عنوان: نمازجمعه (1374/01/18)
25/1/1390


خطبهٴ اول:
علت ايراد شدن خطبه 44 نهج البلاغه و اشاره به سند آن
متن خطبهٴ 44 نهج البلاغه
اهميت وفاي به عهد و عقوبت سريع و شديد خيانت به آن
وفاي به وعده و گذشت از وعيد، سيره كريمان
سيماي دنيا در بياني از اميرمؤمنان(عليه السلام)
خطبهٴ دوّم:
بازگشت بالذّات عمل خير يا شرّ به عامل آن
اشاره بهبرخي رهنمودهاي رهبر انقلاب به مناسبت نوروز و ايام حجّ
اهميت اتحاد و نيل به آن در سايه خودسازي
ضرورت برائت از مشركان در حجّ
اجلاسيه بررسي رهنمود رهبر انقلاب دربارهٴ حوزه
مراد از امانت در آيهٴ ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ﴾ و ضرورت توزيع عادلانه بيت المال
طرح ريشه‌كني بيماري فلج اطفال
احاطه الهي بر مستكبران و پوشالي بودن قدرت آنان
اقامه حجّ توسط امام خميني(قدس سره)
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله الذي لا يحصي ثنائه الّا هو و الصلاة و السلام علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرُءُ الي الله
علت ايراد شدن خطبهٴ 44 نهج البلاغه و اشاره به سند آن
يكي از بارزترين نمونه‌هاي تقوا وفاي به عهد است؛ اهل مكر بي‌تقوايند و متعهدها باتقوا. در چهل و چهارمين خطبه نهج‌البلاغه اين‌‌چنين آمده است كه مصقله يكي از كارگزاران اميرالمؤمنين(عليه السلام) بود. عده‌اي از فرصت‌طلبان آن عصر شورش كوري كردند و اميرالمؤمنين(عليه السلام) بعد از اتمام حجت با اعزام يك فرمانده لشگرِ قوي شورشيان را ادب كرد و عده‌اي از آنها را به اسارت گرفت. اسيران وقتي به مصقله رسيدند ناله و لابه كردند كه وسيله آزادي ما را فراهم كن [و] مصقله متعهد شد كه مقداري مال به بيت المال بپردازد و اين اسيران آزاد بشوند [و اين كار را كرد و] اسرا آزاد شدند. وقتي اميرالمؤمنين(عليه السلام) از مصقله آن مال را مطالبه كرد، مصقله فرار كرد به شام رفت و به دربار معاويه پناهنده شد. در اين باره آن خطبه 44 نهج‌البلاغه صادر شده است. اين خطبه را قبل از مرحوم سيد رضي جناب طبري نقل كرد و صاحب كتاب الغارات نقل كرد كه اينها خيلي قبل از سيد رضي بودند و بعد از مرحوم سيد رضي هم عده‌اي از مورخان نقل كردند [لذا] از نظر سند مشكلي ندارد.
 
متن خطبه 44 نهج البلاغه
در متن آن خطبه اين‌‌چنين آمده است كه فرمود: «قَبَّحَ اللَّهُ مَصْقَلَةَ! فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ وَ فَرَّ فِرَارَ الْعَبِيدِ! فَمَا أَنْطَقَ مَادِحَهُ حَتّي أَسْكَتَهُ وَ لاَ صَدَّقَ وَاصِفَهُ حَتَّي بَكَّتَهُ وَ لَوْ أَقَامَ لَأَخَذْنا مَيْسُورَهُ وَ انْتَظَرْنا بِمَالِهِ وُفُورَهُ»؛ فرمود چهره اين مصقله زشت باد، او كار بزرگان و آزاد‌مردان را كرد ولي همانند بردگان فرار كرد. آزاد كردن اسير كاري است برجسته و مربوط به بزرگان اما به تعهد عمل نكردن و فرار كردن و از مهد عدل به د�%B
 


25/1/1390
عکس