امام عصر(عج) زماني شناخته مي شود كه معناي خلافت الهي دانسته شود، زيرا خليفة اللّهي برجسته ترين لقب انسان كامل است. (امام مهدي (عج) موجود موعود، ص 115)

1. حقيقت چنين موجودي را جز آفريدگار او و ساير انسان هاي كامل نمي شناسند. مقام شامخ انسان كامل، همان خلافت خداست كه همه جا و در همه شئون به عنوان آيت كبراي خدا ظهور و حضور دارد و در همه مراحل از لطف وفيض خاص خدا برخوردار است. چنين موجودي گاه پيامبر است و گاه امام.

2. خلافت الهي، لباسي فاخر است كه تنها زيبنده اندام ملكوتي انسان كامل است؛ حتي فرشتگان مقرب از آن بي بهره اند

3. تنها اين انسان كامل است كه در همه جا مظهر خداست.

4. ذات اقدس الهي براي نماياندن چنين مقام والايي به ديگران، درود و سلام خويش را به عبارت هاي گوناگون متوجه تمامي شئون انسان كامل مي كند:

5. فرج وجود مبارك امام عصر(عج) از بزرگ ترين آرزوهاي پيروان مكتب اهل بيت(عليهم‌السلام) است كه سبب اميد به آينده و حركت و پويايي در جامعه اسلامي است. مهم، باور حتمي بودن ظهور و انتظار راستين براي تحقق آن است. رسول خداصلي الله عليه و آله و سلم بهترين عمل امّت را انتظار فرج از جانب خداي سبحان مي داند: أفضل أعمال اُمّتي انتظار فرج من الله(عزّ وجلّ) (كمال الدين، ج 2، ص 357؛ بحار الانوار، ج52، ص 128) و اهل بيت(عليهم‌السلام)، برجسته ترين مصداق اين عنوان كلي را انتظار فرج وجود مبارك ولي عصر(عج) دانسته اند، چرا كه براي انسان هاي مؤمن ظهور آن حضرت گشايش حقيقي است. (امام مهدي (عج) موجود موعودصفحه 164)

6. حضرت عبدالعظيم حسني(قدس‌سره) فرمود: برمولایم حضرت جوادالائمه(عليه‌السلام) وارد شدم؛ تصميم داشتم از او بپرسم كه آيا «قائم» شما همان مهدي است يا غير او؛ پيش از آنكه سخن بگويم، فرمود: «اي ابا القاسم! قائم ما همان مهدي است كه بايد در زمان غيبتش منتظر او بود و در زمان ظهورش وي را اطاعت كرد و او سومين فرزند من است. قسم به خدايي كه محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) را به پيامبري برگزيد و امامت را به ما اختصاص داد، اگر تنها از عمر دنيا يك روز باقي باشد، خداي تعالي آن روز را به قدري طولاني مي كند تا قائم ما ظهور و خروج كند و آن گونه كه زمين از ظلم و جور پر شده است، آن را از عدل و قسط پر گرداند! خداي سبحان كار او را در يك شب اصلاح مي كند و اوضاع را به نفع او مي گرداند، چنان كه كار موسي(عليه‌السلام) را در يك شب اصلاح كرد: موسي براي گرفتن شعله اي از آتش براي استفاده خانواده اش رفت؛ اما هنگام بازگشت به شرافت رسالت و افتخار نبوت رسيده بود؛ سپس امام جواد (عليه‌السلام) فرمود: بهترين اعمال شيعيان ما انتظار گشايش امور به دست آن حضرت است».

7. برخی از آثار انتظار:

انتظار ظهور حضرت ولي عصر(عج) آثار و نتايج فراوان فردي و اجتماعي دارد از جمله:

1. اميد به آينده

اميد به آينده اي روشن كه سهم بزرگي در حركت ها، كوشش ها و تلاش هاي فردي و اجتماعي مردم دارد، يكي از آثار آن شمرده مي شود و چه بسا يكي از جهات تأكيد و توصيه انتظار در لسان عترت طاهرين(عليهم‌السلام) لحاظ همين فايده بوده است؛ آن گونه كه امير مؤمنان علي (عليه‌السلام) انتظار فرج را محبوب خداي سبحان دانسته و اميد به رحمت خدا را از آثار آن معرفي مي كند: آن حضرت فرمود: اِنتظروُا الفرج و لاتيأسوا من روح الله، فانّ أحبّ الأعمال إلي الله (عزّ وجلّ) انتظار الفرج (الخصال، ص616). و حضرت سيد الساجدين(عليه‌السلام)، انتظار فرج را از بزرگ ترين گشايش ها مي شمارد: انتظار الفرج من أعظم العمل. (كمال الدين، ج1، ص 437. امام مهدي (عج) موجود موعود، ص184)

2. اصلاحگرايي در عرصه هاي فردي و اجتماعي

آن کسی كه منتظر راستين مصلح جهاني است، هم صالح است و نیز مصلح. چنين كسي با اقتدا به دعاي مولاي خويش از خداي سبحان چنين مي خواهد: اللّهمّ! إنّا نرغب إليك في دولة كريمة، تعزّ بها الإسلام و أهله و تذلّ به النفاق و أهله و تجعلنا فيها من الدعاة إلي طاعتك و القادة إلي سبيلك (الكافي، ج3، ص424). اين (کلام فوق) همان معناي بلندي است كه امام معصوم(عليه‌السلام) بدان اشاره و در بيان وظيفه شيعيان در عصر غيبت مي فرمايد: عليكم بالدعاء و انتظار الفرج! (مهج الدعوات، ص332؛ امام مهدي (عج) موجود موعود،ص 185). چرا كه اگر دعا ناظر به جنبه فردي و خودسازي تنها باشد، انتظار فرج قطعاً ناظر به هر دو جنبه فردي و اجتماعي يا به سخن ديگر، خودسازي و ديگرسازي است.

3. طلوع تلاش، پويايي و پيشرفت در تمام عرصه ها

آن کسی كه منتظر راستين حجت خداست، هماره در تلاش و تكاپوست تا فرهنگ ناب مهدوي از «علم» به «عين» آيد و از گوش به آغوش، از اين روست كه هر متخصص فن آوري كه در مكتب انتظار آموخته گرديده است، در ارائه صحيح تخصّص متعهدانه، هيچ قصوري روا نمي دارد.

اگر امام صادق (عليه‌السلام) فرمود: ليعدنّ أحدكم لخروج القائم و لو سهماً...( الغيبه، نعماني، ص320). يعني منتظر ظهور آن حضرت حتي يك تير هم كه شد، آماده باید كند... (این سخن) صبغه تمثيل دارد نه تعيين، زيرا متخصص نظامي، آمادگي رزمي وظيفه اوست و كارشناس اقتصادي، رسالتش تلاش براي حلّ تورم، رفع بيكاري، تعديل تقاضا و عرضه، تقليل فاصله رنج آور طبقاتي و تعطيل اسراف و اتراف و ترفّه است و مجتهد فقهي يا حقوقي يا سياسي، عهده دار جهل زدايي و ايستادگي در برابر هجوم فرهنگي و در نهايت، تبيين و تعليل و حمايت عالمانه از مباني اعتقادي است.

4. تخلق به فضائل نفساني

آن کسی كه به راستي امام خويش را موجود (حیّ و حاضر) مي داند و او را مظهر (هُوَ بِكُلِّ شي ءٍ عَليم)( سوره بقره، آيه 29) ، (هُوَ السَّميعُ البَصير)( سوره اسراء، آيه1) و (هُوَ عَلي كُلِّ شي ءٍ شَهيد) (سوره سبأ، آيه 47). می‌شناسد، هماره خويش را در محضر خليفه الهي و امام معصوم خود مي داند، همان گونه كه حضور خداي والا را در مرتبه اي بالاتر ادراك مي كند و آن گاه بر اساس آموزه هاي اساسي قرآن در محضر خداي سبحان و خليفه او حيا پيشه مي كند و از درون و برون، خود را در مشهد حق و امام خويش ديده، و از زشتي ها و معاصي دوري مي كند و چنين انتظاري موجب تنزيه روح او شده، قلبش را نوراني مي سازد.

5. آمادگي براي ظهور

مجموعه آثار تحرك آفرين، اميدبخش و اصلاحگر انتظار راستين، منتظر صادق را بدان سوي رهنمون مي شود كه چون وقت ظهور ناپيداست، مي بايد همواره واجد شرايط و لوازم ظهور مهدي موجود موعود(عج) باشد و همين آمادگي و پرهيز از تسويف و تأخير، در اصلاح فرد يا جامعه، در بارور شدن فكر فردي و عقل جمعي سهم بسزايي خواهد داشت. (امام مهدي (عج) موجود موعود،ص 185).

6. استحقاق نگاه تشريفي اهل بيت(عليهم‌السلام)

آن کسی كه منتظر راستين امام عصر(عج) است، بر اثر تخلق به اخلاق الهي گرد حرام نمي گردد و جانش به گَرد معصيت غبار نمي گيرد و مي كوشد در انجام دادن واجب و دوري از معصيت كه در رأس آموزش هاي فرعي اسلام است، قصور و تقصير روا ندارد. واجبات را عمل و از حرام ها دوري كند و فراخور توان خويش به انجام دادن مستحب و ترك مكروه نيز اهتمام ورزد؛ و چون چنين كند، مطلوب مولاي خويش را به انجام رسانيده و مستحق عنايت خاص و نگاه تشريفي امام خويش و ساير عترت طاهره(عليهم‌السلام) خواهد شد.

7. شكوفاسازي انديشه ها

اِثاره (جلوه‌گر ساختن) دفائن عقول و شكوفايي گنج هاي انديشه انسان ها از برترين برنامه هاي وجود مبارك امام عصر(عج) است، همان گونه كه در بسياري از رواياتِ ظهور حضرتش به اوج گرفتن سطح آگاهي در عصر ظهور تصريح شده است. سير طبيعي علوم از سويي و كوشش بي وقفه عُلَماء و صاحبان عقل و دانش و فرهنگ از سويي ديگر، سبب گسترش مباحث و معارف علمي و زمينه رشد فكر و شكوفايي انديشه را فراهم مي آورد. اين حركت و جنبش علمي كه با تأليف كتاب يا ساير دستاوردهاي علمي و فكري و به دست علما كه سربازان واقعي و منتظران حقيقي امام عصر(عج) اند به وجود مي آيد، فتنه هاي برخاسته از خواسته هاي نفساني براي خاموش كردن چراغ عقل را ناكام مي گذارد و سبب تعالي انديشه و دانش خواهد گشت.

8. باريابي به مقام اعتماد

انسان منتظر كه در پرتو يقين به حضور ذات اقدس الهي و ادراك محضر امام عصر خويش در ميدان جهاد اوسط و اكبر به مبارزه با شيطان درون و بيرون قيام مي كند، مي تواند تا بدان پايه اوج گيرد كه امام معصوم به منظور تجليل از او و تشويق ساير صحابه به پژوهشگري و پرهيزكاري سخن او را در اثناي قول خويش يادآور مي شود و از او سخن نقل كند، (امام مهدي (عج) موجود موعود، ص 188). 20. چه بسا منتظران صالح و صادق حجت منتظر(عج) كه خويش را در عرصه جهاد اوسط و اكبر پرورده و به بارگاه قبول اهل بيت(عليهم‌السلام) باريافته اند و مشمول نظرۀ رحيميۀ آنان گردند (امام مهدي (عج) موجود موعود، ص 188).

غم مخور
نشانه‌های انتظار



حال فردا را بِه از امروز می‌دان، غم مخور

باغ فردا را بِه از این باغ و بُستان غم مخور

جام فردا بِه از این جام است و مَستان غم مخور

جمع فردا بهتر از این خلق و یاران غم مخور

آسمان آوا بُود فردای انسان غم مخور

چون جهان در حکم آن سلطان ایمان غم مخور

***

زندگی، امروز بی مقدار و سرد و بی‌نفس

ماهیِ در خاک ماند، یا چو مرغی در قفس

عرصه‌ی گیتی پر از بیداد و چنگال عَسَس

دیو صهیون و هوادارانش اندر پیش و پس

هر گزندی می‌رسد زین شام خویان غم مخور

فاش گویم شب، سَحر دارد به دامان غم مخور

***

غم مخور ای دوست روزی یار ما سر می‌رسد

بد سری‌های خزان آخر به آخر می‌رسد

نو بهار نیک بختی نیز از دَر می‌رسد

فصل امید و وَصال و رامش و فَر می‌رسد

می‌رسد چشم انتظاری‌ها به پایان غم مخور

رهبر غایب‌نما آید نمایان غم مخور

***

ایده‌ی او عدل و انصاف است و اِمحاء ستم

با ظهور او دیانت گل کند با صد قلم

سبز گردد عرش خویی، عشق و ایثار و کرم

فتنه و بیداد را مرگ است و رسوائی و غم

هان گلستان می‌شود هر سوی و سامان غم مخور

سبزه اندر سبزه بین، کوه و بیابان غم مخور

***

کن شکیبایی، در این ایام پر غم عاشقا

بهر ترویج مرام و فکر و فرهنگ خدا

اندراین ره گر به کام رنج رفتی ای بسا

رو سپید استی به نزد دلبر دل آشنا

گر در این سامانه گشتی دل‌پریشان غم مخور

گر ز پا افتاده‌ای با حکم قرآن غم مخور

***

عاشقا بنگر چه سان در زندگی سر می‌کنی

با کدامین خُلق و خوی و لقمه، محشر می‌کنی

با کدامین جام، لب‌های دلت تر می‌کنی

آب ابتر یا که کوثر را به ساغر می‌کنی

گر تویی پروانه‌ی آن شمع پنهان غم مخور

در زَند روزی تو را دلدار دوران غم مخور

***

فیض حق از او فرو بارد به ما، در روزگار

زین سبب دلهای مهدی باوری امیدوار

عرش خویی عامل جلب رضای آن بهار

وین بُود معنای مهدی باوران و انتظار

آفتاب در پس ابر است تابان غم مخور

ورنه عالم بی‌نشان و دل پریشان غم مخور

***

بهر جلب رحمت آدینه‌‌ی پروردگار

هان چه کردی تا فرو بارد به صحرایت بهار

تا عیان آید جمال پاک آن زهرا عیار

منتظِر، بر گو چه کردی در مدار انتظار

بندگی، حلال مشکل‌های خلقان غم مخور

جلب لطف آسمان بر درد، درمان غم مخور

***

منتظِر باید شبیه منتظَر در هر گذر

عاشق و معشوق را شرط است همسویی مگر

رهبر قهار را فرمان برانش بال و پر

تا عیان از آفتابش صد بهار و دفع شر

انتظار او حیات و زیور جان غم مخور

ای شفیعی این بود مینار و میزان غم مخور


انتظار:



شباهتی باید


بیا تو حاضر غایب‌نمای عالَم نور

بپا که چشم جهان، سوی تست ای منظور

هزار، جمعه، درخشید و روی تو ندمید

هزار دیده، چه شیدای انتظار ظهور

زبامداد ازل تا به سایه‌سار اَبد

هماره، یاد تو امید‌بخش و نای سرور

بیا بهار، خزان، جمله ماسوا بگرفت

هریمنان، همه، اندر کمین دولت نور

عراق و شام و فلسطین، ز دشنۀ بیداد

میان آتش و دود‌اند در بساط قبور

دگر، دیار فلک نیز بیش و کم عو‌غاست

نگر شرارۀ صهیون و حامیان شرور

فسرد، لالۀ رامش ز گلشن گیتی

به هر کرانه، نگرفسق و فتنۀ مغرور

تویی پناه زمین و زمان، پناه، بیا

بهار عدل، تویی در جهان، حماسه و شور

خوشا به حال کسی، در مدار غیبتِ یار

به خطّ منتظَرِ خویش گام زد، چو حضور

فروغ غیبت او امتحان دادار است

که پایدار و که پس رفته و که چون شبکور؟

به خویش، آی، شفیعی، شباهتی باید

بهوش باش که ناگاه می‌رسد ذوالنور (آن نور)

------------------------------------------------

1- عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن أبي‏طالب(عليه‌السلام) الحسني قال: دخلت علي سيدي محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي‏طالب(عليهم‌السلام) و أنا اُريد أن اسئله عن القائم ما هو المهدي أو غيره؟ فابتدأني فقال لي: يا أبا القاسم! إنّ القائم منّا هو المهدي الذي يجب أن ينتظر في غيبته و يطاع في ظهوره و هو الثالث من ولدي؛ و الذي بعث محمداً بالنبوة و خَصَّنا بالإمامة! انّه لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لَطوّلَ الله ذلك اليوم حتي يخرج فيه فيملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً و إنّ الله تبارك و تعالي لَيصلح له أمرَه في ليلةٍ كما أصلح أمر كليمه موسي(عليه‌السلام) إذ ذهب ليقتبس لأهله ناراً فرجع و هو رسول نبيّ ثم قال(عليه‌السلام): أفضل أعمال شيعتنا انتظار الفرج.

2- عن أبي جعفر(عليه‌السلام) قال: إذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به أحلامهم (الكافي، ج1، ص 25)؛ قال أبو عبدالله(عليه‌السلام): العلم سبعة و عشرون جزءاً فجميع ما جاءت به الرسل جزءان لم يعرف الناس حتّي اليوم غير الحرفين فإذا قام القائم أخرج الخمس و العشرين حرفاً فبثّها في الناس و ضمّ إليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين حرفاً (منتخب الانوار، ص 201؛ ر.ك: بحار الانوار، ج52، ص 336). امام مهدي (عج) موجود موعودصفحه 187

3- ... و ذلک بعد غیبة طویلة لِیَعلَم الله مَن یطیعه بالغیب و یؤمن به (بهار الأنوار، ج52، ص 125).
عکس