عنوان: نمازجمعه (1373/05/28)
25/1/1390


خطبهٴ اول:
حفظ استقلال و عزت و ايستادگي در برابر دشمن، از مصاديق تقوا
شِكوه امام علي(عليه السلام) از رويگرداني مردم از جهاد و اشاره به تزلزل آنان
خداوند عامل همه خيرات و مستمندِ سائل، پيك خداي سبحان
اشاره امام علي(عليه السلام) به تزلزل و نافرماني مردم
وسعت خانه بهشتيان و روشنايي بهشت با نور مؤمنان
جهاد، از مصاديق تقوا و شِكوه ا مام علي(عليه السلام) از رويگرداني مردم از جهاد
عمق معارف نهج‌البلاغه و تدريس آن توسط برخي از بزرگان
خطبهٴ دوم:
الهي بودن و عظمت سخنان معصومين(عليهم السلام) در بيان امام حسن عسكري(عليه السلام)
اشاره به چند مناسبت
ضرورت دفاع عالمانه از حريم اهل بيت(عليهم السلام) و پرهيز از اهانت به مقدسات ديگران
اختلاف ممدوح و اختلاف مذموم و ضرورت تلاش جهت نيل به اتحاد
ناكارآمدي برنامه‌هاي ظاهري جهت ايجاد وحدت و حصول آن در سايه تمسك به قرآن و عترت
تلاش همه جانبه اميرمؤمنان جهت اتحاد امت اسلام و تأكيد آن حضرت بر آثار شوم اختلاف
اشاره به برخي از فتنه‌گريهاي استكبار و صهيونيسم و ضرورت دفاع از نظام اسلامي
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يحصي ثنائه الّا هو و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرءُ الي الله
حفظ استقلال و عزت و ايستادگي در برابر دشمن، از مصاديق تقوا
تنها حافظِ بشر از هلاكتِ ابد همان تقواي الهي است. تقواي هر كسي در محدوده كار اوست؛ يك تقواي مشترك بين همه انسانهاست و يك تقواي خاص مربوط به محدوده كار هر كسي است. در خطبه سي و چهارم نهج‌البلاغه وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام) براي صيانت كيان اسلامي، نيروهاي رزمي را عليه شورشيان شام بسيج مي‌كند. اين روزها سخن از مانور بسيجيهاي گرانقدر است؛ ملت وقتي مورد تهاجم بيگانه قرار گرفت، تقواي آن، احساس استقلال و عزت است.
شِكوه امام علي(عليه السلام) از رويگرداني مردم از جهاد و اشاره به تزلزل آنان
حضرت به همين مردمي كه پشت سر او نماز مي‌گذاردند و در پاي سخنان او حضور پيدا مي‌كردند فرمود: «أفٍّ لكم لقد سَئِمْتُ عِتابَكُم ﴿أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ﴾ عوضاً و بالذُّلِّ‏ّ مِن العزِّ خَلَفاً»؛ بالأخره يا شما مردم الهي هستيد [پس] بايد آخرت را اصل بدانيد يا صبغه انساني داريد ولو مسلمان نباشيد [پس] بايد عزت را عزيز بدانيد؛ شما مي‌بينيد بيگانه‌ها تهاجم كردند [اما] شما قيامي نداريد؛ مثل اينكه معامله كرديد و آن عزت فطري و الهي را فروختيد و بردگي شاميان را خريديد. «إذا دعوتُكم إلي جِهادِ عدوِّكم دارَتْ أعينُكم»؛ وقتي سخنراني مي‌كنم و شما را تهييج مي‌كنم به جبهه‌ها برويد، اين چشم شما در كاسه سر مي‌گردد. «فَتَعْمَهونَ كأنّ قلوبَكم مَأْلوسَةٌ ما أنتم لا تَعقلون ما أنتم لي بِثِقَةٍ سَجيسَ اللّيالي و ما انتم بِرُكْنٍ»؛ فرمود مثل اينكه دلهايتان وارونه است و عاقل نيستيد؛ شما هرگز مورد اطمينان من در طول مدت نخواهيد بود و ركني نيستيد كه بشود به شما تكيه كرد.
خداوند عامل همه خيرات و مستمندِ سائل، پيك خداي سبحان
ملت، ركنِ دولت است كه دولت به ملت تكيه مي‌كند، البته تكيه‌گاه اصيل، خداست كه معتمَد المؤمنين است و يك موحّد سراسر جهان را مجراي فيض خدا مي‌داند. اين اصل بارها به عرضتان رسيد كه اگر خيري از كسي به شما رسيد سجده شكر كنيد و او را مجراي فيض خدا بدانيد چه اينكه اگر كسي حاجتي از شما خواست، برآورده كنيد چون آن هم پيك خداست. اين از بيانات نوراني اميرالمؤمنين(عليه السلام) است در نهج‌البلاغه كه «انَّ المسكينَ رسولُ الله»[1] يعني يك آدم مستمند كه به سراغ شما آمد و از شما چيزي خواست او را خدا فرستاد؛ خدا به شما نعمت داد از يك سو [و] مستمندان را به طرف شما ارجاع داد از سوي ديگر تا ببيند چه مي‌كنيد. خب اگر «انّ المسكينَ رسولُ الله»، آن كسي هم كه به ما محبت كرد او هم رسول الله است؛ اگر كسي مشكلي را با ما در ميان گذاشت اين پيك خداست، اگر كسي مشكل ما را برطرف كرد او هم پيك خداست اين «مَن لم يشكر المخلوق» به اين لفظ شايد در روايات نباشد ولي اين مضمونش هست[2]؛ اگر كسي مخلوق بما انّه مخلوق را حق‌شناسي كرد خالق را حق‌شناسي كرد نه زيد و عمرو را.
اشاره امام علي(عليه السلام) به تزلزل و نافرماني مردم
فرمود: «ما أنتم لي بِثِقَة سَجيسَ اللّيالي و لا بِركنٌ يُمال بكم ... ما انتم الاّ كَإِبِلٍ ضَلَّ رُعاتُها فَكُلَّما جُمِعَتْ مِن جانبٍ انْتَشَرَتْ مِن آخَرَ»؛ مثل يك رمه شتر بي‌ساربان هستيد [كه] هر وقت در يك گوشه شما را جمع مي‌كنند از گوشه ديگر متفرق مي‌شويد. هم از تفرقه نهي كرده است كه اين ايام هفته «وحدت» و مانند آن است و هم از تبعيت از رهبري ما را آگاه كرده است كه اگر ملتي موفق است در سايه پيروي از راهنماييهاي رهبر است و هم اينكه ما مسئله مرگ را و بعد از مرگ را درست درك نكرده‌ايم.
وسعت خانه بهشتيان و روشنايي بهشت با نور مؤمنان
اينكه در قرآن كريم ذات اقدس الهي فرمود: ﴿وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماوَاتُ وَالأرْضُ﴾[3] بهشت به اندازه مجموعه نظام آسمان و زمين وسيع است، اين ـ به اصطلاح ـ مجموع براي مجموع نيست يعني خانه مجموع بهشتيها به اندازه مجموع آسمان و زمين نيست [بلكه] خانه يك بهشتي به اندازه آسمانها و زمين است. ما اين معارف را نه درك كرديم نه باور كرديم! گرچه يك بسيجي ممكن است قدرت تحليلي نداشته باشد اما باور كرده است پيام قرآن كريم را. خب در اين روزها سخن از انفجار كره مشتري بود [سخن از] برخورد ستاره دنباله‌دار به مشتري بود و مانند آن؛ [آيا] ما از هيچ منجم و اخترشناسي شنيده‌ايم كه يك كوكب و ستاره بتواند مجموعه نظام كيهاني را نور بدهد؟ از آفتاب بر نمي‌آيد كه اين مجموعه را روشن كند؛ گاهي در اثر برخوردها منخسف مي‌شود؛ صدها انخساف براي آفتاب هست منتها ما با انخساف قمر رو به روييم يعني وقتي ماه بين زمين و آفتاب قرار گرفت نمي‌گذارد نور آفتاب به ما برسد، نوع اينها در برخوردها، خسوف و كسوف بي‌شماري دارند. از هيچ اختري ساخته نيست كه اين مجموعه را به تنهايي روشن كند، ميليونها ستاره مي‌خواهد تا اين فضاي باز را نور بدهد. اگر خانه بهشتي به اندازه مجموعه نظام كيهاني است (اين يك مقدمه) و در اين گستره غير قابل رقم ﴿لا يَرَوْنَ فيها شَمْسًا وَ لا زَمْهَريرًا﴾[4]؛ هيچ اختري نيست (اين دو مقدمه) خب اين فضاي بي‌كران را چه كسي نور مي‌دهد جز مؤمن؟ غير از مؤمن كسي بهشت را روشن نمي‌كند؛ چنين عالمي است! ما نه اينها را درك كرديم و نه اينها را باور كرديم اما آن بسيجي گرانقدر اگر به حوزه يا دانشگاه راه پيدا نكرد و قدرت تقرير ندارد ولي اقرار دارد [و] خوب فهميد لذا در بخشي از خطبه‌هاي نهج‌البلاغه آمده است كه وجود مبارك امير(سلام الله عليه) فرمود اگر بفهميد بهشت يعني چه و در بهشت چه خبر است اينجا دور من جمع نمي‌شويد [و] مشتاقانه به طرف مرگ و محدوده مرگ حركت مي‌كنيد[5].
جهاد، از مصاديق تقوا و شِكوه امام علي(عليه السلام) از رويگرداني مردم از جهاد
به هر تقدير فرمود: «كأنّ قلوبَكم مَألوسَةٌ»؛ مثل اينكه دلتان مخبَّط است «فَأنْتُم لا تَعقلِونَ». اينها را درباره كساني مي‌فرمايد كه نيروي رزمي در آنها نيست يعني آن‌كه اهل جبهه و جنگ نيست آن‌كه اهل دفاع نيست آن‌كه خود را آماده نكرده براي دفاع در برابر حمله‌هاي احتمالي، چنين انساني «كأنّ قلبَه مألوسةٌٌ و هو لا يَعقِل و ما هو بِثِقَةٍ سَجيسَ اللّيالي و ما هو بِرُكنٍ يُمالُ بِهِ» و مانند آن. همه اينها به حضرت اقتدا مي‌كردند و نماز مي‌خواندند! معلوم مي‌شود در روز تهاجمِ بيگانه، تقوا تقواي سلاح است. همين قرآن كريم را وقتي شما مي‌بينيد فرمود: ﴿لِبَاسُ التَّقْوَيٰ﴾[6]؛ همين لباس تقوا را بعضي از جنگجويان اهل بيت(عليهم السلام) به عنوان لباس رزم دانستند[7]. در زمان هُدْنه[8]، لباس تقوا چيز ديگر است ولي در زمان خطر احتمالي، لباس تقوا همان جامه رزم است، بنابراين هم بايد از اين بسيجيان كه در مانور شركت كرده‌اند تشكر كرد و هم روح رزمي را در همه ايجاد كرد.
عمق معارف نج‌البلاغه و تدريس آن توسط برخي از بزرگان
خاطره‌اي از مرحوم حاج آقا رحيم ارباب دارم ـ خدا رحمتش كند ـ اين بزرگوار مي‌گفت اولين روزي كه من به درس مرحوم جهانگير خان قشقايي رفتم ـ كه كم كم براي بزرگداشت ايشان هم مي‌خواهند كنگره‌اي بگيرند؛ مرحوم جهانگير خان قشقايي و حاج آخوند كاشي از شخصيتهاي علمي حوزه اصفهان بودند كه علوم عقلي را اينها به عهده مي‌گرفتند ـ ديدم اين خطبه نهج‌البلاغه را دارد تدريس مي‌كند: «يَعْلَمُ عَجيجَ الوحوشِ في الفَلَوات و معاصِيَ الْعِبادِ في الخَلَوات و اختلافَ النّينان في الْبِحار الغامِراتِ و تَلاطُمَ الماءِ بالرِّياحِ العاصِفات» و مانند آن حاج آقا رحيم مردي از بزرگان آن روز بود و مرحوم جهانگير خان قشقايي هم از بزرگ‌ترين حكماي حوزه علميه اصفهان بود، اينها نهج‌البلاغه را تدريس مي‌كردند. شما وقتي وارد اين كتاب مي‌شويد مي‌بينيد بسياري از معارف نهج‌البلاغه اصلاً قابل قياس با كفايه و مكاسب نيست! نهج‌البلاغه نه يعني همان كلمات قصار كه سخنرانان در مواعظ مي‌گويند؛ در بسياري از خطبه‌ها انسان مي‌ماند و عميقاً مي‌ماند! مبادا اين كتاب را با كتابهاي عادي حوزوي قياس كنيد! ايشان مي‌فرمود اولين روز وارد شدم ديدم اين را تدريس مي‌كنند. بعدها مرحوم آقا ميرزا علي آقاي شيرازي(رضوان الله عليه) همان راه را ادامه مي‌دادند و در حوزه اصفهان كرسي تدريس نهج‌البلاغه داشتند. به هر تقدير شما وقتي با اين كتاب مأنوس مي‌شويد مي‌بينيد در بسياري از مسائل ناچاريد كتاب را ورق بزنيد چون مقدماتش نيست كمتر هم دربارهٴ آن كار شده [لذا] انسان مي‌ماند. آنچه در اين بخش فرمود البته بخش رزمي و جهاد است و آن بخشهاي عميق عقلي نيست اما در همين بخش، تقوا را براي مردمي كه پاي منبر او نشسته بودند و پشت سر او نماز مي‌خواندند شرح داد كه شما اين تقوا و اين جامهٴ تقوا را در بر نكرديد، شما داد و ستد مستَتري داريد و توجه نكرديد: «كأنّ قلوبَكم مألوسَةٌ فأنتم لا تَعقلونَ ما أنتم لي بِثِقَةٍ سَجيسَ اللّيالي و لا بِركنٍ يُمال بِكم ... ما انتم الاّ كإبلٍ ضَلَّ رُعاتُها فكلّما جُمِعَتْ مِن جانبٍ انْتَشَرتْ مِن آخَرَ».
پروردگارا! توفيق درك معارف الهي و عمل به احكامت را به همه ما مرحمت بفرما!
امر فرج وليّ‌‌ات امام زمان(ارواحنا فداه) را اصلاح و تسريع بفرما!
همه ما را جزء ياران راستين وليّ‌‌ات(ارواحنا فداه) قرار بده!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي فطر السماوات بغير عمد ترونها و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله.
اللهم صلّ و سلم علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الصالح القائم المهدي المنتظر افضل ما صليت و باركت و ترحمت و تهننت علي ابراهيم و آل‌ابراهيم انك حميد مجيد.
الهي بودن و عظمت سخنان معصومين(عليهم السلام) در بيان امام حسن عسكري(عليه السلام)
اگر قلعه‌اي بهتر از تقوا انسان را از گزند گناه و حوادث تلخ حفظ مي‌كرد ما را به آن دعوت مي‌كردند و چون چنين نبود، اصرار رهبران الهي در صيانت از تقواست.
مناسبتهاي اين هفته اولاً به چهار امام معصوم همام(عليهم السلام) مرتبط است [كه] اول شهادت وجود مبارك امام عسگري(سلام الله عليه) است. شما وقتي شهادت آن حضرت را بررسي مي‌كنيد قهراً كلمات نوراني او را هم مي‌بينيد مي‌بينيد. حضرت نامه‌اي دارد [كه در آن نامه] همان عظمتي كه خدا درباره قرآن كريم دارد حضرت همان عظمت را در سخنان درباره سخنان خود قائل است[9]. اينكه وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) فرمود: «اني تاركٌ فيكم الثِّقْلَيْنِ كتابَ الله و عِترتي اهلَ بيتي و انّهما لن يَفتَرِقا»[10]، در بسياري از موارد مي‌بينيم آن حرفهاي بلندي كه خدا درباره قرآن دارد اهل بيت درباره ولايت دارند. در سورهٴ مباركهٴ «حشر» ذات اقدس الهي فرمود: ﴿لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَ تِلْكَ اْلأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾[11]؛ اگر اين قرآن بر كوه نازل بشود كوه متلاشي خواهد شد؛ وجود مبارك امام يازدهم(سلام الله عليه) وقتي نامه‌اي براي ابواسحاق مي‌نگارد در آن نامه بعد از سفارشهاي فراوان نسبت به معرفت و محبت و عبادت مي‌فرمايد: ‌«لو فهمت الصّمّ الصِّلاب بعض ما في هذا الكتاب لتصدّعت قلقاً خوفاً من خشية الله»[12]؛ فرمود ابا اسحاق! من حرفهايي در اين نامه نوشته‌ام كه اگر سنگهاي سخت اين حرفها را بفهمند متلاشي مي‌شوند (خب حالا چون نمي‌فهمند در آنها اثر نمي‌كند). امام كه ـ معاذ الله ـ شاعرانه سخن نمي‌گويد كه هر چه اغراقش بيشتر باشد بهتر باشد كه «ان احسن الشعر اكذبه»[13]! فرمود حرفهاي اين كتاب سنگ را آب مي‌كند [آن هم] نه هر سنگي، چون هر سنگي را صخرهٴ صمّاء نمي‌گويند متصلّب نمي‌گويند؛ فرمود: «لو فهمت الصّمّ الصِّلاب بعض ما في هذا الكتاب لتصدّعت قلقاً خوفاً من خشية الله».
به هر تقدير وجود مبارك امام يازدهم(سلام الله عليه) سخناني عِدلِ سخنان رسول گرامي و پيام الهي دارد. در حقيقت همان خدايي كه گاهي به صورت قرآن سخن مي‌گويد، گاهي به صورت حديث قدسي به زبان ائمه حرف مي‌زند. وحي تشريعي و احكام را كه استثنا كنيد، در دريافت بسياري از معارف، اهل بيت بهره‌اي دارند؛ گوينده يكي است. اين مربوط به امام عسگري كه هشتم ربيع الاول به ديار دوست رحلت كرده است.
اشاره به چند مناسبت
وجود مبارك وليّ‌عصر(ارواحنا فداه) زمامدار كل جهان به اذن خدا شد بعد از رحلت امام يازدهم و در اين هفته هم وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) متولد مي‌شود و از طرفي هم وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) متولد خواهد شد. در اين ايام گذشته و آينده (در ظرف اين چند روز) ما در كنار مائده امامت و رسالت اين چهار بزرگواريم. گرامي‌داشت هفته دولت است كه اميدواريم در تشخيص و اجراي حق بيش از پيش موفق باشند!
ضرورت دفاع عالمانه از حريم اهل‌بيت(عليهم السلام) و پرهيز از اهانت به مقدسات ديگران
عمده هفته وحدت است! در هفته وحدت بايد خيلي عميق باشيم كه هم از آن عقايد حقه عالمانه دفاع بكنيم هم كسي را نرنجانيم هم بهانه‌اي به دست بيگانه ندهيم! آن‌كه مي‌خواهد به اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) خدمت كند راه علامه اميني را برود كه
لا قلم الا امين لا رقم الا غدير ٭٭٭ بازويش از لافتي منطقش از هل اتي
آن‌كه عالم است، از اهل بيت در كسوت الغدير حمايت مي‌كند كه كار معقول و مأجوري است؛ آن‌كه ملا نيست و از او كار عالمانه ساخته نيست دست به بيگانگي مي‌زند. خب شما اين تاريخ كامل بهايي را بخوانيد ببينيد بيگانگان متعصب در تاسوعا و عاشوراي سالار شهيدان چه مي‌كنند؛ هر وقت انسان به ياد آن صحنه مي‌افتد جگرش آتش مي‌گيرد! كاري كه تو كردي او بدترش را هم مي‌كند! اگر خواستي از ولايت حمايت كني درس بخوان ملا شو و عالمانه كار بكن وگرنه از ديگري هم كارهاي ديگر برمي‌آيد. وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) اين آيه را در سورهٴ مباركهٴ «انعام» براي همگان مطرح كرد؛ فرمود مردم! ما احتجاج داريم جدال احسن داريم موعظه داريم ـ فحشسهل المعونهاست ـ خب شما اگر به بتِ، بت‌پرستان فحش گفتيد اين هم به خدايت فحش مي‌گويد: ﴿وَلاَتَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾؛ فرمود شما اگر به بتِ بت‌پرست به اين سنگ كه تراشيدند و معبود اوست بد گفتيد او هم به خداي كعبه بد مي‌گويد؛ به چوب فحش گفتي كه او تراشيد و نزد او مقدس است خب او هم به خداي تو فحش مي‌دهد؛ ﴿وَلاَتَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ﴾ چرا؟ براي اينكه ﴿فَيَسُِبُّوا﴾ آن گروه ﴿اللّهَ﴾ را [يعني] كسي كه شما مي‌پرستيد؛ ﴿فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾. اين اختصاصي به مسئله بت و بت‌پرستي ندارد؛ در سه مرحله اين پيام مطرح است: مرحله‌اي كه موحّد با ملحد دارد همين است؛ مرحله‌اي كه موحّد با مشرك دارد همين است؛ مرحله‌اي كه مسلم با يهودي و غير يهودي دارد همين است؛ از اين سه مرحله گذشتيم مسئله‌اي كه شيعه و سني دارند بشرح ايضاً [همچنين]. با هر كسي در نيفتيد؛ اگر عالمانه حرف داريد ارائه كنيد و اگر نداريد آن‌ كه وقيح‌تر است برنده‌تر است چون وقتي نوبت به فحش رسيد آن‌كه بي‌پرواتر است مسلح‌تر است (اين در دستورات روايي ما هست). اين هفته وحدت را بايد خيلي گرامي داشت و استقبال كرد؛ شما دهها كتاب مثل الغدير مي‌بنويسيد كه
لا قلم الا امين لا رقم الا غدير ٭٭٭ بازويش از لا فتي منطقش از هل اتي
اختلاف ممدوح و و اختلاف مذموم و ضرورت تلاش جهت نيل به اتحاد
اختلاف دو قسم است: يك اختلاف قبل از علم است [و] يك اختلاف بعد العلم. اختلاف قبل از علم چيز بسيار خوبي است؛ به تعبير سيدنا الاستاد علامه طباطبايي(رضوان الله عليه) در كتاب قيم الميزان اختلاف قبل از علم كار بسيار مقدسي است مثل اختلاف دو كفه ترازو؛ شما اگر در يك كفه ترازو وزنه گذاشتيد در كفه ديگر موزون يعني در يك كفه سنگ گذاشتيد در كفه ديگر نان، اين وزن و موزون اگر هماهنگ و موافق هم نبودند هميشه اين دو كفه با هم اختلاف دارند و حق با همين دو كفه است؛ اگر وزن سنگين بود آن كفه موزون مي‌رود بالا [و اگر] موزون سنگين بود كفه وزن مي‌رود بالا؛ اينها هرگز در يك صف نمي‌ايستند و هر دو هم حرف خوب دارند تابع شاهين‌اند مي‌گويند تا قسط و عدل برقرار نشود ما با هم نيستيم؛ پيام دو كفه ترازو برقراري قسط و عدل است. اين اختلاف قبل از علم است [و اختلاف] قبل از عدل است و براي اختلاف بعد از عدل و بعد از علم هم عده‌اي هستند. تلاش و كوشش براي اين باشد كه اختلافهاي قبل العلم را ما به علم برسانيم [و اختلافهاي] قبل القسط و عدل را به عدل برسانيم! ذات اقدس الهي كه ما را به اتحاد دعوت كرد اين يك برنامه‌اي است فوق برنامه پذيرش دين حالا اگر بيش از يك ميليارد مسلمان روي زمين هستند همه‌شان مسلمان باشند به اين آيه ﴿وَ اعْتَصِمُوا﴾ عمل نكردند اين آيه ﴿وَ اعْتَصِمُوا﴾ كه نمي‌گويد مسلمان باشيد مؤمن باشيد مي‌گويد با هم مسلمان باشيد با هم مؤمن باشيد ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا﴾[14]. از مواردي كه بين امر به شيء و نهي از ضد جمع شده است همين جاست؛ گرچه دو تكليف نيست ولي به تأكيد مطلع است؛ با هم مسلمان بودن غير از مسلمان بودن است [و] بي هم نينديشيدن غير از آن است كه انسان تك‌انديش باشد و مسلمان.
ناكارآمدي برنامه‌هاي ظاهري جهت ايجاد وحدت و حصول آن در سايه تمسك به قرآن و عترت
مطلب ديگر آن است كه هفته وحدت را با زرق و برق نمي‌شود حل كرد [و] با پذيرايي از مهمان و با وعده و وعيد هرگز دلها به هم متحد نمي‌شوند! ذات اقدس الهي به رسولش در همان سورهٴ مباركهٴ «آل‌عمران» فرمود اگر همه ذخاير زمين در اختيار تو بود و تقسيم مي‌كردي و مي‌خواستي از رهگذر مال و اقتصاد دلها را مرتبط كني توان چنين كاري را نداشتي: ﴿لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي اْلأَرْضِ جَميعًا ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ﴾. با مال و وعده و وعيد و افتخار ضيافت و امثال ذلك نمي‌شود دل را به دست آورد، اين يك تفاهم صوري است و ترك مخاصمه روي كاغذ است؛ نظير اينكه مسلمان با كافر يك پيمان تفاهم و پيمان زندگي مسالمت‌آميز برقرار مي‌كند اما اين به جايي تكيه نمي‌كند. آن وحدتي كه سورهٴ «آل‌عمران» ما را به آن دعوت كرد و سفارش الهي را به همراه دارد، تمسك به عروه ناگسستني قرآن و عترت است بدون انگيزه‌هاي ديگر؛ اميدواريم ـ به خداست خدا ـ اين‌‌چنين باشد!
تلاش همه جانبه اميرمؤمنان جهت اتحاد امت اسلام و تأكيد آن حضرت بر آثار شوم اختلاف
ما شيعه علي(سلام الله عليه) هستيم؛ خب در طي آن 25 سال از يك طرف خطبه «شقشقيه» را ايراد مي‌كند اما داعيه‌اي ندارد كه مشكلي در جامعه ايجاد بكند. در نهج‌البلاغه دارد كه حضرت فرمود در تمام امت اسلامي احدي مثل علي پرچمدار وحدت نبود و نيست؛ به ابوموسيٰ فرمود: «فَاعْلَم احرَصَ علي جماعة امة محمّد(صلّي الله عليه و آله و سلّم) واُلْفَتِها مِنّي»[15] ـ اين سخن معصومانهٴ علي(سلام الله عليه) است ـ فرمود در تمام روي زمين، بخواهي مسلماني پيدا كني كه بهتر از من و بيشتر از من پرچم وحدت را در دست داشته باشد پيدا نمي‌كني؛ من حريص به وحدتم ـ اين يك حرص ممدوح است حرص مذموم كه نيست ـ فرمود من نه تنها در راه وحدت مي‌كوشم و مي‌خروشم و تلاش مي‌كنم بلكه حريصم كه مبادا جامعه ارباً اربا بشود. بعد در خطبه ديگر غير از اين جوابي كه ابوموسيٰ داد فرمود كساني كه داعيه اختلاف داريد اين خطر را بدانيد: شما بخواهيد از اختلاف طَرْفي ببنديد اين شدني نيست و من اين حرف را نه به عنوان يك آدم تاريخ‌دان كه از تجارب گذشته مدد مي‌گيرد مي‌گويم بلكه به عنوان يك وليّ معصوم كه از غيب خبر دارم به شما اعلان مي‌كنم؛ فرمود: «إنّ اللّهَ سبحانَه لَمْ يُعْطِ اَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَي و لا مِمَّنْ بَقِيَ»؛ فرمود شما از اين اختلاف چه مي‌خواهي [اگر] مي‌خواهي با رقيبت به جهنم بروي مثل انسان عصباني شده، آن حساب ديگري دارد ولي اگر بخواهي از اختلاف سودي ببري، من به عنوان يك امام معصوم از آينده‌ هم خبر مي‌دهم از گذشته هم خبر دارم [كه] ذات اقدس الهي هيچ احدي را نه در گذشته نزديك و دور نه در آينده نزديك و دور از راه تفرقه خيري نداده است و خيري نمي‌دهد.
در بخشهاي ديگر استدلال مي‌كند: «وَالْزَموا السّوادَ الاعظمَ فانّ يد اللهِ معَ الْجَماعَةِ واياكم والفُرْقَةَ فانّ الشّاذّ مِنَ الناس للشيطان كما اَنّ الشّاذّ مِنَ الغَنَمِ لِلذِّئْبِ»[16]؛ فرمود تشبيه جامعه انساني به جامعه حيواني [و اين] تنزل مطلب براي آن است كه شما بهتر درك بكنيد فرمود اگر گوسفندي براي اينكه در دامنه كوهي علف تازه‌اي آن را به خود جذب كرد برود و از رمه فاصله بگيرد اين طمعه گرگ مي‌شود، خب همان طوري كه يك گوسفند وامانده از رمه طمعه گرگ است يك انسان وامانده از جامعه هم طعمه شيطان است؛ «فإنّ الشاذّ من الناس لِلشيطان كما ان الشاذَّ من الغنم للِذِّئب»[17]. اميدواريم عالمانه در سطح مرحوم آقا سيد عبد الحسين؛ آقا سيد محسن [و] مرحوم آقاي اميني كه اينها از بزرگان علم و كلام اماميه(رضوان الله عليهم) هستند در همين سبك با هفته وحدت برخورد كنيم نه ـ خداي ناكرده ـ به سبك ديگر!
اشاره به برخي از فتنه‌گريهاي استكبار صهيونيسم و ضرورت دفاع از نظام اسلامي
مناسبت ديگر اين ايام آن است كه شما مي‌بينيد اين آرژانتين بالأخره نتوانست استقلالش را حفظ بكند؛ از طرفي اعتراف مي‌كند كه جمهوري اسلامي نقشي در بمب‌گذاري نداشت از طرفي فشار آمريكا و صهيونيست وادارش مي‌كند كه حرف ديگر بزند قاضي آرژانتيني سخن ديگر مي‌گويد مسئولين آرژانتيني حرف ديگر مي‌زنند جواب قانع‌كننده‌اي سفير آرژانتين در ايران به مسئولين ايران نمي‌دهد! كسي كه براساس هوا كار مي‌كند در محور عقلِ واحد سخني ندارد. از طرفي هم حمله اين بيگانه‌هاي صهيونيست به جنوب لبنان با اينكه به مَرئا و مَسمَع همه شيوخ خليج و مسلمانهاي به ظاهر مدعي حمايت از اسلام است اما احدي اين تهاجم و كشتار عمومي را محكوم نكرده! باز هم مي‌بينيد دنياي غرب كه داعيه آزادي دارد بعد از 32 سال دوباره فرانسه به اين فكر افتاده است كه حضور نظامي‌اش را در الجزاير اعلام كند چتربازانش را به الجزاير مي‌فرستد اين وضع دنياست! اگر ـ خداي ناكرده ـ مردم فداكار ايران اسلامي حضوري در صحنه نمي‌داشتند اينجا هم مثل بوسني يا بدتر از بوسني مي‌شد لذا هم بايد از اين بسيجيان گرانقدر كه در مانور شركت كردند تشكر كرد و هم ديگران را وادار كرد كه اين‌‌چنين بينديشند! مسائل جنبي دامن‌گير خود مسئله‌آفرينهاست؛ هرگز كسي كه به اين نظام و امت اسلامي خيانت كرده است سرش به سلامت نمي‌ماند! ذات اقدس الهي وقتي نظام پاك باشد كاملاً از آن حمايت مي‌كند.
پروردگارا! در امر فرج ولي‌ات امام زمان(ارواحنا فداه) تسريع بفرما!
نظام اسلامي، مقام معظم رهبري، مراجع عظام، حوزه‌هاي علمي، مراكز علمي و دانشگاهها (همه) را در سايه عنايتهاي ولي‌ات(ارواحنا فداه) حفظ و حمايت بفرما!
بايد به عرض شما نمازگزاران گرانقدر برسانم كه دعاي نيمه شبي دفع صد بلا بكند؛ به لطف الهي امام جمعه محترم قم حضرت آيت الله اميني از شفاي عاجل برخوردار شدند و ـ ان‌شاء‌الله ـ همه ما در هفته‌هاي بعد از فيوضات گرانقدر اين شخصيت عزيز و عظيم استفاده خواهيم كرد! خدايا! ايشان و همه عزيزان و بزرگان و علماي گرانقدر اسلامي را براي نظام اسلامي و امت اسلامي محفوظ بدار!
پروردگارا! تو را به عزت و عظمتت قسم، بين ما و قرآن و عترت لحظه‌اي جدايي نينداز!
توفيق علم نافع به همه ما مرحمت بفرما!
پروردگارا! اگر مرگ ما نزديك شد، بهترين وسيله را همان اقرار به گناه مي‌دانيم، اين اقرار به گناه را به عنوان وسيله از ما بپذير!
ارواح مؤمنين، احيا و امواتشان، علما، مؤلفان علوم الهي، علامه طباطبايي، امام راحل، شهدا، شهداي حضار گرانقدر و شهداي بسيج (همه) را مهمان انبيا و اوليا(عليهم السلام) قرار بده!
همه ما و مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
خطر بيگانگان مخصوصاً استكبار جهاني و صهيونيسم و منافقان را به خود آنها برگردان!
نظام اسلامي را از گزند توطئه داخل و خارج حفظ بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الر جيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿وَالْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ٭ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾
صدق الله العلي العظيم
« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . نهج‌البلاغه، حكمت 304.
[2] . ر . ك: وسائل الشيعه، ج 16 ص 313؛ «مفن لم يَشْكُرِ المُنْعِم مِنَ المخلوقين لَمْ يَشكُرِ اللهَ عزَ وجلّ».
[3] . سورهٴ آل‌عمران، آيهٴ 133.
[4] . سورهٴ انسان، آيهٴ 13.
[5] . نهج‌البلاغه، خطبهٴ 165؛ «فلو شَغَلْتَ قلبُك ايّها المُسْتَمظعُ بالوصولِ الي ما يَهجُمُ عليك من تلك المناظِرِ المونِقَةِ لَزَهِقَتْ نَفْسُك شوقاً اليها ولتمَّلْتَ مِن مجلسي هذا الي مجاورة اهل القبول اسْتعجالاً بها».
[6] . سورهٴ اعراف، آيهٴ 26.
[7] . نهج‌البلاغه، خطبهٴ 27؛ «فإنّ الجِهادَ بابٌ مظن أبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللهُ لِخاصَّةِ اوليائِهِ وهُوَ لباسُ التقويٰ ..».
[8] . صلح و آرامش.
[9] . ر . ك: بحار الانوار، ج 50، ص 322.
[10] . مستدرك الوسائل، ج 7، ص 255.
[11] . سورهٴ حشر، آيهٴ 21.
[12] . بحار الانوار، ج 50، ص 322.
[13] . بحار الانوار، ج 17، ص 166.
[14] . سورهٴ آل‌عمران، آيهٴ 103.
[15] . نهج‌البلاغه، نامهٴ 78.
[16] .
[17] .
 


25/1/1390
عکس