالار شهيدان اوضاع را برگرداند [و] شيعه‌ها ديدِ ديگري دارند, تا اينجا كه اسب بر بدن مطهر سالار شهيدان تاختند را هم ابوريحان بيروني نقل مي‌كند ولي مرحوم كراجكي چيز ديگر اضافه مي‌كند مي‌گويد اين اسبها كه با آن نعلها روي آن بدن مطهر تاخت و تاز كردند, وقتي اين اسبها به مصر رسيدند مردم مصر كه از كربلا و جريان كربلا از نزديك بي‌خبر بودند و از دور فقط خبر خلافي داشتند، نعلهاي اين اسبها را گرفتند و به قصد تبرك دم در خانه‌هايشان كوبيدند! آنها كه سني از آنها گذشته ديدند و شايد الآن هم بعضي از جاها باشد ما كه ديديم که بعضيها نعل اسب را دم در مغازه‌شان يا خانه‌شان يا اماكن ديگر به قصد تبرك مي‌كوبيدند، ديگر سؤال نمي‌كردند اين نعل‌كوبي چيست از كجا آمده چه كسي دستور داد. خب ايشان مي‌گويد مِن عجيبِ امر اين است كه آن نعلي كه روي سينه پسر پيغمبر(صلوات الله و سلامه عليه) تاخت، اين نعل مي‌شود مركز بركت! اينها را ناصبيها گرفتند در خانه‌شان كوبيدند بسيار خوب؛ اما توي شيعه چرا اين كار را مي‌كني؟! آخر هيچ وقت سؤال كردي كه اين كجا نوشته كه من نعل اسب را روي در خانه بكوبم که اين ضد نحس است اين جذب سعد است اين چيست آخر؟! هر چه كه گفتند آدم قبول نمي‌كند.
حالا هيچ كس نگفت اين قمه‌زني از كجا آمده؛ خيلي از ماها مي‌دانستيم اين خلاف است ـ اينكه مي‌گويند رهبر بايد شجاع باشد يعني اين؛ آن شهامت و آن شجاعت يعني اين ـ اما بر فرض هم مي‌گفتيم كسي گوش نمي‌داد؛ يك فقيه مدير مدبّر شجاع، حرفش دلپذير است. خب هم دعا مي‌كنيم كه ايشان بر شهامت و شجاعتشان افزوده بشود كه اين سنت سيئه را زدودند هم از مراجع عظام، بزرگانِ فقاهت، مدرسين و همه اين كساني كه صلاحيت افتا داشتند و تأييد فرمودند از مبلغين، بزرگان، مسئولينِ هيئات و خود مردم هم تشكر مي‌شود كه اينها كاملاً بازوان توانمند رهبري بودند! اين وظيفه همه مردم بود. غرض آن است كه يك وقت نعلي كه روي سينه پيغمبر تاخت و تاز مي‌كند اين مي‌شود منشأ بركت، يك شيعه هم همين كار را مي‌كند. کاري كه وهن مي‌آورد كاري كه هتك مي‌آورد اين چه كاري است؟! لذا از همه واقعاً بايد تقدير كرد از علما مراجع بزرگانِ علمي مبلغين وعاظ از همه اينها تشكر كرد.
شهادت پيشوايان معصوم و گستاخي به اعتاب مقدّسه توسّط منافقان
حادثه تلخ ديگر جريان هتك حرمت بارگاه ملكوتي ثامن الحجج علي‌بن‌موسي‌الرضا المرتضي(صلوات الله و سلامه عليه) است. براي ماها كه با اين سنت و سيرت سيئهٴ اهل نفاق آشناييم بعيد نيست براي اينكه ما يازده امام را به دست همينها مسموم يا مقتول ديديم. اين بيان نوراني كه «ما منا الا مسمومٌ او مقتول»، از علي تا امام عسگري(سلام الله عليهم) بلكه فاطمه زهرا(صلوات الله و سلامه عليها) اين دوازده معصوم كه يازده امام و يكي مادر ائمه معصومين(عليهم السلام) ام الائمة النقباء النجباء، خب اينها را نه مشرك مسموم كرد نه كافر مسموم كرد، اينها را منافق مسموم کرد ديگر؛ يا امويان بودند يا مروانيها بودند و امثال ذلك. حالا آن كه حسين‌بن‌علي را شهيد مي‌كند يا وجود مبارك امام رضا را مسموم مي‌كند شما توقع داريد كه به قبر او احترام بگذارد؟! اين خيال خامي است. اين دوازده معصوم را اينها از بين ببرند؛ جنگ و شرك و كفري كه در كار نبود، همين منافقان بودند که ظاهراً مسلمان و باطناً كافر بودند. خب شما در جريان عصر عاشورا شنيديد كه دختر بچه‌اي مثلاً دامنش آتش گرفت ـ حالا اصل قضيه بماند ـ وقتي آن سرباز عرب اين آتش را خاموش كرد اين دختر بچه كه لطف ديد گفت بگو ببينم راه نجف كجاست، براي آن مرد سؤال‌آور بود گفت نجف را مي‌خواهي چه بكني، او نمي‌دانست علي(سلام الله عليه) در نجف دفن است با اينكه فاصله كوفه و نجف هم كم بود؛ اهل بيت مي‌دانستند در نجف چه خبر است اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) در نجف دفن است اما خيلي از مردم نمي‌دانستند! از ترس همين منافقين كه مبادا قبر علي(سلام الله عليه) را تخريب كنند قبر علي(سلام الله عليه) مخفي بود! آن مرد تعجب كرد گفت مگر نجف چه خبر است، خب نمي‌دانست در نجف علي(سلام الله عليه) دفن است. اين به ما هشدار مي‌دهد كه ما با چه دشمني روبه‌رو هستيم.
غرض آن است كه شما مردان بزرگ برادران خواهران مستحضريد كه با چه گروهي روبه‌رو هستيد! خب قبر حسين‌بن‌علي را آب بستند رفتند آن مزرعه را شيار كنند؛ ساليان متمادي قبر علي(صلوات الله و سلامه عليه) مخفي بود و اين دوازده معصوم را كه همين [منافقين شهيد کردند]. حالا وجود مبارك وليّ عصر كه چهاردهمين معصوم ماست اين با چه وضعي شهيد مي‌شود آن را بايد بعدها بررسي كرد ولي وضع اين است [و] ما با چنين گروهي روبه‌روييم. اين مي‌طلبد كه همه بيش از پيش با هم متحد باشند نظام اسلامي را درست درك كنند بدانند دشمن تا كجا حاضر است و تا كجا صف بسته. [در] بهترين زمان بهترين مكان [در حالي که] بهترين افراد و زائران رفتند زيارت «عاشورا» را در آنجا بخوانند [منافقان و دشمنان چنين جنايتي مرتکب شدند] در بهترين جاي زمين در ايران! خب حالا يك وقت ابن‌زبير به كعبه متحصن شده است، از بالاي كوه ابوقبيس كعبه را خراب كردند تا بگيرند يك نفر را، خب كعبه را ويران كردند، چه كسي كعبه را ويران كرد؟! جريان ابرهه كه با طير ابابيل حل شد، اينجا هم به ظاهر مسلمانان كعبه را به منجنيق بستند؛ اين‌‌چنين نبود كه براي گرفتن ابن‌زبير مشركين آمده باشند كعبه را خراب كرده باشند، بنابراين هوشياري طلب مي‌كند.
توصيه به استفاده از برنامه‌هاي فرهنگي سازمان تبليغات
از اين جهت که آغاز چهاردهمين سالگرد تشكيل سازمان تبليغات است و اين هفته هم به عنوان هفته تبليغات است و فرزندان نوسالان نوآموزان دانش‌آموزان و دانشجويان الآن تابستان فراغتي دارند، پدر و مادر و اوليايِ مربي بزرگواري كنند و با تبليغات هماهنگي كنند بگذارند فاصله اينها از مساجد و حسينيه‌ها كمتر بشود [و فرزندان را] براي قرائت قرآن براي تربيتهاي فرهنگي براي اردوهاي فرهنگي زير نظر مسئولين [با اين مراکز مرتبط کنند که در اين صورت] اينها هم تعطيلات تابستاني را با رفاه مي‌گذرانند هم با تعليم مسائل عميق فرهنگي مي‌گذرانند؛ فرزندانتان را از اين راه تربيت كنيد ان‌شاء‌الله!
بيان امام سجّاد(عليه‌السلام) دربارهٴ احياي دين توسّط اهل بيت(عليهم‌السلام) در واقعهٴ کربلا
جريان شهادت امام سجاد(صلوات الله و سلامه عليه) است كه اصلاً اينها رفتند كربلا را زنده كردند و برگشتند. از كربلا تا شام وجود مبارك امام سجاد با كسي حرف نمي‌زد ـ البته با خواهرانش با برادر زاده‌هايش با عمه‌اش حساب ديگري داشت [غير از اينها] با كسي حرف نمي‌زد ـ وارد شام كه شد اوضاع را برگرداند. به زين العابدين(سلام الله عليه) عرض كردند در اين حادثه چه كسي پيروز شد؛ فرمود: «اذا اردت ان تعلم من غلب و دخل وقت الصلاة فاذن ثم اقم»[6]؛ اگر خواستي بفهمي چه كسي پيروز شده است، هنگام نماز، اذان و اقامه بگو ببين نام چه كسي را مي‌بري؛ ما رفتيم نام پيغمبر را زنده كرديم و برگشتيم. پيغمبر مي‌ارزيد دين مي‌ارزيد كه حسين‌بن‌علي جسم خودش را بدهد ـ جان كه ﴿وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا﴾ ـ خون جگرش را بدهد! اين مربوط به وجود مبارك امام سجاد(سلام الله عليه) است كه آن بيان نوراني امام سجاد از بركات اوست. شام را منقلب كرد با آن سخنرانيهايش! از كوفه تا شام با افراد عادي حرف نمي‌زد اما وقتي كه فرمود «ائذن لي حتي اصعد هذه الاعواد فاتكلم بكلمات»[7]، آن وقت ديگر شام را منقلب كرد.
عظمت قرآن در بيان امام سجّاد(عليه‌السلام) و عميق بودن ادعيه صحيفه سجاديه
به هر تقدير وجود مبارك امام سجاد هم در اين ايام سالگرد شهادت اوست كه همه كلماتش آموزنده است مخصوصاً اين جمله درخشان تاريخي‌اش: «لو مات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان يكون القرآن معي»[8] ـ اين از غرر احاديث امام سجاد(سلام الله عليه) است ـ فرمود اگر همه مردم روي زمين بميرند و من تنها باشم، وقتي در خدمت قرآن هستم احساس هراس نمي‌كنم. يك معناي ظاهري‌اش اين است كه اگر همه بميرند و من تنها بمانم (اين يك)، يك معناي دقيق‌ترش اين است كه اگر همه مردم عالَم كافر بشوند ـ چون كافر مرده است در فرهنگ قرآن ـ حالا اگر همه كافر شدند و من تنها ماندم، باز هم احساس وحشت نمي‌كنم. اين چنين امامي است و برگرداند اوضاع را. متأسفانه اين صحيفه سجاديه كتاب درسي نيست! حالا چه وقت انقلاب فرهنگي بايد بشود اينها جزء علوم درسي بشود [خدا مي‌داند!] آدم خيال مي‌كند صحيفه سجاديه را با مطالعه مي‌فهمد! اين ‌طور نيست اين خيال خامي است. بسياري از مسائل عميقي دارد كه انسان وقتي تطبيق مي‌كند مي‌بيند كه بدهكار است.
اشاره به دو مناسبت
جريان هفت تير هم در پيش است كه هم هفته قوه قضائيه است به مناسبت سانحه سخت هفت تير و هم شهادت مظلومانه آيت الله دكتر بهشتي(قدس سره) و يارانش در آن حادثه تلخ در پيش است. همه اينها كار اين منافقين است؛ ما با چنين دشمناني روبه‌رو هستيم.
اميدواريم كه ذات اقدس الهي امر فرج وليّ‌اش امام زمان(ارواحنا فداه) را اصلاح بفرمايد!
به بركت آن حضرت، نظام اسلامي را تا ظهور آن حضرت حفظ بفرمايد!
مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرمايد!
مراجع تقليد، حوزه‌هاي علمي، مراكز علمي و دانشگاهها را در سايه عنايتهاي آن حضرت حفظ و حمايت بفرمايد!
همه ما و مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرمايد!
بين ما و قرآن و عترت، در دنيا و برزخ و قيامت جدايي نيندازد!
ارواح مؤمنين، علما، مؤلفين علوم الهي، اساتيد، ذوي الحقوق، امام راحل و شهدا (همه) را غريق رحمت بفرمايد!
بيماران مخصوصاً مرضاي خاص را شفاي عاجل و كامل مرحمت بفرمايد!
دست ما را از ولاي علي و اولاد علي كوتاه نفرمايد!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . نهج‌البلاغه, حکمت 209.
[2] . بحارالانوار, ج 69, ص 300.
[3] . سورهٴ بقره, آيهٴ 257.
[4] . نهج‌البلاغه, خطبه 7.
[5] . سورهٴ حج, آيهٴ 11.
[6] . بحارالانوار, ج 45, ص 177.
[7] . بحارالانوار, ج 45, ص 137.
[8] . الکافي, ج 2, ص 602.
 


25/1/1390
عکس