عنوان: نمازجمعه (1373/09/11)
25/1/1390


خطبهٴاول:
تقوا، برترين وسيله نيل به خداي سبحان
بيان اميرالمؤمنين(عليه السلام) دربارهٴ تقدم خويش در حمايت از دين الهي
فرمان الهي به رعايت ادب در محضر پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم)
صلابت اميرمؤمنان(عليه السلام) در برابر حوادث و معنا و نتيجه جِبلّي شدن تقوا براي انسان
حق‌طلبي امام علي(عليه السلام) و عزت مظلومان و ذلت ظالمان در سيرهٴ آن حضرت
تأكيد اميرالمؤمنين(عليه السلام) برصداقت خويش نسبت به نبي‌اكرم وترقي فرد جامعه در سايه حق‌طلبي
خطبهٴ دوم:
اشاره به دو مناسبت
صعبِ مستصعب بودن رعايت حقوق بيت‌المال و درك معارف خاص الهي
استواري مردان الهي در برابر حوادث تلخ و شيرين و صلوات ويژه خداوند بر آنها
صلابت و تقوا محوري آيت‌الله العظمي اراكي(قدس سره)
صعبِ مستصعب بودن رعايت حقوق خدا و مردم
اشاره به برخي مناسبتها
درگيريهاي داخلي افغانستان و لزوم تلاش مسلمانان جهت نجات مظلومان بوسني
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله
تقوا، برترين وسيله نيل به خداي سبحان
قرآن كريم براي صيانت ما دستور وسيله‌گيري داد: ﴿وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ﴾[1] [و] بهترين وسيله از نظر قرآن، پرهيز از گناه و پرهيز از متابعتِ هواست؛ از متابعت هوا پرهيز كردن و از گناه دوري جستن يعني تقوا، بهترين وسيله است.
بيان اميرالمؤمنين(عليه السلام) دربارهٴ تقدم خويش در حمايت از دين الهي
در سي و هفتمين خطبه نهج‌البلاغه بعد از جريان نهروان وجود مبارك اميرالمومنين(عليه السلام) خود را معرفي كرد فرمود: «فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِينَ فَشِلُوا وَ تَطَلَّعْتُ حِينَ تَقبَّعُوا وَ نَطَقْتُ حِينَ تَعْتَعُوا وَ مَضَيْتُ بِنُورِ اللَّهِ حِينَ وَقَفُوا. وَ كُنْتُ أخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلاَهُمْ فَوْتاً فَطِرْتُ بِعِنَانِها وَ اسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِها. كالْجَبَلِ لاَ تُحَرِّكُهُ الْقَوَاصِفُ وَ لاَ تُزِيلُهُ الْعَواصِفُ. لَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ فِيَّ مَهْمَزٌ وَ لاَ لِقَائِلٍ فِي مَغْمَزٌ. الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّي آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّي آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ. رَضِينَا عَنِ اللَّهِ قَضَاءَهُ وَ سَلَّمْنا لِلَّهِ أَمْرَهُ أَتَرَاني أَكْذِبُ عَلَي رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ؟ وَ اللَّهِ لَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ فَلاَ أَكُونُ أَوَّلَ مَنْ كَذَبَ عَلَيْهِ. فَنَظَرْتُ فِي أَمْرِي فَإِذَا طَاعَتي قد سَبَقَتْ بَيْعَتي وَ إِذَا الْمِيثَاقُ فِي عُنُقِي لِغَيْرِي». اين فصول چهارگانه‌اي كه در خطبه 37 آمده است آيا يك خطبه است يا مجموع جمله‌هايي است كه سيد رضي يكجا جمع كرد [جاي بحث دارد]. به هر تقدير فرمود روزي كه ديگران ضعيف بودند من قيام كردم و روزي كه ديگران به دنبال رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) حركت نمي‌كردند من طلوعي داشتم و روزي كه ديگران ساكت بودند من گوينده وحي بودم و روزي كه ديگران ايستاده بودند من با نور الهي حركت مي‌كردم اما از همه بي‌صداتر بودم و اوجم از همه بيشتر بود.
فرمان الهي به رعايت ادب در محضر پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم)
ذات اقدس الهي فرمود در محضر رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) صدايتان را بلند نكنيد؛ كساني كه ﴿يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوي﴾[2] نه تنها صدايتان را بلندتر از صداي پيغمبر نكنيد بلكه در پيشگاه آن حضرت با صداي بلند حرف نزنيد و نه تنها درباره صدا بلكه بكوشيد فكرتان را در پيشگاه وحي پيغمبر عرضه نكنيد [و] آرام بينديشيد. همين عرب خشن را كه از پشت حجره‌ها نام مبارك پيغمبر را بدون لقب مي‌بردند اين آيات طرزي تربيت كرد كه «يدقون بابه بالانامل»؛ قبلاً از راهِ دور پشتِ حجره‌هاي رسول اكرم مي‌گفتند محمد بيا بيرون كه آيه نازل شد: ﴿لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا﴾[3] [اما] همين اعراب خشن به جايي رسيدند در سايه تعليمات قرآني كه اگر مي‌خواستند به بارگاه رسول گرامي راه پيدا كنند نه تنها صدا نمي‌زدند نه تنها كوبه در را به سينه در نمي‌كوبيدند نه تنها با دست به در نمي‌زدند بلكه با سر انگشت به در اشاره مي‌كردند اين‌‌چنين مؤدّب شدند و وجود مبارك امير بيان(سلام الله عليه) پيشگام اين مؤدبان الهي بود.
صلابت اميرمؤمنان(عليه السلام) در برابر حوادث و معنا و نتيجه جِبلّي شدن تقوا براي انسان
فرمود من مثل كوهي بودم كه هيچ حادثه‌اي مرا از پا در نمي‌آورد چه تلخ چه شيرين: «كالْجَبَلِ لاَ تُحَرِّكُهُ الْقَوَاصِفُ وَ لاَ تُزِيلُهُ الْعَواصِفُ». اصولاً تندباد را كوه تحمل مي‌كند هر طوفاني وقتي به كوه رسيد سرش مي‌شكند؛ اگر كسي در تقوا اين‌‌چنين ممتاز بود به تعبير سيد مرتضي اين وصف، جِبِلّي او مي‌شود. وصفي را جِبِلّي مي‌گويند كه مانند جبل، راسخ باشد. اين ملكات، طوفان‌شكن است گاهي حوادث سخت پديد مي‌آيد گاهي حوادث سست پديد مي‌آيد گاهي نشاط است گاهي غم است و در هر دو حال يك انسان متوسط را مي‌لغزاند ولي كسي كه تقوا براي او جِبِلّي شد يعني مانند جبل و كوه استوار بود هيچ حادثه‌اي او را نمي‌لغزاند و نمي‌لرزاند.
حق‌طلبي امام علي(عليه السلام) و عزت مظلومان و ذلت ظالمان در سيرهٴ آن حضرت
فرمود من با اين مزاياي اخلاقي به حكومت رسيدم آن ‌گاه معيارهاي ارزش از نظر قوت و ضعف يا عزت و ذلت در فرهنگ من دگرگون شد؛ كساني را كه ديگران ذليل مي‌پنداشتند نزد من عزيزند تا حق آنها را از ظالمان بگيرم: «الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّي آخُذَ الْحَقَّ لَهُ» و اگر هر كسي نزد ديگران قوي است نزد من ضعيف است تا حق را از او بگيرم: «و القويُّ عندي ضعيفٌ حتّي آخُذَ الحقَّ منه». معيار قوت و عزت در پيشگاه علي(سلام الله عليه) كاملاً فرق مي‌كند با آنچه ديگران مي‌پندارند؛ فرمود اگر كسي بي‌جهت عزيز است كه ﴿أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِاْلإِثْمِ﴾[4] [يعني] در سايه معصيت عزيز شد، نزد من ذليل است و اگر كسي به ذلت افتاده است نزد من عزيز است تا حق او را بگيرم. من با اين ديد پر كشيدم اين كارها را انجام دادم و به اوج راه پيدا كردم.
تأكيد اميرالمؤمنين(عليه السلام) بر صداقت خويش نسبت به نبي اكرم و ترقي فرد و جامعه در سايه حق طلبي
آن‌ گاه فرمود: «أتَراني أكْذِبُ علي رسول اللّه(صلّي الله عليه و آله و سلّم)»؛ شما مي‌پنداريد كه من ـ خداي ناكرده ـ بر پيغمبر دروغ مي‌بندم اگر در گزارشي شما را از جريانهاي آينده باخبر مي‌كنم (اين ‌طور نيست)؛ من اول كسي بودم كه او را تصديق كردم هرگز اول كسي نخواهم بود كه بر او دروغ ببندم اين وضع من است. اگر اين‌‌چنين است من وقتي شرح زندگي خودم را بررسي كردم ديدم اطاعت خدا و پيغمبر بر گردن من است و بيعت از پيغمبر تابع اطاعت خداست و من مطيع خدا و بيعت‌كننده با پيغمبر خدا بودم من به خدا و دين خدا تعهد سپردم و هرگز عهدشكني نخواهم كرد.
بخشي از اين سخنان را قبل از واقعه نهروان فرمود و بخشي را هم بعد از واقعه نهروان فرمود [و] در اين وسط هم معيار ترقي را تشريح كرد كه شخص يا جامعه وقتي مترقي مي‌شود كه با حق باشد. اگر «الحق يَعلو و لا يُعْلَي عليه» اگر «الاسلامُ يَعْلُو و لا يُعْلَي عليه»[5]، آن‌كه ذي حق است بالأخره ترقي خواهد كرد و آن ذي حق هرگز معيار عزت و ذلت را ديدِ مردم نمي‌داند [بلكه] ديد الهي مي‌داند و از آنجا ذات اقدس الهي دستور داده است كه عزت از آنِ خدا و از آنِ پيامبر و از آنِ مؤمنين است[6].
پروردگارا! تو را به قدرتت قسم، امر فرج وليّ‌‌ات امام زمان(ارواحنا فداه) را اصلاح و تسريع بفرما!
نظام اسلامي و مقام معظم رهبري را در سايه ولايت آن وليّ مطلق خود حفظ بفرما!
توفيق درك معارف دين را بيش از پيش نصيب همه ما بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿وَالْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ٭ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾
صدق الله العلي العظيم


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يحصي ثنائه الا هو و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الأطيبين سيّما بقية الله في العالمين(ارواحنا له الفداء) بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله.
اللهم صلّ و سلم علي اهل بيت النبوة و العصمة علي‌بن‌ابي‌طالب و فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنة و علي‌بن‌الحسين و محمدبن‌علي و جعفربن‌محمد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمدبن‌علي و علي‌بن‌محمد و الحسن‌بن‌علي و الخلف القائم المنتظر المهدي عليهم افضل صلواتك النامية الزاكيه.
اشاره به دو مناسبت
در اين ايام از گذشته و آينده مناسبتهاي فراواني بود و هست. تلخ‌ترين رخداد اين ايام ارتحال ملكوتي مرجع بزرگوار شيعيان حضرت آيت الله العظمي اراكي(قدس سره) است؛ اين سانحه سنگين را به پيشگاه وليّ‌عصر(ارواحنا فداه) مقام رهبري، حوزه‌هاي علمي، مراجع عظام و همه متدينين عالَم تعزيت عرض مي‌كنيم! سالگرد ارتحال ملكوتي آيت الله العظمي گلپايگاني(رضوان الله تعالي عليه) هم فرا رسيد؛ اين سانحه سنگين را هم به پيشگاه ذخيره عالم تعزيت عرض مي‌كنيم! همه مراجع مخصوصاً اين مرجع فقيد؛ آيت الله العظمي اراكي(رضوان الله تعالي عليه) آن خصوصيت بارز تقوا را دارا بودند كه به همه ما سفارش كردند تقوا دژ مستحكمي است كه شما را حفظ مي‌كند.
صعبِ مستصعب بودن رعايت حقوق بيت‌المال و درك معارف خاصّ الهي
دو امر در روايات ما به عنوان صعب مستصعب تلقي شده است. مستصعب دشوارتر از صعب است؛ آن اسبهايي را كه بخواهند اهلي كنند كار اهلي كردن آنها صعب است لكن اهلي كردن برخي ديگر بسيار دشوار است؛ آنكه بسيار دشوار است مي‌گويند مستصعب است. دو چيز در جوامع روايي ما به عنوان حديث صعب مستصعب آمده است: يكي درك معارف خاص اهل بيت و همچنين توحيد خدا كه از نظر دركهاي حصولي يا حضوري بسيار دشوار است [و] به فهم هر كسي نمي‌آيد به شهود هر شاهدي هم نمي‌آيد و در شهود هر مشاهدي هم نمي‌گنجد؛ يكي هم مسئله امانت در بيت المال و وجوه شرعي است. وقتي آيه خمس: ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ﴾[7] بر وجود مبارك امام هفتم امام موساي كاظم(سلام الله عليه) قرائت شد و حضرت حكم خمس و وجوه مالي و شرعي را شرح دادند فرمودند چهار پنجم براي مردم است و يك پنجم از آنِ ما، آنگاه فرمود اين حديث جزء احاديثي است كه «صعبٌ مُسْتَصْعَبٌ لا يَعْمَلُ به ولا يَصبِرُ عليه الا مُمْتَحَنٌ قلبُهُ للايمان»[8]. رعايت حقوق بيت المال كه هم كسي كه حق بر عهده اوست بپردازد و هم كسي كه حق را گرفت امينانه رفتار كند، صعبي است مستصعب [و] عبد ممتحن طلب مي‌كند كه از عهده اين امانت به درآيد. مرحوم آيت الله العظمي اراكي(رضوان الله تعالي عليه) از نمونه‌هاي اين‌گونه از عباد ممتحن بود.
 
استواري مردان الهي در برابر حوادث تلخ و شيرين و صلوات ويژه خداوند بر آنها
شما مي‌بينيد در سورهٴ مباركهٴ نور ذات اقدس الهي مردان الهي را اين‌‌چنين مي‌ستايد كه ﴿ رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ﴾[9]؛ مردان الهي كساني‌اند كه هيچ رخدادي آنها را سرگرم نمي‌كند. حوادث گاهي به كام آدم است و گاهي انسان را به كام خود فرو مي‌برد؛ يا غم است يا نشاط؛ جريان غم را قرآن در سوره «بقره» طرح كرد و جريان نشاط را در سوره «نور»؛[در سورهٴ «بقره»] فرمود مردان الهي كساني‌اند كه اگر مصيبتي به آنها رسيده است آنها را در كام خود فرو نمي‌برد و آنها مصيبت را هضم مي‌كنند: ﴿ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ﴾، ﴿أُولئِكَ﴾ يعني اين‌گونه از مردان صابر كساني‌اند كه ﴿عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[10] گرچه در سورهٴ «احزاب» ذات اقدس الهي فرمود من و ملائكه من بر بندگان خاص صلوات مي‌فرستيم: ﴿هُوَ الَّذي يُصَلّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ﴾[11]؛ خدا و فرشتگان خدا بر مؤمنين صلوات مي‌فرستند اما در سورهٴ مباركهٴ «بقره» اين صلوات خاصي است كه بر مردان صابر خدا به عهده گرفت كه بفرستد فرمود: ﴿أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ﴾. در بعضي از امور شايد ملائكه حق شركت نداشته باشند؛ در اينجا نفرمود خدا صلوات مي‌فرستد ملائكه هم او را همراهي مي‌كنند. در بعضي از امور خدا و ملائكه يكجا ياد مي‌شود در بعضي از امور ملائكه فقط مأموران اجرا هستند؛ گرچه در هر موردي فرشته دونِ آن است كه همتاي حق باشد ولي تعبيرات قرآن نشانه تفاوت درجه است. در سورهٴ «احزاب» كه با همه مؤمنين سخن گفت فرمود: ﴿ هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلاَئِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّورِ﴾ ولي در سورهٴ مباركهٴ «بقره» فقط مردانِ صابر در حوادث تلخ را نام برد فرمود: ﴿ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ ٭ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِن رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾؛ رحمت و صلوات را نام برد بعد نفرمود اينها مَهدي‌اند فرمود اينها مهتدي‌اند. «اهتداء» با «هدايت» همان فرقي را دارند كه «اقتدار» با «قدرت» آن فرق را دارند. شما اگر خواستيد بگوييد اين شخص تواناست مي‌گوييد «قادر» است اگر بخواهيد بگوييد قدرت برتري دارد مي‌گوييد «قدير» است چون قدير قوي‌تر از قادر است و اگر خواستيد بگوييد قدرتش فوق اين حرفهاست مي‌گوييد «مقتدر» است؛ «اقتدار» قوي‌تر از «قدير» و «قدير» قوي‌تر از «قادر» است. در اين‌گونه از مسائل «اهتداء» هم اين‌‌چنين است؛ گاهي مي‌گوييد فلان كس مهدي است گاهي مي‌گوييد فلان كس مهتدي است؛ «اهتداء» بالاتر از «هدايت» است. ذات اقدس الهي درباره مردان صابر كه حوادث تلخ توان آن را ندارد كه آنها را در كام خود فرو برد مي‌فرمايد: ﴿ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِن رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[12]، پس رخداد تلخ توان آن را ندارد كه مردان الهي را به كام خود فرو ببرد.
در سورهٴ مباركهٴ «نور» هم فرمود مردان الهي كساني‌اند كه هيچ داد و ستدي آنها را از نام و ياد خدا غافل نمي‌كند: ﴿ رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ﴾[13] يك وقت انسان پيشه‌اش داد و ستد است كه مي‌شود تاجر و كار او تجارت است؛ يك وقت گذشته از آنكه پيشه او تجارت است، در حال خريد و فروشِ سود‌آور هم است كه اين را مي‌گويند بيع كه بيع بعد از تجارت ذكر شد؛ يكي حرفه است يكي اشتغالِ فعلي ـ فرمود نه تجارت و اصل پيشه آنها را از نام و ياد خدا باز مي‌دارد نه حين سرگرم بودنِ خريد و فروش سود‌آور آنها را از ياد خدا باز مي‌دارد و اگر صداي نماز جمعه را شنيدند در اين بيع هم، ﴿وَ ذَرُوا الْبَيْعَ﴾[14] را امتثال مي‌كنند. اين‌گونه از افراد كساني‌اند كه حوادث را در خود هضم مي‌كنند نه اينكه در حوادث هضم بشوند.
صلابت و تقوا محوري آيت‌الله العظمي اراكي(قدس سره)
مرحوم آيت الله العظمي اراكي در طي اين يك قرن سوانح سختي به سراغ ايشان و امثال ايشان آمد؛ دوران خفقاني رضاخان پهلوي، عصر حاكميت بيگانگان، جنگ جهاني دوم، اشغال ايران به وسيله متفقين، تعطيل حوزه‌هاي علمي و اين‌گونه از حوادث سخت را تحمل كردند و اما فقاهت را همچنان پر‌فروغ نگه داشتند [و] در اواخر عمر شريفش كه مرجعيت به آستان قدس ايشان بار يافت، به تعبير مقام معظم رهبري كريمانه برخورد كردند [كه] لا تُلهيه المرجعية و لا غيرها. اين‌گونه از افراد نمونه بارز كساني‌اند كه تقواي الهي در اينها ملكه شده است اينها در قلعه امن تقواي الهي‌اند اينها حديثِ مستصعب اهل بيت را خوب درك كردند؛ هم در بخشهاي درك، خوب از عهده امتحان به در آمدند و هم درباره عمل، خوب از عهده امتحان به در آمدند.
صعبِ مستصعب بودن رعايت حقوق خدا و مردم
اگر اين حديث امام كاظم(سلام الله عليه) درباره خمس آمده است اختصاصي به خمس ندارد، اصولاً حق خدا اين‌‌چنين است [و] حق بندگان خدا كه خدا تنظيم كرده است عمل كردن به آنها صعب مستصعب است، البته بين اين صعب و مستصعبها هم مراتبي هست كه فرق كنند. آن‌كه دستش به بيت المال برسد و آلوده نشود عبدي است «مُملتَحَنٌ قلبُهُ للايمان»[15]، چه اينكه آن كسي كه انديشه بلند بپروراند و معارف را خوب درك كند عبدي است كه «امتحَنَ الله قلبَه للايمان»[16]. چنين كسي [يعني آيت‌الله العظمي اراكي] يك قرن ‌«عاش سعيداً‌» و بعد هم ‌«مات سعيدا‌»، طوبي له و حسن مآب!
اشاره به برخي مناسبتها
در آستانه ماه شريف رجب هستيم كه ماه شريف رجب از بهترين ماههاي ايام سال است؛ ماه رجب و ماه شعبان طليعه‌اي است براي ماه مبارك رمضان كه بايد شهر الولايه و شهر الرساله را انسان درست طي كند كه به دالان ورودي شهر الله المبارك در ماه مبارك رمضان وارد بشود. از دوشنبه كه اول ماه است اين فرصت را ـ ان‌شاء‌الله ـ مغتنم مي‌شماريم چه آن اعمالش و چه آن ادعيه‌اش! در آغاز اين ماه هم ولادت امام پنجم(سلام الله عليه) امام باقر العلوم الاولين و الآخرين و باقر علوم الانبياء و المرسلين است كه هم مكتب اينها و هم مشرب اينها را كاملاً بايد احيا كرد؛ باز در همين ماه شهادت امام دهم(عليه و علي آبائه و ابناء الاطيبين آلاف التحية و الثناء) است كه بايد هم آن ولادت امام پنجم و هم شهادت امام دهم را با احياي مآثر و آثار اهل بيت گرامي داشت تا هر اندازه كه توفيق نصيبمان شد اين احاديث صعب مستصعب اينها را بفهميم و ـ ان‌شاء‌الله ـ عمل كنيم! شهادت مرحوم شهيد مدرس آن بزرگ‌مردي كه توانست در آن عصر نام و ياد الهي را حفظ بكند در همين ايام اتفاق افتاده است كه آن را هم بايد تجليل كرد و گرامي داشت [و] شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي هم باز در همين ايام اتفاق افتاد كه را هم بايد حاميان حماسه و شهادت گرامي بدارند زيرا به بركت اين‌گونه از حماسه‌هاست كه بيگانه قطع طمع مي‌كند!
درگيريهاي داخلي افغانستان و لزوم تلاش مسلمانان جهت نجات مظلومان بوسني
آنچه در خارج اين مرز و بوم گذشت و مي‌گذرد، بايد اظهار تأسف كرد كه هنوز برادران مسلمان افغاني و رهبران جهادي افغاني متاسفأنه به آن تفاهم دلسوزانه نرسيدند كه ما اميدواريم [اين اختلافات و درگيريها] هر چه زودتر فروكش كند وگرنه هيچ دشمني بدتر از اين اهرمن درون نيست و هرگز انسان با برادركشي به جايي نمي‌رسد [و] هرگز خون مسلمان فروكش نمي‌كند مگر اينكه دامن خونريز را بگيرد! اولين خطري كه برادركشي دارد آن است كه دامن خود انسان را مي‌گيرد، چه بهتر كه انسان دامن از خون ديگران بر چيند و پاك كند! مطلب ديگر آنچه شما الآن در جريان بيهاج[17] مي‌شنويد و از نزديك باخبريد، مي‌بينيد دنيا جز قانون زور چيزي نمي‌شناسد! از طرفي در خطبه اول از خطبه سي و هفت وجود مبارك اميرالمؤمنين طبق نهج‌البلاغه چنين شنيديد كه فرمود: « الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّي آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّي آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ» ـ اين حرف علي، حرف همه پيروان علي است ـ فرمود آن ذليل نزد من عزيز است تا حق او را بگيرم؛ الآن محرومان و پابرهنگان بوسني ذليل‌اند، بايد كساني كه علوي مي‌انديشند و مسلمان‌اند از همه نقاط مخصوصاً ايران اسلامي كه ـ به لطف الهي ـ همواره در تفكر ديني پيشگام بود بكوشند كه آنها را از اين خطر برهانند وگرنه دنيا همين است كه مي‌بينيد!
ما در عين حال كه موظفيم دعا كنيم، موظفيم ديگران را هم آشنا كنيم و خودمان هم آشنا باشيم كه اگر قيام و اقدام كرديم دعا سودمند است! ذات اقدس الهي فرمود من از تبهكاري طاغيان باخبرم اين (يك) و اگر بخواهم شخصاً اينها را به كام مرگ فرو مي‌برم (اين دو) ولي مي‌خواهم شما را بيازمايم: ﴿لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنْهُمْ وَلكِن لِيَبْلُوَا بَعْضَكُم بِبَعْض﴾[18]. اگر پيغمبر هم در ميدان جنگ باشد امام معصوم(عليهما آلاف التحية و الثناء) هم در ميدان جنگ باشد، مادامي كه مسلمين قيام نكنند و آنها را ياري نكنند بالأخره مسلمانها شكست مي‌خورند. فرمود من اگر بخواهم مي‌توانم دشمنان طاغي را به كام خطر و عذاب فرو ببرم: ﴿ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنْهُمْ﴾ ـ «انتصار» يعني «انتقام» ـ ﴿ وَلكِن لِيَبْلُوَا بَعْضَكُم بِبَعْضٍ﴾[19]. اين مسلمانهاي جهان هم بايد بدانند كه تكيه كردن به قدرت باطل، باطل است [و] روزي مي‌بينيد كه اينها در حال آسايش نيمروز‌ند كه عذاب الهي به حيات اينها خاتمه داده است! اين قرآن كه «يجري كما تجري الشمس و القمر»[20] و هر روز تازه است سرّش همين است؛ فرمود عذاب من آمده و مي‌آيد آنها را مي‌گيرد، ﴿ بَيَاتاً أَوْ هُمْ قَائِلُونَ﴾[21]؛ گاهي اينها در حال خواب و استراحت‌اند در حال بيتوته‌اند كه عذاب الهي مي‌آيد گاهي نيمروز است اينها استراحت كردند به خواب قيلوله فرو رفتند: ﴿ أَوْ هُمْ قَائِلُونَ﴾ مشغول خواب قيلوله‌اند كه عذاب الهي مي‌آيد. اين كشورهاي به ظاهر اسلامي بايد بدانند اگر ـ خداي ناكرده ـ دير بجنبند، يأتيهم عذاب الله بَياتًا أَوْ هُمْ قائِلُونَ! ما اميدواريم كه ذات اقدس الهي مسلمانهاي جهان را بيدار كند تا جلوي اين ابرقدرت غرب را بگيرند و جلوي صرب سفاك خونريز را هم بگيرند و نگذارند بيش از اين مسلمانهاي بي‌پناه بيهاج و اصولاً منطقه ستم‌ديده بوسني و هرزگوين آسيب ببينند.
خدايا تو را به اسماي حسنايت قسم [و] تو را به ولاي مطلقت قسم، امر فرج وليّ‌ات امام زمان(ارواحنا فداه) را اصلاح و تسريع بفرما!
نظام اسلامي را در سايه عنايت آن حضرت تا ظهور آن حضرت حفظ و حمايت بفرما!
مقام معظم رهبري، مراجع عظام، حوزه‌هاي علمي مراكز علمي و دانشگاهها (همه) را در سايه عنايتهاي ولي‌ات حفظ و حمايت بفرما!
ارواح مؤمنين، علما، مراجع ماضين، آيت‌الله العظمي اراكي، آيت‌الله العظمي گلپايگاني، امام راحل و شهدا (همه) را مهمان انبيا و اوليا(عليهم الصلاة و عليهم السلام) قرار بده!
مقام معظم رهبري را با لطف خاص خودت بيش از پيش مؤيد و موفق بدار!
همه ما و مسئولين نظام را به انجام وظايف مشروعمان آشنا و موفق بفرما!
بين ما و قرآن و عترت لحظه‌اي جدايي نينداز!
پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
﴿اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾
صدق الله العلي العظيم
«و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


[1] . سورهٴ مائده، آيهٴ 35.
[2] . سورهٴ حجرات، آيهٴ 3.
[3] . سورهٴ نور، آيهٴ 63.
[4] . سورهٴ بقره، آيهٴ 206.
[5] . من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 334.
[6] . سورهٴ مافقون، آيهٴ 8.
[7] . سورهٴ انفال، آيهٴ 41.
[8] . وسائل الشيعه، ج 9، ص 484 و 485.
[9] . سورهٴ نور، آيهٴ 37.
[10] . سورهٴ بقره، آيات 156 و 157.
[11] . سورهٴ احزاب، آيهٴ 43.
[12] . سورهٴ بقره، آيه157.
[13] . سورهٴ نور، آيهٴ 37.
[14] . سورهٴ جمعه، آيهٴ 9.
[15] . وسائل الشيعه، ج 9، ص 484 و 485.
[16] . بحار الانوار، ج 2، ص 183.
[17] . منطقه‌اي در كوشر بوسني و هرزگوين.
[18] . سورهٴ محمد، آيهٴ 4.
[19] . سورهٴ محمد، آيهٴ 4.
[20] . وسائل الشيعه، ج 27، ص 196.
[21] . سورهٴ اعراف، آيهٴ 4.
 


25/1/1390
عکس