عنوان: نمازجمعه (1373/08/20)
25/1/1390


خطبهٴ اول:
نقش محور ي تقوا در تدوين، تطبيق و اجراي قانون
اشاره‌اي به سند خطبهٴ 36
هشدار كوبندهٴ اميرمؤمنان(عليه السلام) به خوارج و اشاره حضرت به فريب خوردگي آنان
تهي‌مغزي خوارج سبب نافرماني آنان در ماجراي حكمت
هشدار امام علي(عليه السلام) به خوارج
خطبهٴ دوم:
احترام ويژه علامه طباطبايي(قدس سره) نسبت به كتب روايي و راويان حديث
تشخيص حق و باطل با رعايت تقوا در تعديل قوا
لزوم رضايت طرفين معامله و مبارزه با گراني و گران فروشي
اهميت و گستردگي صدقه و نقش آن در بهبود اوضاع مالي
جنايت منافقين در مرزهاي ايران
لشگركشي بيگانگان به بهانه حمايت از كويت و نقش مردم در طرد متجاوزان
فتنه‌انگيزي دولت فرانسه و حاكمان الجزاير و صلابت مردم و رهبران مذهبي
مشكلات داخلي آمريكا و شكست گروه حاكم، در انتخابات
اهميت حفظ نظام اسلامي و اتحاد مسلمانان، در سيره امام علي(عليه السلام)
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرءٌ الي الله
نقش محوري تقوا در تدوين، تطبيق و اجراي قانون
گرچه بسياري از مفسران و عالمان فنّ اخلاق، در تفسير تقوا و تأثير آن ‌«سخني‌» گفته‌اند لكن در بين متأخران كمتر كسي به صلابت و استدلال استاد، علامه طباطبايي(قدس سره) در اين زمينه ره‌آوردي دارد. اين ايام مصادف با سالگرد ارتحال آن حكيم و مفسر نام‌آور اماميه است. تقوا را در بسياري از مواضع تفسير قيم الميزان مخصوصاً در جلد يازدهم بحث كردند؛ فرمودند يك كشور را قانون به تنهايي اداره نمي‌كند [و] براي اجراي قانون، زندان و تعزير لازم است ولي كافي نيست، مهم‌ترين عامل اجراي قانون، مسائل تقوا و اخلاق است. در تدوين قانون تقوا مؤثر است؛ در تطبيق قانون تقوا مؤثر است؛ در اجراي قانون تقوا مؤثر است. يك كشور را اين سه عنصر اداره مي‌كند: بخشي عهده‌دار تقنين و تدوين قانون‌اند يعني مجلس؛ بخشي عهده‌دار اجراي قانون‌اند يعني دولت و بخشي عهده‌دار نظارت تطبيق قانون بر موارد خارجي‌اند يعني دستگاه قضايي؛ آن عنصر محوري كه اين سه اصل را رهبري مي‌كند تقواست. در طي چند فصل در همان جلد يازدهم درباره پيوند قانون با تقوا سخنان نغزي دارند؛ روحش شاد و حشرش با قرآن و عترت!
اشاره‌اي به سند خطبه 36
در سي و ششمين خطبه نهج‌البلاغه، وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه آلاف التحية و الثناء) به خوارج نهروان هشدار داد. اين خطبه تا حدودي مبسوط است؛ صدر اين خطبه را مرحوم رضي در نهج‌البلاغه نقل نكرد ولي آنها كه قبل از سيد رضي مثل محمدبن‌حبيب بغدادي و همچنين طبري نقل كرده‌اند مبسوط‌تر نقل كردند و آنها كه بعد از سيد رضي اين خطبه را نقل كرده‌اند هم مبسوط‌تر نقل كردند هم با اختلاف نقل كردند، معلوم مي‌شود كه آنها از سيد رضي(رضوان الله عليه) نگرفتند. به هر تقدير چون اين كتاب نهج الفصاحة است نه كتاب حديث، آن جمله‌هايي كه درخشان‌تر از ساير جملات است (گرچه همه نورند و نوراني) آنها را سيدرضي انتخاب كرد.
هشدار كوبندهٴ اميرمؤمنان(عليه السلام) به خوارج و اشاره حضرت به فريب خوردگي آنان
در اين خطبه به خوارج نهروان فرمود: «فَأَنا نَذِيرٌ لَكُمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعَي بِأَثْنَاءِ هذَا النَّهْرِ وَ بِأَهْضَامِ هذَا الْغَائِطِ عَلَي غَيْرِ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لاَ سُلْطَانٍ مُبِينٍ مَعَكُمْ: قَدْ طَوَّحَتْ بِكُمُ الدَّارُ وَ احْتَبَلَكُمُ الْمِقْدَارُ وَ قَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ هذِهِ الْحُكُومَةِ فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِباءَ الُْمخَالِفِينَ الْمُنَابِذِينَ حَتَّي صَرَفْتُ رَأْيِي إِلَي هَوَاكُمْ وَ أَنْتُمْ مَعَاشِرُ أَخِفَّاءُ الهامِ سُفَهَاءُ الْأَحْلامِ وَ لَمْ آتِ لاَأبَالَكُمْ بُجْراً وَ لاَ أَرَدْتُ لَكُمْ ضُرًّا»؛ فرمود خود را بيهوده به كشتن ندهيد؛ در اين نهرها و در اين گودالها پيكرهاي بي‌روحتان مي‌افتد شما] كسي نيستيد كه علي سلحشورانه حمله بكند و شما توان تحمل داشته باشيد، خودتان را بي‌خود به كشتن ندهيد، از آن طرف هم جهنم ابد شما را در كام مي‌كشد؛ «عَلَي غَيْرِ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لاَ سُلْطَانٍ مُبِينٍ». روزگار شما را سرگردان كرده و متحيريد كه «طَوَّحَتْ بِكُمُ الدَّارُ وَ احْتَبَلَكُمُ الْمِقْدَارُ»؛ قضا و قدر و ظروف زمانه شما را در حباله و دام خود كشاند؛ شما محتَبليد و به حِباله روزگار افتاديد؛ شما بايد روزگار را صيد كنيد ولي شكار زمانه شديد.
تهي‌مغزي خوارج سبب نافرماني آنان در ماجراي حكميت
«وَ قَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ هذِهِ الْحُكُومَةِ»؛ من گفتم با وجود من تحكيم معنا ندارد؛ اگر علي را رها كرديد و رأي او را كنار گذاشتيد قهراً به ابوموسي و عمروعاص‌ها باج خواهيد داد و من مكرر شما را از اين حكومت ننگين و اين تحكيم ذلت‌بار نهي كرده‌ام [اما] نپذيرفتيد و اعتراض كرديد، سرّش آن است كه تهي‌مغزيد: «وَ أَنْتُمْ مَعَاشِرُ أَخِفَّاءُ الهامِ» مغزهايتان خالي است؛ نه از مسائل سياسي باخبريد نه از مسائل حكومتي مستحضريد، «سُفَهَاءُ الْأَحْلامِ»؛ نابخرديد ـ اينكه در قرآن دارد: ﴿أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا﴾[1]؛ ‌«احلام‌» يعني ‌«عقول‌» يعني آيا اينها فكر كرده حرف مي‌زنند و محصول فكرشان اين است؛ ﴿أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ﴾[2] شما خردتان و فرزانگي‌تان انزواي علي و بر سر كار آمدن فكر عمروعاص است همين هستيد و اين را هم جامهٴ دين پوشانديد و به عنوان مذهب از او حمايت مي‌كنيد و من نه شرّي را براي شما خواستم و نه ضرري را براي شما.
هشدار امام علي(عليه السلام) به خوارج
شما خود را در اين گودالها به مرگ نيندازيد: «بأهضام هذا الغائط»؛ ‌«غائط‌» يعني جاي پست و گودال ـ اين تعبير بسيار مؤدبانه است كه قرآن كريم در سورهٴ «نساء» و ‌«مائده‌» دارد: ﴿ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنكُم مِنَ الغَائِطِ﴾[3]؛ كم كم اين لفظ به اين معناي رايج استعمال شد وگرنه ‌«غائط‌» كه در قرآن و در نهج‌البلاغه هست يعني جاي پست كه عده‌اي آنجا مي‌رفتند و قضاي حاجت مي‌كردند ـ فرمود بالأخره اين اجسادتان در اين گودالها مي‌افتد و در اين نهرها مي‌افتد، به جان خودتان رحم كنيد.
در صدر اين خطبه كه سيد رضي(رضوان الله عليه) نقل نكرد، عظمت اهل بيت مرجعيت اهل بيت پناهگاه بودن اهل بيت براي علوم و معارف را ذكر مي‌كند كه ما اميدواريم ذات اقدس الهي آن توفيق را به همه ما مرحمت كند كه هم تقوايي فراهم كنيم در تدوين قانون، تقوايي فراهم كنيم در تطبيق قانون و تقوايي فراهم كنيم در اجراي قانون [تا] به حال ما سودمند باشد و هم اين نصيحت حكيمانه وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه آلاف التحية و الثناء) را كه خطاب به مقدسانِ جاهلِ نهروان بود همواره نصب العين قرار بدهيم كه ـ خداي ناكرده ـ تهي‌مغزانه حركت نكنيم!
پروردگارا! امر فرج وليّ‌ات امام زمان(ارواحنا فداه) را اصلاح و تسريع بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿وَالْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ٭ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾
صدق الله العلي العظيم


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يُحصي ثنائه الا هو و الصلاة و السلام علي جميع الانبياء و المرسلين سيما اهل بيت النبوة و العصمة محمد رسول الله و علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمد‌بن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف الصالح القائم المهدي صلّ عليهم صلواتٍ زاكية ناميه افضل ما صليت و باركت و ترحمت و تهننت علي ابراهيم و آل‌ابراهيم انك حميد مجيد.
احترام ويژه علامه طباطبايي(قدس سره) نسبت به كتب روايي و راويان حديث
مهم‌ترين مناسبت اين ايام شهادت مظلومانه صديقه شهيده فاطمه زهرا(صلوات الله و سلامه عليها) است كه ايران اسلامي به پاس اين عزاي خاص خاندان پيغمبر عرض ادب كرد و آزادگان گرانقدر هم از حرم امام(رضوان الله تعالي عليه) تا حرم اهل بيت(عليهم السلام) دو روز و نصفي اين راه را بهص ورت پياده طي كردند تا آزادگي خود را كه در پرتو ولاي اهل بيت است تثبيت كنند؛ طوبي لهم و حسن مآب! مناسبت دوم اين ايام سالگرد ارتحال استاد، علامه طباطبايي(رضوان الله تعالي عليه) است كه نوآوريهاي و ابتكارات ايشان و ارادت ايشان به قرآن و اهل بيت زبانزد خاص و عام است. ما فقيهي و متشيع يا شيعه‌اي كمتر ديديم كه با نهج‌البلاغه همان كاري بكند كه با قرآن كريم مي‌كرد؛ ما معمولاً وقتي قرآن را به كسي مي‌دهيم يا از كسي مي‌گيريم مي‌بوسيم اما عادت رسمي و رايج اين نيست كه اگر ­نهج‌البلاغه‌ را خواستيم به كسي بدهيم يا از كسي بگيريم ببوسيم ولي اين بزرگوار در جلساتشان وقتي نهج‌البلاغه و احياناً كتاب حديث ديگر را تدريس مي‌كردند [و] مي‌خواستند به كسي بدهند همان طوري كه قرآن را مي‌بوسيدند نهج‌البلاغه را يا بحارالانوار را مي‌بوسيدند. ما تقريباً چند جلد از بحارالانوار را خدمت ايشان تتلمذ كرديم و خوانديم؛ بحارالانوار آن جلدهاي اولي‌اش خواندني است و درسي است، بالأخره اين روايات قوي‌تر از روايات فقه و امثال فقه است. به هر تقدير اين خضوعي كه ايشان درباره روايات و احاديث داشت كمتر در جاي ديگر مشهود بود و اصراري داشتند اگر اين روات بعضيها هم ضعيف باشند نام اينها را ببرد، مي‌فرمودند اينها حقي بر گردن ما دارند [زيرا] به وسيله اينها اين احاديث به ما رسيده است چرا نام اينها را ما نبريم [لذا] همه اينها را با سند مي‌خواندند؛ با اينكه بحث، بحث سندي نبود، مسئله مربوط به اصول دين بود اما اصرار داشتند كه نام شريف اين روات هم خوانده بشود و از اينها هم تجليلي به عمل بيايد. اين روحيه را هر كه داشته باشد، ﴿ ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ﴾[4] هم بهره او مي‌شود.
تشخيص حق و باطل با رعايت تقوا در تعديل قوا
نكته‌اي كه ايشان درباره تقوا دارند اين است كه مي‌فرمايند تقوا اين نيست كه اگر كسي آدم خوبي بود و خدا و پيغمبر را قبول داشت، خدا معارف را به او ياد مي‌دهد كه ﴿إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانًا﴾[5] [زيرا] اين دور است. آنها كه در مسيرند [اگر] مؤمن باشند و عمل صالح داشته باشند يقيناً مايه مزيد نورانيت علمي است اما آن تقوايي كه ذات اقدس الهي سبب تشخيص حق و باطل را [به سبب آن] مي‌دهد اين تقواي مصطلح نيست. خطاب به همه است كه اگر شما در تعديل قوا باتقوا بوديد مسئله براي شما روشن مي‌شود. مسائل ديني پيچيده نيست چون ﴿قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ﴾[6] [لذا] ﴿إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانًا﴾، البته كساني كه بقائاً در مسير دين‌اند هر چه پاك‌تر باشند بهتر مي‌فهمند و هر چه بيشتر عمل بكنند عالم‌تر مي‌شوند و اما كساني كه در اول راه‌اند خدا به آنها بفرمايد اگر شما باتقوا باشيد مي‌فهميد كه حق با پيغمبر است، اين دور است. تمام احتجاجهاي انبيا با مردان مشرك و بت‌پرست است ولي مشركين دو قِسم‌اند: عده‌اي تقواي فطري دارند تعديل قوا دارند لجباز و عنود و جَهود و جهود نيستند، اينها مي‌فهمند؛ عده‌اي كساني هستند كه تعصب چشم آنها را كور كرد. به هر تقدير سالگرد ارتحال اين مفسر كبير را گرامي مي‌داريم!
لزوم رضايت طرفين معامله و مرازه با گراني و گران‌فروشي
مسئله بعدي جريان مبارزه با گراني و گرانفروشي است. اين مسئله مورد اتفاق همه است، تا چه اندازه كامياب بشوند، براي اينكه اول كسي كه اقدام كرد خود مسئول محترم دولت بود و در تأييد و تنفيذ او مقام معظم رهبري آن پيام را دادند، پس رهبري مستقيماً دخالت كرد و در ديداري كه اخيراً مسئولين محترم وزارت كشور و استانداران سراسر ايران اسلامي به حضور رهبري رسيده‌اند باز هم تأكيد و اصرار كردند، پس رهبري بتمام معني الكلمه وارد ميدان شد تا گراني و گران‌فروشي رخت بربندد [و] خود دولت كه مسئول مستقيم است وعده داد آن طوري كه در جنگ آن طوري كه در خاتمه جنگ آن طوري كه در بازسازي آن طوري كه در كذا و كذا شركت كرد و موفق شد، هم‌اكنون در مبارزه با گراني و گران‌فروشي (در هر دو پديده تلخ‌) موفقانه سر از امتحان بيرون بياورد. دستگاه قضايي هم كه ـ به لطف الهي ـ اعلام آمادگي كرد مجلس شوراي اسلامي هم كه اعلام آمادگي كرد مردم هم كه خواهان بودند [و] فشار مردمي هم بي‌نقش نبود حدوثاً و بقائاً. بي‌مانند عده ديگري كه سودجويند كه نه در جنگ شركت داشتند نه در رفع مشكلاتِ جنگ. اينها را وجود مبارك حضرت امير طبق آن بياني كه در عهدنامه مالك است به مالك اشتر فرمود اولاً در جريان تجارت بايد سود طوري باشد كه عادلانه و براساس موازين قسط و عدل باشد كه بايع و مشتري هر دو طرفي ببندند (اين را در جمله قبل فرمود) فرمود وقتي اين معيار تأمين شد يعني از توليد داخلي حمايت شد، هيچ كاسبي متضرر نشد و مشكلات آنها را در نحوه توليد و مانند آن حل كرديد « فَمَنْ قَارَفَ» ـ با ‌«‌فاء» تفريع ياد كرد ـ ‌« حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ»[7] بعد از اينكه گراني را از بين بردي اگر كسي گران‌فروشي كرد و احتكار كرد عقوبت كن كيفر كن و مانند آن، البته همان طوري كه خداوند درباره اصل قتل فرمود اولياي دم اسراف نكنند: ﴿مَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً فَلا يُسْرِف فِي القَتْلِ﴾[8] و در هيچ چيزي نبايد افراط بشود، در مسئله تعذير هم نبايد افراط بشود ولي اول مبارزه با گراني بعد مبارزه با گران‌فروشي؛ اين دو جمله را وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) در عهدنامه يكي را اصل و ديگري را فرع قرار داد فرمود كاري بكن كه به ميزان قسط و عدل، بايع و مشتري طرفي ببندند و كسي متضرر نشود، آن ‌گاه «فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ»[9] اميدواريم حضور مردمي اثر كند و اين مسئله تقوا در گران‌فروشان و محتكران اثر كند كه باري بر خود حمل نكنند! اين حب مال انسان را به آتش مي‌كشاند؛ هم خزي دنيا را به همراه دارد هم خزي آخرت را به همراه دارد.
اهميت و گستردگي صدقه و نقش آن در بهبود اوضاع مالي
اگر كسي خواست وضع مالي‌اش بهتر بشود، ‌«تاجر را الله بالصدقة‌»[10] هر تجارتي سودآور است وقتي در مسير صحيح باشد ـ اين از بيانات نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است كه فرمودند اگر وضع مالي‌تان خوب نيست خواستيد وضع مالي‌تان بهتر بشود با خدا داد و ستد كنيد در صدقه دادن؛ صدقه دادن تجارتِ با خداست [كه] يكي را چند برابر مي‌كند. خب چه صدقه‌اي بهتر از اين: «عونَك للضعيفِ بين افضلِ الصدقة»[11] شما كمك كنيد به ضعفا ولو با اينكه اجناس را در اختيار آنها قرار بدهيد ولو به اينكه باخبر كنيد مسئولينِ تعزيرات حكومتي را از انبارهاي محتكران و مانند آن؛ هر كاري كه كمك باشد به مبارزه با اين دو پديده تلخ كه يكي اصل است و ديگري فرع، جزء صدقات شماست. اينها مسائل و مناسبتهاي داخل ايران اسلامي بود.
جنايت منافقين در مرزهاي ايران
آنچه از اين مرز و بوم مي‌گذرد [و در خارج از ايران است] و بعضي با اين مرز و بوم ارتباط دارد همين تجاوز روزافزون عراق و مرزنشناسي عراق است. شما اخيراً ديديد در بعضي از مناطق مرزي ايران منافقين كه الآن منافقين جزء سربازان رسمي و نيمه رسمي عراق در آمده‌اند تجاوز كردند و عده‌اي از بي‌گناهان مرزنشين ايران اسلامي را هم به شهادت رساندند و انفجارهاي كوري را هم كه ديديد در بعضي از مناطق تهران ايجاد كردند، البته تيزپروازان نيروي هوايي ايران‌زمين به اينها مهلت ندادند و مهلت نخواهند داد ولي بالأخره عراق اين است. يكي از بيانات نوراني حضرت امير به فرزندش اين است «اِرْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَي الْقَوْمِ»[12]؛ تو تنها نگاه نكن چه كسي با تو در مصاف است [بلكه] ببين دشمن تا كجا صف بسته است. به هر تقدير اين كاري بود كه مزدوران نفاق با استفاده از امكانات عراق در مرزهاي ايران‌زمين انجام دادند و كيفر تلخشان را هم ديدند و بايد از اين نيروي هوايي و ساير مرزبانان ايران اسلامي تقدير و تشكر كرد!
لشگركشي بيگانگان به بهانه حمايت از كويت و نقش مردم در طرد متجاوزان
حالا چه كسي اين عراق را تحريك كرد كه دوباره به مرز كويت حمله بكن يا لشگركشي بكن آنها بحث جدايي دارد ولي الآن با اينكه به طور رسمي عراق آمد و كويت را و تماميت ارضي كويت را و مرز بين المللي كويت را به استقلال و رسميت شناخت باز مع‌ذلك آمريكا و متفقانش همچنان لشگركشي را ادامه مي‌دهند و از مردم كمك مي‌طلبند! الآن عده‌اي در نمازهاي جمعه و غير جمعه در كويت موظف‌اند در صندوقي كه امير كويت نصب مي‌كند پول بريزند! خب ديديد اگر كسي مالش را در راه حلال مصرف نكرد گرفتار مي‌شود به حرام‌دهي؟! الآن چنين كمكي البته حرام است. يك وقت آنها مي‌گيرند كه در اختيار كسي نيست [و] يك وقت مي‌خواهند كمك بكنند كه اين روا نيست. اگر همه مسلمانهاي كويت با اتفاق چنين كاري را انجام بدهند [كه در برابر متجاوز بايستند] حتماً پيروزند؛ نه امير كويت آن توان را دارد نه لشگركشان غرب و متحدان غربي. به هر تقدير اميدواريم كه خطر آنها هر چه زودتر از اين منطقه به خود آنها برگردد!
 
فتنه‌انگيزي دولت فرانسه و حاكمان الجزاير و صلابت مردم و رهبران مذهبي
قدري دورتر شما مي‌بينيد الجزاير و فرانسه چه كردند و چه مي‌كنند! الجزاير عد‌ه‌اي از رهبران مذهبي را آزاد كرد با آنها مذاكره كرد ولي اين مذاكره هم ناكام ماند. امام راحل را يك وقت از زندان آزاد كردند يا از تحت نظر بودن ‌آزاد كردند با او خواستند مذاكره كنند بعد بيانيه و اعلاميه صادر كرد فرمود من همان امام قبل از زندانم؛ حرف يكي است. همين حرف به عنوان بهترين ره‌آورد انقلاب صادر شده است؛ اين فكر اسلامي است كه صادر شده است، كسي به مردم الجزاير نگفت؛ آنها ديدند قرآن و عترت همين حرف را مي‌زنند و اهل بيت اين سخن را افاده كردند. ديدند مذاكرات مسئولين سياسي الجزاير با رهبران مذهبي سودي نكرده است، دوباره شروع كردند به گرفتن و بستن و زدن و كشتن! فرانسه هم نه در آن كار مبارزه با بي‌حجابي كامياب شد نه در تحريك الجزاير، حالا شروع كرده به ايجاد فشار بر مسلمانهايي كه در فرانسه زندگي مي‌كنند؛ در اين آزمون الهي هم سرشكسته مي‌شوند!
مشكلات داخلي آمريكا و شكست گروه حاكم، در انتخابات
از اين منطقه قدري فاصله مي‌گيريد مي‌بينيد حزب دموكرات آمريكا در اين انتخابات ميان‌دوره‌اي‌شان به شكست مبتلا شدند، البته همان طوري كه در اين بررسيها ملاحظه فرموديد آنها به جاي اينكه به اصلاحات داخلي كشور خودشان بپردازند از هائيتي و سومالي گرفته تا ايران و افغانستان همه جا اينها حضور دارند شيطنت مي‌كنند دسيسه مي‌كنند و از كار خودشان مي‌مانند! اين شكست هم براي حزب دموكرات است [هم براي حزب جمهوري‌خواه] گرچه اين‌‌چنين نيست كه جمهوري‌خواه بهتر از دموكرات باشد يا دموكرات بهتر از جمهوري‌خواه باشد، كلاهما في النار؛ ولي منظور آن است كه آنها از حل مشكل داخلي خودشان عاجز شدند چه رسد به حل مشكلات ديگران!
اهميت حفظ نظام اسلامي و اتحاد مسلمانان،در سيره امام علي(عليه السلام)
آنچه مي‌تواند كشورهاي اسلامي را عموماً و ايران اسلامي را خصوصاً از هر گزند و آسيبي حفظ بكند همان اعتقاد ديني است. مسائل جزئي مسائل گراني و امثال ذلك يقيناً برطرف خواهد شد و حل مي‌شود اما آنچه اين كشور را به ثمر رساند اعتقاد به قرآن و عترت بود و حضور در صحنه و حفظ وحدت بود. شما مي‌بينيد در مسائل شخصي گاهي ممكن است ائمه(عليهم السلام) اعتراض بكنند حتي كسي را هم بزنند اما وقتي پاي حكومت و نظام در ميان باشد كاري نمي‌كنند كه به وحدت آسيب برسان‌اند. شما در روايات وضو و تيمم مي‌خوانيد خود حضرت امير(سلام الله عليه) يك وقت ديد كسي وضو گرفت و روي پاها مسح نكشيده بود روي كفشش مسح كشيد، پا گذاشت روي گردن اين شخص كه چرا بي وضو نماز مي‌خواني ـ اين يك نهي از منكر است ـ بايد روي پا مسح بكشي؛ گفت عمر به من گفته، حضرت دست او را گرفته آورده نزد عمر كه تو فتوا دادي گفت بله من ديدم پيغمبر روي كفش مسح كشيد؛ فرمود: «سبَقَ الكتابُ الْخُفَّيْن»؛ قرآن همه اين حرفها را گذاشته كنار سورهٴ «مائده» مشخص كرد كه روي پا بايد مسح بكشند [و آن كار پيامبر مربوط به قبل از نزول سورهٴ مائده بود][13] حالا همين حضرت امير شده وليّ مسلمين، همينها كه روي كفش مسح مي‌كشيدند به اينها سمَت داد تا كشور را اداره كنند همينها كه از سر انگشت تا آرنج وضو مي‌گرفتند (به عكس ما اماميه و به عكس ما شيعه‌ها وضو مي‌گرفتند [يعني] آب را از پايين به بالا مي‌ريختند نه از بالا به پايين) به اينها سمَت داد مسئوليت داد كار را به دست اينها داد. يك وقت انسان اصل را فداي فرع نكند! بعد اين را طبري نقل كرد بسياري از مورخين اهل سنت نقل كردند در وسائل الشيعه هم هست مرحوم كليني هم نقل كرده [كه حضرت] فرمود من اگر بخواهم اين بدعتها را بردارم اگر من بخواهم بگويم كه اين ‌طور وضو بگيريد آن طور مسح بكشيد آن طور نماز بخوانيد، «لَتَفَرَّقَ عنّي جُندي»[14]؛ اگر من اينها را به متعتين امر بكنم چنين مي‌شود چنان مي‌شود به مسح روي پا امر بكنم چنين مي‌شود چنان مي‌شود به وضو گرفتن از آرنج تا سر‌انگشت امر بكنم چنين مي‌شود چنان مي‌شود؛ حالا اسلام مطرح است نه فروعات دين. به هر تقدير اينها خط مشي‌اي است كه به ما آموختند. اميدواريم كه ذات اقدس الهي توفيق آشنايي بيش از پيش به معارف و احكام و حكم الهي را به ما مرحمت بفرمايد!
خدايا! امر فرج وليّ‌‌ات امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را اصلاح و تسريع بفرما!
به بيماران مخصوصاً آيت الله العظمي اراكي شفاي كامل مرحمت بفرما!
مقام معظم رهبري را در سايه وليّ‌‌ات حفظ و حمايت بفرما!
نظام اسلامي و مسئولين اسلامي (همه) را در سايه وليّ‌‌ات حفظ و حمايت بفرما!
همه ما و مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
ارواح مؤمنين، احيا و امواتشان، علما، علامه طباطبايي، امام راحل و شهدا (همه) را مهمان انبيا(عليهم السلام) بفرما!
خطر بيگانگان مخصوصاً استكبار جهاني، صهيونيسم و منافقين را به خود آنها برگردان!
بين ما و قرآن و عترت لحظه‌اي جدايي نينداز!
پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . سورهٴ طور، آيهٴ 32.
[2] . سورهٴ طور، آيهٴ 32.
[3] . سورهٴ نساء، آيهٴ 43؛ سورهٴ مائده، آيهٴ 6.
[4] . سورهٴ مائده، آيهٴ 54.
[5] . سورهٴ انفال، آيهٴ 29.
[6] . سوره بقره، آيه 256.
[7] . نهج البلاغه، نامه 53.
[8] سوره اسراء، آيه 33.
[9] . نهج‌البلاغه، نامه 53.
[10] . مطلوب كل طالب، ص 43.
[11] . الكافي، ج 5، ص 55.
[12] . نهج‌البلاغه، خطيهٴ 11.
[13] . مستدرك الوسائل، ج 1، ص 332.
[14] . الكافي، ج 8، ص 59؛ ر . ك: وسائل الشيعه، ج 1، ص 458.
 


25/1/1390
عکس