نخستين کارگاه آموزشي- پژوهشي حکمت اسلامي و عالم معاصر در روزهاي سه شنبه و چهارشنبه 24 و 25 خرداد 1390 در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد.
نشست اول اين کارگاه با موضوع «حکمت اسلامي و ديدگاه آيت ا… جوادي آملي» و با مديريت بنياد بين المللي اسراء بود. حجت الاسلام مرتضي واعظ جوادي، بازشناسي ساختار علم ديني، حجت الاسلام دکتر حميد پارسانيا، حقوق بشر از ديدگاه حضرت آيت الله جوادي آملي و حجت الاسلام محمدرضا مصطفي پور، حکمت اسلامي و رابطه انسان و طبيعت را مورد بررسي قرار دادند.

رئيس بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء:
علم و معلوم در فلسفه اسلامي الهي هستند.
در اين نشست حجت‌الاسلام دکتر مرتضي واعظ جوادي رئيس بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء به بررسي بازشناسي ساختار علم ديني از منظر آيت الله جوادي آملي پرداخت و گفت: ثقل معرفت ديني در حوزه فلسفه است اگر نگرش فلسفي به درستي اتفاق بيفتد علم ديني هم بر اين اساس شناخته خواهد شد. فلسفه در ابتدا آزاد و مطلق است و تعين و تقيدي به جايي ندارد و وامدار هيچ معرفتي نيست.
وي افزود: فلسفه شناخت جهان براساس روش عقلي و برهان عقلي است. فلسفه براساس اين جهت گيري مسير معرفتي خود را براساس استدلال‌ها و براهين تعيين مي‌کند. يا معرفت او نسبت به جهان اين مي‌شود که جهان آغاز و مبدايي دارد که اين نگرش جهت الهي را به فلسفه مي‌دهد و فلسفه از اين به بعد تعين پيدا مي‌کند. اگر حکيمانه به اين موضوع برسيم که معرفت فلسفه اسلامي که براي جهان آغازي متصور است و معتقد به مبدايي براي عالم است مسير را براي سهم درست علم ديني فراهم کرده ايم.
وي يادآور شد: جهت دوم که در فلسفه پيدا مي‌شود اين است که فيلسوف براساس براهين جهت گيري الحادي مي‌کند و آغاز و انجامي براي عالم متصور نباشد. بر اين اساس اشياء نياز به علت فاعلي و غايي ندارند. اين جريان فکري فلسفه الحادي را مي سازد و اين فلسفه نيز مانند فلسفه الهي متعين و مقيد است. بايد توجه داشت که ما بيش از اين دو جريان جرياني نداريم.
رئيس بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء تاکيد کرد: براساس نگرش الحادي مبدء و آغاز و انجامي براي جهان وجود ندارد و هرچه هست براساس تصورات طبيعي است. اين اتفاق نسبت به عالم اشياء نيز وجود دارد. در مبناي فلسفه الحادي ما به هيچ وجه علم ديني نخواهيم داشت. بر اين اساس اصلاً‌ علم يک معرف و شناختي است که از بن مايه انساني شکل مي‌گيرد و براي فهم حقايق به معرفتي غير از عقل نياز ندارد و از عمل طبيعي برخوردار هست.
واعظ جوادي يادآور شد:‌ براساس فلسفه الهي براي عالم مبديي وجود دارد و اشياء از حيث‌هاي گوناگون وجودي محتاج هستند. هيچ عملي در اين نظام اتفاق نمي‌افتد مگر به نظر حق. اين مبناي فکري مسيري را براي انسان باز مي‌کند که دو جريان تکويني و تدويني است. در اين صحنه ما آنچه را از علم پيدا مي‌کنيم چيزي جز علم الهي نيست.
وي افزود: علم و معلوم در اين ديدگاه هر دو الهي هستند. خداوند اشياء را ايجاد کرده و پديده‌هاي مورد بررسي موجود شده‌اند. هويت‌هاي موجودات هويت‌هاي ايجادي هستند چون از قول خدا تفسير مي‌کنيم معرفت، معرفت ديني و الهي است. علوم طبيعي هم در اين نگرش علوم الهي هستند. ماوراي فعل خدا چيزي نداريم و چون معرفت يک حيث ايجادي دارد که از ناحيه حق مي‌رسد از نظر روش نيز کاملاً حيث الهي پيدا مي‌کند.
وي در بخش ديگري از سخنراني‌اش، علم ديني را در وهله نخست، استفاده از آموزه‌هاي نقلي و وحي در فهم هستي دانست و گفت: استفاده از اين علم نيز تنها هويت رسمي و ديني خواهد داشت. در چنين فرضي تصور علم غيرديني معنا ندارد. آن چه را در مسير الهي مي‌يابيم، چيزي جز علم الهي نيست، زيرا علوم درباره مخلوق خداوند صحبت مي‌کنند.

رييس پژوهشگاه علوم وحياني معارج:
توحيد مبداء هستي‌شناختي حقوق بشر در حکمت اسلامي است.
در اين نشست حجت‌الاسلام دکتر حميد پارسانيا رييس پژوهشگاه علوم وحياني معارج به بررسي موضوع حقوق بشر از ديدگاه آيت‌الله جوادي آملي پرداخت و گفت: حقوق بشر از يک زمينه‌هاي وجودي معرفتي و غيرمعرفتي برخوردار است و آنچه به عنوان حقوق بشر تعين مي‌‌يابد اگر در خارج باشد نيازمند هر دو زمينه است.
وي افزود: اگر حقوق بشر بخواهد تحقق يابد خيلي از عوامل بايد جمع باشند. به لحاظ معرفتي حقوق بشر يک حوزه معرفتي است که از زمينه‌هاي پيشين معرفتي تاثير مي‌گيرد و در زمينه‌هاي بعدي معرفتي نيز تاثير مي‌گذارد لذا در خلاء محقق نمي‌شود. زمينه‌هاي پيشين در ابتدا عبارت است از يک سري مباني که اين مباني اصول و قواعدي هستند که مواد حقوقي از آن انتزاع مي‌شوند. عرف، عقل و وحي مي‌توانند مواد حقوق باشند.
پارسانيا ادامه داد: زمينه‌هاي پيشيني که مواد حقوقي به آن متکي‌اند، مجموعه‌اي از مباني‌اند که از منابعي نظير عرف، عقل و وحي انتزاع مي‌شوند. اين منابع نيز از مجموعه‌اي از پايه‌هاي اعتقادي رنگ مي‌گيرند که اقسامي دارند.
وي تصريح کرد: استاد جوادي آملي در کتاب فلسفه حقوق بشر مراحل سه‌گانه‌اي را به لحاظ منطقي براي حقوق بشر در نظر دارد. اين مراحل سه گانه عبارتند از: مراحل هستي شناسي، معرفت شناسي و انسان شناسي.
استاد دانشگاه تهران در ادامه به تعاريف فلسفه حقوق بشر پرداخت و گفت: ارتباط ميان مواد حقوق بشر و مبادي آن در فلسفه حقوق بشر مورد توجه است. چنين علمي روش شناسي بنياديني است و علم درجه دوم محسوب مي‌شود که از ارتباط دو حوزه معرفتي سخن مي گويد. بر اين اساس فلسفه حقوق بشر ارتباط ميان مقدم و تالي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. معناي ديگر فلسفه حقوق بشر اين است که فلسفه حقوق بشر بخشي از فلسفه است و به مبادي حقوق بشر مي‌پردازد در اين صورت يک علم درجه اول است و فيلسوف حقوق بشر بحث فلسفي مي‌کند و مانند نگاه اول صرفاً بحث از ارتباطات نمي‌کند.
وي تاکيد کرد: از آثار استاد جوادي آملي هر دو معناي فلسفي نسبت به حقوق بشر وجود دارد به اين معنا که استاد هم روش شناسي مي‌کنند به حقوق بشر و هم فلسفه ورزي. از نظر ايشان تدوين کردن حقوق بشر نيازمند يک حداقل‌هايي از آن مبادي است اگر مبادي حقوق بشر، بشر را به عنوان بشر به رسميت نشناسد اجازه حقوق بشر به ما نمي‌دهد.
وي تصريح کرد: براساس حکمت اسلامي و حکمت صدرايي براي حقوق بشر مي توان مبادي در نظر گرفت. به لحاظ هستي شناختي مبادي حقوق بشر در حکمت اسلامي براساس توحيد است. به لحاظ انسان شناختي بحث فطرت انساني مطرح مي‌شود. از ديدگاه استاد جوادي، انسان مستخدم بالطبع و مدني به فطرت است. به لحاظ معرفت شناختي هر مبداء معرفت شناسي اجازه داشتن حقوق بشر مشترک را نمي‌دهد.
پارسانيا در ادامه يادآور شد: اگر رويکرد معرفت شناختي ما تجربي (پوزيتيويستي) يا پست مدرن باشد امکان داشتن حقوق بشر مشترک را نخواهيم داشت. معاضدت و همکاري عقل و وحي، عقل استنباطي را به ميدان مي‌آورد که وجه ديگري از عقل است. بايد توجه داشت که عقل و نقل هر دو ابزار شناخت هستند ولي حکم دهنده خداوند است. عقل و نقل هر دو حقوق را مي‌شناسند و اين خداوند است که حقوق را وضع مي‌کند.
وي در ادامه به مباني حقوق بشر از ديدگاه استاد جوادي پرداخت و گفت: مباني حقوق بشر قواعد کلي حقوق بشر هستند. استاد جوادي از سه مبنا ياد مي‌کند که استقرائي است. عدالت، آزادي، امنيت و حيات از جمله مباني حقوق بشر از ديدگاه استاد جوادي هستند. براساس مبادي برشمرده شده توسط استاد، آزادي با آزادي سکولار تفاوت دارد. از نظر ايشان عدالت بر محور حقيقت قرار مي‌گيرد و به معناي قرار گرفتن هر شيء در جايگاهش است.

پژوهشگر بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء:
اومانيسم و سودگرايي باعث شده انسان مدرن به طبيعت آسيب برساند.
در ادامه اين نشست حجت‌الاسلام دکتر محمدرضا مصطفي پور پژوهشگر بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء و عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم تهران به بررسي موضوع حکمت اسلامي معاصر و رابطه انسان و طبيعت پرداخت و گفت: انسان سه نوع رابطه با طبيعت داشته است. يک رابطه، رابطه اين هماني بوده است. انسان از دل طبيعت بر مي‌آيد و نيازهاي خود را از طبيعت تامين مي کند، بدون اين که طبيعت را دچار مشکل سازد.
رابطه ديگر دوره ابزارسازي انسان است که بعد از اين دوران است. در اين دوره انسان با طبيعت رابطه داشت و در آن تصرف مي‌کرد. رابطه سوم در دوران مدرنيته شکل گرفت. در اين دوره انسان از رابطه سازگاري با طبيعت عبور کرد که به برخورد ظالمانه با طبيعت منجر شد. در اين مرحله انسان دردي را متوجه طبيعت کرده که بحران محيط زيست نام گذاري شده است. اومانيسم و سودگرايي دو عاملي هستند که باعث شده تا انسان مدرن به طبيعت آسيب برساند.
اين پژوهشگر بنياد بين المللي اسراء يادآور شد: البته اين بحران معلول عدم شناخت انسان از طبيعت و خود و مسئوليت او در برابر طبيعت است زيرا انسان که خود را محور همه چيز مي داند و تمام پديده‌هاي عالم را براي تامين منافع خود تحت سلطه خود مي‌بينند به طور طبيعي با اين بحران مواجه خواهد شد.
وي افزود: اما اگر انسان جهان و طبيعت را مخلوق خدا و داراي حيات و شعور و خود را خليفه‌الله و مسئوليتش را آباداني آن بداند، مي‌يابد که رابطه او با طبيعت و محيط زيست رابطه تسخيري است و نه سلطه گري. تلاش مي کند با طبيعت به مقتضاي طبعش به گونه‌اي با آن مواجه شود بدون آنکه بحراني را در پي داشته باشد.
اين استاد دانشگاه تاکيد کرد: از منظر استاد جوادي براي برون رفت از اين بحران بايد بينش انسان‌ها را تغيير دهيم و از طريق تغيير در بينش تغيير در رفتار ايجاد خواهد شد. بر اين اساس هستي را گسترده‌تر از طبيعت بدانيم و جهان را صرفاً‌ جهان مادي نبينيم و عالم فرشتگان و قيامت را مورد توجه قرار دهيم.
 

عکس برگزیده